67.
341- مناقب اهل بيت ، ص 183 و 184.
342- داستان هاى شگفت ، ص 163 - 162.
343- منتخب التواريخ ص 142.
344- على كيست اء؟، ص 218 و 219.
345- حق و باطل ، ص 59 و 60.
346- پند تاريخ ، ج سوم ، ص 17 - 15.
347- بحارالانوار، ج 13، نقل از كشف الغمه .
348- قلب سليم ، ص 860 و 861.
349- سوره فتح آيه 29 (آخرين آيه ).
350- فوائد الرضويه ، مرحوم حاج شيخ عباس قمى ، ص 358.
351- فرحة العزى ، ص 135.
352- زندگانى سردار كابلى ، كيوان سميعى ، ص 65.
353- خوشايند زندگى ، خويشاوند مرگ ، ص 252.
354- سيد ابوالحسن اصفهانى شكوه مرجعيت ، محمد اصغرى نژاد، ص 66 و 67، با اندكى تغيير در عبارات و مضامين .
355- خوشايند زندگى ، خويشاوند مرگ ، ص 254 و 255.
356- داستان هاى شگفت ، ص 73 - 72.
357- بر ستيغ نور، على رفيعى (علامرودشتى ) ص 79 و 80.
358- منتخب التواريخ ، ص 199، سراج الايمان ، سيد صدرالدين روضاتى ، ص 67.
359- على (ع )، قهرمان ارزش ها، ص 260.
360- داستان هاى شگفت ، ص 84 - 83.
361- داستان هاى شگفت ، ص 29 - 28.
362- دارالاسلام ، ج 2، ص 74.
363- اثبات الهداة ، ج 5، ص 4.
364- اثبات الهداة ج 5، ص 5.
365- نشان از بى نشان ها، ص 20 و 18.
366- نشان از بى نشان ها، ص 24 - 21.
367- نشان از بى نشان ها، ص 165 و 166.
368- نشان از بى نشان ها، ص 177 و 178.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:54.xml">هزار حدیث از امام علی (ع)</a><a class="folder" href="w:html:218.xml">هزار گوهر از امام علی (ع)</a><a class="folder" href="w:html:342.xml">دوستى در كلام اميرالمؤمنين على (ع)</a><a class="folder" href="w:html:355.xml">كلام برتر ( سخنان حضرت علی ع درباره نماز )</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:531.txt">معرفی کتاب</a><a class="text" href="w:text:532.txt">پيش گفتار</a><a class="text" href="w:text:533.txt">در مدح و منقبت امام علىّ عليه السلام</a><a class="text" href="w:text:534.txt">مختصر حالات دوّمين معصوم ، اوّلين اختر امامت</a><a class="text" href="w:text:535.txt">خجسته ميلاد اوّلين طلعت امامت</a><a class="text" href="w:text:536.txt">درخشش نور در كعبه دل ها</a><a class="text" href="w:text:537.txt">اوّلين نماز در هفت سالگى</a><a class="text" href="w:text:538.txt">روزى ارزشمند و شخصيّتى عظيم</a><a class="text" href="w:text:539.txt">به مناسبت عيد سعيد غدير خُم</a><a class="text" href="w:text:540.txt">نماز چرا؟ و مفهوم حقيقى آن</a><a class="text" href="w:text:541.txt">داستان 1 الی 10</a><a class="text" href="w:text:542.txt">داستان 11 الی 20</a><a class="text" href="w:text:543.txt">داستان 21 الی 30</a><a class="text" href="w:text:544.txt">داستان 31 الی 40</a><a class="text" href="w:text:545.txt">چهل حدیث</a><a class="text" href="w:text:546.txt">پاورقی</a></body></html>چهل داستان و چهل حديث از اءمير المؤ منين على عليه السلام
مؤ لف : حجّة الاسلام و المسلمين عبداللّه صالحىپيش گفتار
به نام هستى بخش جهان آفرين
شكر و سپاس بى منتها، خداى بزرگ را، كه ما را از امّت مرحومه قرار داد؛ و به صراط مستقيم ، ولايت مولاى متّقيان ، امير مؤ منان ، علىّ ابن ابى طالب عليه السلام هدايت نمود.
و بهترين تحيّت و درود بر روان پاك پيامبر عالى قدر اسلام ؛ و بر اهل بيت عصمت و طهارت ، خصوصا اوّلين خليفه بر حقّش امام اميرالمؤ منين ، صلوات اللّه عليهم .
و لعن و نفرين بر دشمنان و مخالفان اهل بيت رسالت عليهم السلام كه در حقيقت ، دشمنان خدا و قرآن هستند.
نوشتارى كه در اختيار شما خواننده محترم قرار دارد، برگرفته شده است از زندگى سراسر آموزنده اوّلين ايمان آورنده به خدا و رسول ؛ و اوّلين مظلوم عالم ، آن انسان كامل و تمام عيار حقّ و حقيقت ، كه طبق روايت مخالف و موافق ، پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله در عظمت او فرمود:
((عليّ مع الحقّ، و الحقّ مع عليّ))؛ هر كجا علىّ عليه السلام باشد، حقّ همان جا است و هر كجا حقّ باشد، علىّ آن جا است يعنى ؛ آن دو از يكديگر جدائى ناپذيرند .
و صدها آيه قرآن ، حديث قدسى و روايت در منقبت و عظمت آن دليرمردِ ايمان و تقوا، با سندهاى بسيار متعدّد، در كتاب هاى مختلف وارد شده است .
و اين مختصر، ذرّه اى از قطره اقيانوس بى كران وجود جامع و كامل آن امام همام مى باشد، كه برگزيده و گلچينى است از ده ها كتاب معتبر(1) در جهت هاى مختلف : عقيدتى ، سياسى ، عبادى ، اقتصادى ، اجتماعى ، اخلاقى ، تربيتى و ... .
باشد كه اين ذرّه دلنشين و لذّت بخش مورد استفاده و إ فاده عموم علاقه مندان ، خصوصا جوانان عزيز قرار گيرد.
و ذخيره اى باشد:
((لِيَوْمٍ لايَنْفَعُ مالٌ وَ لابَنُون إِلاّ مَنْ اءَتَى اللّه بِقَلْبٍ سَليم لى وَ لِوالِدَىّ، وَ لِمَنْ لَهُ عَلَيَّ حَقّ)) ان شاء اللّه تعالى .
مؤ لّف در مدح و منقبت امام علىّ عليه السلام
تا صورت پيوند جهان بود، علىّ بود
تا نقش زمين بود و زمان بود، علىّ بود
شاهى كه ولىّ بود و وصىّ بود، علىّ بود
سلطان سخا و كرم و جود، علىّ بود
آن شير دلاور كه ز بَهر طَمَع نفس
در خوان جهان پنجه نيالود، علىّ بود
آن كاشف قرآن كه خدا در همه قرآن
كردش صفت عصمت و بستود، علىّ بود
آن شاه سرافراز كه اندر ره اسلام
تا كار نشد راست نياسود، علىّ بود
آن قلعه گشائى كه در از قلعه خيبر
بر كند به يك حمله و بگشود، علىّ بود
دم به دم ، دم از ولاى مرتضى بايد زدن
دست و دل بر دامن آل عبا بايد زدن
نقش حبِّ خاندان بر لوح دل بايد نگاشت
مُهر مِهر حيدرى بر دل چو ما بايد زدن
هر درختى كو ندارد ميوه حُبّ علىّ
اصل وفرعش چون قلم سر تا به پا بايد زدن (2)
چه شود كه اى شه لافتى نظرى به جانب ما كنى
كه به كيميا نظاره اى مس قلب تيره طلا كنى
يمن از عقيق تو آيتى ، چمن از رخ تو روايتى
شكر از لب تو حكايتى ، اگرش چه غنچه تو واكنى
به نماز لب تو تكلّمى ، به نماز غنچه تبسّمى
به تكلّمى و تبسّمى ، همه دردها تو دوا كنى
تو شه سرير ولايتى ، تو مه منير هدايتى
چه شود كه گهى به عنايتى ، نگهى به سوى گدا كنى
تو به شهر علم نبىّ درى ، تو ز انبياء همه برترى
تو غضنفرىّ و تو صفدرى ، چه ميان معركه جا كنى
تو زنى به دوش نبى قدم ، فكنى بُتان همه از حرم
حرم از وجود تو محترم ، تو لواى دين به پا كنى (3)مختصر حالات دوّمين معصوم ، اوّلين اختر امامت
آن حضرت بنابر مشهور، روز سيزدهم ماه رجب ، سى سال بعد از عام الفيل ، در شهر مكّه معظّمه ، در ميان كعبه الهى ديده به جهان گشود و با نور طلعتش ، جهانى تاريك را روشنائى بخشيد.
در اوّلين مرحله اى كه حضرت رسول صلوات اللّه عليه ، قنداقه اين نوزاد مبارك را از مادرش تحويل گرفت ، نوزاد با زبان فصيح خواند:
(بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم ، قَدْ اَفْلَحَ الْمُؤ مِنُونَ الَّذينَ فى صَلوتِهِمْ خاشِعُونَ ...)(4).
يعنى ؛ به نام خداوندى كه بخشنده و مهربان است ، همانا آن مؤ منينى كه در هنگام به جا آوردن نماز، خاشع باشند؛ رستگار و سعادتمند خواهند بود.
حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله در مقابل ، به او فرمود: يا علىّ! بدان كه مؤ منين به وسيله تو رستگار خواهند شد.
نام : علىّ(5) ((سَلام اللّهِ عليهِ يَوم وُلِدَ، وَ يَوم استُشهدَ و يَوم يُبعثُ حيّا)).
كنيه : ابوتراب ، ابوالا ئمّه ، ابوالحسن و ... .
لقب : اميرالمؤ منين ، يعسوب الدّين ، يعسوب المؤ منين ، قائد الغُرّ المحجَّلين ، امام المتّقين ، سيّد الا وصياء، اسداللّه ، مرتضى ، حيدر، أَنزع ، قَضْم ، وصىّ، ولىّ و ... .
پدر: عمران ع