قولى حتى اءراكم متفرقين اءيادى سبا ترجعون اءلى مجالسكم
درباره اصحاب خود فرمودند: حكمت ها را براى شما مى خوانم از آنها مى گريزيد! و با پند رسا شما را موعظه مى نمايم (بدون اين كه در شما تاءثير كند) هر يك راه خود را مى گيريد و پراكنده مى شويد و شما را براى جهاد با طغيانگران تحريك مى كنم ، شما را مى بينم كه سخنم به پايان نرسيده ، مانند فرزندان سباء پراكنده مى شويد و به مجالس خود بر مى گرديد. (925)
932. سودمندترين داستان 
تدبروا اءحوال الماضين من المومنين قبلكم ، كيف كانوا فى حال التمحيص و البلاء... فانظروا كيف كانوا حيث كانت الاملاء مجتمعة ، و الاهواء موتلقة .. فانظروا اءلى ما صاروا اءليه فى آخر اءموارهم حين وقعت الفرقة ، و تشتتت الالفة ، و اختلفت الكلمة و الافئدة و تشعبوا مختلفين ، و تقرموا متحازبين ، قد خلع الله عنهم لباس كرامته ، و سلبهم غضارة نعمته و بقى قصص اءخبارهم فيكم عبرا للمعتبرين
بيانديشيد در حالات مردمان با ايمان كه پيش از شما از اين دنيا گذشته اند كه چگونه زندگى را در حال تصيفه و ابتلاء سپرى كردند، پس بنگريد و به وضع آنان تا آنگاه كه مردمشان اجتماع داشتند و تمايلاتشان با هم بود. حال بنگريد به سرنوشت آنان در آخركارشان . در آن هنگام كه جدايى ميان آنان افتاد و انس و الفت به پراكندگى تبديل گشت و اختلاف كلمه و اختلاف دل ها وارد جمع آنان گشت و در نتيجه به تيره هاى مختلف تقسيم شدند و در حال ستيزه گرى با يكديگر پراكنده شدند، خداوند لباس كرامتش را از پيكرشان بيرون آورد و طروات و فراوانى نعمتش را از آنان سلب نمود. حال داستان هاى اخبار آنان در ميان شما براى عبرت گيرى انسان هاى پندآموز مانده است . (926)
933. رحمت خدا بر عبرت گيران 
رحم الله امرا تفكر فاعتبر، و اعتبر فابصر
رحمت خدا بر آن كس كه انديشيد و عبرت آموخت و پند گرفت و بينش ‍ يافت . (927)
934. عبرت گرفتن از گذشتگان 
اءن لكم فى القرون السالفة لعبرة ! اءين العمالقمه و اءبناه العمالقة ! اءين الفراعنة و اءبناء الفراعنة ! اءين اصحاب مدائن الرس الذين قتلوا النبيين ، و اءطفاوا سنن المرسلين ، و اءحيوا سنن الجبارين !
اى مردم ! عبرت گيرى و تجربه از قرون گذشته بر شما است كجا رفتند عمالقه و فرزندان عمالقه ! كجا هستند گردانندگان شهرهاى رس كه پيامبران را كشتند و سنت هاى پيامبران را خاموش و بدعت هاى جباران را زنده ساختند. (928)
935. عالم بى عمل 
لا تكن ممن يرجو الاخرة بغير العمل ... يصف العبرة و لا يعتبر، و يبالغ فى الموعظُة و لا يتعظ
از كسانى مباش كه بدون كار، به آخرت چشم اميد دوخته است . عبرت ها را بيان مى كند، اما خود از آن ها درس نمى گيرد، در اندرز دادن به ديگران مى كوشد، ليكن خود پند نمى آموزد. (929)
936. عبرت ها بسيار، عبرت گرفتن اندك 
ما اءكثر العبر و اءقل الاعتبار!
چه فراوان است وسايل عبرت گرفتن و چه اندك است بهره بردارى از اين وسايل براى عبرت گيرى . (930)
937. عبرت از گذشته 
من كتابه الى الحارث الهمدانى -: صدق بما سلف من الحق ، و اعتبر بما مضى من الدنيا ما بقى منها؛ فان بعضها يشبه بعضا، و آخرها لاحق باولها! و كلها حائل مفارق
در نامه اى امام عليه السلام به حارث همدانى فرمودند: آنچه را قرآن از حوادث گذشته بيان داشته بپذير و از گذشته ها براى آينده پند بگير، زيرا دنيا (از نظر حوادث ) گذشته و آينده ، اين گوشه و آن گوشه آن مثل هم است و پايان آن در رديف گذشته ها در جريان است و همه دنيا در حال انتقال و جدايى است . (931)
938. رابطه حكمت و عبرت 
من تبينت له الحكمة عرف العبرة ، و من عرف العبرة فكاءنما كان فى الاولين
هر كس حكمت بر او ظاهر شود، عبرت را شناسد، و هر كس عبرت را شناسد، گويى از اولين روزگاران تاكنون بوده است . (932)
939. عبرت گرفتن از گذشته 
لو اعتبرت بما مضى حفظت ما بقى
امام عليه السلام در نامه اى خطاب به معاويه فرمود: اگر از حوادث گذشته پند گرفته بودى ، نسبت به آن چه باقى مانده است خود را حفظ مى كردى . (933)
940. درس گرفتن از عبرت ها
اءتعظوا عباد الله بالعبر النوافع ، و اعتبروا بالاى السواطع ، و ازدجروا بالنذر البوالغ
اى بندگان خدا! از عبرت هاى نافع پند بگيريد و از آيات روشن الهى عبرت بياندوزيد و تهديدهاى رسا و بالغ ممنوعيت (از پليدى ها) را بپذيريد. (934)
941. امام مايه عبرت 
قبل شهادته عليه السلام سبيل الوصيتة -: اءنا بالامس صاحبكم ، و اءنا اليوم عبرةُ لكم ، و غدا مفارقكم !
امام عليه السلام پيش از شهادتش در بستر چنين فرمود: من ديروز در ميان شما بودم و امروز مايه پند شما و فردااز ميان شما خواهم رفت . (935)
942. آسايش در همسايگى خداوند
اءيها الناس ! اءنه من استنصح الله وفق ، و من اتخذ قوله دليلا هدى (للتى هى اقوم ) فان جار الله آم ن ، و عدوه خائف 
اى مردم ! كسى كه از خدا پند و خير خويش را مساءلت نمايد، موفق گردد و هر كسى كه كلام خدا را براى خود راهنما اتخاذ كند، به آن طريقه اى كه محكم تر و راست تر است هدايت شود؛ زيرا كسى كه به همسايگى خدا نايل گردد در امن و آسايش غوطه ور شود و كسى كه با او از در خصومت درآيد ترسان و هراسناك گردد. (936)
943. پند از جدايى 
اعتبروا بنزولكم منازل من كان قبلكم ، و انقطاعكم عن اءوصل اءخوانكم .
عبرت بگيريد از اين كه در منزلگاه هاى اقوام و ملل پيش از خود فرود آمده ايد و منزل كرده ايد و عبرت بگيريد از اين كه از نزديك ترين برادران خود منقطع خواهيد گشت . (937)
944. پند از حوادث 
اءن من صرحت له العبر عما بين يديه من المثلات حجزته التقوى عن تقحم الشبهات 
كسى كه از حوادث و پيامدهاى بد آن خوب پند و نصيحت گيرد، تقوا و پرهيزگارى او ا از فرو رفتن در كارهاى گنگ و مبهم باز مى دارد. (938)
945. عبرت از آرامش ابدى 
قبل شهادته عليه السلام -: ليعظكم هدوى ، و خفوت اءطراقى ، و سكون اءطرافى ، فانه اءوعظ للمعتبرين من المنطق البليغ و القول المسموع .
قبل از شهادتشان فرمودند: باشد كه آرامش (ابدى ) و از حركت افتادن چشمان و سكون اعضاى بدنم پندى براى شما باشد، زيرا موعظه اين آرامش و بى اراده افتادن براى كسانى كه بخواهند عبرت بگيرند از سخن و منطق رسا و گفتار شنيدنى مؤ ثرتر است . (939)
946. پذيرفتن پند
اءتعظوا بالعبر، و اعتبروا بالغير، و انتفعوا بالنذر
پند پنددهندگان را بپذيريد و از دگرگونى هاى روزگار اندرز گيريد و از ترسانندگان قيامت بهره ياب باشيد. (940)
947. فروغ واعظ
اءيها الناس ! استصبحوا من شعلة مصباح واعظ متعظ، و امتاحوا من صفو عين قد روقت من الكدر
اى مردم ! از شعله چراغ و اعظى كه خود وعظش را پذيرفته است فروغ بگيريد و از آب زلال چشمه اى بكشيد كه از تيرگى تصفيه شده باشد. (941)
948. پند خداوندى 
اءن الله سبحانه لم يعظ اءحدا بمثل هذا القرآن
قطعى است كه خداوند سبحان هيچ كسى را پندى مانند مواعظى كه در قرآن آورده نداده است . (942)
949. هر مثلى دليلى است 
اعقل ذلك فان المثل دليل على شبهه
تعقل كن اين پند را؛ زيرا هر مثلى دليلى است براى مثل و شبيه خود. (943)
950. پند از عاقبت زندگى ديگران 
اتعظوا فيها (اءى فى الدنيا) 