بدمناف معروف به ابوطالب .
مادر: فاطمه بنت اسد، نوه هاشم ، اوّلين زن هاشميّه اى كه با مرد هاشمى ابوطالب ازدواج كرد؛ و چون در پرورش حضرت رسول دخالت داشت ، حضرت او را به عنوان مادر خطاب ، مى نمود.
نسبت امام علىّ بن ابى طالب ، با سى واسطه همانند رسول گرامى اسلام ، به حضرت آدم صلوات اللّه عليهم ، مى رسد.
نقش انگشتر: حضرت داراى چهار انگشتر بوده است ، كه بر هر كدام نقش مخصوصى حكّ شده بود.
دربان آن حضرت را سلمان فارسى و قنبر نام برده اند.
اوّلين كسى كه به نبوّت حضرت رسول صلاى اللّه عليه و آلهّيمان آورد، علىّ عليه السلام بود، كه در سنّ هفت سالگى با آن حضرت نماز جماعت خواند.
آن بزرگوار در تمام جنگ هاى زمان حضرت رسول غير از جنگ تبوك ، مشاركت داشت و بيشترين پيروزى ها به دست برومند و تواناى آن حضرت نصيب اسلام و مسلمين گرديد.
طبق نقل ابن عساكر: جنگ بدر توسّط امام علىّ عليه السلام در سنّ 20 سالگى به نفع اسلام و مسلمين به پايان رسيد و نيز مكّه توسّط حضرتش در سنّ 28 سالگى فتح گرديد.
پس از رحلت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله جنگ هائى بر عليه اسلام و بر عليه آن حضرت توسّط منافقين و مخالفين به وقوع پيوست ، كه مهم ترين آن ها سه جنگ به نام هاى : جمل ، صفّين و نهروان مى باشد.
جنگ جمل در ماه جماد الثّانى ، سال 36 هجرى قمرى ، با ناكثين ، به سركردگى عايشه ، طلحه و زبير، اتّفاق افتاد.(6)
جنگ صفّين در ماه ذى الحجّه ، سال 36 هجرى قمرى ، با مارقين ، به سركردگى معاويه ، رخ داد.(7)
جنگ نهروان در سال 38 هجرى قمرى (8)، با قاسطين ، به سركردگى خوارج واقع شد؛ و ايشان حدود چهل هزار نفر بودند، كه با نصايح حضرت دوازده هزار نفر آن ها توبه كردند و فقط 9 نفرشان از معركه گريختند؛ و ما بقى كشته شدند و از مسلمين نيز تعداد 9 نفر شهيد گشت .
و به طور كلىّ آن حضرت هفتاد و دو مرحله جنگ و مبارزه با مخالفان و دشمنان داشته است .(9)
حضرت در مناسبت هاى مكرّر و مختلف ، توسّط پيغمبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله به عنوان اوّلين جانشين و خليفه تعيين و معرّفى گرديد.
و در نهايت ، پس از حجّة الوداع ، روز هيجدهم ذى الحجّة ، سال نهم قمرى (10)، حضرت در محلّى به نام غدير خم بين مكّه و مدينه به طور رسمى مطرح و منصوب به ولايت و خلافت شد.
ولى به علّت هائى ، خلافت ظاهرى به دست ديگران افتاد، تا آن كه در سال 35 هجرى ، پس از قتل عثمان مردم با حضرت علىّ عليه السلام بيعت كردند و اين بيعت پنج سال به طول انجاميد.
امام علىّ عليه السلام در تمام دوران عمر پربركتش ، بر جميع علوم و فنون ظاهرى و باطنى آشنا و مسلّط بود.
معجزات و كرامات بى شمارى از آن امام مظلوم ، (چه در زمان حيات و چه پس از آن ) واقع و صادر گرديد، كه اكثر دانشمندان شيعه و سنّى و بلكه دانشمندان ديگر مذاهب در كتاب هاى مختلف خود ذكر كرده اند.
آن حضرت در اجراى حقّ و عدالت و قانون ، و طرفدارى و حمايت از مظلومان و محرومان ، همچنين مبارزه با بى عدالتى و برخورد با ظالمان و چپاولگران ، قاطع و سختگير بود.
و احاديث بسيارى در شاءن و عظمت آن امام مظلوم وارد شده است ، كه به كتاب هاى مربوطه ارجاع مى شود.
در مدّت عمر شريف حضرت بين محدّثين و مورّخين اختلاف است ؛ ولى مشهور 63 سال گفته اند، كه 33 سال همزمان با پيغمبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله 10 سال قبل از بعثت ، 13 سال در مكّه و 10 سال در مدينه بود و سى سال هم پس از رحلت آن حضرت با تحمّل سختى ها و مصائب جانكاه به سر برد.
مدّت امامت و خلافت واقعى آن امام عليه السلام ، كه بلافاصله پس از رحلت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله شروع شد، سى سال به طول انجاميد؛ و خلافت ظاهرى و واقعى كه پس از قتل عثمان شروع گرديد، تنها پنج سال بوده است .
در تعداد فرزندان آن حضرت نيز بين محدّثين و مورّخين اختلاف است ، ليكن سيّد محسن امين (11) تعداد اولاد امام علىّ عليه السلام را 33 نفر پسر و دختر نام برده است .
شهادت و محلّ دفن : حضرت در سال چهلّم هجرى (12)، صبح جمعه ، نوزدهم ماه رمضان ، در محراب عبادتِ مسجد كوفه كه يكى از چهار مسجد معروف و عظيم القدر است توسّط عبدالرّحمن بن ملجم مرادى ؛ و ترغيب زنى به نام قطّامه ، به وسيله شمشير زهراگين ترور شد؛ و شب 21 همان ماه به فيض عُظْماى شهادت نايل گرديد.
ميسّر نگردد به كَس اين سعادت
به كعبه ولادت ، به مسجد شهادت
و پيكر مطهّر و مقدّس آن حضرت در نجف اشرف ، كنار حضرت آدم و نوح عليهم السلام دفن گرديد؛ و قبر آن حضرت توسّط حضرت نوح عليه السلام تهيّه و آماده شده بود.
نماز آن حضرت چهار ركعت است : در هر ركعت پس از قرائت سوره حمد، پنجاه مرتبه سوره توحيد خوانده مى شود.
و بعد از سلام نماز، تسبيح حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه عليها، گفته مى شود و سپس خواسته هاى مشروع خود را از درگاه خداوند سبحان تقاضا نمايد.(13)خجسته ميلاد اوّلين طلعت امامت
زپشت پرده تا بى پرده يار من نمايان شد
ز شرم روى او خورشيد اندر پرده پنهان شد
ولادت يافت اندر كعبه آن مولود مسعودى
كه ذات پاك او مرآت ذات پاك يزدان شد
تجلّى كرد تا نور رخش اندر حريم حق
حرم حرمت گرفت و قبله گاه اهل ايمان شد
همان نورى كه موسى ديد اندر سينه سينا
مگر بار دگر در كعبه باز آن نور تابان شد
همانا كعبه آمد در شرف بالاتر از سينا
كه آن جا نور او اين جا وجود او درخشان شد
چه مولودى كه اندر مَدرسش ادريس با لقمان
يكى شاگرد اءبجد خوان ، يكى طفل دبستان شد
معلّم بر تمام انبياء، از آدم و عيسى
مقوّم بر تمام ماسوا، از جنّ و انسان شد
گروهى ممكنش دانند و جمعى واجب امّا من
ميان واجب وممكن ، همه فكرم به پايان شد(14)درخشش نور در كعبه دل ها
اكثر مُورّخين و محدّثين شيعه و سنّى در روايات و كتاب هاى خود آورده اند:
چون مدّت حمل فاطمه بنت اسد به سر آمد و هنگام زايمان او فرا رسيد، كنار كعبه الهى آمد و دست نياز به درگاه باريتعالى بلند نمود و اظهار داشت : اى پروردگار! همانا من به تو ايمان آورده ام ، و به تمامى آنچه بر پيامبرانت فرستاده اى ، معتقد هستم ؛ و نيز آنچه را كه جدّم ابراهيم خليل بيان فرموده ، تصديق كرده ام .
پس اى خداوند مهربان ! تو را به حقّ آن كسى كه اين كعبه را بنا نموده است ، و به حقّ نوزادى كه در شكم دارم ، درد زايمان را بر من سهل و آسان گردان .
يكى از راويان به نام يزيد بن قَعنب ، در ادامه حكايت گويد:
من به همراه عبّاس عموى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و جمعى ديگر در كنارى نشسته بوديم و حركات و سَكَنات فاطمه بنت اسد مادر اميرالمؤ منين علىّ بن ابى طالب عليه السلام را مشاهده مى كرديم و سخنانش را مى شنيديم .
هنگامى كه دعايش پايان يافت ، ناگهان ديوار كعبه شكافته شد و فاطمه به درون آن وارد شد و از ديد نظاره گران ناپديد گشت و سپس ‍ ديوار كعبه همچون حالت اوّل ، به هم پيوست .
بعد از آن به سمت كعبه رفتيم و هرچه تلاش كرديم تا شايد بتوانيم درب كعبه را بگشائيم و از وضعيّت فاطمه با خبر شويم ، ممكن نشد؛ و با كليد هم نتوانستيم قفل درب كعبه الهى را باز كنيم .
به همين جهت مطمئ