ef="w:text:553.txt">فصل سوم : از همسر و فرزندان </a><a class="text" href="w:text:554.txt">فصل چهارم : تسبيح فرشتگان ذكر فضايل من است (على عليه السلام ) </a><a class="text" href="w:text:555.txt">فصل پنجم : بر بالين رسول خدا(ص ) </a><a class="text" href="w:text:556.txt">فصل ششم : اندوه دل </a><a class="text" href="w:text:557.txt">فصل هفتم : از روزهاى نبرد </a><a class="text" href="w:text:558.txt">فصل هشتم : از ديگران </a><a class="text" href="w:text:559.txt">پاورقی</a></body></html>نام کتاب : خاطرات امير مومنان

نویسنده : شعبان خان صنمى (صبورى)

منبع کتاب :  سایت مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن www.ketaab.iec-md.orgمقدمه چاپ دوم 
كتاب حاضر كه اينك با ساختار جديد و تغيير و تصرف در صفحه بندى و مراعات آرايه هاى فنى به چاپ دوم سپرده مى شود، بى شك گامى پيش ‍ نهاده و برخى نواقص احتمالى و كاستيهاى چاپ اول را بر طرف كرده است .
البته تشخيص اين نواقص چنان نبود كه پس از چاپ كشف گردد بلكه پيشتر هم مد نظر بوده است ، اما به دلايلى عملا مورد غفلت قرار گرفت .
به هر تقدير، ناهماهنگى موجود در صفحه بندى چاپ نخست ، يك نواختى شمارش سطور صفحات را به هم زده بود و عدم محاسبه لازم در نمايه سازى باعث پيدايش سفيدى هاى بى مورد در جاى جاى كتاب شده بود. كارى كه در اين چاپ شده علاوه بر اصلاح اين موارد، هر دو مجلد در يك جلد آمده و نمايه اى هم از اعلام و اشخاص در پايان كتاب افزوده شده است . همچنين متون احاديث كه در پاورقى درج شده بود، در اين چاپ به متن اصلى كتاب آورده شده تا هر چه بيشتر مورد استفاده و استناد قرار گيرد.
اندكى توضيح در ذيل برخى روايات و اصلاح مختصر، كمترين كارى بود كه انجام شد و لذا انتظار افزودن مطالب جديد كاملا بجا بود اما چنين توفيقى حاصل نشد و محتواى كتاب همچنان موافق چاپ اول باقى ماند.
شعبان صبورى زمستان 1366نام کتاب : هزار حدیث از امام علی (ع)

نویسنده : پژوهشکده سپاه پاسداران

منبع : سایت طوبی (پژوهشکده سپاه پاسداران)مقدمه چاپ اول 
نهج البلاغه كه فراهم آمده از درر كلمات ء سخنان امير مؤ منان عليه السلام است ، بر اساس سليقه و گزينش مؤ لف گرانقدر آن ، مرحوم سيد رضى رحمية الله ، گرد آمده و تقديم اهل ادب و معرفت شده است .
آنچه در اين كتاب آمده ، تنها بخشى از انبوه گفتار و نامه هاى آن بزگوار است كه سيد رضى موفق به جمع آورى بخشهايى از آن شده است .
او با اين كار، نام خود را با نام جاويد على عليه السلام ، كه تاريخ صحيح بشريت و دانش مفيد بشرى را پى نهاده ، پايدار ساخته است .
جداسازى خطبه ها و نامه ها كلمات قصار در حقيقت ترتيب انتخابى و سبك ابتكارى سيد رضى است كه شيوه اى بس پسنديده و تلاشى بى نهايت ارجمند بوده است .
پس از سيد رضى ، عده اى بر جمع و گرد آورى كلمات آن حضرت كمر بسته و تقريبا با همان سبك و شيوه و تقسيم بندى ، مستدركهاى نهج البلاغه را پديد آوردند.
خاطرات و مشاهدات  
در ميان گفتارها و نوشته ها، شنيدن مشاهدات و خاطرات ديگران جايگاه ويژه اى دارد، به طورى كه مى توان گفت شنيدن خاطرات و مشاهدات از همگان جذاب و جالب مى نمايد. شايد علت اين جذابيت ، در واقع حذف واسطه ها در نظر شنونده باشد يعنى شنونده هنگام شنيدن خاطره و مشاهده ، گويا فاصله اى ميان خود و آنچه مى شنود احساس نمى كند، او گوينده را سند زنده ماجرا و به عنوان كسى كه واقعه نقل شده را لمس كرده مى بيند و از ديد او واسطه يا وسايط نقل پنهان مى ماند. درك اين حقيقت وجدانى است و هر كس با مراجعه به نفس خويش بر صدق و صحت آن اذعان خواهد كرد.
تصور نمى كنم كسى در اصل اين دعا ترديد كند، و در نظر او بيان خبرى و بيان شخصى و مشاهده اى يكسان باشد و تاءثير بيشتر بيان خاطره اى را در نفوس انكار نمايد. هر چند مى پذيرم كه در مقياس صحت و سقم ، فرقى ميان آن دو وجود ندارد و احتمال صدق و كذب در هر دو مورد برابر است . و باز پذيرفتنى است كه علت تاءثير بيان شخصى و مشاهده اى و تفاوت فاحش آن با نقل خبرى ممكن است بر خلاف حدس فوق ، مبتنى بر علت يا علل ديگرى باشد كه ميدان رد و اثبات در آن باز است . اما انكار اصل مدعا كه بالوجدان ملموس است و هر كس براحتى آن را درك مى كند، دور از انصاف است .
كتاب حاضر  
كتاب حاضر به گرد آورى سخنان و كلماتى پراخته كه از نوع مشاهده و خاطره است . متكلم وحده در اين مجموعه بر حسب نقل روايات ، شخص ‍ امير مؤ منان على عليه السلام است .حضرتش ، گاه در ضمن خطبه و گاه در جمع خواص واحيانا در حضور دانشوراان اديان و مذاهب - كه به محضرش مى رسيدند - و گاهى در حضور فرزندان خود و يا در حين نگارش نامه و بالاخره هر جا كه فرصتى دست داده ، به نقل پاره اى از اين خاطرات و مشاهدات پرداخته و در خلال آن از حوادث تلخ و شيرين زندگى و دوران سراسر حادثه خود ياد كرده است .گوشه هايى از مجاهدتها و رشادتهاى خود را بيان كرده و اندكى از انبوه غمها و غصه هاى خود را بر شمرده است .از مصاحب با رسول خدا صلى الله عليه و آله و قضايايى كه همراه او شاهد بود، چون گزارشگرى امين گزارش كرده است .
از بى مهرى و نيرگهاى قوم و دشمنى خويشان خود پرده برداشته و از درگيريهايى كه در ركاب رسول خدا صلى الله عليه و آله و پس از آن شركت داشته فراوان سخن گفته است . زمانى هم از فقدان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سنگينى مصيبت آن ، گاه با چشمايى اشكبار براى كسانى كه آن روزها را نديده اند قصه ها گفته است . بگذاريم از فاطمه عليه السلام كه در حيات شويش به پدر پيوست و همسرش را با امواج بلاها و مصائب تنها گذاشت . اما در همان دوران كوتاه و خزان زودرس ، بازيگر چرخ دون ، به تماشاى حوادث و قضايايى از فاطمه عليه السلام نشست كه بى سابقه بود. اين حوادث در دل شوى او خاطراتى حك كرد كه داغ آن هميشگى و سوز آن پاينده است اما آن جلوه و شكيب الهى از ذكر آن همه رخدادها، كريمانه لب فروبست ، و جز اندكى از بسيار، سخن نگفت . و تنها وقتى كه بر مزار فاطمه ، آن هم شبى كه به خاكش مى سپرد، اندكى از آن همه را با پيامبر باز گفت . از آن شب گفتارى از او به يادگار مانده است كه دل را مى سوزاند و چشم را مى گرياند.
ترجمه روايات  
اين مجموعه ، از منابع و مآخذ روايى و تاريخى بهره گرفته است . اين منابع . اغلب بر گرفته از مصادر شيعه و گاهى نيز از كتب اهل سنت بوده است .
هنگام جستجوى مطالب ، بسيار مى شد كه براى روايتى چندين ماءخذ مشاهده مى شد، كه در بخشهاى مختلف جوامع روايى وارد شده بود. در پانوشتها بيشتر از مصادرى ياد شده ايت كه گاه مختصر تفاوتى در نقل روايت ميان آنها ديده مى شد.
شايان ذكر است گاهى ملاحظه مى شد مضمون حديثى در چند روايت آمده است و از آنجا كه انتخاب ما به تناسب موضوعى كه در نظر داشتيم - يعنى گرد آورى خاطرات و مشاهدات - طبعا روايتى برگزيده مى شد كه اصالت موضوع را حفظ كرده باشد. اين جهت خيلى از اوقات مانعى ايجاد نمى كرد اما گاه مشاهده مى شد كه روايت برگزيده نسبت به روايات مشابه از كاستيهايى بر خوردار بود كه نياز به توضيح داشت ، در چنين مواردى ، توضيحات لازم را به كمك قراين موجود در روايات ديگر