نجيده مى گردد. (968)بخش چهارم : وصف فقر 
975. مرگى بزرگ تر از مرگ حقيقى 
الفقر الموت الاكبر
فقر و بى چيزى مرگى است بزرگ تر از مرگ حقيقى ! (969)
976. خوشا به حال فقيران !
و قال عليه السلام فى صفة الانبياء -: و اءن شئت ثنيت بموسى كليم الله صلى الله عليه و آله حيث يقول : (رب اءنى لما اءنزلت اءلى من خير فقير) و الله ما ساءله الا خبزا ياءكله !
امام در صفت پيامبران عليه السلام اين گونه فرمودن : اگر بخواهى دومين مثل موسى كليم الله عليه السلام را بياورم ، آنگاه كه عرض كرد: خداوند! به آن خيرى كه براى من فرستادى محتاجم ، سوگند به خدا، او از خدا، جز نانى كه بخورد چيزى سوال نكرده بود! (970)
977. غربت در وطن 
الفقر فى الوطن غربة .
فقر و بى چيزى در وطن به منزله غربت است . (971)
978. معناى فقر
لا فقر كالجهل .
هيچ نيازمندى و احتياجى مانند جهل نيست . (972)
979. بزرگ ترين فقر
اءكبر القر الحمق .
بزرگ ترين بينوايى ها و نيازمندى ها، حمق و نادانى است . (973)
980. نتيجه سلامت تن 
اءلا و اءن من البلاء الفاقة ، و اءشد من الفاقة مرض البدن ، و اءشد من مرض ‍ البدن مرض القلب . اءلا و اءن من النعم سعة المال . و اءفضل من سعة المال سحة البدن ، و اءفضل من صحة البدن تقوى القلب 
آگاه باشيد ندارى از جمله بلاهاست و سخت تر از ان بيمارى تن است و از ان سخت تر، بيمارى دل است . بدانيد كه تقواى دل ، از سلامتى بدن است .(974)
981. زيور فقر
العفاف زينة الفقر.
پاكدامين و عزت نفس ، موجب زيبايى فقر است . (975)
982.باعث بى دينى 
عنه عليه السلام لابنه محمد بن الحنفية -: يا بنى ! اءنى اءخاف عليك الفقر فاستعذ بالله منه ، فان الفقر منقصة للدين ! مدهشة للعقل ، داعية للمقت .
به فرزندش محمد بن حنفيه فرمود: فرزند عزيزم ! براى تو از فقر مى ترسم ، زيرا فقر عامل كاهش دين است و عقل را به دهشت مى اندازد و باعث دشمنى مى گردد. (976)
983. فقر زيركان 
الفقر يخرس الفطن عن حجته ، و المقل غريب فى بلدته
فقر، زيرك را از بيان دليل خود باز مى دارد و بيچاره در شهر خود غريب است . (977)
984. او فقير نيست !
لا يقع اسم الا ستصعاف على من الحجة فسمعتها اءذنه و وعاها قلبه .عنوان استضعاف (قصور حجت شناسى ) بر كسى كه حجت به او رسيده و گوشش آن را شنيده و قلبش آن را دريافته است صدق نمى كند. (978)
985. نيازمندى بلاست !
اءلا و اءن من البلاء الفاقة ، و اءشد من الفاقة مرض البدن ، و اءشد من مرض ‍ آلبدن مرض القلب 
آگاه باشيد! نيازمندى بلاست و سخت تر از ان بيمارى تن است و از آن بدتر بيمارى قلب است . (979)
986. توانگرى و فقر حقيقى 
الغنى و الفقر بعد العرض على الله .
توانگرى و بينوايى بعد از عرضه (اعمال ) بر خدا معلوم مى شود. (980)بخش پنجم : وصف دنيا و دنياطلبان 
987. شگفت از آباد كننده دنيا
عجبت لمن اءنكر النشاء الاخرى ، و هو يرى انشاءة الاولى ، و عجبت لعامردار الفناء و تارك دار البقاء
در شگفتم از كسى كه ورود به جهان ديگر را انكار مى كند، در حالى كه ورود به جهان نخست را مى نگرد و در شگفتم از آباد كننده اين جهان ناپايدار و رها كننده آن سراى جاويدان . (981)
988. علت هلاكت گذشتگان 
اءنما هلك من كان قبلكم بطول آمالهم و تغيب آجالهم
پيشينيان شما، در حقيقت به سبب درازى آرزوها و از ياد بردن اجل هايشان
به هلاكت افتادند. (982)
989. از علاقه دنيا بكاهيد!
و من كلام له عليه السلام كان كثيرا ما ينادى به اءصحابه -: تجهزوا، رحمكم الله ، فقد نودى فيكم بالرحيل ، و اءقلوا العرجة على الدنيا، و انقلبوا بصالح ما بحضر تكم من الزاد، فان اءمامكم عقبة كوودا، و منازل مخوفة مهولد لا بد من الورود عليها، و الوقوف عندها، و اعلموا اءن ملاحظ المنيته نحو كم دانية ، و كانكم بمخالبها و قد نشبت فيكم ، وقد دهمتكم فيها مفظعات الامور، و معضلات المحذور. فقطعوا علائق الدنيا و استظهروا بزاد التقوى
كلامى است از اميرالمومنين على عليه السلام كه در بسيارى از اوقات به صداى بلند، با آن سخن ، به اصحاب خود خطاب مى فرمود:
خدا شما را رحمت كند، آماده شويد؟پس به تحقيق ، نداى كوچ كردن (از اين دنيا) به شما داده شده است . اعتماد و علاقه خويش را نسبت به ماندن در دنيا كم كنيد و با توشه اى مناسب و پسنديده كه در اختيار داريد، از دنيا به آخرت منتقل شويد! پس بى گمان در برابر شما گردنه اى است كه بالا رفتن از آن دشوار است و در راهتان منزل هايى است ترس آور و هولناك كه انسان از وارد شدن و توقف در آن ها ناگزير است .
پس بدانيد كه ديگانت مرگ (يا نگاه كردن آن از گوشه چشم به شما) به طرف شما نزديك است ، گويى شما در چنگال هاى آن هستيد كه به راستى آن چنگال ها به تنتان فرو رفته است و به تحقيق در مرگ ، سختى هاى طاقت فرسا و دشوارى هايى كه از آن بيمناك و در حذر هستيد، شما را فرا گرفته است . پس علاقه و وابستگى هاى خود را از دنيا قطع كنيد و توشه تقوى را پشتيبان خود قرار دهيد و از آن يارى جوييد. (983)
990. براى آخرت آفريده شده اى نه دنيا
فى وصيته للحسن عليه السلام -: و اعلم يا بنى ! اءنك اءنما خلقت للاخرة لا للدنيا و للفناء لا للبقاء و للموت لا للحياة ، و اءنك فى قلعة ودار بلغة و طريق اءلى الاخرة و اءنك طريد الموت الذى لا ينجو منه هاربه ، ولا يفوته طالبه ، و لا بد اءنه مدركه
از سفارش امام على عليه السلام به فرزندش حضرت حسن عليه السلام بدان پسرم ! تو براى آخرت آفريده شده اى نه براى دنيا، براى فنا نه براى بقا، براى مردن نه براى زيستن ، تو در منزل كوچ هستى كه رهگذرى است به سوى آخرت . به راستى كه مرگ در پى توست و فرار كننده از مرگ را رهايى نيست و از دست جوينده خود ره در نمى رود و سرانجام او را مى گيرد. (984)
991. اندازه هر چيز
جعل لك شى ء قدرا، و لكل قدر اءجلا، و لك اءجل كتابا
(خداوند متعال ) براى هر چيزى اندازه اى و براى اندازه اى پايانى و براى هر پايانى ، حساب و كتابى قرار داده است . (985)
992. دنيا انسان را غافل مى كند.
كاءنكم من الموت فى غمرة ، و من الذهول فى سكرة
گويى در حال احتضار هستيد و گويى در اثر غفلت ، از خود بى خود مى باشيد. (986)
993. شخص آگاه تو را آگاه مى كند
الحذر الحذر اءيها المستمع ! و الجد الجد اءيها الغافل ! (و لا ينبئك مثل خبير)
هشدار هشدار! اى شنونده ! بكوش ! بكوش ! اى بى خبر! (هيچ كس مانند شخص آگاه ، تو و خبردار نمى كند.) (987)
994. يكى بودن خداوند مرگ و زندگى 
من وصاياه لا بنه الحسن عليه السلام -: و اعلم اءن مالك الموت هو مالك الحياة ، و اءن الخالق هو المميت ، و اءن المفنى هو المعيد
اميرمؤ منان عليه السلام در سفارش به فرزند بزرگوارش حسن عليه السلام مى فرمايد: بدان كه خداوند مرگ ، همان خداوند زندگى است و آن كه مى آفريند، هموست كه مى ميراند و آن كه نابود مى كند همو كه باز مى گرداند. (988)
995. كارهاى بيهوده 
من الغناء اءن المرء يجمع ما لا ياءكل ، و يبنى ما لا يسكن ، ثم يخرج الى الله تعالى لا مالا حمل ، و لا بناء نقل
يكى از رنج ها اين است كه انسان چيزى را فراهم آورد كه نمى خورد و بنايى بسازد كه در آن سكونت نمى كند و سپس به جانب خداى تعالى مى رود در حالى كه نه مالى با خود 