مى برد و نه ساختمانى منتقل مى كند! (989)
996. خسر الدنيا و الاخرة 
فانظر يا شريح ! لا تكون ابتعت هذه الدار من غير مالك ، اءو نقدت الثمن من غير حلالك ! فاذا اءنت قد خسرت دار الدنيا ودار الاخرة !
امام على عليه السلام خطاب به قاضى خود، شريح بن حارث فرمود: توجه كن اى شريح ! مبادا اين خانه را جز از مال خودت خريده باشى يا بهاى آن را جز از مال حلال داده باشى ، در غير اين صورت هم در دنيا و هم در سراى آخرت زيان كرده اى (990)
997. دنيا فانى است 
اءن الدنيا منقطعه عنك ، و الاخرة قريبة منك 
همانا دنيا از تو جدا شدنى و آخرت به تو نزديك است . (991)
998. فريب دنيا را مخوريد!
اولى الابصار و الاسماع ، و العافية ، و المتاع ، هل من مناص او خلاص ، اءن معاذ اءو ملاذ، اءو فرار اءو محار، اءم لا؟! (فانى تؤ فكون ) اءم اءين تصرفون ؟! اءم بماذا تغترون !؟
هان ! اى صاحبان ديدگان بينا گوش هاى شنوا و اى برخورداران از تندرستى و مال و متاع ! آيا جاى گريزى يا راه نجاتى يا پناهگاهى يا تكيه گاهى يا راه فرارى و يا طريق بازگشتى هست يا نيست ؟ پس ، به كجا باز مى گرديد؟يا كجا مى رويد؟يا فريب چه چيز را مى خوريد؟(992)
999. سراى گذر
اءيها الناس ! انما الدنيادار مجاز و الاخرة دار قرار، فخذوا من ممركم لمقركم
اى مردم ! دنيا سراى گذر است و آخرت جاى ماندن ، پس از گذرگاه خود براى جاى باش خود (توشه ) برگيريد. (993)
1000. ايام عمر خود را درياب !
فاستدركوا بقية اءياكم ، و اصبروا لها اءنفسكم ؛ فانها قليل فى كثير الايام التى تكون منكم فيها الغفلة و التشاغل عن الموعظة
باقى مانده ايام عمر خود را دريابيد و جان هاى خود را براى آن ها شكيبا سازيد؛ زيرا اين چند روزه در مقابل روزهاى بسيارى كه در غفلت و روى گردانى از پند و اندرز گذرانيده ايد است . (994)
1001. عزت ناپايدار دنيا
اءوصيكم بالرفض لهذه الدنيا التاركة لكم ، و اءن لم تحبوا تركها... فلا تنافسوا فى عز الدنيا و فخرها... فاءن عزها و فخرها اءلى انقطاع
شما ره به رها كردن اين دنيا توصيه مى كنم ، دنيايى كه شما را رها مى كند هر چند رها كردن آن را دوست نداشته باشيد... پس ، در عزت دنيا و افتخارات ان رقابت نكنيد، زيرا عزت و افتخارات دنيا از بين رفتنى است . (995)
1002. مشمولين رحمت حق 
رحم الله امرا سمع حكما فوعى ... اغتنم المهمل ، و بادر الاجل ، و تزود من العمل
رحمت خدا بر آن كس (بنده اى ) كه سخن حكيمانه اى را شنيد و پذيرا شد،... مهلت عمر را غنيمت شمرد و بر مرگ پيشى گرفت و از عمل توشه بر گرفت . (996)
1003. دنيا را برنگزين !
اءلستم فى مساكن من كان قبلكم اءطول اءعمارا، و ابقى آثارا... ثم ظعنوا عنها بغير زاد مبلغ و لا ظهر قاطع . فهل بلغكم اءن الدنيا سخت لهم نفسا بفدية ... و هل زودتهم الا السغب .. اءفهذه توثرون
آيا شما در جاهاى همان كسانى نيستنيد كه پيش از شما بودند و عمرشان درازتر و آثارشان پاينده تر... بود و سپس بى هيچ توشه اى كه آن ها را به مقصد رساند و بى هيچ مركبى كه راه را درنورد كوچ كردند؟آيا شنيده ايد كه دنيا خود را فداى آنان كند؟... ؤ آيا جز گرسنگى توشه اى به آنان داد؟... آيا چنين دنيايى را بر مى گزينيد؟(997)
1004. مذمت دنيا
قال عليه السلام فى ذم الدنيا اءقرب دار من سخط الله ، و اءبعدها من رضوان الله !
(در مذدمت دنيا فرمود): دنيا نزديك ترين منزل به سخط خداوند و دورترين آن از رضاى اوست . (998)
1005. تعجب از اين گوش !
كيف يراعى النباة من اصمته الصيحة
آن گوشى كه فرياد را نشينده است ، چگونه صداى آهسته را مى شنود. (999)
1006. آسايش آخرت 
اءنما مثل من خبر الدنيا كمثل قوم سفر نبا بهم منزل جديت ، فاموا منزلا خصيبا و جنابا مريعا، فحتملوا و عثاء الطريق ، و فراق الصديق ، و خشونة اسفر، و جشوبة المطعم ، ليائا سعة دراهم ، و منزل قرار هم
داستان آن كس كه دنيا را آزموده همچون حكايت گروه مسافرانى است كه فرود آمدن در منزلى خشك و بى آب و علف را خوش ندارند و برآنند تا به جايى پر نعمت و سر سبز خرم فرود آيند. بنابراين دشوراى راه و فراق يار و سختى سفر و ناگوارى خوراك را تحمل مى كنند تا به سراى دلباز و منزل آسوده خود درآيند. (1000)
1007. مذمت دنيا
قال عليه السلام و قد سمع رجلا يذم الدنيا -: اءيها الذام للدنيا، المغتر بغرورها، المخدوع با باطيلها! اءتغتر بالدنيا ثم تذمها؟
امام عليه السلام به كسى كه از دنيا نكوهش مى كرد فرمود: اى كه از دنيا مذمت مى كنى در حالى كه گرفتار غرور آن شده و فريفته باطل هاى آن گرديده اى ! آيا تو خود مغرور دنيايى و بعد مذمت آن را مى كنى ! (1001)
1008. روزگار آرزو
اءلا و اءنكم فى اءيام امل من ورائه اجل ، فمن عمل فى اءيام اءمله قبل حضور اءجله فقد نفعمه عمله ، و لم يضرره اءجله و من قصر فى اءيام اءمله قبل حضور اءجله ، فقد خسر عمله ، و ضره اءجله
آگاه باشيد! كه در روزگار هستيد كه مرگ در پى آن است ، پس هر كه در روزگار آرزو و پيش از سرآمدن مهلت ، به كار نيك بپردازد، كارهايش به او سود مى بخشد و از فرا رسيدن مرگ زيان نخواهد ديد و هر كس در روزگار آرزو قبل از سر آمدن مهلت در ان جام كار نيك كوتاهى كند، كارهايش زيان بخش و از فرا رسيدن مرگ زيان خواهد ديد. (1002)
1009. آرزو در دنيا
من جرى فى عنان اءمله عثر باجله
هر كه با آرزو هم عنان شود به مرگ و نابودى رسد. (1003)
1010. توصيف دنيا خواهان 
فى صفة اءهل الدنيا -: نعم معقلة ، و اءخرى مهملة ، قد اءضلت عقولها، و ركبت مجهولها
امام على عليه السلام در توصيف دنيا خواهان مى فرمايد: چونان حيواناتى هستند برخى بسته و برخى رها، كه خردهايشان را از دست داده اند و بيراهه مى روند. (1004)
1011. زاد و توشه اخروى 
اءنما الدنيا منتهى بصر الاعمى ، لا يبصر مما وراءها شيئا، و البصير ينفذها بصره ، و يعلم اءن الدار وراءها. فالبصير منها شاخص ، والا عمى اءليها شاخص ، و البصير منها متزود، و الاعمى لها متزود
دنيا نهايت ديد كوردلان است ، آنچه در پشت آن است نمى بيند (و توجه به آخرت ندراد) اما فرد بينا، ديدش در ان نفوذ مى كند و مى داند كه آخرت در وراى آن است . پس كسى كه چشم دلش باز است ، در دنيا آماده كوچ است ، اما كور دل ، چشمش را به ان دوخته است . با اين بيان افراد بينا از دنيا براى خود زاد و توشه بر مى گيرند و كوردلان براى دنيا زاد و توشه مى اندوزند. (1005)
1012. لذت سيرى ناپذير
علموا! اءنه ليس من شى ء الا و يكاد صاحبه يشبع منه و يمله الا الحياة فانه لا يجد فى الموت راحة . و انما ذلك بمنزلة الحكمة التى هى حياة للقلب الميت ، و بصر للعين العمياء. و سمع للاذن الصماء، و رى للظلمان ، و فيها الغنى كله و السلامة
بدانيد كه هيچ چيز نيست مگر اين كه دارنده اش از آن سير و دلزده مى شود، به جز زندگى ، زيرا او (شخص دنيا پرست ) در مرگ آسايشى براى خود نمى يابد و آن به منزله حكمت است ، حكمتى كه موجب حيات دل مرده و بينايى چشم كور و شنوايى گوش كر و سيرابى شخص تشنه مى باشد و بى نيازى كامل و سلامت در آن است . (1006)
1013. فريبندگى دنيا
مثل من اغتربها كمثل قوم كانوا بمنزل خصيب فنبا بهم اءلى منزل جديب ، فليس شى ء اءكره اليهم و لا اءفظع عند