لى چنين كردم .
فرمود: همين نماز، كفاره و سبب آمرزش گناه تو خواهد بود.
عن على بن الى طالب : كنا مع رسول الله (ص ) فى المسجد نتظر الصلاه ، فقام رجل فقال : يا رسول الله (ص ) انى اصبت ذنبا، فاعرض عنه فلما قضى النبى الصلاه قام الرجل فاعاد القول النبى : اليس قد صليت معنا هذه الصلاه و احسنت لها الطهور؟
قال : بلى . قال : فانها كفاره ذنبك .(68)
چشمه جارى 
رسول خدا(ص ) نماز را به چشمه آب گرمى تشبيه مى كرد كه بر در خانه انسان جارى باشد چشمه اى كه آدمى بتواند در هر شبانه روز پنچ نوبت در ان شستشو كند. (و مى فرمود:) آيا بر كسى كه در چنان آبى شستشو كند، چرك و آلودگى باقى خواهد ماند؟!
حرمت نماز را كسانى پاس داشتند كه زيورهاى دنيا و فريبندگى اموال و نور چشمى فرزندان ، آنان را از اهتمام به نماز و انجام دادن آن باز نداشت . خداى سبحان در مدح آنان فرموده است :
مردانى هستند كه پيشه تجارت و داد و ستد، آنان را از ياد خدا و اداى نماز غافل نخواهد ساخت .(69)
پيامبر خدا(ص ) با آنكه مژده بهشت دريافت كرده بود و به زندگانى جاويد بهشتى بشارت داده شده بود، با اين حال ، چندان نماز مى گزارد كه خود را به رنج و زحمت مى افكند و اين بدان جهت بود كه خداى سبحان به او فرموده بود:
به كسان خود دستور بده نماز بگزارند و خود نيز بر اداى آن صبر و شكيبايى پيشه كن .(70)
قال على (ع ):... شبهها رسول الله (ص ) بالحمه تكون على باب الرجل فهو يغسل منها فى اليوم و الليله خمس مرات فما عسى ان يبقى عليه من الدرن ، و قد عرف حقها رجال من المومنين الذى لايشغلهم عنها زينه متاع و لا قره عين من ولد و لا مال . يقول الله سبحانه : (رجال لاتلهيهم تجاره و لا بيع عن ذكر الله و اقام الصلوه و ايتا الزكوه ) و كان رسول الله (ص ) نصبا بالصلاه بعد التبشير له باجنه لقول الله سبحانه : (و امر اهلك بالصلوه و اصطبر عليها) فكان يامر بها اهله و يصبر عليها نفسه .(71)
كفاره گناه 
1 پيامبر خدا(ص ) فرمود:
اميدوار كننده ترين آيه در كتاب خدا اين آيه است :
نماز را در اول و آخر روز بپا داريد و نيز در ساعت تاريكى شب كه همانا خوبيها، بديها را از بين خواهند برد....(72)
پس از قرائت آيه فرمود:
على ! قسم به خدايى كه مرا به نبوت برانگيخت و بشارت دهنده و بيم دهنده مردم قرار داد، چون كسى از شما براى وضو و تحصيل طهارت به پا خيزد، گناهان او فرو ريزد و هنگامى كه مقابل قبله با توجه كامل به نماز بايستد و (با رعايت آداب آن ) نمازش را به پايان برد، هنوز از نماز فارغ نگشته است كه گناهانش آمرزيده گردد چندان كه گويى از مادر متولد شده است هيچ گناهى براى او باقى نخواهد ماند. و اگر باز گناهى از ا سر زند نماز بعدى كفاره آن خواهد شد....
2 يك روز هم كه دست مرا در دست خود داشت و فرمود:
هر كس كه برا اداى نمازهاى پنجگانه مداومت ورزد و عمر خود را با محبت تو به پايان برد، (با سربلندى و خوشحالى ) نزد پروردگار خود رفته است و اگر كسى با بعض و دشمنى تو دنيا را ترك گويد (هر چند نماز گزارده باشد) با او همانند مردگان عصر جاهليت رفتار خواهد شد....
قال على (ع ): سمعت رسول الله (ص ) يقول : ارجى ايه فى كتاب الله (و لقم الصلوه طرفى النهار و زلفا من الليل ) و قرا الايه كلها و قال يا على ! و الذى بعثنى بالحق بشيرا و نذيرا ان احدكم ليقوم الى وضوئه فتتساقو عن جوارحه الذنوب فاذا استقبل الله بوجهه و قبله لم ينفتل عن صلاته و عليه من ذنوبه شى كما ولدته امه فان اصاب شيئا بين الصلاتين كان له ذلك حتى عد الصلوت الخمس .(73)
2... اخذ رسول الله (ص ) بيدى و قال : من تابع هولاء الخمس ثم مات و هو يحبك فقد قضى نحبه و من مات و هو نحبه و من مات و هو يبغضك فقد مات ميته جاهليه يحاسب بما يعمل فى الاسلام و من عاش بعدك و هو يحبك ختم الله له بالامن و الايمان حتى يرد على الحوض .(74)
شفا 
عرب مبتلا به جذامى را نزد پيامبر خدا(ص ) آوردند كه از شدت بيمارى ، اعضاى بدن او تكه تكه شده بود. كسان او از آن حضرت خواستند تا بيمارشان را درمان كند.
رسول خدا(ص ) ظرف آبى طلبيد و با افكندن كمى از آب دهان خود، ظرف را به بيمار داد و گفت : با اين آب بدن خود را شستشو بده .
مرد مبتلا چنان كرد و شفا يافت و كاملاً سالم گشت به طورى كه هيچ عارضه اى بر بدن او باقى نماند.
يك بار هم عرب بايه نشينى را كه مرض برص گرفتار شده بود نزد او آوردند، كه باز رسول خدا(ص ) با همان شيوه وى را نيز درمان كرد.
قال على (ع ):... و لقد اتاه رحل من جهينه اجذم يتقطع من الجذام .
فشكا اليه فاخذ قدحا من ما فتفل فيه ثم قال : امسح به جسدك . ففعل فبرى حتى لم يوجد فيه شى .
... و لقد اتى اعرابى ابرص فتفل من فيه عليه فما قام من عنده الا صحيحا.(75)
نجات  
رسول خدا(ص ) در ميان جمعى از ياران خود نشسته بود كه زنى سراسيمه و وحشت زده خود را به وى رسانيد و گفت : اى فرستاده خدا! به دادم برسيد، فرزندم از كف برفت . هر چه به او غذا مى خورانيم ، دهانش باز ماده و به هم نمى آيد و مدام خميازه مى كشد و بى اختيار غذا بيرون مى ريزد.
رسول خدا(ص ) برخاست . ما نيز همراه او روانه منزل آن زن شديم .
پيامبر خدا(ص ) وارد خانه شد و بر بالين بيمار نشست و فرمود:
اى دشمن خدا! از دوست خدا دور شو! كه من فرستاده خدايم .
شيطان از جوان كناره گرفت و شخص بيمار در صحت و نشاط برپا خاست .
او هم اكنون در سپاه ما و جزء لشكر ماست .
قال على (ع ):... فان محمدا بينا هو فى بعض اصحابه ادا هو بامراه .
فقالت : يا رسول الله (ص ) لن ابنى قد اشرف على حياض الموت كلما اتيته بطعام وقع عليه التثاوب ! فقام النبى و قمنا معه فلما اتيناه قال له : جانب يا عدو الله ولى الله فانا رسول الله (ص ). فجانبه الشيطان فقام صحيحا و هو معنا فى عسكرنا.(76)
غذاى آماده 
در حالى كه سه روز مى گذشت و ما غذايى براى خوردن نيافته بوديم . رسول خدا به منزل ما تشريف آورد و فرمود: على ! خوراكى نزد خود داريد؟
گفتم : به خدايى كه شما را گرامى داشته و به رسالت خويش برگزيده است ، هم اكنون سه روز است كه خود و همسر و فرزندانم با گرسنگى سر كرده ايم .
پس رسول خدا(ص ) از دخترش خواست تا به ميان اتاق برود، شايد چيزى براى خوردن بيابد.
فاطمه گفت : من هم اينك از اتاق بيرون آمدم (خوراكى در آنجا وجود نداشت ). من گفتم : اگر رخصت دهيد من داخل اتاق شوم . فرمود: به اذن پروردگار داخل شو. همين كه وارد اتاق شدم طبقى ديدم كه در آن خرماى تازه نهاده شده بود. و ظرفى از غذا (تريد) نيز در كنار آن قرار داشت . (من جلو رفتم و) آن غذا را برداشته و نزد رسول خدا(ص ) آوردم . حضرت فرمود: آيا آورنده غذا را ديدى ؟
گفتم : بله .
فرمود: او را برايم وصف كن .
گفتم : (همين قدر ديدم كه ) رنگهاى سرخ و سبز و زرد در برابر ديدگانم ظاهر گشت .
فرمود: اينها خطوط پر جبرئيل است كه با در و ياقوت و جواهر تزئين شده است .
سپس به خوردن آن غذا مشغول شديم تا سير شديم و هيچ از غذا كاسته نشد. تنها اثر انگشتان ما بود كه بر روى غذا باقى مى ماند.
قال على (ع ):... فان رسول الله (ص ) اتانى فى منزلى و لم يكن طعمنا منذ ثالثه ايام فقال : يا على ! هل عندك من شى ؟
فقلت : و الذى اكرمك با