مراهى و همدلى نمايد با من چنان كرده و هر كس با او به مخالفت پردازد با من مخالفت كرده است .
قال على (ع ): دخلت على رسول الله (ص ) فى مسجد قبا و معه نفر من اصحابه فلما بصر بى تهلل وجهه و تبسم حتى نظرت الى بياض اسنانه تبرق . ثم قال : الى يا على الى يا على ، فما زال يدنينى حتى الصق فخذى بفخذه ، ثم اقبل على اصحابه فقال : معاشر اصحابى اقبلت اليكم الرحمه باقبال على بن ابى طالب اخى اليكم ، معاشر اصحابى ! ان عليا منى و انا من على روحه من روحى و طينته من طينتى و هو اخى و وصيى و خليفتى على امتى فى حياتى و بعد موتى ، من اطاعه اطاعنى و من وافقه وافقنى و من خالفه خالفنى .(95)
سوگند بيهوده 
برخى از ياران رسول خدا(ص ) (به گمان اينكه لازمه پرواپيشگى اين است كه خود را از مواهب الهى محروم سازند و آنچه زا خداى متعال روا داشته بر خود ممنوع كنند) بر آن شدند تا از همسران خود دورى گزينند و روزها را به روزه شام كنند و شبها را با عبادت خدا به صبح آرند.
پيامبر خدا(ص ) توسط همسرش ام سلمه از تصميم آنان آگاه گشت . پس (بى درنگ ) نزد آنان رفت و فرمود:
(شنيده ام ) به زنانتان رغبت نشان نمى دهيد؟! اما من چنين نيستم ، بلكه نزد زنان خود مى روم و در روز غذا مى خورم و هنگام شب به بستر خواب مى روم . اين روش من است ، هر كس از راه و روش من سر باز زند از من نيست .
گفتار رسول خدا(ص ) كه پايان گرفت ، جبرئيل اين آيات را فرود آورد:
اى اهل ايمان ! چيزهاى پاكيزه را كه خدا براى شما حلال نموده است بر خود حرام مكنيد و از ستم دور كنيد كه خدا ستمكاران ار دوست ندارد و از هر چيز حلال و پاكيزه اى كه خدا روزى شما كرده است بهره گيريد و از خدايى كه به او گرويده ايد پروا پيشه كنيد.(96)
گفتند: اى فرستاده خدا! ما سوگند ياد كرده ايم كه با خداى خويش پيمان بسته ايم كه چنين كنيم .
آيه بعد در پاسخ آنان نازل شد:
خداوند، سوگندهاى بيهوده شما را مواخذه نخواهد كرد. و ليكن بر آن قسمى كه از روى عقيده قلبى ياد كنيد بازخواست خواهد نمود كه در اين صورت كفاره شكستن قسم ، اطعام ده فقير از خوراكى متوسط كه براى خود تهيه مى بينيد، و يا پوشاندن آنهاست و يا آزادى برده اى در راه خدا. و كسى كه توناى انجام دادن اين كارها را ندارد، بايد سه روز روزه بگيرد....
عن على قال : ان جماعه من الصحابه كانوا حرموا على انفسهم النسا و الافطار بالنهار و النوم بالليل ، فاخبرت ام سلمه رسول الله (ص ) فخرج الى اصحابه فقال :
اترغبون عن النسا؟ انى اتى النسا و اكل بالنهار و انام بالليل فمن رغب عن سنتى فليس منى .
و انزل الله (يا ايها الذين آمنوا لاتحرموا طيبات ما احل الله لكم ...)
فقالوا: يا رسول الله (ص ) انا قد حلفنا على ذلك ، فانزل الله : (لايواخذكم الله باللغو فى ايمانكم ... ذلك كفاره ايمانكم اذا حلفتم و احفضوا ايمانكم ).(97)
غفلت  
خنده پيامبر خدا(ص ) خدا از حد تبسم تجاوز نمى كرد (و از قهقهه نهى مى نمود).
روزى با شمارى از جوانان انصار كه گرد هم به گفتگو نشسته بودند (و با پيش كشيدن سخنان بيهوده ) قاه قاه مى خنديدند، برخورد كرد (همانجا از آن همه غفلت برآشفت و) فرمود: ساكت باشيد چه خبر است ؟
هر كس كه آرزوهاى طول و دراز، او را فريفته ساخته و دستش را از كارهاى خير كوتاه كرده است ، بايد به گورستان رود و از گذرگاه مرگ و جهان آخرت ، پند و عبرت بگيرد. هميشه به ياد مرگ باشيد. كه مرگ ويران كننده لذتهاست .
قال على :... كان ضحك النبى التبسم ، فاجتاز ذات يوم بفتيه من الانصار و اذا هم يتحدثون و يضحكون مل افواههم ، فقال : مه يا هولاء من غره منكم امله و قصر به فى الخير عمله فايطلع القبور و اليعتبر بانشور و اذكر الموت ؛ فانه هادم اللذات .(98)
اشك مهر 
يك روز كه رسول خدا نشسته بود و ما نيز گرداگرد او حلقه زده بوديم ، ناگهان پيكى از سوى يكه از دختران (99) آن حضرت رسيد و سراسيمه و پريشان پيغام بانوى خود را چنين به عرض رسانيد:
اى رسول خدا! فرزندم در حال احتضار است اگر مايليد بر بالين او حاضر شويد.
رسول خدا(ص ) به قاصد فرمود: نزد دخترم باز گرد و به او بگو: همه چيز به دست خداست خداى متعال خو عطا كرده و خود مى ستاند. سپس ‍ اين آيه شريفه را تلاوت فرمود:
همگان شربت مرگ را خواهيد چشيد. در روز واپسين ، پاداش اعمال خود را به طور كامل دريافت مى كنيد، پس خوشبخت كسى است كه خود را از آتش دوزخ برهاند و به بهشت جاويد راه يابد. بدانيد زندگانى دنيا جز متاعى فريبنده نيست .(100)
ديرى نپاييد كه قاصد بازگشت و گفت : بانويم بر آمدن شما اصرار دارد و گفته است كه حضور شما مايه آرامش من است .
اين بار رسول خدا(ص ) برخاست و ما نيز در پى او روان شديم . لحظاتى بعد كنار پيكر نيمه جانى قرار گرفتيم كه نفسهاى آخر را فرو مى داد. رسول خدا(ص ) نزديك كودك رفت . طفلك از شدت التهاب اضطراب ، چون مشكى فرسوده شده بود. وضع رقت بار كودك حضرت را به گريه انداخت . (شايد گريه آن حضرت براى كسانى دور از انتظار بود، از اين رو) گفتيم :
يا رسول الله (ص )! شما خود گريه مى كنيد و ما را از گريستن باز مى داريد؟ فرمود: من شما را از گريستن نهى نكرده ام ، بلكه از نوحه گرى و شيون و فغان باز داشته ام . اين اشكى كه بر گونه ها مى غلتد از سر مهر و شفقت است كه خداوند متعال در دلهاى بندگان نيك خود نهاده است .
قال على بن ابى طالب : بينما رسول الله (ص ) جالس و نحن حوله اذ ارسلت ابنه له تقول : ان ابنى فى السوق فان رايت ان تاتينى ، فقال رسول الله (ص ) للرسول : انطلق اليها فاعلمها ان لله تعالى ما اعطى و ما اخذ (كل نفس ذائقه الموت و انما توفون اجوركم يوم القيامه فمن زحزح عن النار و ادخل الجنه فقد فاز ما الحياه الدنيا الا متاع الغرور).
ثم ردت القول فقالت : هو اطيب لنفسى ان تاتينى .
فاقبل رسول الله (ص ) و نحن معه فانتهى الى الصبى و ان نفسه ليقعقع بين جنبيه كانها فى شن فبكى رسول الله (ص ) و انتحب . فقلنا: يا رسول الله (ص )! بتكى و تنهانا عن البكا؟!
فقال : لم انهكم عن البكا و لكن نهيتكم عن النوح و انما هذه رحمه يجهلها الله فى قلب من يشا من خلقه و يرحم الله من يشا و انما يرحم الله من عباده الرحما.(101)
دست با بركت  
رسول خدا(ص ) از من خواست كه دست خود را بر پستان گوسفندى كه از شير خشك شده بود، بكشم (تا بدان وسيله شير در پستان حيوان توليد گردد).
به او گفتم : اى فرستاده خدا! شما چنين كنيد كه اين كار از شما سزاوارتر است .
فرمود: يا على ! كار تو كار من است .
پس من دست بر پستان آن حيوان كشيدم كه ناگاه شير در رگهاى پستان گوسفند جوشيدن گرفت (و آماده دوشيدن شد) قدرى از شير آن دوشيدم و حضرت ميل فرمودند. در اين بين پيرزنى سررسيد كه اظهار تشنگى مى كرد. از همان شير او را هم سيراب كردم .
آنگاه رسول خدا به من فرمود: من (در مقام دعا) از خداى عزوجل خواسته ام كه دست تو را مبارك گرداند و خدا نيز چنين كرده است .

قال على (ع ):... فان رسول الله (ص ) امرنى ان امسح يدى على ضرع شاه قد يبس ضرعها، فقلت : يا رسول الله (ص )! بل امسح انت .
فقال : يا على ! فعلك فعلى .
فسمحت عليها يدى فدر على من لبنها، فسقيت رسول