ن سايه اى است كه تا زمان معينى پهن است . (1052)
1059. نبايد فريب دنيا را خورد!
احذر كم الدنيا، فانهادار شخوص و محلة تنغيص ، ساكنها ظاعن ، و قاطنها بائن
شما را از دنيا بر حذر مى دارم ؛ زيرا دينا سراى كوچيدن و جايگاه كدورت و سختى است . ساكن در آن بار سفر بر مى بندد و مقيمش از آن جدا مى شود. (1053)
1060. چون مهر فرزند به مادر
الناس اءبناء الدنيا، و لا يلام الرجل على حب اءمه
مردم فرزندان دنيايند و هيچ كس براى دوست داشتن مادرش سرزنش ‍ نمى شود. (1054)
1061. هدف خلقت دنيا
الدنيا خلقت لغيرها، و لم تخلق لنفسها
دنيا نه براى خودش كه براى جز خود آفريده شده است . (1055)
1062. دنيا مزرعه آخرت 
اءلا اءن الدنيادار لا يسلم منها الا فيها و لا ينجى بشى ء كان لها: ابتلى الناس ‍ بها فتنة . فما اخذوه منها لها اخرجوا منه و حوسبوا عليه . و ما اخذوه منها لغيرها، قدموا عليه و اءقاموا فيه
بدانيد كه دنيا سرايى است كه هيچ كس از ان و هيچ كس به واسطه كارى كه براى دنيا كند نجات نمى يابد. مردم براى آزمايش گرفتار دنيا شده اند. آن چه را از دنيا به خاطر دنيا برگرفتند، از كفشان برود و بايد حساب پس دهند و آن چه را از دنيا براى غير آن (آخرت ) به دست آوردند به آن برسند و هميشه با آن ها است . (1056)
1063. حكايت مردم دنيا
اءنما مثلكم و مثلها كسفر سلكوا سبيلا فكانهم قد قطعوه ، و اءموا علما فكانهم قد بلغوه
همانا حكايت شما و دينا همچون حكايت مسافرانى است كه در راهى مى روند و گويى راه را به آخر رسانده اند و آهنگ رسيدن به علامت و نشانه اى مى كنند و گويى به آن رسيده اند. (1057)
1064. دنيا در پى تو مى آيد اگر...
من ساعاها فاتته ، و من قعد عنها واتته
هر كه در طلب دنيا بكوشد به آن نرسد و هر كه دست بكشد دنيا خود نزد اوآيد. (1058)
1065. نظر بصيرت به دنيا
اءنما الدنيا منتهى بصر الاعمى ، لا يبصر مما وراءها شيئا، و البصير ينفذها بصره ، و يعلم اءن الدار وراءها. فالبصير منها شاخص ، و الاعمى اليها شاخص . و البصير منها متزود، و الا عمى لها متزود
همانا دنيا آخرين ديدرس كور است و فراتر از ان را نمى بيند؛ اما شخص بينا و با بصيرت نگاهش را از دنيا فراتر مى برد و مى داند كه سراى حقيقى در وراى اين دنياست . پس بينا از آن دل برمى كند و كور به آن روى مى كند. شخص با بصيرت ان توشه بر مى دارد، كور براى ان توشه فراهم مى آورد. (1059)
1066. حقارت دنيا
فلتكن الدنيا فى اءعينكم اءصغر من حثاله القرظ، و قراضة الجلم
دنيا بايد در ديده شما حقيرتر از پر كاه خشكيده و خرده هاى دم قيچى (1060) باشد.
1067. بهاى جان آدمى 
اءلا حر يدع هذه اللماظة لاهلها؟اءنه ليس لا نفسكم ثمن الا الجنة ، فلا تبيعوها الا بها
آيا آزاده اى نيست كه اين خرده ريزه هاى لاى دندان ها (دنيا) را براى اهلش ‍ واگذارد؟ بدانيد كه جان هاى شما را بهايى جز بهشت نيست ، پس آن ها را جز به اين بها مفروشيد. (1061)
1068. بى اهميتى دنيا
دارها هانت على ربها، فخط حلالها بحرامها، و خيرها بشرها، و حياتها بموتها، و حلوها بمرها. لم يصفها الله تعالى لاوليائه ، و لم يضن بها على اءعدائه
سراى دنيا نزد پروردگارش خوار و بى ارزش است و از اين رو حلال آن را با حرامش آميخت و خوبى اش را با بدى و زندگى اش را با مرگ و شيرينى آن با تلخى . خداوند بزرگ دنيا را براى دوستان خود صاف و گوارا نفرمود و در دادن آن به دشمنانش بخل نورزيد. (1062)
1069. پستى دنيا
احذروا الدنيا فانها غدارة غرارة خدوع ، معطية منوع ، ملبسة نزوع .
از دنيا حذر كنيد كه دنيا بيوفا و پر مكر و فريب است ، عطا كننده اى است خسيس و پوشاننده اى است كه برهنه مى سازد (چيزى را كه بدهد پس ‍ مى گيرد). (1063)
1070. خانه مشكلات 
اءعلم ! اءن الدنيادار بلية يفرغ صاحبها فيها قط ساعة الا كانت فرغته عليه حسرة يوم القيامة
توجه داشته باش كه دنيا خانه مشكلات است و اگر انسان يك ساعت در مشكلات نباشد، روز قيامت افسوس مى خورد كه چرا لحظه اى در آسايش ‍ بودم . (1064)
1071. پرهيز از دنيا
اءحذر كم الدنيا فانها منزل قلعة . و ليست بدار نجعة
شما را از دنيا پرهيز مى دهم ؛ زيرا دنيا منزلى است كه بايد از آن كوچ كرد و سراى ماندن نيست . (1065)
1072. دنيا جاودانه نيست !
اءوصيكم بالرفص لهذه الدنيا التاركة لكم ، و اءن لم تحبوا تركها... فلا تنافسوا فى عز الدنيا و فخرها، و لا تعجبوا بزينتها و نعيمها، و لا تجزعوا من ضرائها و بوسها، فان عزها و فخرها اءلى انقطاع ، و اءن زينتها و نعيمها اءلى زوال ، و ضراءها و بوسها الى نفاذ
شما را به دور افكندن اين دنيا سفارش مى كنم ، دنيايى كه اگر هم نخواهيد تركش كنيد او شما را ترك مى كند... پس ، در كسب عزت و افتخارات دنيوى با يكديگر رقابت نكنيد و زرق و برق و نعمت هاى آن شما را پسند نيفتد و از سختى و زنج آن بى تابى مكنيد، زيرا كه عزت ها و افتخارات آن به پايان مى رسد و زرق و برق و نعمت هاى آن به سر مى آيد و سختى و رنج آن تمام مى شود. (1066)
1073. آن چه جاى شگفتى دارد!؟
عجبت لعامردار الفناء، و تارك دار البقاء
تعجب مى كنم از آباد كنندگان سراى فانى و فروگذارندگان سراى باقى . (1067)
1074. موارد عبرت آموز
اءن الدنيادار فناء و عناء و غير و عبر... و من غيرها اءنك ترى المرحوم مغبوطا، والمغبوط مرحوما؛ ليس ذلك الا نعيما زل ، و بوسا نزل . و من عبرها اءن المرء يشرف على اءمله فيقتطعه حضور اءجله
دنيا سراى نيستى و رنج و دگرگونى ها و عبرت هاست ... نمونه دگرگونى هايش اين است كه شخصى را مى بينى كه (تا ديروز) قابل ترحم بود و (امروز) بر او رشك برده مى شود و ديگرى را مى بينى كه (تا ديروز) بر او رشك برده مى شد و امروز قابل ترحم است و اين نيست مگر بدان سبب كه نعمتى از چنگش بيرون رفته و بينوايى و مسكنتى بدو رسيده است . نمونه عبرت هاى آن اين است كه آدمى به آرزوى خود نزديك مى شود، اما فرا رسيدن مرگ مانع رسيدن او به آرزويش مى گردد. (1068)
1075. زايل كننده عقول 
قد خرقت الشهوات عقله ، و اءماتت الدنيا قلبه
شهوت ها عقل (دنيا پرست ) را از ميان مى برند و دنيا دل او را مى ميراند. (1069)
1076. حذر از دنيا
اءحذر كم الدنيا، فانها حلوة خصرة ، حفت بالشهوات 
شما را از دنيا برحذر مى دارم ؛ زيرا آن شيرين و با طروات است و پوشيده در خواهش هاى نفسانى است . (1070)
1077. دنيا فانى است !
غرارة غرور ما فيها، فانية ، فان من عليها لا خير فى شى ء من اءزوادها الا التقوى
دنيا بس فريبنده است و هر آنچه در ان است فريب باشد، نابود شدنى است و هر كه در آن مى زيد فانى مى شود، در هيچ يك از توشه هاى آن خير و خوبى نيست مگر در توشه تقوا (1071)
1078. سخن على عليه السلام در وصف دنيا
حكم عل مكثر منها بالفاقة ، و اءعين من غنى عنها بالراحة
فزونخواه دنيا، محكوم به نيازمندى و درويشى است و كسى كه از آن بى نيازى جويد، آسايش يارش باشد. (1072)
1079. زيانكارى در دنيا و آخرت 
معاشر الناس ! اتقو الله فكم من مؤ مل ما لا يبلغه ، و بان ما لا يسكنه ، و جامع ما سوف يتركه ، و لعله من باطل جمعه ، و من حق منعة : اءصابه حراما، و احتمل به آثاما، فباء بوزره ، و قدم على ربه آسفا لا هفا، قد خسر الدنيا و الاخرة ، 