ذلك هو الخسران المبين
اى مردم ! از خدا بترسيد؛ چه بسيار آرزومندى كه به آرزوى خود نرسد و سازنده عمارتى كه در آن ساكن نشود و مال اندوزى كه همه را واگذارد و شايد كه ان مال را از راه ناروا گرد آورده و يا با نپرداختن حقى ، يا از راه رسيدن به حرامى كه به خاطر آن زير بار گناه رفته است ؛ پس گناه آن را به دوش كشد و با دريغ و اندوه نزد پروردگارش رود. چنين كسى (در دنيا و آخرت زيانكار باشد و اين همان زيان آشكار است .) (1073)
1080. پرهيز از دنياپرستى 
اءو صيكما بتقوى الله ، و اءلا تبغيا الدنيا و اءن بغتكما
شما را به پرهيزگارى و ترس از خداوند سفارش مى كنم ، در پى دنياپرستى مباشيد اگر چه او شما را طلب كند. (1074)
1081. سراى گذر
الدنيادار ممر، لادار مقر، و الناس فيها رجلان : رجل باع فيها نفسه فاوبقها، و رجل ابتاع نفسه فاءعتقها
دنيا سراى گذر است نه خانه قرار؛ و مردم در آن دو گونه اند: قسمتى خود را به آن بفروشند و هلاك شوند؛ و قسمتى ديگر خود را بخرند و آزاد سازند. (1075)
1082. سراى درد
دار بالبلاء محفوفة ، و بالغدر معروفة لا تدوم احوالها، ولا يسلم نزالها .
اين جهان سرايى است پر از درد و رنج ، به مكر و خيانت و نادرستى معروف كه هميشه بر يك حال باقى نمى ماند و ساكنانش جان سالم به در نمى برند. (1076)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:1114.xml">بخش اول : اطاعت از خدا و غير خدا </a><a class="text" href="w:text:1117.txt">بخش دوم : انجام فريضه و عبادت خداوندى </a><a class="text" href="w:text:1118.txt">بخش سوم : قرآن </a><a class="text" href="w:text:1119.txt">بخش چهارم : توبه </a><a class="text" href="w:text:1120.txt">بخش پنجم : ذكر </a><a class="text" href="w:text:1121.txt">بخش ششم : دعا </a><a class="text" href="w:text:1122.txt">بخش هفتم : دعاهاى امام على (ع )</a><a class="text" href="w:text:1123.txt">بخش هشتم : شرافت كاركردن </a><a class="text" href="w:text:1124.txt">بخش نهم : صدقه </a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1115.txt">اطاعت از خدا </a><a class="text" href="w:text:1116.txt">اطاعت از غير خدا </a></body></html>اطاعت از خدا 
1083. فرمان خدا نيكوست 
فى و صيته لابنه -: اءنه (يعنى الله سبحانه ) لم ياءمرك الا بحسن ، و لم ينهك اءلا عن قبيح
در سفارش به فرزند خود، مى فرمايد: خداى سبحان تو را جز به آنچه نيكوست فرمان نداده و جز از آنچه زشت است ، باز نداشته است . (1077)
1084. يكى از انگيزه هاى شكر گزارى 
من كتابه له اءلى الحارث الهمدانى -: اءكثر اءن تنظر اءلى من فضلت عليه ؛ فان ذلك من اءبواب الشكر
در نامه خود به حارث همدانى مى فرمايد: به كسى كه بر او برترى داده شده اى بسيار بنگر؛ زيرا اين كار يكى از انگيزه هاى شكر گزارى است . (1078)
1085. طاعت تنها از خدا
لا طاعة لمخلوق فى معصية الخالق
طاعت مخلوق در نافرمانى خالق نشايد. (1079)
1086. سفارش على عليه السلام به فرزندش 
(لا بنه الحسن عليه السلام :) لا تخلفن و راءك شيئا من الدنيا، فانك تخلفه لاحد رجلين : اءما رجل عمل فيه بطاعة الله فسعد بما شقيت به ، و اما رجل عمل فيه بمعصية الله فشقى بما جمعت له ؛ فكنت عونا له على معصيته ، و ليس اءحد هذين حقيقا اءن توثره على نفسك 
به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود: از متاع دنيا چيزى براى خود باقى مگذار؛ چرا كه آن را بريا يكى از اين دو شخص مى گذارى : يا كسى كه آن را در اطاعت خدا صرف مى كند و با آنچه تو به خاطرش بدبخت شدى ، خوشبخت مى شود. و يا كسى كه آن را در معصيت خدا به كار گيرد و با آن بدبخت مى گردد، پس تو ياور او شدى در گناهى كه كرده ، پس هيچ كدام از اين ؛ سزاوار نيستند كه آن ها را بر خود مقدم دارى و براى آن ها ارث گذارى . (1080)
1087. اطاعت بدون عذر
عليكم بطاعة من لا تعذرون بجهالته
بر شما باد به فرمانبردارى و اطاعت از كسى كه در نشناختنش عذرى ندارد.(1081)
1088. فرمانبردارى از خدا
استتموا نعم الله عليكم بالصبر على طاعته ، و المجانبة لمعصيته .با صبر و شكيبايى بر فرمانبردارى از خداوند، نعمت هايش را بر خود تمام كنيد و از معصيت و نافرمانى اش كناره گيريد. (1082)
1089. بزرگ ترين حسرت در قيامت 
اءن اءعظم الحسرات يوم القيامة حسرة رجل كسب مالا فى غير طاعة الله ، فورثه رجل فاءنفقه فى طاعة الله سبحانه ، فدخل به الجنة ، و دخل الاول به النار
بزرگ ترين حسرت در روز قيامت ، حسرت كسى است كه ثروتى را از راه نامشروع به دست آورده و مردى آن را به ارث برده و در راه اطاعت خدا صرف كرده و به بهشت رفته و آن اولى به خاطر همان مال به دوزخ رفته . (1083)
1090. شناساندن پروردگار
بعث الله محمدا صلى الله عليه و آله ، بالحق ليخرج عباده من عبادة الاوثان اءلى عبادته ، و من طاعة الشيطان اءلى طاعته
خداوند حضرت محمد صلى الله عليه و آله را به راستى برانگيخت تا بندگانش را از پرستش بت ها باز داشته و به عبادت او سوق دهد و آن ها را از اطاعت شيطان به فرمانبردارى از حق وادارد. (1084)
1091. موجبات خشنودى خدا
هيهات ! لا يخدع الله عن جنته ، و لا تنال مرضاته اءلا بطاعته
هيهات ! بخشش خدا را با فريب نمى توان از او گرفت و خشنودى او جز با طاعتش به دست نيايد. (1085)
1092. نهايت خشنودى خدا
اءوصاكم بالتقوى و جعلها منتهى رضاه و حاجته من خلقه
خداوند شما را به پرهيزگارى سفارش كرد و آن را منتهاى خشنودى خود و خواسته اش از بندگان خويش قرار داد. (1086)
1093. ستون حق 
اءن الله سبحانه قد جعل للخير اءهلا، و للحق دعائم ، و للطاعة عصما
همانان خداى سبحان براى خير و خوبى اهلى و براى حق ستون هايى و براى اطاعت و بندگى نگاهدارانى قرار داده است . (1087)
1094. پاس بزرگى خدا
لو لم يتوعد الله على معصيته لكان يجب اءن لا يعصى شكرا لنعمه .
اگر خداوند براى نافرمانى از خود بيم (آتش ) هم نمى داد، باز واجب بود كه به پاس نعمت هايش نافرمانى نشود. (1088)
1095. شايسته فرمانبرى 
فطوبى لذى قلب سليم ، اءطاع من يهديه ، و تجنب من يرديه ، و اءصاب سبيل السلامة ببصر من بصره ، و طاعة هاد اءمره
خوشا به حال كسى كه دلى سالم و پاك از آلودگى دارد، اطاعت مى كند هدايت كننده اش را، اجتناب مى كند از هلاك كننده اش و راه سلامت را پيش ‍ مى گيرد با بينايى كسى كه او را بينا مى سازد و با اطاعت هدايت كننده اى كه او را دستور دهد. (1089)
1096. پرهيز از كوتاهى در كار
اءن الله سبحانه جعل الطاعة غنيمة الاكياس عند تفريط العجزة
خداوند سبحان اطاعت را غنيمت هوشياران خردمند قرار داده در آن هنگام كه مردم ناتوان قصور نمايند. (1090)
1097. بهترين ذكر
اءفيضوا فى ذكر الله فاءنه اءحسن الذكر و ارغبوا فيما وعد المتقين فان وعده اءصدق الوعد
در ذكر خداوندى حركت كنيد كه بهترين ذكر است و علاقه پيدا كنيد به آنچه كه خداوند متقيان را وعده فرموده است ؛ زيرا وعده خداوندى راست ترين و عده ها است . (1091)
1098. جايگاه فرمانبرداران حق 
اءهل الطاعة فاءثابهم بجواره ، و خلدهم فى داره ، حيث لا يظعن النزال ، و لا تتغير بهم الحال ، و لا تنوبهم الافزاع ، و لا تنالهم الاسقام
خدا به فرمانبرداران با قرار دادنشان در كنار رحمت و پناه خود پاداش ‍ مى دهد و آنان را در سراى خود، (سرايى كه براى اهل طاعت آماده ساخت يعنى بهشت ) جاودانه ساكن مى سازد، سرا