ه خدا سوگند، حتى از جمع شما ده نفر كشته نخواهد شد و از آنان نيز تعدادى كه به ده نفر نخواهد رسيد زنده نخواهد ماند.
پيشگويى حضرت در پايان كار به صدق نشست و از ياران او نه نفر شهيد شدند و از سپاه انبوه خصم تنها هشت نفر به سلامت گريختند. (شرح نهج البلاغه ، ج 2، ص 273).
343- اين مرد يك دست كه حر قوص بن زهير تميمى نام داشت ، از اجا كه از دست چپ محروم بود و رد عوض زايده گوشتى بر كتف خود داشت و آن زايده شباهت زيادى به پستان زنان داشت به او ذو الثديه مى گفتند.
به نوشته ابن اثير، اين زايده حالت فنر داشت و چون آن را مى كشيدند به موازات دست راست امتداد مى يافت و چون رها مى كردند جمع مى شد و همچون كيسه گوشتى به شانه اش مى نشست . (كامل ابن اثير، جنگ خوارج ).
344- خصال ، ص 437؛ اختصاص ، ص 179؛ بحار، ج 33، ص 382 و ج 38، ص 182.
345- تحليل فرازها و بيان تعبير زيبا و پر معناى آن حضرت ، كه در وصف خوارج و فتنه شوم آنها، ايراد فرمودند، از موضوع اين نوشتار خارج است . به علاقه مندان توصيه مى شود، در اين خصوص به كتاب جاذبه و دافعه على نوشته استاد مطهرى مراجعه كنند. اما گفتنى است كه در صفحه 160 از كتاب ياد شده اوصافى كه در بيان اميرمومنان ضمن خطبه 242 آمده است كه فرمودند: جفاه ، طغام ، عبيد اقزام جمعوا، من كل اوب و ... بر خوارج نهروان تطبيق شده . ولى به نظر مى رسد كه اين تطبيق صحيح نباشد. بلكه نظر حضرت توصيف اهل شام و سپاه معاويه است نه سپاه شورشگر خوارج كه شاخه اى بريده شده از سپاه خود او بودند. ابن ميثم هم در شرح خود خطبه ياد شده را بر قاسطين و گروه معاويه تطبيق كرده است ، نه خوارج .
346- نهج البلاغه ، ترجمه و شرح فيض الاسلام ، بخشى از خطبه 159.
347- . نهج البلاغه ، ترجمه و شرح فيض الاسلام ، بخشى از خطبه 181.
348- بحار، ج 12، ص 78؛ مستدرك الوسائل ، ج 3، ص 95.
349- شرح نهج البلاغه ، ج 20، ص 346.
350- نهج البلاغه ، ترجمه و شرح فيض الاسلام ، ص 790.
351- محاسن برقى ، ج 1، ص 191؛ وسائل الشيعه ، ج 15، ص 204؛ امالى صدوق ، ص 600.
352- گفته اند، مقصود حضرت ابوذر بوده و بعضى عمار و بعضى هم بزرگان ديگر را نام برده اند.
353- نهج البلاغه ، ترجمه و شرح فيض الاسلام ، حكمت 281.
354- نهج البلاغه ، ترجمه شهيدى ، ص 90.
355- نهج البلاغه ، ترجمه شهيدى ، خطبه 224.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:57.txt">آبرو</a><a class="text" href="w:text:58.txt">آخرت</a><a class="text" href="w:text:59.txt">آرزو</a><a class="text" href="w:text:60.txt">آزادگى</a><a class="text" href="w:text:61.txt">آزمايش</a><a class="text" href="w:text:62.txt">آزمندى</a><a class="text" href="w:text:63.txt">آينده نگرى</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:561.xml">جلوه هايي از رفتار علوي</a><a class="folder" href="w:html:583.xml">امام على (ع ) فرهنگ عمومى و همبستگى اجتماعى</a><a class="folder" href="w:html:600.xml">یکصد درس از زندگی امام علی (ع)</a><a class="folder" href="w:html:620.xml">امام علي (ع)، دولت و سياست هاي اقتصادي </a><a class="folder" href="w:html:656.xml">هدايت و سياست در پرتو گفتگوهاى امام علی (ع)</a><a class="folder" href="w:html:669.xml">امام علی (ع) خورشیدی در افق بشریت</a><a class="folder" href="w:html:711.xml">على(ع) معيار كامل</a><a class="folder" href="w:html:726.xml">سيماى امام على (ع) در قرآن</a><a class="folder" href="w:html:738.xml">سيماى امير المؤمنين على (ع)</a><a class="folder" href="w:html:766.xml">على (ع) و محرومان</a><a class="folder" href="w:html:778.xml">وصيتهاى پيامبر(ص) به على(ع)</a><a class="folder" href="w:html:781.xml">افضليت على (ع)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:562.txt">معرفی کتاب</a><a class="text" href="w:text:563.txt">پيش گفتار</a><a class="folder" href="w:html:564.xml">بخش اول : پس از پیامبر</a><a class="folder" href="w:html:567.xml">بخش دوّم : دوران خلافت</a><a class="folder" href="w:html:576.xml">بخش سوّم : امام على (ع ) و حكومت</a><a class="text" href="w:text:581.txt">پاورقی</a><a class="text" href="w:text:582.txt">منابع و مآخذ</a></body></html>نام کتاب : جلوه هايي از رفتار علوي

نویسنده : پژوهشکده تحقيقات اسلامي

منبع کتاب :  سایت مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن www.ketaab.iec-md.orgپيش گفتار
تـاريـخ شـاهد مردان بزرگى است كه با تلاش هاى خود خدمت هاى زيادى به جامعه هاى بشرى كـرده و بـا رهنمودهاى علمى و عملى ، راه سعادت و نيكبختى را نشان داده اند و طالبان حقيقت را از ظلمت هاى جهل و سرگردانى نجات داده و به ساحل نجات رسانيده اند.
امـيـرمـؤ منان على (ع ) در صدر اين اسوه هاى علم و فضيلت است كه در زندگى پرفراز و نشيب خـود درس ‍ چـگـونـه زيـسـتـن و چـگـونـه مـردن را بـه رهـروان راه حـق آمـوخـت . او پـس از رحـلت رسول خدا(ص ) با ماجراى سقيفه روبه رو گرديد. در اين ماجرا عده اى از مهاجران و انصار با انـگـيـزه هايى به منظور در دست گرفتن حكومت اسلامى قيام كردند و على (ع ) را از حق مسلّم خود كه خلافت رسول خدا(ص ) بود محروم نمودند.
امـام (ع ) هـنگامى كه ديد در اين ماجرا ياورى ندارد، براى حفظ جامعه اسلامى سكوت كرد و آنجا كه مصلحت اسلام اقتضا مى كرد با خلفا همكارى نموده ، آنان را در زمينه هاى عقيدتى ، قضايى و نظامى و... راهنمايى كرد.
امـيرمؤ منان (ع ) در برابر خطاها و حق كشى ها سكوت نكرد، بلكه بارها از حق خود دفاع كرد و اشـتـبـاهات را گوشزد نمود. على (ع ) پس از پايان دوران 25 ساله غصب خلافت ، رهبرى حكومت اسـلامـى را پـذيـرفـت و بـراى بـرپـايـى حـق و نـابـودى بـاطـل بـه پـاخـاسـت ، امـا كـسـانـى كـه تـاب تـحـمـل عدالت وى را نداشتند، با او به مخالفت بـرخـاسـتـنـد، عـده اى سـودجـو بـيـعـت خـود را با او شكستند و خواهان امتيازهاى بيشترى شدند و سرانجام ، جنگ جمل را به وجود آوردند.
عـده ديـگـرى هـمـچـون مـعـاويـه و دار و دسـتـه اش كـه مـى دانـسـتـنـد در حـكـومـت عـدل امـيرمؤ منان (ع ) جايى براى آنها وجود ندارد، از فرمان آن حضرت سرپيچى كردند، عليه وى دست به تبليغ زدند و جنگ صفين را به راه انداختند. اميرمؤ منان (ع ) نيز ناچار به مقابله با آنـهـا پـرداخـت ، ولى سـرانـجـام در آستانه پيروزى بر اثر بروز اختلاف و دودستگى و ضعف فـكرى بعضى از سپاهيان ، جنگ صفين بدون دستيابى به نتيجه لازم پايان يافت و از همان جا شكل گيرى گروهى كه بعدها به نام (خوارج ) معروف شدند، آغاز گرديد.
خـوارج انـسـان هـايـى در ظـاهـر مـؤ مـن و مـقـدس ولى كـج فـكـر بـودنـد و قـدرت تـجـزيـه و تـحـليـل صـحـيـح حـوادث را نداشتند و بر اثر برداشت هاى غلط از قرآن و اشتباه تفسير كردن آيـات آن ، انـحـراف هـاى بـزرگـى پيدا كردند. آنان ابتدا با پيمان حكميتى كه خود بر اميرمؤ مـنـان در جـنـگ صـفـيـن تـحـميل كرده بودند مخالفت نموده و رفته رفته دست به شورش زدند و ماجراى نهروان را به وجود آوردند.
حـضـرت عـلى (ع ) در مـقـابل تمام اين مخالفان كه هريك به شكلى در حكومت اسلامى آن حضرت اخـلال مـى كـردنـد، ابـتدا به ارشاد و نصيحت پرداخت ، ولى آن گاه كه حاضر نشدند راهنمايى هـاى آن حـضـرت را بـپـذيـرنـد، بـا كـمـال قـاطـعـيـت بـا آنـهـا درگـير جنگ شد و تا قلع و قمع كامل آنان پيش رفت .
تمام دوران زندگانى على (ع ) به خصوص دوران كوتاه حكومت ايشان ، براى دلباختگان 