1119. به غير از خدا روى نياوريد
اءيها الناس ! غير المغفول عنهم ، و التاركون الما خوذ منهم . مالى اءراكم عن الله ذاهبين ، و الى غيره راغبين ! .
اى مردمى كه از كار شما غافل نيستند و اى مردمى كه (خدا و اوامر او را) رها كرده ايد و (هر چه داريد از جان ، مال و فرزند) از شما گرفته مى شود، چه شده است كه مى بينم از خدا روى گردان شده ايد و به غير او روى (1113) آورده ايد!؟
1120. خير خواه ترين مردم 
اءن اءنصح الناس لنفسه اءطو عهم لربه ، و اءن اءغشهم لنفسه اءعصاهم لربه .
خيرخواه ترين مردم نسبت به خويش ، اطاعت كننده ترين آن ها از پروردگار است و فريبنده ترين مردم نسبت به خود نافرمان ترين آنها از پروردگار خويش مى باشد. (1114)
1121. نافرمانى از خدا
من كلامه لاهل الكوفة -: اءيها الشاهدة ابدانهم ، الغائبه عنهم عقولهم ، المختلفة اهواوهم ، المبتلى بهم اءمراوهم ، صاحبكم يطيع الله و اءنتم تعصونه ، و صاحب اءهل الشام يعصى الله و هم يطيعونه ! .
در سخنان به كوفيان مى فرمايد: اى مردمى كه پيكرهايشان پيداست و خردهايشان از وجود آنها رخت بر بسته است ! خواهش ها و اهدافشان گونه گونه است ، و امرايشان به آنها گرفتار شده اند. زمامدار شما خدا را فرمان مى برد و شما او را نافرمانى مى كنيد و زمامدار شاميان خدا را نافرمانى مى كند و آنها از او فرمان مى برند! (1115)
1122. خير از ديدگاه امام عليه السلام 
سئل عن الخير ما هو! فقال عليه السلام : ليس الخير اءن يكثر مالك و ولدك ، ولكن الخير اءن يكثر علمك ، و اءن يعظم حلمك ، و اءن تباهى الناس ‍ بعبادة ربك .
از امام عليه السلام سئوال شده : خير چيست ؟
فرمود: خير آن نيست كه دارايى و فرزندت زياد شود، بلكه خير و خوبى آن است كه دانشت افزون شود و حلم و بردبارى ات بزرگ و ثابت گردد و بتوانى با پرستش پروردگارت در ميان مردم فخر و مباهات كنى . (1116)
1123. عاقبت مطيعان تنبلى 
من اءطاع التوانى ضيع الحقوق ، و من اطاع الواشى ضيع الصديق .
هر كس مطيع سستى و سهل انگارى باشد (سهل انگارى بر او چيره گردد) حقوق و منافع خود را ضايع و تباه مى سازد و كسى كه از سخن چين اطاعت كند (و سخن او را بپذيرد) دوست خود را از دست مى دهد. (1117).
1124. نيرومندى در اطاعت خداوند
احذر اءن يرالك الله عند معصيته ، و يفقدك عند طاعته فتكون من الخاسرين ، و اذا قويت فاقو على طاعة الله ؛ و اذا ضغف فاضعف عن معصيد الله .
بترس از ان كه خداوند تو را در حال عصيان ببيند و در فرمانبردارى اش نبيند كه در شمار زيانكاران خواهى بود و هرگاه نيرومند شدى در طاعت خدا باش و چون ضعيفى از معصيت و نافرمانى اش ناتوانى كن . (1118)
1125. ترك خير خداوندى 
عباد الله ! اءنه ليس لما وعد الله من الخير مترك ، و لا فيما نهى عنه من الشر مرغب .
اى بندگان خدا! آن خيرى كه خدا وعده داد است ترك كردنش شايسته نيست و رغبت به آن شرى كه از آن نهى فرموده است جايز نيست . (1119)
1126. بندگى غير خدا
تدبروا احوال الماضين من المومنين قبلكم ، كيف كانوا فى حال التمحيص و البلاء... اتخذتهم الفراعنة عبيدا فساموهم سوء العذاب و جر عوهم المرار .
در حالات مردمان با ايمان كه پيش از شما از اين دنيا گذشته اند كه چگونه زندگى را در حال ضعف و بلا سپرى كردند،... فراعنه و طاغوت ها آنان را بردگى خود گرفتند و عذاب بدى به آنان دادند و تلخى ها را جرعه جرعه به آنان نوشاندند. (1120)
1127. پرهيز از نافرمانى خالق 
اتقوا معاصى الله فى الخلوات ؛ فان الشاهد هو الحاكم .
از نافرمانى خدا بپرهيزيد و در خلوت گناه نكنيد كه گوا0 (بر گناه شما) خود حاكم بر آن است . (1121)بخش دوم : انجام فريضه و عبادت خداوندى 
1128. واجبات خالصانه 
وليكن فى خاصة ما تخلص به لله دينك : اقامة فرائضه التى هى له خاصة .
به مالك اشتر: از جمله كارهايى كه بايد خالصانه انجام دهى به پا داشتن فرايض و واجبات است كه مخصوص ذات پاك خداوند است . (1122)
1129. اداى امانت الهى 
من لم يختلف سره و علانيته ، و فعله و مقالته ، فقد اءدى الامانة ، و اءخلص ‍ العبادة .
آن كه پنهان و آشكارش ، عمل و حرفش با يكديگر فرق نكند، امانت الهى را ادا كرده و در بندگى و عبادت به درجه خلوص رسيده است . (1123)
1130. تقسيم ساعات و اوقات 
من كتاب كتبه للاشتر -: و اجعل لنفسك فيما بينك و بين الله اءفضل تلك المواقيت ، و اءجزل تلك الاقسام ، و اءن كانت كلها لله اذا صلحت فيها النية ، و سلمت منها الرعيه .
در نامه خود به مالك اشتر مى فرمايد: بهترين اوقات هرروز و بيشترين بخش ‍ از آن را براى رابطه ميان خود قرار ده ، هر چند كه اگر در همه اوقات نيت پاك و درست باشد و مردم در امنيت ، اوقات همه از آن خدا است . (1124)
1131. عبادت بازرگان 
اءن قوما عبدوا الله رغبه فتلك عبادة التجار .
گروهى خدا را زا روى ميل و رغبت (به بهشت ) عبادت كردند، اين عبادت بازرگانان و تجار است . (1125)
1132. احتجاج با اعضاى بدن 
لا تقل ما لا تعلم ، بل لا تقل كل ما تعلم ، فان الله فرض على جوارحك كلها فرائض يحتج بها عليك يوم القيامة .
آن چه را كه نمى دانى مگو، بلكه هر آن چه را هم كه مى دانى همه را مگو، زيرا خداوند بر اعضائ و جوارح تو فرايضى مقدر داشته كه در روز قيامت به آن ها با تو احتجاج خواهد كرد. (1126)
1133. تجارت و سود
لا تجارة ، كالعمل الصالح ، و لا ربح كالثواب .
هيچ تجارتى مانند عمل نيك و هيچ سودى مانند ثواب و پاداش الهى نيست . (1127)
1134. خوشا به حال اين نفس !
طوبى لنفس اءدت اءلى ربها فرضها، و عركت بجنبها بوسها .
خوشا به حال آن نفسى كه وظيفه واجبش را نسبت به پروردگارش ادا كرده ، سختى و مشكلات را تحمل نموده است . (1128)
1135. عبادت آزادگان 
اءن قوما عبدوا الله رغبة فتلك عبادة الاحرار .
همانا گروهى خدا را به خاطر سپاس از نعمت هايش عبادت مى كنند، اين عبادت آزادگان است . (1129)
1136. عبادت آزادگان 
حمل كل امرى منكم مجهودة ، و خفف عن الجهلة . رب رحيم ، و دين قويم ، و امم عليم .
هر كس به اندازه توانش تكليف شده و به نادانان تخفيف داده شده است . پروردگارتان مهربان است و دينتان استوار و پيشوايتان دانا. (1130)
1137. خوشا به حال حزب خدا
طوبى لنفس اءدت اءلى ربها فرضها... فى معشر اءسهر عيونهم خوف معادهم ، و تجافت عن مضاجعهم جنوبهم ، و همهمت بذكر ربهم شفاههم ، و تقشعت بطول استغفار هم ذنوبهم ، (اولئك حزب الله ، اءلا اءن حزب الله هم المفلحون ) .
خوشا نفسى كه وظيفه خود را به پروردگارش ادا كرد... آنان كه خوف روز رستخيز شب هنگام چشمانشان را بيدا نگه داشته و پهلوهايشان را از بستر نرم دور ساخته و لب هايشان را به ذكر خداوند مى جنبند، از بسيارى استغفار گناهانشان زدوده شده است . آنان حزب و گروه خداوندند و بدانيد كه حزب خدا پيروزند! (1131)
1138. روزى تضمين شده 
قد تكفل لكم بالرزق ، و اءمرتم بالعمل فلا يكونن المضمون لكم طلبه اءولى بكم من المفروض عليكم عمله ، مع انه و الله لقد اعترض الشك و دخل اليقين ، حتى كان الذى ضمن لكم قد فرض عليكم ، و كان الذى قد فرض عليكم قد وضع عنكم .
خداوند روزى شما را تضمين كرد و به كار (انجام واجبات ) فرمان داده شده ايد.
پس ، طلب روى تضمين شده ن