ى بـزرگ رسـول خـدا(ص ) را تـبـعـيـد كـنـد، بـه او اعـتـراض كـرد و مـانـع از تـبـعـيـد عـمـار شد.(41)
هـمـچـنين هنگامى كه (وليد بن عقبة ) حاكم عثمان در كوفه ، شراب خورد و عثمان گفت چه كسى حـاضر است او را حد بزند؟ تنها اميرمؤ منان (ع ) از ميان مردم برخاست و حدّ خدا را بر وى جارى كرد.(42)
حضرت على (ع ) در ماجراى قتل عثمان فرمود:
وَاللّهِ الّذى لا اِلهَ اِلاّ هُو م ا قَتَلْتُهُ ولا م ا لاَْتُ عَل ى قَتْلِهِ، ولا س اءَنى
بـه خـدايـى كـه جـز او خـداى يـگـانـه نـيـسـت ، مـن نـه در قـتـل عـثـمـان شـركـت داشـتـم و نـه در كـشـتـن او طـمـع ورزيـدم و نـه قتل او مرا ناراحت كرد.
در جمله ديگرى فرمود:
او خـويـشـان خـود را بـر مردم برترى داد و افراد فاسدى را برگزيد،مردم هم به بد روشى عليه او قيام كردند و او را به قتل رساندند.(43)
امـيـرمـؤ مـنـان (ع ) در مجموع به كشته شدن عثمان راضى نبود، چرا كه اين كار به نفع دشمنان اسـلام و در راءس ‍ آنـها (معاوية ) و بنى اميّه تمام مى شد. از اين رو، در زمان حيات عثمان سعى داشـت بـه گـونـه اى او را بـه اصلاح خود و اطرافيانش وادار كند و از التهاب شورش عمومى عـليـه وى بـكاهد. آن حضرت در اين زمينه فرمود: (به خدا سوگند آن قدر از عثمان دفاع كردم كه ترسيدم گناهكار باشم .)(44)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:568.txt">فصل اوّل : پيدايش ناكثين عليه حكومت على (ع )</a><a class="text" href="w:text:569.txt">فصل دوم : فرجام كار ناكثين (نبرد جمل )</a><a class="text" href="w:text:570.txt">فصل سوّم : ماهيّت قاسطين و انگيزه هاى سركشى آنها</a><a class="text" href="w:text:571.txt">فصل چهارم : واكنش اميرمؤ منان (ع ) در برابر سركشى هاى قاسطين</a><a class="text" href="w:text:572.txt">فصل پنجم : ارزيابى علل شكست سپاه عراق از سپاه معاويه</a><a class="text" href="w:text:573.txt">فصل ششم : چگونگى پيدايش و شكل گيرى خوارج</a><a class="text" href="w:text:574.txt">فصل هفتم : مرامنامه و شعار اساسى خوارج</a><a class="text" href="w:text:575.txt">فصل هشتم : ضرورت برخورد اميرمؤ منان (ع ) با خوارج</a></body></html>فصل اوّل : پيدايش ناكثين عليه حكومت على (ع )

اوّلين گروهى كه پس از تصدى امر حكومت ، عليه اميرمؤ منان على (ع ) به مخالفت برخاستند؛ كسانى بودند كه حضرتش از آنان به ناكثين (پيمان شكنان ) ياد كرده است .(45) دو تـن از سـران ايـن گـروه يـعنى طلحه و زبير در شمار اولين بيعت كنندگان با اميرمؤ منان (ع ) بودند و در عين حال اولين كسانى بودند كه پيمان خود را شكستند. آنان با همدستى عايشه جنگ مـعـروف بـه جـمـل را عـليـه امـام (ع ) تـدارك ديـدنـد كـه بـه شـكـسـت كامل آنان انجاميد. در اين درس به علل پيدايش اين گروه مى پردازيم .
بروز انقلاب در زمان عثمان
شـيوه تبعيض آميز و قوم گرايانه اى كه عثمان در نظام ادارى و مالى حكومت اسلامى پديد آورد، باعث بروز انقلاب و شورش عليه وى شد. او پس از روى كارآمدن سه اقدام زير را انجام داد:
1ـ كـارگـزاران دولت و فـرمـانداران ولايت ها را كه از خويشاوندان وى نبودند، از كار بركنار كـرد و بـه جـاى آنـهـا نـزديـكـان خـود از بـنـى امـيـه را بـا آن كـه صـلاحـيت نداشتند، روى كار آورد.(46)
2ـ در تـقـسـيـم بـيـت المـال روشـى نـاعـادلانـه در پـيـش گـرفـت . امـوال بـسـيـار زيـادى بـه خـويـشـاونـدان خـود بـخـشـيـد و خـود نـيـز اسـرافـكـارى و تـجـمل گرايى را برگزيد و براى مبارزه با مخالفان به توصيه مشاورانش سياست تطميع افراد و تبعيد و نابودى سران گروه هاى مخالف را در پيش گرفت .(47)
3ـ تـعـداد زيـادى از اصـحاب رسول خدا(ص ) را به نقاط دوردست تبعيد كرد و در واقع آنان را به وسيله كارگزاران خود زير نظر گرفت .(48)
مـجـمـوعـه اين عوامل باعث شد كه انقلابيون ، متشكل از اصحاب پيامبر(ص )، سرداران باسابقه اسـلام ، بـه مـديـنـه بيايند و خواستار تغيير روش وى شوند.(49) او در ظاهر تغيير روش خود را پذيرفت ، اما پنهانى دستور قتل عده اى از انقلابيون را به كارگزاران خود صادر كـرد. وقـتـى ايـن بـراى انـقـلابـيـون آشـكار شد، به مبارزه خود ادامه دادند تا آن كه عثمان به قتل رسيد.(50) علاوه بر معترضانى كه از بصره ، كوفه و مصر آمده بودند، افراد ديگرى از مدينه و از جمله طلحه و زبير نيز در محاصره خانه عثمان دست داشتند.(51)
پيروزى انقلاب و روى كار آمدن اميرمؤ منان 7
بـا قـتل عثمان انقلاب به پيروزى رسيد و مسلمانان به تعيين زمامدار جديد اقدام كردند. در ميان نـامزدهاى خلافت سه تن از همه برجسته تر بودند: اميرمؤ منان على (ع )، طلحه و زبير. اميرمؤ مـنـان (ع ) ابـتـدا از پـذيـرفـتـن حـكـومـت خوددارى ورزيد، اما از آنجا كه عموم مسلمانان بر حكومت حـضـرت عـلى (ع ) اتـفاق نظر داشتند، حضرتش پذيرفت و طلحه و زبير اوّلين كسانى بودند كه با ايشان دست بيعت دادند. در اين ميان ، عايشه همسر پيامبر كه به خلافت طلحه و زبير اميد داشـت مـديـنـه را تـرك كـرد و هـمـراه تـعـدادى ديـگـر از مـخـالفان اميرمؤ منان (ع ) به مكه رفت .(52)
آغاز امتيازطلبى
بـا پـيـروزى انـقـلاب و روى كـارآمـدن امـيـرمؤ منان (ع )، امتيازطلبى آغاز شد. اولين كسانى كه خـواسـتـار امـتيازهاى ويژه شدند، طلحه و زبير، يعنى اولين بيعت كنندگان با امام (ع ) بودند. پـيش از آن كه به نوع امتيازهايى كه آنها مى خواستند و واكنش اميرمؤ منان (ع ) بپردازيم ، لازم است درباره شخصيت طلحه و زبير و ديدگاه اميرمؤ منان (ع ) نسبت به آن دو تن سخن بگوييم .
الف ـ زبير
زبير بن عَوّام ، از اصحاب رسول خـدا(ص ) و پـسـرعـمـه ايـشـان وحضرت على (ع ) بود. او در بيشتر جنگ هاى صدر اسلام شركت داشـت و از طـريـق اهـل سـنـّت روايـت هـاى چـنـدى از رسـول خـدا(ص ) در فـضـيـلت وى نقل شده است . زبير از هم سالان و دوستان دوران كودكى اميرمؤ منان (ع ) بود. وى در زمان حيات پيامبر(ص ) و خلفاى سه گانه منصب دولتى نداشت .(53)
ب ـ طلحه
طـلحـه نيز از اصحاب رسول خدا(ص ) بود و در بيشتر جنگ هاى صدراسلام شركت داشت و مردى ثروتمند بود و در نقاط گوناگون به ويژه در عراق مستقلات بسيار زيادى داشت . درباره اش نـوشـتـه انـد كـه هـنـگـام مـرگ 000/200/2 درهـم از خـود بـاقـى گـذاشـت . در عـيـن حـال ، مـردى بـخـشـنـده بـود و خـرج زنـدگـى بـسـيـارى از افـراد تـنگدست مدينه را تاءمين مى كرد.(54)
به دليل همين حسن سابقه بود كه آنها توانستند با سوء استفاده از سابقه خود و نيز از موقعيت عايشه ، تعداد زيادى از مردم مكه و مدينه و ديگر نقاط را با خود همراه سازند.
روايـت هـا و قـريـنه ها و شواهد تاريخى فراوان نشان مى دهد كه على (ع ) نيز دوست نمى داشت كـه ايـن دو تـن در شـمـار مـخـالفـان او بـاشـنـد و بـراى آن حـضـرت مـشكل ايجاد كنند. هنگامى كه پيكار جمل در شرف وقوع بود، حضرتش آن دو تن را نصيحت كرد و آنان را از جنگ برحذر داشت . به دنبال اين نصيحت ها بنابه روايتى زبير از جنگ كناره گرفت ، اما طلحه همچنان بر ادامه نبرد اصرار داشت .(55)

امتيازهاى مورد تقاضاى طلحه و زبير
با قتل عثمان ، انقلاب به پيروز