بايد براى شما مقدم بر اعمال واجب باشد، ليكن به خدا سوگند كه شك بر شما عارض شده و اوهام نادرست با يقين در آميخته است ؛ چندان كه آن چه براى شما تضمين شده گويى به صورت امرى واجب در آمده و گويى آن چه واجب شده ، از دوش شما برداشته شده است . (1132)
1139. تقسيم ساعات و اوقات 
للمؤ من ثلاث ساعات : فساعة يناجى فيها ربه ، و ساعة يرم معاشه ، و ساعد يخلى بين نفسه و بين لذتها فيما يحل و يجمل .
مومن اوقات خود را به سه قسمت بخش مى كند: زمانى كه در ان با پروردگار خود به راز و نياز مى پردازد و زمانى كه به تحصيل معاش دست مى يازد و زمانى كه به لذت هاى حلال و خوشايند مى گذراند. (1133)
1140. تشويق به در نظر داشتن خدا
رحم الله امرا سمع حكما فوعى ، و دعى الى رشاد فدنا، و اخذ بحجزة هاد فنجا، راقب ربه ، و خاف ذنبه .
خدا رحمت كند مردى (بنده اى ) را كه سخن حكيمانه اى بشنود و پذيرايش ‍ شود و به راه راست فراخوانده شود، پس به آن نزديك گردد و كمربند راهنمايى را بگيرد و نجات يابد. پروردگارش را در نظر داشته باشد و از گناه خويش بترسد. (1134)
1141. اميد ثواب و عقاب 
من كتاب له الى الاسود بن قطبة صاحب جند حلوان : و ابتذل نفسك فيما افترض الله عليك راجيآ ثوابه و متخوفا عقابه .
امام على در نامه اى به اسود بن قطبه فرمانده لشكر حلوان چنين مى نويسد: و خود را در راه انجام كارهاى واجب به اميد ثواب خدا و ترس از كيفرش ‍ فدا كن ! (1135)
1142. نقش يقين در عبادت 
قد سمع رجلا من الحرورية يتهجد و يقرا فقال : نوم على يقين ، خير من صلاة فى شك ! .
چون شنيد كه مردى از خوارج حروارء شب را به عبادت و قرائت قرآن به سر مى برد، فرمود: خوابى كه همراه با يقين (به حق باشد، بهتر از نمازى است كه همراه با شك و ترديد (در حق ) بوده باشد. (1136)
1143. اينگونه نزد خدا برو!
اخرجوا الى الله بما افترض عليكم من حقه ، و بين لكم من وظائفه .
به ادى حقوقى كه خداوند براى شما مقرر داشته است و با عمل به وظايفى كه براى شما تبيين فرموده است به درگاه خدا برويد. (1137)
1144. سكوت معنى دار
اءن الله افترض عليكم الفرائض ، فلا تضيعوها... و سكت لكم عن اشياء و لم يدعها نسيانا، فلا تتكلفوها .
قطعى است كه خداوند بر شما واجباتى مقرر فرموده است ، پس آن ها را ضايع مسازيد و در مورد اشيايى براى شما سكوت كرده و سخنى نفرموده است ، اين سكوت از فراموشى نبوده است ، لذا خود را براى شناخت آن ها به مشقت نياندازيد. (1138)
1145. بر پايى حدود
فرض الله ... اءقامه الحدود اعظاما للمحارم .
بر پا داشتن خدود براى اهميت دادن به حرام هاى خداست . (1139)
1146. تعيين ساعت عبادت خدا
من كتبه للاشتر لما ولاه مصر -: وليكن فى خاصة ما تخلص به لله دينك : اقامه فرائضه التى هى له خاصة ، فاعط الله من بدنك فى ليلك و نهارك ، ووف ما تقربت به اءلى الله من ذلك كاملا غير مثلوم و لا منقوص بالغا من بدنك ما بلغ .
در فرمان حكومت مصر به مالك اشتر مى فرمايد: بايد در كارهايى كه براى خدا خالصانه انجام مى دهى برپاى داشتن واجباتى كه مخصوص اوست در راس كارها باشد، بنابراين در شب و روزت بخشى از نيروى جسمى ات را براى عبادت خدا در نظر بگير و آن چه را باعث نزديك شدنت به خداى عزيز مى گردد بدون كم و كاست اجرا كن ، هر چند تلاش تو موجب رنج بدنت گردد. (1140)
1147. ترغيب به انجام فرايض 
الفرائض الفرائض ! ادوها الى الله تود كم الى الجنة .
واجبات را مراعات كنيد واجبات را. آن ها را براى خدا ادا كنيد، تا شما را رهسپار بهشت نمايد. (1141)
1148. والاترين عبادت 
لا عبادة كاداء الفرائض .
هيچ عبادتى مانند، انجام فريضه ها و واجبات دينى نيست . (1142)
1149. يارى خواستن از خدا
اءكثر الا ستعانة بالله يكفك ما اءهمك ، و يعنك على ما ينزل بك ، اءن شاء الله .
هميشه از خداى بزرگ بسيار يارى بخواه تا تو را بى نياز گرداند و در مشكلاتى كه به تو رسيده است يارى ات كند، اءن شاء الله . (1143)
1150. فلسفه ايمان 
فرض الله الايمان تطهيرآ من الشرك .
خداوند ايمان را براى پاك كردن و زدودن شرك فريضه و واجب ساخت . (1144)
1151. فلسفه عبادت 
فى بيان فلسفة العبادات -: لما فى ذلك من تعفير عتاق الوجوه بالتراب تواضعا، و التصاق كرائم الجوارح بالارض تصاغرا، و لحوق البطون بالمتون من الصيام تذللا .
در بيان فلسفه عبادت فرمودند: به جهت ماليدن چهره هاى نازنين به خاك از روى تواضع و چسباندن اعضاى شريف بر زمين براى احساس حقارت در بارگاه الهى و چسبيدن شكم ها به پشت ها به جهت روزه دارى براى دريافت ذلت . (1145)
1152. عبادت به وقت 
من كتابه الى الحارث الهمدانى -: خادع نفسك فى العبادة ، وارفق بها و لا تقهرها، و خذ عفوها و نشاطها، الا ما كان مكتوبا عليك من الفريضة ، فانه لا بد من قضائها و تعاهدها عند محلها .
امام على عليه السلام در نامه خود ره حارث همدانى مى فرمايد: به خودت براى عبادت حيله بزن و با خودت مداراكن . روح خود را تحت فشار قرار مده و به هنگام آزادى و نشاط او را (براى كارهاى مستحب ) درياب . فقط در كارهاى واجب نگاه به نشاط خود مكن ، زيرا بايد آن را به موقع انجام دهى (خواه نشاط داشته باشى يا نه ). (1146)
1153. زمان كنار گذاشتن مستحبات 
اذا اضرت النوافل بالفرائض فارفضوها .
در ان هنگام كه مستحبات به واجبات ضرر وارد كند آن مستحبات را رها كنيد. (1147)
1154. مستحبات مضر
لا قربة بالنوافل اذ اضرت بالفرائض .
با آن عبادات مستحب كه به واجبات ضرر مى زند، نمى توان به خدا نزديك شد. (1148)
1155. تنها قدردان خوبى 
لا يزهدنك فى المعرف من لا يشكره لك ، فقد يشكرك عيليه من لا يستمتع بشى ء منه ، و قد تدرك من شكر الشاكر اكثر مما اضاع الكافر، و اله يحب المحسنين .
تشكر نكردن ديگران از تو، نبياد تو را به خوبى كردن بى رغبت سازد؛ زيرا كسى كه از ان نيكى كم ترين بهره اى نمى برد (يعنى خداوند) از تو قدردانى مى كند و از سپاسگزارى اين سپاسگزار به بيش از آن چيزى مى رسى كه فرد ناسپاس فرو گذاشته است و خداوند نيكوكاران را دوست دارد. (1149)بخش سوم : قرآن 
1156. اخبار موجود در قرآن 
اءلا اءن فيه علم ما ياتى ، و الحديث عن الماضى ، و دواء دائكم ، و نظم ما بينكم .
آگاه باشيد! در اين كتاب الهى است علم هر آنچه كه خواهد آمد و حديث هر آنچه كه گذشته است و دواى درد شما و نظم آنچه كه در ميان شما بايد باشد. (1150)
1157. شفاعت قرآن 
من شفع له القران يوم القيامة شفع فيه ، و من محل به القران يوم القيامة صدق عليه .
كسى را كه قران در قيامت شفاعت كند، شفاعتش قبول شود و كسى كه قرآن از او شكايت نمايد، شكايتش پذيرفته مى شود. (1151)
1158. نورى تابناك 
اءنزل عليه الكتاب نورا لا تطفا مصابيحه و سراجا لا يخبو توقده ، و بحرا لا يدرك قعره ، و منهاجا لا يضل نهجه ، و شعاعا لا يظلم ضوءة ، و فر قانا لا يخمد برهانه ، و تبيانا لا تهدم اءركانه ، و شفاء لا تخشى اءسقامه ، و عزا لا تهزم اءنصارة ، و حقا لا تخذل اءعوانه .
خداوند قران را ر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرو فرستاد، در حالى كه نورى است كه قنديل هاى آن خاموش نمى شود و چراغى است كه افروختن آن فرو نمى نشيند و دريايى است كه ژرفاى آن پيدا نم