باشد.(208)
امـيـرمـؤ مـنـان (ع ) عدالت را فداى مصلحت نمى كرد و با باندسازى وبستن دهان هابا لقمه هاى بزرگ و تبعيض ، مخالف بود. اين روش امام (ع ) بر عده اى كه در حكومت هاى قبلى به تبعيض و حـيـف و مـيـل امـوال مـسلمانان عادت كرده بودند، گران آمد و آنان را به موضعگيرى عليه حكومت نـوپـاى وى كـشاند، به اين جهت بعضى اشخاص به اصطلاح خيرانديش نزد حضرت على (ع ) آمده و درخواست كردند كه به بعضى از بزرگان و اشخاص با سابقه ، سهم بيشترى از بيت المـال بـدهـد تـا از شـرّ آنـهـا و تـمايلشان به سوى (معاويه ) جلوگيرى كند، اما حضرت در جوابشان فرمود:
شـمـا از مـن مـى خـواهـيـد كـه پـيـروزى را بـه قـيـمـت تـبـعـيض و ستمگرى به دست آورم و در حقّ زيردستانم ظلم كنم ؟! سوگند به خدا تا شب و روز در گردشند و ستاره اى در آسمان طلوع مى كند، چنين كارى نخواهم كرد!
اگـر ايـن مـال ، مـال خـودم بود به طور مساوى بين مردم تقسيم مى كردم تا چه رسد به اين كه مال خداست .(209)
اميرمؤ منان (ع ) به مقتضاى راءى و علم خود ـ حكومت را اداره مى كرد
و بـه سـخـن گـويـنـدگان و عيبجويان و سعايت كنندگان ، گوش فرانمى داد و در اجراى احكام الهى ، سرعت عمل ، قاطعيت و دقّت زيادى داشت و در اجراى اين سياست نه تنها در دوران زمامدارى خـود پـاى مـى فـشـرد، بـلكـه پـيـش از ايـن ، در دوران حـيـات رسـول خـدا(ص ) نـيـز بـر آن تـاءكـيـد داشـت ، چـنـدان كـه رسول خدا(ص ) در پاسخ خرده گيران فرمود:
اى مـردم از على (ع ) شكايت نداشته باشيد. به خدا سوگند اگر اندكى خشن است ، براى خدا و در راه خداست .(210)
ب ـ اصلاح ساختار اقتصادى
حضرت على (ع ) با اين كه مظهر كامل زهد اسلامى بود، براى امور
مالى حكومت ، اهميت زيادى قائل مى شد.
آن حـضـرت پـس از رسـيـدن بـه خـلافـت ، دسـت بـه اصـلاح بـيـت المـال و عـزل مـاءمـوران نـادرسـت آن زد و از هـمـان روز اول راه اسراف و سوء استفاده را سدّ كرد.
عـلى (ع ) مـحـور اسـاسـى نـظـام مـالى كشور را ماليات مى دانست و دستوراتى در اين زمينه به (مالك اشتر) فرماندار مصر داد كه توجه شما را به بعضى از آنها جلب مى كنيم .
1ـ جريان ماليات را چنان به دقّت رسيدگى كن كه وضع ماليات دهندگان سامان يابد، زيرا اصـلاح حـال هـمـه اصـناف در گرو صلاح ماليات و ماليات دهندگان است و مردم همگى نانخور ماليات و ماليات دهندگانند.
2ـ لازم اسـت كه عمران و آبادى را بيشتر از جمع آورى خراج مورد نظر قرار دهى ، زيرا ماليات جـز از راه عمران و آبادانى كشور به دست نمى آيد و هر كس بدون عمران ، خراج بگيرد، كشور را ويران و ملّت را نابود مى كند و حكومتش جز مدّت كوتاهى برپا نخواهد بود.
3ـ هـرگـاه مـردم بـه خـاطـر سـنـگينى ماليات يا عللى ديگر چون قطع سهم آب يا خشكسالى و سيل و... از ماليات شكايت كردند، تخفيفى برايشان در نظر بگير.(211)
امـيـرمـؤ مـنان (ع ) در مصرف بيت المال دقّت زيادى به خرج مى داد و مواظب بود تا كوچك ترين ضـررى بـه اموال مسلمانان وارد نشود و ذره اى از آن بيهوده مصرف نگردد. حكومت آن حضرت با تمركز بى رويه سرمايه و مالكيت بى قيد و شرط افراد مخالفت داشت و غنايم جنگى و درآمدها در خزانه جمع نمى شد و آنچه به كوفه مى رسيد، فورى بين مردم به طور مساوى تقسيم مى شـد. شـيـوه امـيـرمـؤ مـنـان (ع ) چـنـيـن بـود كـه زمـيـن بـيـت المـال را بـعـد از تـقـسـيـم امـوال جـاروب مـى كـرد و سـپـس در آن نـمـاز مـى گـذارد تـا روز قـيـامت گواهى دهد كه ذرّه اى از اموال مسلمانان را در آن حبس نكرده است .(212)
عـلى (ع ) در دوران حـكـومـت خود همانند فقيرترين افراد زندگى مى كرد و با قناعت و صبر به مـسـلمـانـان درس ‍ ايـمـان و پـايـدارى مـى داد و در نـامـه اى به (عثمان بن حنيف ) در اين رابطه فرمود:
هـيـهـات كـه مـن بـا شـكم سير بخوابم در حالى كه اطرافم شكم هاى گرسنه و جگرهاى تشنه باشند. آيا به همين قناعت كنم كه مرا اميرمؤ منان بنامند و در سختى هاى روزگار با مردم شريك نبوده و در تلخى هاى زندگى جلودارشان نباشم ؟
مـرا نـيـافـريده اند كه مثل حيوان پروارى به خوردن غذاهاى خوشمزه سرگرم باشم و به كار ديگرى نپردازم !(213)
ج ـ قاطعيت نظامى
حضرت على (ع ) در دوران خلافت خود با آشوب ها و جنگ هاى متعددى روبه رو شد و در تمام اين جـنـگ هـا بـه خـاطـر زنـده نـگـه داشـتـن ديـن و اعـاده امـنـيـت بـه جـامـعـه اسـلامـى بـا كمال قاطعيت ، در مقابل آتش افروزان ايستاد و با آنها جنگيد.
على (ع ) در اين برخوردها شيوه هايى ارائه داد كه بعضى از آنها بدين قرارند:
1ـ در بـرخـورد بـا آشوب هاى داخلى به محض ديدن آثار فتنه ، خود را براى جلوگيرى از آن آمـاده مـى كـرد و نـمـى گـذاشـت آتـش فـتـنـه شـعـله ور شـود و در مقابل كار انجام شده قرار گيرد.(214)
آن حـضـرت در ادامـه هـمـيـن سـيـاسـت پـس از آن كـه احساس كرد (طلحه ) و (زبير) به رهبرى (عـايـشـه ) درصـدد بـرپـا كـردن آشـوب هـسـتـنـد و بـا تـبـليـغـات زهـرآگـيـن خـود مـشـغـول انـحـراف افـكـار عـمـومى مى باشند، خود را آماده جنگ با آنان كرد. وقتى كه بعضى آن حضرت را از جنگ با آنان منع كردند، فرمود:
سـوگـنـد بـه خدا من مانند (كَفتار) خوابيده اى نيستم كه صيّاد مدّتى دركمينش نشسته و براى فـريـبـش چـوب يـا دسـتـى را آهـسـتـه بـه زمـيـن مـى زنـد تـا ايـن كـه از خـواب جـسـتـه و بـه دنـبال صدا از خانه بيرون آيد و دستگيرش كنند، بلكه من به همراهى كسى كه رو به حقّ آورده و شنوا و فرمانبردار است ، شمشير مى زنم و با گنهكارى كه از حقّ رو گردانيده و در آن شك و ترديد دارد(215) تا زنده هستم مى جنگم .(216)
2ـ شـيـوه ديـگر حكومتى اميرمؤ منان (ع ) قاطعيت در برخورد باآشوبگران داخلى بود آن حضرت وقـتـى ديـد جـان و مـال مسلمانان دستخوش هواها و هوس هاى فتنه گران قرار گرفته و درصدد براندازى حكومت اسلامى هستند، ابتدا آنان را نصيحت و ارشاد كرد و وقتى نپذيرفتند با قاطعيت تـمـام ، جـلوى آنها ايستاد. او در عظمت فرونشاندن فتنه خوارج كه با حربه ديانت و تقدس رو در روى حكومت عدل آن حضرت ايستادند، فرمود: (اين من بودم كه چشم فتنه را كور كردم و جز من كسى جراءت اين كار را نداشت ...)(217)
3ـ همان گونه كه اشاره شد جنگ هاى اميرمؤ منان (ع ) به انگيزه دفع فتنه و اعتلاى اسلام بود، نـه قـدرت طـلبـى و كـشـورگـشـايى ؛ از اين رو آن حضرت به سربازان خود مى فرمود: شما آغـازگـر جـنـگ نـبـاشـيـد. خـود آن حـضـرت نيز پيش از شروع جنگ با نامه و سخنرانى و پيام ، مخالفان را به حق دعوت مى كرد.
4ـ امـيـرمؤ منان (ع ) از روش هاى غيرانسانى مانند بستن آب و كشتن اسيران و مثله كردن كشته ها و سـوزاندن درختان و زراعت ها و آزار و اذيّت زنان و كودكان و سالخوردگان دورى مى كرد و به نيروهاى خود نيز توصيه مى كرد كه از انجام اين امور خوددارى كنند.
5ـ عـلى (ع ) در جـبـهـه هـاى جنگ ، خود پيشاپيش سپاه بود و با خطبه هاى حماسى و آيات جهاد و اشـعـار، روحـيـه سـربـازان را تـقـ