تـدا حكومت حضرت را پـذيـرفـتـه بـودنـد و بعدها بيعت را شكستند، اما در اين جبهه علاوه بر خصوصيّات و نفاق هاى جبهه اول ، (معاويه ) ادعا مى كرد كه حكومت على (ع ) غيرقانونى است و چنان تبليغات او و دار و دسته اش كارساز شده بود كه لشكر شام جنگيدن با اميرمؤ منان (ع ) را عملى مقدس تلقى مى كـردنـد. جـنـگ صـفـيـن شـروع شـد و مـجـمـوعـا بـيـش از يـكـصـد و هـفـتـاد هـزار نـيـروى مسلمان در مقابل هم قرار گرفتند.
ايـن جـنـگ كـه بـر حـضـرت عـلى (ع ) تـحـمـيـل شـده بـود، بـيـش از يـكـصـد روز طول كشيد و علاوه بر خسارت هاى مالى حدود نيمى از جنگجويان كشته شدند!
بديهى است كه تجهيز اين همه نيرو و پيامدهاى پس از جنگ چه مشكلاتى را براى اميرمؤ منان (ع ) بـه وجود آورد، به خصوص كه جنگ صفين بر اثر سياست (قرآن بر نيزه كردن معاويه ) و نـارسـايـى فكرى عده اى از نيروهاى اميرمؤ منان (ع )، بى نتيجه ماند و در ميان سپاه آن حضرت اختلاف زيادى به وجود آمد و منشاء پيدايش (خوارج ) گرديد.
مـشـكل ديگر بر سر راه حكومت اميرمؤ منان (ع ) مشكل كوته فكرى و نادانى عده اى از نيروهاى آن حضرت بود. اين عده كه بعدها به نام (خوارج ) معروف شدند افرادى به ظاهر مؤ من و مقدس ، ولى نـادان بـودنـد كـه در روزهـاى آخر جنگ صفين فريب و نيرنگ معاويه را خوردند و با اميرمؤ مـنـان (ع ) كـه خـواسـتـار ادامـه جـنـگ و در آسـتـانـه پـيـروزى نـهـايـى بـود، بـه مـخـالفـت بـرخـاسـتـنـد.(230) كـه شـرح مـفـصـل آن در فصل هاى قبل گذشت .

مشكل نيروى انسانى كارآمد
يـكـى ديـگـر از مـشـكـلات حـكومتى اميرمؤ منان (ع ) مشكل نيروى انسانى كارآمد بود. على (ع ) كه هدفش ‍ تحكيم پايه هاى عدالت اجتماعى و مبارزه با مفسدان بود، براى انجام امور ادارى كشور و دفاع از كيان اسلام ، احتياج به نيروهايى خودساخته ، مقاوم و آگاه داشت ، ولى بر اثر سياست هاى گذشته و بافت به وجود آمده جامعه ، نيروهاى كافى و دلخواه براى امام فراهم نبود.
امـيـرمـؤ مـنـان (ع ) پـيـوسـتـه سـعـى مـى كرد در انتخاب كارگزاران كشور و فرماندهان نظامى بـهـتـريـن هـا را انـتخاب كند، اما گاهى نيز با كمبود نيروى انسانى كارآمد رو به رو مى شد و شـايـد بـتـوان حـضـور مـوقـتـى بـعـضـى از كـارگـزاران مـعـلوم الحـال هـمـچـون (زيـاد بـن ابـيـه ) را در سـمـت اسـتـانـدارى فـارس و (اشـعث بن قيس ) را در آذربايجان ، به همين علّت دانست .
عـلى (ع ) در نـيروهاى رزمى نيز با مشكلاتى از قبيل اختلاف ، كم كارى ، پيروى نكردن از رهبر و.. روبه رو بود، از اين رو خطاب به آنان فرمود:
... آگاه باشيد سوگند به آن كسى كه جان من به دست اوست اين گروه (لشكر شام ) بر شما غـلبـه خـواهـنـد كـرد، نـه بـه خـاطر آن كه آنها به حق سزاوارترند از شما، بلكه از جهت عجله ايـشـان اسـت در بـاطـل صـاحـبـشـان مـعـاويـه . آنـهـا در انـجـام فـرمـان و اغـراض باطل او با عجله مى كوشند و شما در انجام (دستورهاى ) حق من كندى مى كنيد. شما را براى رفتن بـه جـهـاد و جـنـگـيـدن با دشمن طلبيدم و نرفتيد و (سود رفتن و زيان نرفتن را) گوشزد شما كـردم و نـشـنـيـديـد... اى كـسـانـى كـه بـدن هـاشـان حـاضـر و عـقـل هـاشـان نـاپيدا و خواست هاشان گوناگون (و به سبب نفاق آنان ) رهبرانشان گرفتارند، امـيـر شـمـا، خـدا را اطـاعـت مـى كـنـد و شـمـا بـه دسـتـور او رفـتـار نـمـى كـنـيـد و رئيـس اهل شام خدا را معصيت مى كند و آنان مطيع او هستند.
سـوگـند به خدا دوست دارم كه معاويه درباره شما با من داد و ستد كند، مانند داد و ستد صراف كـه يـك ديـنـار طـلا مـى گـيـرد و ده درهم نقره مى دهد، ده نفر از شما را از من بگيرد و يك نفر از لشكريانش را بدهد...!(231)ره توشه آخرت 
فَاجْعَلُوا اجْتِهادَكُمْ فِيهَا التَّزَوُّدَ مِنْ يَوْمِهَا الْقَصيرِ لِيَوْمِ الاَّْخِرَةِ الطَّويلِ(5)
كـوشـش شـمـا در دنـيـا ايـن بـاشد كه از اين چند روزه كوتاه براى روزهاى بلند آخرت توشه برگيريد.
فَتَزَوَّدُوا فِى اَيّامِ الْفَناءِ لاَِيّامِ الْبَقاءِ.(6)
مردم ! در روزهاى فناپذير، براى روزگار جاودان ، توشه برگيريد.
آمادگى براى حساب رسى 
اِجْعَلْ جِدَّكَ لاِِعْدادِ الْجَوابِ لِيَوْمِ الْمَسْئَلَةِ وَالْحِسابِ(7)
بكوش تا براى پاسخگويى در روز پرسش و حساب رسى آماده باشى .
حسابرسى الهى 
اِعْلَمْ اَنّ حِسابَ اللّهِ اَعْظَمُ مِنْ حِسابِ النّاسِ.(8)
بدان ! حسابرسى خداوند از حسابرسى مردم سخت تر است .
فرق امروز و فردا 
وَ اِنَّ الْيَوْمَ عَمَلٌ وَ لا حِسابَ وَ غَداً حِسابٌ وَ لا عَمَلَ.(9)
امروز روز كار است و روز حساب نيست و فردا روز حساب است و روز كار نيست .
بدترين توشه آخرت 
بِئْسَ الزّادُ اِلَى الْمَعادِ الْعُدْوانُ عَلَى الْعِبادِ(10)
بدترين توشه انسان براى معاد، تجاوز به بندگان خداست .
خائنان در قيامت 
وَ لِكُلِّ غادِرٍ لِوَاءٌ يُعْرَفُ بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ(11)
خائنان در روز قيامت پرچمى دارند كه بدان شناخته مى شوند.
تجسّم اعمال در قيامت 
اَعْمالُ الْعِبادِ فى عاجِلِهِمْ نَصْبُ اءَعْيُنِهِمْ فى آجِلِهِمْ(12)
كردار امروز مردم ، فردا پيش روى آنهاست .
كِشته آخرت 
اَلْعَمَلُ الصّالِحُ حَرْثُ الاَّْخِرَةِ.(13)
كردارِ نيك ، كِشته اى براى آخرت است .
ياد معاد 
طُوبى لِمَنْ ذَكَرَ الْمَعادَ وَ عَمِلَ لِلْحِسابِ وَ قَنِعَ بِالْكَفافِ وَ رَضِىَ عَنِ اللّهِ.(14)
خوشا به حاحل كسى كه به ياد معاد باشد و براى روز حساب ، كار كند و به اندازه روزى خود قناعت نمايد و از خدا خشنود باشد.
هشدار به بندگان خدا! 
عـِبـادَ اللّهِ اِحـْذَرُوا يـَوْمـاً تـُفـْحـَصُ فـيـهِ الاَْعـْمـالُ وَ يـَكـْثـُرُ فـيـهِ الزِّلْزالُ وَ تـَشـيـبُ فـيـهـِ الاَْطْفالُ.(15)
بندگان خدا! از روزى بترسيد كه عمل ها وارسى مى شود و اضطراب در آن زياد و كودكان پير مى شوند!
آمادگى براى آخرت 
مَنْ تَذَكَّرَ بُعْدَ السَّفَرِ اسْتَعَدَّ.(16)
هر كس دورى سفر (قيامت ) را ياد كند آماده راه گردد.
گرايش به آخرت 
طُوبى لِلزّاهِدينَ فِى الدُّنْيَا الرّاغِبينَ فِى الاَّْخِرَةِ.(17)
خوشا به حال آنان كه نسبت به دنيا زهد مى ورزند و به آخرت گرايش دارند.
مسافران قيامت 
قـَدْ دُلِلْتـُمْ عَلَى الزّادِ وَ اُمِرْتُمْ بِالظَّعْنِ وَ حُثِثْتُمْ عَلَى الْمَسيرِ، فَاِنَّما اَنْتُمْ كَرَكْبٍ وُقُوفٍ لا يَدْرُونَ مَتى تُؤْمَرُونَ بِالسَّيْرِ.(18)
شـمـا انسان ها، بر فراهم كردن توشه سفر رهنمون شده ايد و فرمان كوچ يافته ايد و حركت را بـرانـگـيـخـتـه شـده ايـد، داسـتان شما داستان كاروان بار افكنده اى را ماند كه نمى داند چه زمانى فرمان حركت مى يابد.
ضايع كردن توشه آخرت 
مِنَ الفَسادِ اِضاعَةُ الزّادِ وَ مَفْسَدَةُ الْمَعادِ.(19)
از جمله تباهكارى از دست دادن توشه و تباه ساختن آخرت است .
در انديشه آينده 
وَاذْكُرْ قَبْرَك فَاِنَّ عَلَيْهِ مَمَرَّكَ.(20)
گور خويش را به ياد آور، چرا 