ه بايد از آن بگذرى .
نشانه ورشكستگى 
اَلْمَغْبُونُ مَنْ شُغِلَ بِالدُّنْيا وَ فاتَهُ حَظُّهُ مِنَ الاَّْخِرَةِ(21)
زيانكار كسى است كه به دنيا مشغول گردد و بهره آخرت از او فوت شود.فصل چهارم : اقدام هاى اميرمؤ منان (ع ) در رفع مشكلات (حكومت )

در بـحث قبل با بعضى از مشكلات دوران حكومت على (ع ) همچون انحراف هاى فرهنگى ، گروه ها و احـزاب مـخـالف ، نارسايى هاى فكرى و... آشنا شديم و در اين بحث به بعضى از اقدام هاى امام (ع ) در جهت برطرف ساختن مشكلات اشاره مى كنيم .

مبارزه با ظلم و تبعيض
على (ع ) هنگامى زمام حكومت را در دست گرفت كه عدالت اجتماعى رنگ باخته و به قدرى تبعيض بـر جـامعه حكمفرما شده بود كه دسته اى از شدت پرخورى ناراحت و دسته ديگر از گرسنگى رنج مى بردند.(232)
امـيـرمـؤ مـنـان (ع ) كـه نـمـى تـوانـسـت تـمـاشـاگـر چـنـيـن صـحـنـه هـايـى بـاشـد و يـكـى از عـوامـل پـيـش آمـدن ايـن اوضـاع را، بـى عـدالتـى هـاى اِعـمـال شـده در بـيـت المـال مـى دانـسـت ، مـسـاءله مـسـاوات را مـطـرح كـرد و بـيـت المـال را بـه طور مساوى بين مسلمانان تقسيم نمود. همچنين آن حضرت اعلام كرد زمين هايى را كه عثمان در زمان خلافت خود به ناحق به ديگران بخشيده پس خواهد گرفت .
على (ع ) برنامه ستم زدايى خود را چنين اعلام كرد:
سـوگـنـد بـه خـدا بـراى گـرفـتـن حـق سـتـمـديـده از سـتـمـكـار از روى عدل و
انـصـاف حـكـم مى كنم و ستمگر را با حلقه بينى اش مى كشم و به آبخور حق و عدالت وارد مى سازم ، اگر چه به آن بى ميل باشد.

اصلاح امور ادارى
يـكـى ديـگـر از اقـدام هـاى امـيرمؤ منان (ع ) در برطرف كردن مشكلات حكومت ، اصلاح امور ادارى بـود. امـام (ع ) پس از به دست گرفتن حكومت ، فرمانداران ناشايسته قبلى همچون (معاوية بن ابـوسفيان ) فرماندار شام ، (اشعث بن قيس ) (فرماندار ارمينيه و آذربايجان )، (جرير بن عـبـداللّه بـجـلى ) فـرمـانـدار هـمـدان (233) و... را عزل كرد و افراد صالح و دورانديش را به حكومت گمارد؛ به عنوان نمونه ، (عثمان بن حنيف ) را بـه اسـتـانـدارى بـصـره (سـهـل بـن حنيف ) را به استاندارى شام و (قيس بن سعد) را به استاندارى مصر منصوب كرد.(234)
عـلى (ع ) بـراى گـزيـنش كارمندان ، گرفتن ماليات ، برخورد با مردم و... دستورهايى براى كـارگـزاران خـود صـادر كـرد كـه نـامـه مـعـروف آن حضرت به (مالك اشتر) يكى از آنها مى باشد.
امـيرمؤ منان (ع ) پيوسته مراقب فرمانداران و كارمندان دولت خود بود و آنان را به رعايت تقوا و امانت توصيه مى كرد و در مواردى با فرستادن بازرس هاى مخفى به ايالت ها و ارگان هاى اجـرايـى كـشـور، اَعمال كارگزارن خود را زير نظر مى گرفت .(235) و آنان را به دليـل حـركـت خـلافـشـان سـرزنـش مى كرد؛ چنانچه وقتى به او خبر دادند كه (عثمان بن حنيف ) فرماندار بصره ، در يك مجلس مهمانى پرخرج شركت كرده ، خطاب به او فرمود:
اى پـسـر (حـنـيـف ) بـه مـن خـبـر رسـيـده كـه يـكـى از جـوانـان اهـل بـصره تو را به مجلس عروسى دعوت كرده و به سوى آن شتابان رفته اى و خورشت هاى رنـگـارنـگ و كـاسـه هـاى بـزرگ غـذا بـرايت آورده اند. اى پسر حنيف گمان نداشتم به مهمانى كـسـانـى بـروى كـه فـقيران را (از روى بى اعتنايى ) به آن مهمانى راه نداده و ثروتمندان را دعوت كرده اند.(236)
عـلى (ع ) در جـريـان اصـلاح امـور ادارى ، بـه تـشـكـيـلات قـضايى سر وسامان داد و براى آن اصـولى مـعـيـن كـرد. بـه عنوان مثال براى احتراز از تبانى شهود، مقرر كرد تا شهود از هم جدا شـده و تـك تـك نـزد قـاضـى حـاضـر شـوند.(237) همچنين آن حضرت قاضيان را در كـوفـه جـمـع كـرد و آنـان را مورد آزمايش قرار داد و به هر كدام كه به پرسش هاى وى پاسخ درست دادند، اجازه دادرسى داد.(238)

اقدام هاى فرهنگى
چـنانچه در بحث قبل گفته شد، پيش از به قدرت رسيدن على (ع )، جامعه اسلامى دچار انحراف هـاى فـرهـنـگـى شـده بـود. امـيـرمـؤ مـنـان (ع ) در رابـطـه بـا رفـع ايـن مـشـكل ، مردم را به رعايت حدود و قوانين الهى كه دستخوش آرا و نظريات اشخاص بى صلاحيت شـده بـود، فـراخـوانـد و آنان را از ارتكاب گناه و كارهايى كه حكم آن برايشان روشن نيست ، برحذر داشت .(239)
على (ع ) با استفاده از خطبه هاى شيوا و سخنان بليغ خود و فرستادن نامه به گوشه و كنار كـشـور بـه ارشـاد و راهـنـمـايـى مـردم و كـارگزارانش پرداخت و آنان را از تعصب هاى بى جا و دنياپرستى و پيروى از هواى نفس ‍ و... بازداشت .
عـلى (ع ) معارف قرآن را گسترش داد و با ارائه دستوراتى در زمينه هاى سياسى ، اقتصادى و نـظـامـى ، فـصـل نـويـنـى در مـعـارف اسـلامـى و آيـيـن كـشـوردارى گـشـود و مـمـنـوعيت تدوين و نـقـل حـديـث را كـه در زمـان خـلفـا اِعـمـال مـى شـد، از مـيـان بـرداشـت و خـود بـه نـقـل حـديـث پـرداخـت و دسـتـور داد روايـت هـاى مـنـسـوب بـه رسـول خدا(ص ) را بنويسند.(240) همچنين آن حضرت در هر موقعيّتى ، اخلاق و روش هـاى عـمـلى پـيـامـبـر(ص ) را براى مردم بيان كرد و سعى داشت روش هاى پيامبر(ص ) در جامعه زنده شود.
امـيـرمـؤ مـنـان (ع ) آنـچـنـان در راهـنـمايى و ارشاد مردم كوشا بود كه وقتى از (حسن بصرى ) درباره آن حضرت پرسيدند، وى در جواب ، به اين خصوصيت امام اشاره كرد و گفت :
اَراهُمُ السَّبيلَ وَاَقامَ لَهُمُ الدّينَ اِذا اعْوِجَ(241)
او راه را به مردم نشان داد و دين را هنگامى كه دچار كجى و انحراف شده بود، استوار كرد.
عـلى (ع ) مـردم را از پـيـروى كـسـانى كه قرآن را بر طبق نظريات و انديشه هاى نادرست خود، تـفـسـيـر مـى كـردند،(242) باز مى داشت و آنان را به پيروى از عترت پيامبر(ص ) فرا مى خواند.(243)
امـيـرمـؤ مـنان (ع ) در زمان حكومت و قبل از آن درصدد گسترش علم و دانش بود و گارگزارانش را به مشورت و مذاكره با صاحبان علم ، امر مى كرد و در نامه خود به مالك اشتر نوشت :
(وَاَكـْثـِرْ مـُدارَسـَةَ الْعـُلَمـاءِ ومـُنـافـَثَةَ الْحُكَماءِ فى تَثْبيتِ ما صَلَحَعَلَيْهِ اَمْرُ بِلادِكَ وَاِقامَةِ مَا اسْتَقامَ بِهِ النّاسُ قَبْلَكَ)(244)
در رابطه با مصالح عمومى شهرها و ايجاد نظم داخلى و امورى كه موجب صلاح و استوارى مردم و حـكـومـت مـى شـود، بـا دانـشـمندان ، مذاكره بسيار كن و با افراد راستگو و درست كردار در اين زمـيـنـه ها گفت وگو نما (و از نظرات آنان استفاده كن تا حكومتت پايدار مانده و كارهاى مردم به شايستگى انجام گيرد.)

اقدام نظامى
چنانچه گفته شد، يكى از مشكلات اميرمؤ منان (ع ) پس از تصدّى حكومت ، توطئه هاى سازماندهى شده از سوى گروه هاى مخالف بود. على (ع ) براى مقابله با اين توطئه ها دست به اقداماتى زد، از جـمـله ايـن كـه ابتدا، اين گروه ها را نصيحت كرد و به حقّ دعوت نمود و از سوى ديگر در بـرابـر تـبـليـغـات زهـرآگـيـن آنـان بـه روشـنـگـرى پـرداخـت . بـه عـنـوان مـثـال ، هـنـگامى كه (طلحه ) و (زبير) قتل (عثمان ) را به امام نسبت دادند و پيرامون آن هياهو راه انداختن