ترتيلا. يحزنون به اءنفسهم و يستثيرون به دواء دائهم .
متقين كسانى اند كه شب هنگام راست بر پا مى ايستند و اجزاى قرآن را به بهترين وجه تلاوت مى نمايند. نفوس خود را با آيات قرآنى اندوهگين مى سازند و دواى درد خود را با آن كتاب الهى تحصيل مى نمايند. (1190)
1197. قرآن سير آبى تشنگان 
جعله الله ريا لعطش العلماء و ربيعا لقلوب الفقهاء، و محاج لطرق الصلحاء، و دواء ليس بعده داء، و نور اليس معه ظلمة .
خداوند متعال قرآن را سيراب كننده تشنگى دانشمندان قرار داده است و بهارى بر دل هاى فقهاء و راه هايى واضح براى طرق صالحان ، و دوايى كه با داشتن آن دردى نمى ماند و نورى كه با وجود آن ظلمتى به حيات انسان ها راه ندارد. (1191)
1198. ثروتى كه بى آن توانگرى نباشد!
اعلموا! اءنه ليس على اءحد بعد القرآن من فاقة . و لا لاحد قبل القرآن من غنى ، فاستشفوه من اءدوائكم ، و استعينوا به على لاوائكم .
بدانيد! براى هيچ كس پس از فراگيرى قرآن و عمل به آن نيازى نباشد و براى هيچ احدى بدون قران ، بى نيازى امكان ندارد، براى دردهاى خود از قرآن شفا بطبيد و در مشقت ها از آن يارى بخواهيد. (1192)
1199. زينت دل 
طوبى للزاهدين فى الدنيا، الراغبين فى الاخرة اءولئك قوم اتخذوا الارض بساطا، و ترابها فراشا، و ماءها طيبا، و القران شعارا، و الدعاء دثارا ثم قرضوا الدنيا على منهاج المسيح .
خوشا به حال زاهدين در دنيا و متوجهين و راغبين به آخرت ، آن ها گروهى هستند كه زمين را بساط و خاك را فرش و آب را شربت گوارا و قران را جامه زيرين (روش خويش و زينت دل ) و دعا را جامه رو (مانع حوادث ) قرار داده اند. پس به طريقه و روش حضرت مسيح عليه السلام دنيا را از خود جدا كردند. (1193)
1200. دژ استوار الهى 
كتاب الله بين اظهركم ، ناطق لا يعيا لسانه ، و بيت لا تهدم اءركانه ، و عز لا تهزم اءعوانه .
كتاب خدا در ميان شما سخنگويى است كه هرگز زبانش (از گفتن حق ) خسته نمى شود و خانه اى است كه هيچ گاه پايه هاى آن درهم نمى ريزد و نيرومندى است كه يارانش شكست نمى خورند (1194)
1201. تمسك جوييد به كتاب الهى !
عليكم بكتاب الله (فانه الحبل المتين )، و النور المبين ، و الشفاء النافع ... من قال به صدق ، و من عمل به سبق .
تمسك جوييد به كتاب خداوندى ؛ زرا اين كتاب ، طنابى است محكم و نورى است آشكار، و شفايى است سودمند. هر كس به اين كتاب الهى قايل شد، راست گفت و راست گريد و هر كس به آن عمل كرد بر ديگران سبقت جست . (1195)
1202. بى اهميتى به قرآن 
اءنه سياءتى عليكم من بعدى زمان ليس فيه شى ء اءخفى من الحق ، و لا اءظهر من الباطل فالكتاب و اءهله فى ذلك الزمان فى الناس و ليسا فيهم ، و عهم و ليسا معهم ! لان الضلالة لا توافق الهدى ، و ان اجتمعا فاجتمع القوم على الفرقه ، و افترقوا على الجماعة كانهم اءئمة الكتاب و ليس الكتاب اءمامهم ، فه يبق عندهم منه الا اسمه ، و لا يعرفون الا خطه و زبره .
قطعى است كه پس از من روزگارى بر شما روى خواهد آورد كه چيزى پوشيده تر از حق و آشكارتر از باطل وجود ندارد. در آن موقع كتاب خدا و مدافعان و معتقدان و عمل كنندگان به آن مطرود و مهجور از جامعه گشته ، در ان روزگار كتاب خداوند و معتقدان و عمل كنندگان به آن ، در ميان مردم خواهند بود، ولى از ان ان نخواهند بود و با آنان ديده خواهند شد؛ ولى با آنان نيستند، زيراگمراهى با هدايت ، توافق و هماهنگى ندارند! اگر چه دركنار يكديگر ديده شوند. در ان هنگام مردم به پراكندگى و جدايى از يكديگر، متفق مى شوند و براى به دست آوردن اتفاق و اجتماع از يكديگر جدا و پراكنده اند. گويى آنان هستند كه پيشوايان قرآن اند نه اين كه قرآن پيشواى آنان باشد. نمانده است از قرآن در ميان آنان مگر نامى از قرآن و نمى شناسند از آن كتاب الهى ، مگر خط و حروف نوشته شده آن را. (1196)
1203. حق تلاوت 
اءشكو من معشر يعيشون جهالا و يموتون ضلالا، ليس فيهم سلعة ابور من اكتاب اذا تلى حق تلاوته ، و لا سلعة اءنفق بيعا و لا اءغلى ثمنا من الكتاب اذا حرف عن مواضعه ! .
از ملتى كه در ميان نادانان قرار گرفته اند به ناله افتاه ام ، اينان گمراه جان مى دهند، قرآنى كه خوب تلاوت شود در نظرشان بى ارزش ترين چيز است و چيزى در نظرشان با ارزش تر از قرآن ، آن موقعى كه تحريفش كنند، نيست .(1197)
1204. تازگى قرآن 
و لا تخلقة كثرة الرد، و ولوج السمع .
از حق و حقيقت نمى لغزند تا به سوى حق برگردانده شو. فراوانى ورود قران به گوش ، آن را كهنه نمى گرداند. (1198)
1205. مجمل هاى قرآن 
... مفسرا مجمله ، و مبينا غوامضه ، بين ماخوذ ميثاق علمه ، و موسع على العبد فى جهله .
مجمل هاى قرآن تفسير شده و مشكلاتش آشكار است و مطالب آن مشتمل است بر چيزهايى كه دانستن و يادگرفتن آن ها واجب است و نيز چيزهايى كه بندگان موظف به دانستن آن ها نيستند. (1199)
1206. راه حق 
فاءين تذهبون ! و اءنى تؤ فكون ! و الا علام قائمة ! و الايات واضحة ؛ و المنار منصوبه ، فاءين يتاه بكم ! و كيف تعمهون ! و بينكم عترة نبيكم ! و هم اءزمة الحق ، و اءعلام الدين و اءلسنة الصدق ، فاءنزلوهم باءحسن منازل القرآن ، و ورود الهيم العطاش .
كجا مى رويد و چگونه از راه حق منحرف مى شويد؟در حالى كه درفش ها برپا و نشانه ها آشكار و چراغ هدايت در پيش است ، پس چگونه حيران مانده و راه را گم كرده ايد، در حالى كه عترت پيامبر، در ميان شمايند. پس ‍ بدانيد كه آنان راهنماى شما به سوى حق و پيشوايان دين و راستگويان هستند. پس آن ها را در بهترنى جايى كه قرآن را جاى مى دهيد جاى دهيد و همچون شتران تشنه كه به سوى آب مى شتابند، به سوى آن ها بشتابيد. (1200)
1207. شناخت راه حق 
اعلموا! اءنكم لن تعرفوا الرشد حتى تعرفوا الذى تركه ، و لن تاءخذوا بميثاق الكتاب حتى تعرفوا الذى نقضه ، و لمن تمسكوا به ، حتى تعرفوا الذى نبذه .
بدانيد! شما هرگز راه راست را نخواهيد شناخت ، مگر اين كه كسى را كه آن را رها كرده است بشناسيد و هرگز به پيمان قرآن وفا نخواهيد كرد، مگر آن گاه كه كسى كه اين پيمان را شكسته است بشناسيد و هرگز به قرآن چنگ نخواهيد زد، مگر اين كه كسى را كه آن را كنار زده است بشناسيد. (1201)
1208. حدود الهى در قرآن 
بين مثبت فى الكتاب فرضه ، و معلوم فى السنة نسخه ، و واجب فى السنة اخذه ،و مرخصى فى الكتاب تركه ، و بين واجب بوقته ، و زائل فى مستقبله ، و مباين بين محارمه ، من كبير اءوعد عليه نيرانه ، اءو صغير اءرصد له غفرانه ، و بين مقبلو فى اءدناه ، موسع فى اءقصاه .
قسمتى از احكام در اين كتاب (براى مدتى معين ) واجب شده و ناسخ آن در سنت پيامبر آمده و بعضى در سنت واجب شده ، در حالى كه قبلا در كتاب خدا (براى مدتى محدود) ترك آن مجاز بوده ، و بعضى در اوقات معينى واجب است و بعضى واجب بودنش در آينده از بين رفته است .
در اين كتاب بين محرمات نيز تفاوت است ، بدين گونه كه براى گناهان كبيره ، وعده عذاب داده و براى گناهان صغيره ، راه آمرزش را باز كرده است و در مورد كارهاى نيك كم آنها را پذيرفته و بسيار آن ها را شايسته و پسنديده مى داند كه تحميلى در مورد آن ها نيست . (1202)
1209. شروع فتن