آن خانواده اميرمؤ منان است .
2. پيام گيرنده تمامى قشرهاى مسلمان در ايران و ديگر جوامع اسلامى خواهند بود.
3. محتواى پيام برگرفته از احاديث معتبر و حتى قرآن كريم است (اگر چه امام على (ع ) را قرآن ناطق مى دانيم ).
4. وسيله پيام رسانى نه تنها انواع وسايل ارتباط جمعى و رسانه هاى گروهى است بلكه تنظيم يكسرى اطلاعات مدون و انتشار آن از طريق اينترنت و شبكه هاى كامپيوترى امروزى نيز در اولويت خاصى خواهد بود.
اعتبار خانواده على گونه
اين مقاله با مفهوم جمعيت شناسى خانوار و زمينه جامعه شناسى خانواده آغاز شده است . بعنوان يك الگوى اصيل خانواده اشاره اى به مصاديق قرآن و احاديث در خانواده امام على (ع ) داشته ايم .
اصولا خانواده يك سلول و يا يك واحد كوچك اجتماعى است كه دقيقا مسؤ وليت پذير است (در حالى كه واحدى چون كمون افلاطونى ، كيبولس اسرائيلى و يا پارتنر و هم اطاقى ) نه تنها مسئوليت پذير نيستند بلكه زمينه ساز فساد و آسيب اجتماعى مى باشند.
در سال 2000 ميلادى بعد متوسط خانواده در كشورهاى اسلامى از 5/8 در يمن تا 6/3 در آذربايجان سابق شوروى متغير است . در حالى كه در سطح جهان بعد متوسط خانوار 8/4 نفر است . با ذكر نمونه هايى از توصيه هاى قرآن كريم و احاديث معتبر، درصد عمده اى از توصيه ها در مورد تشكيل خانواده ، نقش زن در خانواده ، خاصه پايدارى و بقاء خانواده بوده است :
1. تاءكيد بر حفظ و دوام خانواده در قرآن كريم پيش از شكل گيرى خانواده بوده است .
2. آمار نمونه احاديث توصيه شده براى بقاء خانواده دو برابر تشكيل خانواده بوده است .
3. درصد احاديث هم براى حفظ موقعيت دختران و هم براى امانت الهى تلقى كرد.
زوجه در خانواده بالا بوده است (12 تا 13 درصد)، اعتبار جنس اناث هم در خانواده پدر و نيز شوهر بسيار والا معرفى شده است كه در آمار مربوط فرق معنادارى بين تعداد توصيه ها براى حفظ موقعيت دختران و زوجه ها كه امانت الهى خانواده ها تلقى شده اند. گويى كه حفظ شخصيت حقوقى جنس زن در كودكى و بزرگسالى از اهميت خاصى برخوردار است .
4. در بررسى آمارى نمونه آيات قرآنى كه توصيه هاى مربوط به بقاء و حفظ زناشوئى دو برابر عقد زناشوئى ملاحظه شده نمونه آيات مورد مطالعه مصداق دقيقى از كل آيات قرآنى مرتبط با اين موضوع بوده است . (تفاوت معنادارى نداشته است ).
5. در خانواده رهبانيت گوشه گيرى و اجتناب از زينت و زيبايى بدعت تلقى شده و دين در متن زندگى اجتماعى مردم است .
6. خدمت به اعضاء خانواده از كودك گرفته تا سالمند اولى تر از فخرفروشى ، تظاهر به انفاق به ديگران است .
7. حق فرزندان خانواده برخوردارى از آموزش و پرورش جسمى و روحى ، تغذيه و سكونت سالم و حلال است .
8. نيكى و خوش رفتارى با عيال خانواده بهترين و بدرفتارى با عيال نشانه لئامت معرفى شده است .
9. مدارا با زن و عدم تنفر از آنها، سرزنش نكردن زنان و بخصوص احترام به زنان مؤ من تاكيد شده در خانواده على گونه ، مردان مالك زن خود نيستند (هرگز نزنيد كه حتى سرخ شود)، زحمت زن در خانواده جهاد تلقى مى شود، هزينه و خرج در خانواده بيشترين اجر را داشته است . زن خوش خلق نعمت به حساب آمده است .
10. مساوات و برابرى زنان در خانواده ، ارزش مولود دختر، توصيه خريد مخصوص براى دختران خانواده ، احترام پيامبر به دختر خويش ، مقام مادرى زن كه بهشت زير پاى مادران است و اينكه نزد مادر ماندن خود يك جهاد است و نيكى به مادر ثواب حج دارد كه نمونه اى از مكارم خانوادگى است .
11. در مورد ارزش و اعتبار ازدواج و همسردارى ، زن ثروتمند بى شوهر همچون فقير است . و ازدواج به همراه پاكدامنى هم ثروت است و هم كمك به زيبايى زن مى كند.
نام برخى از روايت كنندگان احاديث منتسب به رسول اكرم (ص )
انس بن مالك ، مغيره بن شعبه ، الطيرانى ، عايشه ، ابى امامه ، احمد سمره ، النسائى ، ابن حبان ، البخارى ، جابر، ابى هريره ، ابن عساكر، ابن عمر، مسلم ، كعب بى عجره ، رزبن ، حاكم ، المقدام بن معدى كرب ، عبدالله بن عمر، ابن ابى بخيح ، البيهقى ، ابن ماجه ، ابى سليمان مولى ابى رافع ، الترمذى ، ابن عباس ، شيخ رشيد رضا، حمزة فتح الله ، ابن مسعود، جابر، ابو داوود، معاويه بن حيده ، ابويعلى ، البزار، عمرو بن الاحوص الجيشى ، جميل بيهم ، ابن عمرو بن العاص ، قيس غفارى ، شرجبيل ابن شفعه ، النوى ، لقمان بن بشير، ابن مردويه ، عقبه ، طلحه ابن معاويه السلمى ، عبدالله عفيفى .
منابع
1. قرآن كريم
2. وصيتنامه رسول اكرم (ص )
3. الترغيب و الترهيب
4. جامع الصيفى
5. الحاكم
6. حقوق النساء فى الاسلام
7. رجال الصحيح
8. رياض الصالحين
9. زن عرب در جاهليت و اسلام
10. صحيحه
11. فداء الجنس
12. مجمع
13. معجم الكبير
14. المره فى التاريخ و الشريعه
15. المستدرك
16. المسند
17. وائله
18. الاوسطخداشناسى در نهج البلاغه
دكتر على ذكاوتى
در نهج البلاغه از امكان شناخت نسبى خداوند سخن رفته است . اين معرفت دو راه دارد: اول آگاهى از محدوديت و خطاهاى كه در بعضى روشهاست كه اينها عبارتند از وهم ، وسايل و ادوات ، حواس و تجارب . دوم راههايى كه (بطور نسبى ) مى توان خدا را شناخت و اينها عبارتند از: نشانه هاى او، صفت و ساخت او ، تدبير او، اندازه گيرى هاى او، فطرت و فسخ تصميم انسانها (فسخ عزائم ). اين شناختن گرچه بس قليل است ، اما به اقتضاى قرآن ، نهج البلاغه نيز به تفكر و نظر بسيار توجه كرده است .
صفات خداوند حد ندارد به عبارت ديگر وصف خالصانه ، نفى صفات از اوست ، هر صفتى غير از موصوف است و هر موصوف غير از صفت . از خداوند بايد صفاتى چون كيفيت ، تشبيه ، تمثيل ، حلول و امكان ، تجسيم ، كثرت ، معلوليت و تجزى را تنزيه كرد. هر گاه خدا را با صفات محدود كننده وصف كنيم به معنى محدود كردن خدا در چارچوب امكان است . امكان ازليت خدا را نفى مى كند. كلمه الله به دو معنى است . اول اينكه از ريشه اله يعنى معشوق و دوم از ريشه وله به معنى مايه حيرانى است . مگر بدان مقدار كه خدا خواسته است و خدا توقيف كرده ، يعنى صفات و اسماء خدا توقيفى اند موقوف بدان اوصاف و اسماء كه خود فرموده است .
صفات خدا با اوصاف ذاتى (ثبوتيه ) و سلبيه و صفات فعل دسته بندى و بيان مى شود. صفات ثبوتيه يا ذاتى ، صفاتى است كه عين وجودند و از او جدايى ناپذيرند. مثل عليم ، قدير، كريم ، رحيم ، ودود، بصير، خبير. اين صفات ذاتيه خدا بدون ادوات و حواس و جوارح ، بدون اكتساب ، بدون اخبار و بدون آنكه مسبوق بر عدم باشد، عالم را در احاطه خود دارد و هيچ چيز مانع و حجاب آن نيست و نهايت ندارد. پس در حس و لمس (استلام ) نمى گنجد. همچنين خداوند در عدد نمى گنجد زيرا عدد (حتى بى نهايت ) مستلزم دور و نيز تكرر است . پس احدى است كه تفسير عددى نبايد كرد. خدا همچنين واحد است يعنى مثل و همتا ندارد .
اوليت خدا، ابتدا ندارد بر هر آغازى مقدم است . همچنين خداوند ابديت دارد يعنى خاتمه و پايان ندارد. خدا بر همه چيز احاطه دارد و حركت نياز ندارد و زمان كه ناشى از حركت است در يد قدرت خداست .
خداوند زوال ناپذير و پاينده است (قيوم ) ن