 ابى الحديد با توجه به اين معنى لغوى است كه مى نويسد: (آنچه اهل حق بدان احتجاج مى كنند. ((شبهه )) خوانند). در اين واژه پوشيدگى و عدم صراحت وجود دارد. لذا به معنى ((امرى كه در آن حكم به صواب و خطا نكنند)) نيز آمده ، و يكى از مباحث اصول فقه هم مى باشد اما اغلب مرادف شك و ترديد است .
آنچه در اين نوشته موردنظر است و در سخن امام على (ع ) نيز منظور شده شبهه در عقيده و مسائل اصولى در دين يا مباحث سياسى است ، كه بخصوص پس از انقلابها و تحولات عظيم اجتماعى پيش مى آيد و حضرت نيز با آن روياروى بودند. مراكز فرهنگى و آموزشى ما نيز با حمله تبليغاتى دشمنان خارجى و داخلى روبه روست ، و مى بينيم كه با القاء شبهات مختلف دينى در اصول اعتقادى تشكيك مى كنند و پايه هاى اعتقادى جوانان را سست مى نمايد و سپس اهداف سياسى شان را به اجرا در مى آورند.
امير مؤ منان مردم را در برخورد و مقابله با اين پديده فرهنگى و اجتماعى به دو دسته تقسيم مى كنند: اولياء الله كه به مقام بلند ((يقين )) رسيده اند و به روشنى آن ، نادرستى شبهه برايشان واضح مى شود. راهبر آنان ((سمت هدايت )) يعنى راه روشن و راست هدايت است .
ابن ابى الحديد اين راه يابى رستگارى براى مؤ من بايسته مى داند، به اين دليل كه هر كس مقدمات پيدا شدن شبهه را بررسى كند و به امور يقينى و قطعى تكيه كند فساد و به اشتباه انداختن كه لازمه شبهه هست برايش روشن مى شود و در ورطه خطا نمى افتد. اما دشمنان خدا و ناگرويدگان را گمراهى به خود مى خواند و كوردلى راهبر است و جز اين نيز نشايد. زيرا باطل گرا به امور يقينى تكيه نمى كند، بلكه دلبستگى و علاقه به آيين و مسلكى كه دارد. و تعصب به راه و روش سياسى و اجتماعى اش پرده ضلالت و كورى در برابر ديدگانش ‍ كشيده از درك حقيقت محرومش گردانده است .
اكنون كه معنى ((شبهه )) روشن شد، خصوصيات مهم آن را به شرح زير بيان مى كنيم و روش رويارويى با آن را ارائه مى دهيم :
1. شبهه پديده ايست فرهنگى ، اجتماعى ، سياسى كه در پى هر تحول و دگرگونى وضع جوامع ، چهره نشان مى دهد و افراد كم تجربه يا ناآگاه از اصول اعتقادى را به خود فرا مى خواند.
2. شبهه مقوله ثالثى است بين حق و باطل كه در خارج موضوعيت دارد. شبهه باطلى است حق نما، از اين رو فريبنده و گمراه كننده است .
3. شبهه در برابر ((حق )) تاب مقاومت ندارد، بدين جهت خود را به جاى حق جا مى زند و موجب گمراهى و فريب خوردن مى شود. مثلا در واقعه صفين ، معاويه و لشكريانش ‍ برباطلند و حضرت على (ع ) - به صريح حديث نبوى - بر حق و با حق . حيله معاويه در بر سر نيزه كردن قرآنها ايجاد شبهه است كه گروهى را فريب داد زيرا در ذهن آنها ايجاد شك و ترديد كرد.
4. شبهه پايگاه استوار شيطان براى ايجاد تزلزل روانى ، فكرى ، عقيدتى و سياسى است . به بيان ديگر انعكاس شبهه در ذهن به صورت شك و دودلى است .
5. شبهه يكى از عوامل ياءس و منزوى كردن مردم عادى است از فعاليتهاى اجتماعى و اداى تكليف نسبت به حكومت و جامعه اسلامى .
6. شبهه از علل مهم تفرقه افكنى و از بين بردن اتحاد و اتفاق مردم يك كشور است و نتيجه آن سود بردن دشمنان از اين پراكندگى است .
در سخنان گرانمايه و آموزنده مولا اميرالمؤ منين على (ع ) در نهج البلاغه كلمه ((شبهه )) 10 بار و جمعش ((شبهات )) 12 بار به كار رفته ، كه در همه اين موارد بار معنايى منفى دارد، مثلا نقطه مقابل يقين در عقيده است : (( و انى لعلى يقين من ربى و غير شبهة من دينى (خطبه 22)، ينقدح الشك فى قلبه لاول عارض من شبهة (قصار الحكم ، 147).)) آمدن پيامبران براى از بين بردن شبهات عقيدتى بوده : (( اءرسله بالدين المشهور... ازاحة للشبهات و احتجاجا بالبينات (خطبه 2).)) از جمله صفات گمراهان اين است كه به شبهات عمل مى كنند: (( يعلمون بالشبهات و يسيرون فى الشهوات (خطبه 106 و 88) )) ؛ و شگفت آور آن كه فاسقان بدكار در شبهات فرو رفته اند و ادعاى باز ايستادن از آن را دارند: (( يقول اقف عند الشبهات و فيها وقع (خطبه 87).))
اينك بايد راه رهايى از شبهات را كه خواه و ناخواه در دوران زندگى هر كسى پيش مى آيد و صورتهاى گوناگونى دارد پيدا كرد.
نخست بايد توجه داشت كه شبهه خود وسيله اى براى آزمون انسانهاست ، و عكس العملى كه رويارويى با آن انجام مى دهد نشان دهنده شخصيت و عقايد و دلبستگى هاى اوست .
مى دانيم اين مكتبى است عملى و بر عقيده و انديشه اى كه به شخص ديندار تعليم مى دهد بازده عملى دارد و تكليفى است كه بايد انجام دهد. در پيش آمد ((شبهه )) حضرت على (ع ) و ديگر معصومين دستورى خردپذير داده اند و آن باز ايستادن و توقف است .
صدوق (در امالى ) از حضرت صادق (ع ) نقل مى كند كه از پدرانشان روايت كرده اند كه رسول خدا(ص ) فرمود امور بر سه قسم است : امرى كه هدايت و صلاح آن برايت روشن است آن را پيروى كن . امرى كه گمراهى و نادرستى آن برايت آشكار اجتناب نما، امرى كه مورد اختلاف است (حقيقت ) آن را به خداى عزوجل واگذار.
از كلمات قصار اميرالمؤ منين (به شماره 113) است : (( لاورع كالوقوف عند الشبهة )) : هيچ پرهيزكارى چون توقف و باز ايستادن در رويارويى با شبهه نيست .
در حديثى كه از امام باقر(ع ) روايت شده سبب اين دستور باز ايستادن ذكر شده :(( الوقوف عند الشبهة خير من الاء قتحام فى الهلكة .)) ((اقتحام )) بى انديشه در كارى درآمدن است ، و به سختى در افتادن . بديهى است هركس در امورى شبهه ناك توقف نكند و بدون تاءمل و تفكر در آنچه سرانجامش روشن نيست وارد شود به هلاكت خواهد رسيد، هلاكت جسمانى يا روحى و دينى ، كه شبهات باطلى است به صورت حق و خوراك فاسدى به ظاهر سالم ، كه ذائقه جان دانشمندان حقيقت بين و حق شناس آن را تشخيص ‍ مى دهد و بايد از آنان مدد گرفت .
منابع
1. نهج البلاغه ، ترجمه دكتر سيد جعفر شهيدى ، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى ، چاپ اول ، شركت افست ، 1368،(ص ) 38.
2. همان ماءخذ، تعليقات خطبه ها، 461.
3. شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد (عبدالحميد بن هبة الله المدائنى )، داراحياء التراث العربى ، بيروت ، 1409 ه -/ 1989 م .، 1/212.
4. منتهى الادب فى لغة العرب ، عبدالرحيم بن عبدالكريم صفى يورى ، چاپ افست از طبع تهران ، كتابفروشى اسلاميه و ابن سينا...، 1377 ه - شبه .
5. رك : لغت نامه دهخدا، چاپ اول از دوره جديد، بهار 1373، جلد نهم ، شبهه .
6. شرح نهج البلاغه ، 1/212.
7. در كتب اهل سنت و جماعت آمده : (( على مع الحق و الحق معه و على لسانه و الحق يدور حيثمادار)) (ابن مردويه ، كتاب المناقب ، به نقل از الغدير 3/278، حاكم استدراك صحيحين (3/124) اين حديث را صحيح شمرده (به نقل از فضائل الخمسه بن الصحاح السته ، 2/208)
8. رك : (( المعجم المفهرس لا نفاظ نهج البلاغه ،)) محمد دشتى - كاظم محمدى ، مؤ سسه النشرالاسلامى (التابعة ) لجماعة المدرسين بقم المشترفه ، 1364 ش . شواهد نقل شده برگرفته از اين ماءخذ است .
9. يعنى با نخستين شبهه اى كه روبرو مى شود آتش شك و ترديد در دل او زبانه مى كشد (شرح نهج البلاغه ابن ميثم ، كمال الدين ميثم بن على بحرانى ، ترجمه محمدرضا عطائى ، بنياد پژوهشهاى اسلامى ، 1374