ته اند ولى پيشرفتهاى عظيم بشرى و تحولات سريعى كه قرن اخير به علت پديد آمدن زندگى ماشينى و صنعتى و بسط علوم طبيعى در حيات اجتماعى بشر روى داده است بر اهميت نسل جوان بيش از پيش افزوده است و دانشمندان را به بررسى و مطالعات گوناگون وادار كرده است . در دنياى امروز، جوانان مورد توجه مخصوص قرار گرفته اند و در كليه شؤ ون سياسى و اجتماعى و اقتصادى و صنعتى و اخلاقى سهم بزرگى را بدست آورده اند و در هر كدام از آن ها نقش مهمى را عهده دار شده اند. آيين مقدس اسلام در چهارده قرن قبل ضمن برنامه هاى جامع و سعادت بخش توجه مخصوصى به نسل جوان معطوف داشته و جوانان را از نظر مادى و معنوى ، روانى و تربيتى ، اخلاقى و اجتماعى ، دنيايى و اخروى و... تحت مراقبت كامل قرار داده است .
ارزش جوانى
اولياء گرامى اسلام جوانى را يكى از نعمتهاى پرارج الهى و از سرمايه هاى بزرگ سعادت در زندگى بشر شناخته اند و اين موضوع را با عبارات مختلفى به مسلمانان خاطر نشان نموده اند.
رسول اكرم (ص ) مى فرمايد: در هيچ بنده اى قدم از قدم برنمى دارد تا به اين پرسش ها پاسخ دهد: اول آنكه عمرش را در چه كارى سپرده است . و دوم اينكه جوانيش را چگونه و در چه راهى تمام كرده است . از اين حديث بخوبى استفاده مى شود كه اسلام تا چه پايه به جوانى و ارزش آن توجه مخصوص دارد. اين سرمايه عظيم در پيشگاه الهى به اندازه اى مهم است كه در روز حساب از صاحبش سوال مى شود چگونه آنرا صرف كرده است .(114)
مولى الموحدين اميرالمؤ منين على عليه السلام مى فرمايد: دو چيز است كه قدر و قيمتشان براى مردم شناخته شده نيست مگر براى كسانى كه آن دو را از دست داده باشند: يكى جوانى و ديگرى تندرستى و عافيت است .(115)
در اين حديث شريف اميرمؤ منان نعمت جوانى را رديف بزرگترين نعمتهاى الهى ، يعنى صحت و سلامت ، آورده است و به اندازه اى آنرا مجهول القدر دانسته كه مى فرمايد تنها در مواقع فقدان جوانى مى توان به ارزش آن پى برد.
امام صادق عليه السلام فرموده است از مواعظ لقمان حكيم به فرزند خود اين بود كه فرزند من بدان فردا كه در پيشگاه الهى براى حساب حاضر مى شوى درباره چهار چيز از تو مى پرسند: جوانيت را در چه راهى تمام كردى ؟ عمرت را در چه كارى سپرى ساختى ؟ ثروتت را چگونه بدست آوردى ؟ و در چه راهى صرف كردى ؟(116)
استفاده از نيروى جوانى
موضوع استفاده از نيروى جوانان لايق در كارهاى مهم مملكت ، كه امروزه توجه كشورهاى پيشرفته را بخود جلب نموده است ، مورد قبول و امضاء تعاليم عاليه اسلامى است .
پيشواى عاليقدر اسلام در چهارده قرن قبل به اين نكته مهم اجتماعى عنايت مخصوص داشت و در كشور كوچك و نوبنياد خود از نسل جوان براى كارهاى حساس مملكت استفاده مى كرد. رسول اكرم (ص ) در موارد متعددى پاره اى از مشاغل مهم مملكت را به جوانان شايسته و لايق محول كرد و در كمال صراحت با قول و عمل از آنان حمايت فرمود ولى انجام چنين عملى در محيط سراسر جهل و تعصب آنروز به سادگى انجام نمى شد. زيرا سالخوردگان حاضر نبودند زيربار نسل جوان بروند و مطيع اوامر آنان باشند. به همين جهت موقعى كه رسول اكرم (ص ) جوانى را انتخاب مى فرمود و او عهده دار مقام بزرگى مى كرد پيران سالخورده رنجيده خاطر مى شدند و صريحا از آن حضرت گله مى كردند. پيغمبر اكرم (ص ) براى تثبيت روش خود پافشارى مى فرمود و در مقابل افكار ناروا و تعصبهاى جاهلانه آنان مقاومت مى كرد و سرانجام با سخنان حكيمانه و تذكرات مؤ كد خويش ‍ آنها را قانع مى نمود، يا لااقل به سكوت وادارشان مى كرد. به علاوه در منبر و محضر، جوانان شايسته را مورد پشتيبانى و حمايت صريح خود قرار مى داد و بدين وسيله آنان را در مقامات عالى ادارى مستقر مى كرد. براى مزيد اطلاع به سه مورد از عمل پيغمبر اكرم (ص ) اشاره مى شود:
مصعب مبلغ جوان پيامبر(ص )
1. يكى از اصحاب جوان پيغمبر اكرم (ص ) مصعب بن عمير است . او بسيار زيبا و عفيف ، بلند همت و جوانمرد بود. پدر و مادرش به وى علاقه زيادى داشتند. در مكه معظمه مورد تكريم و احترام عموم مردم بود، بهترين جامه ها را مى پوشيد و در بهترين شرايط در كمال رفاه و آسايش زندگى مى كرد. او شيفته سخنان آسمانى پيغمبر اكرم (ص ) شد و آيين اسلام را صميمانه پذيرفت و به شرف مسلمانى در آمد.
در سال 12 بعثت پس از بيعت گروهى از مردم يثرب با حضرت محمد(ص )، آن حضرت مصعب بن عمير را كه جوانى شايسته و نورس بود به درخواست سران انصار به عنوان نماينده خويش به همراه آنان به يثرب فرستاد.(117)
بر اثر دعوت و تبليغ مصعب در سال بعد 73 تن از اهالى يثرب همراه او به مكه آمدند و با حضرت محمد(ص ) بيعت كردند.(118) با اين بيعت زمينه مهاجرت حضرت محمد(ص ) به يثرب و تسكيل نظام اسلامى فراهم شد.
فرماندار جوان مكه
2. به فاصله اندكى پس از فتح مكه جنگ حنين پيش آمد. ناچار رسول اكرم (ص ) و سربازانش بايد شهر مكه را (كه مركز جزيرة العرب به حساب مى آمد و بسيار هم مورد توجه قبايل و عشاير بود) ترك مى گفتند و عازم جنگ مى شدند. لذا لازم بود براى تنظيم امور ادارى شهر مكه ، فرماندار لايق و مدبرى تعيين شود كه در كمال شايستگى به كارهاى مردم رسيدگى كند و به علاوه از بى نظمى هايى كه ممكن است دشمنان بوجود آوردند جلوگيرى كند.
پيشواى بزرگ اسلام از ميان تمام مسلمانان ، جوان بيست و يك ساله اى به نام ((عتاب ابن اسيد)) را به عنوان فرماندار و اولين والى مكه پس از فتح برگزيد.(119)
پيغمبر اكرم (ص ) به عتاب بن اسيد فرماندار برگزيده اش فرمود: آيا مى دانى تو را به چه مقامى گمارده و بر چه قومى فرمانروا كرده ام ؟ تو را حاكم و امير اهل حرم خدا و ساكنان مكه معظمه نموده ام ، اگر در ميان مسلمانان كسى شايسته تر از تو مى شناختم حتما اين مقام را به وى مى دادم .(120)
فرمانده جوان رسول اكرم (ص )
3. رسول اكرم (ص ) در روزهاى آخر عمر خويش ، مسلمانان را براى جنگ با كشور نيرومند روم بسيج كرد. تمام افسران ارشد و اميران ارتش ، بزرگان مهاجر و انصار و شيوخ عرب و رجال با شخصيت در اين لشكر عظيم بودند.
روزى كه پيغمبر براى ديدن سپاه به خارج شهر مدينه آمد ملاحظه فرمود تمام بزرگان مسلمانان مهياى سفرند. بدون ترديد فرماندهى چنين سپاه عظيمى فوق العاده مهم و شايان توجه است و حتما بايد لايق ترين افسران از طرف پيشواى اسلام براى آن مقام خطير برگزيده شود. رسول اكرم (ص ) اسامة بن زيد را طلبيد و پرچم فرماندهى را با دست خود براى او بست و امارت لشكر را به وى محول نمود. اسامة در اين ايام ، جوانى هيجده ساله بود.(121) اين موضوع از نظر تاريخ نظامى در جهان كم نظير است . اين انتصاب غيرمنتظره ، بسيارى از افسران ارشد را دچار بهت و حيرت كرد، و عمل پيشواى عاليقدر خود را با تعجب تواءم با نگرانى تلقى كردند و با نگاههاى حيرت زده يكديگر را مى نگريستند، بعضى از آنها خيلى زود خاطره پنهانى خود را آشكار كردند و آنچه در دل داشتند بر زبان آوردند:
چه شده است كه اين جوان نورس به فرماندهى مهاجران باسابقه و باتجربه و جنگ آزموده و پيشق