واميس مردم دستبرد مى زدند. مقابله مى كرده است .
در سال سى و نهم هجرى معاويه شش هزار مرد جنگى براى تاراج و حمله به شهر هيت آماده كرد و فرماندهى آنان را به سفيان بن عوف سپرد. سفيان طبق دستور معاويه براى حمله به شهرهاى هيت و انبار و مدائن حركت كرد.
سفيان پس از ورود به هيت و مدائن كسى را در آنجا نيافت و تنها پانصد مرد جنگى از ياران امام على (ع ) در آنجا حضور داشتند كه چون تعدادشان كم بود پراكنده شدند و دويست تن از آنان مقاومت كردند. علت پراكندگى آنها اين بود كه كميل فرمانده آنان در محل كار خود نبود. زيرا به او خبر داده بودند كه عده اى از آنان عازم غارت هيت شده اند و كميل بدون دستور امام براى سركوب آنان از حوزه ماءموريت خود خارج شده بود و به شهر ((قرقيسا)) عزيمت كرده بود(150) سفيان پس از كشتن سى نفر از سپاهيان امام و غارت شهر انبار بسوى شام فرار كرد. وقتى اين خبر به امام (ع ) رسيد بشدت ناراحت و خشمگين شد و گروهى را براى تعقيب سفيان فرستاد ولى آنها گريخته بودند.(151) اين پيش آمد باعث شد امام كميل را مورد سرزنش قرار داده و نامه اى انتقادآميز براى وى ارسال دارد.(152)
علت انتقاد و سرزنش امام براى اين بود كه خالى كردن شهر هيت راه را براى حمله سپاه معاويه به شهرهاى ديگر باز گذاشته بود. در نتيجه دشمن توانسته بود با استفاده از فرصت به شهرهاى ديگر رخنه كند و مردم را قتل و غارت نمايد.
كميل چون متوجه اشتباه خود شد نشان داد كه واقعا به امام ايمان و اعتقاد دارد و او را مقتداى خويش مى داند. از اين رو درصد برآمد خطاى خود را جبران كند.
هنگامى كه معاويه عده اى را براى ضربه زدن به شهرهاى جزيره فرستاد كميل به كمك شبيب بن عامر فرمانده امام على (ع ) در آن منطقه شتافت و به همراه ششصد مرد جنگى از هيت رهسپار شد و عبدالرحمن فرمانده معاويه را با يكى از يارانش به قتل رساند و سپاهيان آن دو را مغلوب كرد و عده زيادى از اهالى شام را به هلاكت رساند. سپس جريان اين پيروزى را به استحضار امام رساند و امام (ع ) براى او دعاى خير كرد و به نامه اش پاسخى نيكو داد و از او اظهار رضايت كرد.(153)
بعد از شهادت امام در سال چهلم هجرى كميل در خدمت امام حسن (ع ) بود و از اصحاب و ياران آن حضرت بشمار مى رفت .(154)
پس از حادثه عظيم كربلا به همراه قنبر غلام حضرت و ساير زندانيان سياسى به بركت خون سالار شهيدان و شورشهاى عمومى از زندان آزاد شد هنگامى كه حجاج با فرمان عبدالملك بن مروان حكومت عراق (كوفه و بصره ) را دريافت كرد به تعقيب كميل پرداخت و او فرار كرد. حجاج پليد و ستمگر براى اينكه خاندان كميل را در فشار مالى قرار دهد دستور داد حقوق طايفه كميل را از بيت المال قطع كردند. طبعا قطع شدن حقوق براى يك خانواده بزرگ امرى دشوار و غير قابل تحمل است . به همين جهت وقتى كميل اين خبر را شنيد، خود را معرفى كرد و نخواست باعث آزار و اذيت اقوامش شود. مى گفت من پير شده ام و از عمرم چيزى باقى نمانده است . وقتى حجاج او را ديد گفت مايل بودم تو را دستگير كنم . كميل گفت بخدا سوگند آنچه از عمرم باقى مانده مانند غبار است ، عمل خود را انجام بده كه وعده گاه ما پيش خداست و پس از كشته شدن موقع حساب است ، اميرالمؤ منين به من خبر داده كه تو مرا مى كشى . حجاج گفت : بنابراين دليل بر ضرر توست كميل گفت اگر قضاوت و داورى دست تو باشد اين حرف صحيح است حجاج دستور داد گردن او را زدند.(155)
منابع
1. قرآن كريم
2. نهج البلاغه
3. ابطحى سيد حسن ، اميرالمؤ منين (ع )، قم ، انتشارات بطحاء، 1377، جلد1.
4. ابن ابى الحديد، جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه ، ترجمه و تحشيه دكتر محمود مهدوى دامغانى ، تهران ، نشر نى ، 1369، جلد3.
5. ابن اثير، الكامل فى التاريخ ، بيروت ، دار صادر، 1399، ه - ق / 1979 م ، جلد 3.
6. ابن اثير، اسدالغابه فى معرفة الصحابه ، جلد 1.
7. ابن اثير، اسدالغابه فى معرفة الصحابه ، جلد 3.
8. ابن اعثم كوفى ، الفتوح ، ترجمه احمد مستوفى هروى (قرن 6) تصحيح غلامرضا طباطبائى مجد، تهران انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى 1372
9. ابن سعد كتاب واقدى (23-168 ه - ق ) طبقات ، ترجمه دكتر مهدوى دامغانى انتشارات فرهنگ و انديشه ، 1374، جلد 2.
10. ابن شعبه حرانى (قرن 4 ه - ق ) تحف العقول ، قم ، منشورات مكتبة بصيرتى ، 1390 ه - ق .
11. ابن قيتبه ، الامامة و السياسة ، طبع محمد مصطفى فهمى و اخوته ، مصر، 1321.
12. ابن هشام ، سيرت رسول الله (ص ) ترجمه قاضى ابرقوه تصحيح دكتر مهدوى ، تهران ، 1361، جلد 1.
13. اللهيارى عليرضا، كميل ، تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامى .
14. تميمى الامدى قاضى ناصح الدين ابى الفتح عبدالواحد بن محمد (متوفى 550 ه - ق / 1150 م ) غررالحكم و دررالكلم ، ترتيب و تدقيق عبد الحسين دهينى ، بيروت لبنان ، دارالهادى 1413 ه - ق 1992 م .
15. ثقفى كوفى اصفهانى ابوالحاق ابراهيم بن محمد (متوفى 283 ه - ق ) الغارات ، با مقدم و حواشى و تعليقات ميرجلال الدين حسينى ارموى (محدث ) تهران ، 1359 ه - ق ، جلد 1.
16. جعفرى محمد تقى ، نگاهى به على ، انتشارات جهان آرا، بدون تاريخ .
17. حسن ابراهيم حسن ، تاريخ الاسلام ، قاهره ، مكتبة النهضة المصريه ، 1964 م ، جزء اول .
18. حيدرخانى حسين (مشتاقعلى ) كميل محرم اسرار اميرالمؤ منين (ع )، تهران ، انتشارات فؤ اد، 1371.
19. دهخدا، لغت نامه .
20. دينوى ، اخبار الطوال ، ترجمه دكتر دامغانى ، تهران نشر نى ، 1371.
21. طبرى ، تاريخ طبرى ، ترجمه ابوالقاسم پاينده ، انتشارات اساطير، جلد 6.
22. عبدالفتاح عبدالمقصود، امام على بن ابيطالب ، ترجمه سيد محمد مهدى جعفرى ، شركت سهامى انتشار، 1361 جلد 1.
23. عبدالفتاح عبدالمقصود، امام على بن ابيطالب ، جلد 2.
24. عبدالفتاح عبدالمقصود، امام على بن ابيطالب ، جلد 3.
25. عبدالفتاح عبدالمقصود، امام على بن ابيطالب ، جلد 4.
26. عبدالفتاح عبدالمقصود، امام على بن ابيطالب ، جلد 5.
27. فلسفى ، گفتار فلسفى جوان از نظر عقل و احساسات ، هيئت نشر معارف اسلامى ، چاپ 15.
28. كلينى ، (م ، 328/329 ه - ق ) الاصول الكافى ، تهران ، مكتبة الصدوق ، 1381 ه - ق ، جلد 2.
29. مصاحب غلامحسين ، دائرة المعارف .
30. مطهرى مرتضى ، حماسه حسينى ، تهران ، انتشارات صدرا، 1361، جلد 1.
31. مغئيه محمد جواد، شيعه و زمامداران خودسر، ترجمه مصطفى زمانى ، قم ، سلسله انتشارات اسلام شناسى .
32. شيخ مفيد. الجمل ، تحقيق سيد على مير شريفى . قم ، مكتب الاعلام و الاسوادى ، 1371 ه - ق .
33. نصر بن مزاحم منقرى (متوفى 212 ه - ق ) پيكار صفين ، تصحيح عبد السلام محمد هارون ترجمه پرويز اتابكى ، تهران ، شركت انتشارات عملى و فرهنگى ، 1375.
34. واقدى محمد بن عمر، مغازى ، ترجمه مهدوى دامغانى ، تهران ، مركز نشر دانشگاهى ، 1366، جلد 3.
35. هاشمى خطيب على بن حسين ، كميل بن زياد نخعى ، بغداد، مطيعة الارشاد، 1381 ه - ق .نگرشهاى انسانى و فرامذهبى در انديشه سياسى امام على (ع )
على اكبر عليخانى
مقدمه
انسان محور خلقت و گل سر سبد آفرينش به شمار مى رود، داراى استعدادهاى نهفته و بيكران الهى و موجودى بسيار پيچيده و ذو وجوه است . اجتماعات بشرى به سبب وجود انسان شكل گرفته و نظامها