ى سياسى حاكم بر جوامع نيز براى اداره امور او پديد آمدند. مهمتر از تمام اينها، بعثت پيامبران الهى و نزول وحى به خاطر وجود شريف انسان و هدايت و تعالى او صورت گرفته است . نتيجه تمام اينها، وجود انسانهايى در جوامع ، اقوام ، مذاهب و فرهنگهاى به شدت متنوع متكثر و مختلف است . اما وجه مشترك تمام اينها، انسان بودن آنهاست .
سئوال مهمى كه پيش مى آيد اينكه اين انسانها همديگر را چگونه مى بينند و نگرششان نسبت به يكديگر چگونه است . حكومتها نسبت به شهروندان و مردم چه نگرشى دارند. مهمتر از همه اينها، يك حكومت دينى و اسلامى و يك فرد مسلمان ، چه نگرشى نسبت به مردم و همنوعان خود دارد. اين مقاله در پاسخ به پرسش فوق ، سيره عملى و نظرى حضرت على (ع ) را به عنوان يك حاكم اسلامى و فرد مسلمان مورد بحث و تجزيه و تحليل قرار داده است . عزت نفس و كرامت انسانى در انديشه امام على (ع )، نگرشهاى فراقومى و فرامذهبى امام على (ع )، و توجه به توده مردم و احساسات انسانى در حكومت آن حضرت ، از جمله مباحث اين مقاله به شمار مى رود. اميد كه مورد رضاى حق تعالى و مورد قبول حضرتش قرار گيرد.
1. عزت نفس و كرامت انسانى
ذات اقدس حق تعالى انسان را گرامى داشت و او را بر بسيارى از مخلوقاتش برترى بخشيد(156) تكريم انسان از سوى خداوند او را از ويژكيهاى خاصى برخوردار كرد، به او قدرت بخشيد و مهمتر از همه ، او را واجد حقوق ، تكاليف و حرمت نمود.
تكاليف انسان امرى شخصى و به خود او مربوط است زيرا هر كس خود در مقابل خداوند پاسخگوست (157) اما حقوق و حرمت انسان ، يك امر سياسى و اجتماعى است و با حكومت و حكومتگران نيز ارتباط پيدا مى كند. گاهى نيز حقوق يكى جزو تكاليف ديگرى - و بالعكس - است ، يعنى هر انسانى وظيفه دارد حق و حرمت ديگران را ادا كند و كرامت آنها را پاس دارد. بنابراين مهمترين گوهرى كه خداوند تعالى در خلقت انسان به او عطا فرمود، ((كرامت انسانى )) است . اين ويژگى مهم كه خداوند افتخار دارا بودن آن را فقط به اشرف مخلوقات خود داد، موجب تمايز انسان از ساير موجودات گرديد و تمام فرشتگان ماءمور شدند كه در برابر اين كرامت سر تعظيم فرود آورند. حضرت على (ع )بر اين عقيدهه اند كه خضوع ، خشوع و سجده فرشتگان در برابر انسان به سبب كرامت او بود و به تعبير ديگر فرشتگان در برابر انسانى به سجده افتادند.
امام على (ع ) پس از بيان نحوه خلقت انسان تصريح مى فرمايند:
آن گاه خداوند خداوند سبحان از فرشتگان خواست كه به پيمان خويش عمل كنند و بر وصيت الهى گردن بگذارند و در برابر كرامت انسانى ، به نشانه خضوع و خشوع سجده آورند. پس به آنان گفت : در مقابل آدم به سجده در آييد.(158)
بنابراين آنچه كه فرشتگان مكلف به سجده و تعظيم در برابرش شدند، نه گوشت و پوست و استخوان و نه قامت كشيده انسان ، بلكه ((كرامت انسانى )) بود و موجودى كه در برابر اين كرامت سر تعظيم فرود نياورد، از درگاه الهى رانده شد و دشمن خدا قلمداد گرديد:
... پس همگى بى هيچ استثنايى سجده اش كردند جز ابليس كه كبر ورزيد و با تكيه بر اصل و نژاد برترش بر آدم فخر فروخت و به دام تعصب افتاد چنين بود كه ابليس دشمن خدا، پيشواى متعصبان و نياى مستكبران شد.(159)
خداوند تعالى از ميان تمام موجوداتى كه خلق كرد، فقط يكى را برگزيد و عطيه اى را به نام ((كرامت انسانى )) به او عطا فرمود و فرشتگان را فرمان داد تا در مقابل اين عطيه باارزش و بى مانند سر تعظيم فرود آورند. تعظيم و سجده بالاترين مرتبه احترام ، خضوع و خشوع است كه جز در برابر خداوند شرك محسوب مى شوند؛ ولى كرامت انسانى به حدى داراى ارزش است كه اين تعظيم به امر خداوند در مقابل آن صورت گرفت و موجودى كه از تعظيم استنكاف ورزيد، مورد خشم و غضب الهى قرار گرفت و از ديدگاه الهى رانده شد اگر چه از نزديكان آن درگاه به حساب مى آمد. بدون شك بشر آن گوهر ارزشمند و كرامت والاى انسانى را با خود به عرصه اين خاك و زندگى دنيايى آورد و اين خصلت والا كه از روح دميده شده خدا در انسان نشاءت مى گرفت ، جزء ماهيت بشر گرديد. بديهى است كه هركس در اين دنيا نسبت به اين ويژگى منحصر به فرد انسان بى حرمتى روا دارد و كرامت نفس همنوعان خود را پاس ندارد و آن را مورد خدشه قرار دهد، سرنوشتى بهتر از ابليس نخواهد داشت .
چه در زمانهاى گذشته و چه در حال حاضر، نه تنها عزت نفس و كرامت انسانى براى بسيارى از حكومتها و قدرتها اهميتى نداشته است ، بلكه حاضر بوده و هستند كه براى تحكيم سلطه و قدرت خود، عزت نفس و كرامت افراد را به آسانى ناديده انگارند. حكومت حضرت على (ع ) يك حكومت دينى و اخلاق محور بود. به همين دليل ، حفظ عزت و شخصيت انسانها و تكريم كرامت انسانى ، براى او در اولويت اول قرار داشت ؛ زيرا اصل حكومت براى سعادت ، تكامل و تعالى انسانها ايجاد شده بود و حضرت على (ع ) با اين هدف قدرت را به دست گرفته بود. شايد اگر چه نام و ظاهر حاكميت و اقدامات حضرت على (ع ) سياسى بود، ولى محتوا و جوهره آن مملو از تعاليم اخلاقى و اصول انسانى بود و سياست امام عين اخلاق و ديانت و حول محور تكريم انسان و تكامل و تعالى او دور مى زد. همين محور، فلسفه و انديشه سياسى اسلام را شكل مى داد؛ به عنوان مثال ، حضرت به ظاهر به جنگ با معاويه مى رفت ، ولى سخنان ، حركات و اقدامات قبل از جنگ ، حين جنگ و بعد از آن ، هم سياست اسلامى را نشان مى دهد، هم آموزش مردم را در بر مى گرفت و هم اهداف اسلام از سياست را متجلى مى ساخت كه حفظ عزت نفس و تكريم كرامت انسانى از جمله آنهاست . مثال دقيقتر اينكه حضرت على (ع ) ماءمورانى را براى گرفتن زكات و ماليات به اطراف و اكناف كشور مى فرستاد. دستورالعملهايى كه حضرت به دست اينان داده ، مملو از نكات اخلاقى و احترام به شخصيت و حفظ حرمت انسانهاست و اصل كار كه جمع آورى ماليات بوده ، در مقابل ارزشهاى اخلاقى و كرامت انسانى به كلى رنگ باخته است .(160)
حضرت على (ع ) در بازگشت از صفين به تيره اى از قبيله همدان برخورد كرد. حرب بن شرحبيل شبامى كه بزرگ آنان بود، در ركاب امام پياده به راه افتاد؛ در حالى كه حضرت سوار بود، امام ضمن نهى از اين كار، خطاب به وى فرمود: برگرد كه اين گونه راه رفتن تو موجب فريفته شدن والى و خوارى مؤ من مى شود.(161) حضرت على (ع ) رهبر و حاكم كشورى بزرگ بود و شرحبيل فردى عادى يا رئيس تيره اى از يك قبيله بود. در دنياى سياست ، نه تنها پياده راه رفتن شهروندى عادى در ركاب حاكم امر عجيبى نيست و بسيار معمول است ، بلكه حاكمان و مديران تمايل دارند كه با شكوه و جلال حركت كنند و افرادى را همراه خود سازند. اين رفتار امام على (ع ) از نگرش دينى و الهى به قدرت و حكومت و پايبندى امام به اصول اخلاقى و حفظ و كرامت انسانى حكايت دارد. در موقع عزيمت حضرت على (ع ) به صفين نيز هنگامى كه حركت به شهر ((انبار)) رسيد، مردم اين شهر طبق رسوم ايرانيان با تشريفات به استقبال امام آمدند و ابتدا پيشاپيش حضرت دويدند. امام دليل اين كار را پرسيد، پاسخ دادند: بدين وسيله اميران 