
[80]
n=عصبي
class=com.akamarsoft.simple.Screen
main=BACK
z=/22_7_1.png
z=
z=دستگاه عصبي، اطلاعات را جمع آوري، تحليل، ذخيره و منتقل ميكند. اين دستگاه كاركردهاي حياتي بدن را كنترل ميكند و با جهان خارج تعامل دارد. دستگاه هاي عصبي دو قسمت دارد: دستگاه عصبي مركزي كه مغز و طناب نخاعي را تشكيل ميدهد و دستگاه عصبي محيطي كه از اعضايي تشكيل ميشود كه از مغز و طناب نخاعي منشا گرفته، به تمام نواحي بدن ميروند. پيام ها به صورت تكانه تهاي الكتريكي ظريف، از طريق دستگاه عصبي، از مغز به بقيه بدن و برعكس منتقل ميشوند. مغز تقريبا تمامي فعاليت ها را كنترل ميكند: هم فعاليت هاي آگاهانه مثل حركت هم فعاليت هاي غير آگاهانه مثل حفظ دماي بدن. همچنين در مورد محيط و وضعيت ساير قسمت هاي غير آگاهانه مثل حفظ دماي بدن. همچنين در مورد محيط و وضعيت ساير قسمت هاي بدن اطلاعاتي را دريافت ميكند. براي مثال، اعصابي كه به چشم ها ختم ميشوند، اطلاعات تصويري را ثبت ميكنند و اعصاب زير سطح پوست، حواسي چون درد را منتقل ميكنند. به علاوه مغز قادر به انجام فرايندهاي پيچيده اي چون يادگيري، حافظه، تفكر و هيجان است و ميتواند بدن را وادار كند كه بر اساس فرايندها عمل كند.
z=
z=/22_7_2.png
z=
z=ساختار و كاركرد مغز
z=
z=مغز، پيچيده ترين عضو بدن است. بيش از 100 ميليارد سلول عصبي و ميلياردها راه عصبي را درخود جاي داده است. بزرگترين قمست مغز، مخ است. مخ به دو نيمه (نيمكره) تقسيم ميشود كه به وسيله طنابي از رشته هاي عصبي به نام جسم پينه اي به هم متصل هستند لايه خارجي (قشر مغز) از بافتي به نام ماده خاكستري تشكيل شده است كه پيام هاي عصبي را توليد و تنظيم ميكند. لايه دروني از ماده سفيد تشكيل شده است كه پيام ها را انتقال ميدهد. مخ، تفكر آ‎گاهانه و حركت را كنترل و اطلاعات حسي را تفسير ميكند؛ قسمت هاي مختلف آن، فعاليت هاي ويژه اي چون تكلم و بينايي را اداره ميكنند. ساختاري در قاعده مغز به نام مخچه، وظيفه تعادل، هماهنگي و شكل دادن به وضعيت بدن را بر عهده دارد. ارتباط مغز با طناب نخاعي از طريق سابقه مغز است كه كاركردهاي حياتي از جمله تنفس را كنترل ميكند. درست بالاي ساقه مغز، هيپوتالاموس قرار دارد كه ارتباط بين دستگاه عصبي و غدد درون ريز را برقرار ميكند و به تنظيم دماي بدن، خواب و رفتارهاي جنسي كمك ميكند. مغز به وسيله جمجمه و پرده هايي به نام مننژ محافظت ميشود. مايع شفاف مغزي  نخاعي مثل يك ضربه گير، مغز و طناب نخاعي را در برابر آسيب محافظت ميكند.
z=
z=
z=سازماندهي دستگاه عصبي
z=
z=دستگاه عصبي مركزي، متشكل از مغز نخاع، پيام هاي عصبي را تجزيه تحليل و هماهنگ ميكند نخاع، ارتباط بين مغز و بقيه بدن را برقرار ميسازد. راه هاي حركتي كه پيام ها را از مغز ميآورند، در طناب نخاعي نزول ميكنند. در حالي كه راه هاي حسي از پوست و ساير اعضاي حسي، از طناب نخاعي بالا رفته، پيام ها را به مغز ميبرند. شبكه اي از اعصاب محيطي به كليه قسمت هاي بدن ميرسد. هر عصب از صد رشته عصبي تشكيل ميشود كه شامل سلول هاي عصبي هستند و در دستجاتي قرار گرفته اند. از طناب نخاعي، 31 جفت عصب، منشا ميگيرند. اين اعصاب در تنه و اندام ها به اعصاب كوچكتر و كوچكتري تقسيم ميشوند.
z=
z=/22_7_3.png
z=
z=ساختار نخاع
z=
z=نخاع از ماده خاكستري كه حاوي سلول هاي عصبي و حمايت كننده است و ماده سفيد كه حاوي رشته هاي عصبي است، تشكيل ميشود. نخاع به وسيله پرده هاي محافظي به نام مننژ پوشيده ميشود


[81]
n=حواس
class=com.akamarsoft.simple.Screen
main=BACK
z=حواس ما، ما را از تمام جنبه هاي محيط خود آگاه ميسازند. چشم ها اطلاعات بينايي را فراهم ميكنند؛ گوش ها صوت راتشخيص ميدهند و در تعادل نيز نقش دارند؛ بيني و زبان به ترتيب به بوها و مزه هاي مختلف پاسخ ميدهند و اعصاب حسي پوست، ما را قادر به احساس تماس فيزيكي (لمس)، تغييرات دما و درد ميكنند. در هر مورد اطلاعات محيطي كه به وسيله اعضاي حسي تشخيص داده ميشود، به وسيله اعصاب به مغز منتقل ميشوند و در آنجا مورد تجزيه و تحليل قرار ميگيرند.
z=
z=/22_6_1.png
z=
z=بينايي:
z=
z=اعضاي بينايي، چشم ها هستند. شعاع هاي نوري كه به هر چشم وارد ميشود، به وسيله قرنيه و عدسي متمركز شده، روي شبكيه ميافتند و يك تصوير وارونه بر روي آن تشكيل ميدهند. سلول هاي شبكيه اين تصوير را به تكان هاي الكتريكي تبديل ميكنند كه از طريق عصب بينايي به مغز ميروند و در آنجا رمز گشايي شده، باعث بينايي ميشوند. عنبيه، اندازه مردمك را تغيير داده، مقدار نوري را كه به شبكيه ميرسد، كنترل ميكند. رگ هاي خوني شبكيه و لايه اي به نام مشيميه، مواد غذايي را به چشم ميرسانند.
z=
z=
z=نماي شبكيه
z=
z=سلول هاي شبكيه، رنگ و شدت نور را ثبت ميكنند. در پشت شبكيه، ديسك بينايي قرار دارد كه در آنجا رشته هاي عصبي به هم نزديك شده، عصب بينايي را تشكيل ميدهند و رگ هاي خوني وارد چشم ميشوند. ديسك، هيچ گونه سلول حساس به نور ندارد و«نقطه كور» خوانده ميشود. اين عكس با يك افتالموسكوپ گرفته شده است كه داخل چشم را بزرگ و روشن ميكند.
z=
z=/22_6_2.png
z=
z=شنوايي و تعادل:
z=
z=گوش نه تنها وظيفه شنيدن بلكه برقراري تعادل را نيز به عهده دارد. گوش شامل قسمت هاي خارجي، مياني و داخلي است. گوش خارجي، امواج صوتي را به پرده صماخ ميرساند، باعث لرزش آن ميشود. استخوان هاي گوش مياني، اين لرزش ها را به گوش داخلي منتقل ميكنند. اين پيام ها در آنجا به پيام هاي الكتريكي تبديل ميشوند. اين پيام ها از طريق سلول هاي عصبي به مغز رفته، مورد تجزيه و تحليل قرار ميگيرند. گوش داخلي همچنين ساختارهايي دارد كه با تشخيص وضعيت و حركت سر به تعادل كمك كرده، به ما اجازه ميدهند بدون يان كه بيافتيم، قائم بايستيم و حركت كنيم.
z=
z=
z=ساختار گوش
z=
z=گوش خارجي شامل لاله (قسمت قابل مشاهده) و مجراي گوش است كه به پرده صماخ ختم ميشود. گوش مياني حاوي13 استخوان ظريف است كه پرده صماخ را به غشاي جدا كننده گوش مياني و داخلي، مرتبط ميكنند. حلزون كه حاوي گيرنده هاي حسي شنوايي است و نيز ساختارهاي تنظيم كننده تعادل در گوش داخلي قرار دارند.
z=
z=/22_6_3.png
z=
z=بويايي:
z=
z=بوها به وسيله سلول هاي گيرنده تخصيص يافته در سقف حفره بيني تشخيص داده ميشوند. اين سلول هاي گيرنده مولكول هاي بودار موجود در هوا را تشخيص ميدهند و اين اطلاعات را به تكان هاي الكتريكي ظريفي تبديل ميكنند. اين تكانه ها از طريق عصب بويايي به پياز بويايي (انتهاي عصب بويايي) و سپس مغز منتقل ميشوند و در مغز مورد تحليل قرار ميگيرند. حس بويايي انسان بسيارحساس بوده، ما را قادر به تشخيص بيش از 10000 بوي مختلف ميكند.
z=
z=
z=گيرنده هاي بويايي
z=
z=مولكولهاي بودار با ورود به بيني، مژه هاي (موهاي ظريف)متصل به سلول هاي گيرنده سقف حفره بيني را تحريك ميكنند. اين گيرنده ها پيام ها را از طريق عصب بويايي به پياز بويايي متصل ميكند كه پيام ها را به مغز ميبرد.
z=
z=/22_6_4.png
z=
z=چشايي:
z=
z=مزه ها به وسيله جوانه هاي چشايي تشخيص داده ميشوند اين ساختارها در دهان و گلو قرار دارند و اكثر آنها (حدود 10000 عدد) در سطح فوقاني زبان واقع شده اند. آنها تنها ميتوانند4 مزه اصلي را تشخيص دهند. شيريني، ترشي، شوري و تلخي. هر مزه به وسيله جوانه هاي چشايي واقع در يك ناحيه خاص از زبان تشخيص داده ميشود: تلخي در پشت، ترشي در كناره ها، شوري در جلو و شيريني در نوك. حس بويايي ما به همراه اين4 مزه اصلي، ما را قادر به افتراق طيف وسيعي از مزه هاي جزئي تر ميكند.
z=
z=
z=ساختار جوانه چشايي
z=
z=مواد داخل دهان در تماس با موهاي ظريفي قرارمي گيرند كه روي جوانه هاي چشايي زبان واقع هستند. اين موها، تكانه هايي عصبي توليد ميكنند كه از طريق رشته هاي عصبي به يك ناحيه تخصص يافته در مغز ميروند.
z=
z=/22_6_5.png
z=
z=لامسه:
z=
z=حس لامسه شامل حواسي چون درد، فشار، ارتعاش و دماست. اين حواس به وسيله دو نوع گيرنده واقع در زير سطح پوست، تشخيص داده ميشوند: انتهاهاي عصبي آزاد (بدون پوشش) و انتهاهاي عصبي پوشيده به صورت اجسام حسي، انواع مختلف انتهاهاي عصبي يا اجسام حسي، حواس ويژه را ميگيرند. تعداد گيرنده ها در بدن فرق ميكند: براي مثال، نوك انگشتان دست به شدت حساس هستند و گيرنده هاي زيادي دارند در حالي كه ناحيه مياني پشت گيرنده هاي كمتري دارد.
z=
z=
z=گيرنده هاي لامسه
z=
z=لمس به وسيله گيرنده هاي مختلفي در سطوح مختلف پوست انجام ميشود. گيرنده هاي عصبي آزاد در نزديك سطح پوست، به لمس، درد، فشار و دما پاسخ ميدهند. كه اجسام مركل و مايسنر، لمس ظريف و اجسام پاچيني، فشار عمقي و ارتعاش را تشخيص ميدهند


[82]
n=جنسي مردان
class=com.akamarsoft.simple.Screen
main=BACK
z=/22_5_1.png
z=
z=دستگاه تناسلي مرد، توليد اسپرم )سلول هايي كه ميتوانند به تخمك زن متصل شده، نوزاد را به وجود بياورند( را برعهده دارد. همچنين اين دستگاه هورمون هاي جنسي لازم براي توليد اسپرم و تكامل جنسي در دوران بلوغ را ميسازد. اعضاي تناسلي مرد از آلت تناسلي، بيضه و كيسه بيضه كه بيضه ها در آن آويزان هستند، تشكيل ميشوند. هر بيضه حاوي لوله هاي سمينيفر است كه اسپرم ميسازند. اسپرم در اپيديديم )يك لوله پيچ در پيچ كه پشت هر بيضه قرار دارد(، نگهداري ميشود. يك لوله ديگر به نام وازدفران، هر اپيديديم را به يك مجراي انزالي وصل ميكند كه اين مجرا خود به پيشابراه وصل ميشود. سه غده )يك جفت غده ساخت مني و غده پروستات(، مايعاتي را ترشح ميكنند كه وظيفه انتقال و تغذيه اسپرم را برعهده دارند؛ اين ترشحات همراه اسپرم، مايعي به نام مايع مني را تشكيل ميدهند. در طول فعاليت جنسي، بافت نعوظي آلت تناسلي، پر خون شده، آلت تناسلي را دراز و سفت ميكند تا بتواند وارد مهبل زن شود. در هنگام ارگاسم، انقباضات عضلاني مايع مني را از طريق هر وازدفران به طرف پيشابراه و خارج از آلت تناسلي ميرانند.
z=
z=/22_5_2.png
z=
z=تغييرات حاصل از بلوغ در پسران
z=
z=بلوغ دوره اي است كه طي آن مشخصات جنسي ظاهر و اعضاي جنسي بالغ ميشوند. در پسران، معمولا بلوغ بين12 تا 15 سالگي شروع شده،3 تا4 سال طول ميكشد. غده هيپوفيز واقع در قاعده مغز شروع به ترشح هورمون هايي ميكند كه بيضه را براي توليد هورمون جنسي مردانه يعني تستوسترون تحريك ميكنند. اين هورمون ها باعث ايجاد تغييراتي مثل بزرگي اعضاي تناسلي و رشد موي بدن و سپس توليد اسپرم و افزايش ميل جنسي ميشوند.
z=
z=/22_5_3.png
z=
z=توليد اسپرم
z=
z=با فرا رسيدن زمان بلوغ، ساخت مداوم اسپرم در بيضه ها با سرعت حدود125 ميليون اسپرم در روز شروع ميشود. اسپرم ها در اطراف ديواره هاي لوله هاي سمينيفر تكامل پيدا ميكنند و دم هاي آنها كه آنها را قادر به شنا كردن ميكنند، به سمت مركز لوله ها قرار ميگيرند. اسپرم بالغ در يك لوله پيچ در پيچ به نام اپيديديم كه پشت هر بيضه قرار دارد، نگهداري ميشود. سرانجام اسپرم ها يا در طي فعاليت جنسي با انزال بيرون ميروند و يا به داخل بدن بازجذب ميشوند


[83]
n=جنسي زنان
class=com.akamarsoft.simple.Screen
main=BACK
z=/22_4_1.png
z=
z=ساختارهاي داخلي دستگاه تناسلي زن (تخمدان ها، لوله هاي حمل تخمك، رحم و مهبل) در يك سوم پاييني شكم قرار دارند. تخمدان ها، حاوي فوليكول هايي هستند كه تخمك ها (سلول هايي كه با اسپرم مرد تركيب شده، نوزاد ايجاد ميكنند) را در خود نگه ميدارند. هر ماه يك تخمك بالغ شده، از تخمدان رها ميشود؛ شيپور (فيمبريا) تخمك را به داخل لوله حمل تخمك هدايت ميكند و از آنجا تخمك به طرف رحم رانده ميشود. مهبل كه مسيري با جدار عضلاني است، ارتباط رحم را با خارج بدن برقرار ميسازد. ساختارهاي خارجي كه مجموعا فرج نام دارند، شامل كليتوريس حساس و چين هاي پوستي به نام لب هستند كه ورودي مهبل و پيشابراه را محافظت ميكنند. غدد بارتولن كه مايعي را براي ليز كردن در حين مقاربت جنسي ترشح ميكنند، درست در داخل ورودي مهبل قرار دارند.
z=
z=/22_4_2.png
z=
z=تغييرات حاصل از بلوغ در دختران
z=
z=بلوغ دوره اي است كه در طي آن، مشخصات جنسي ايجاد و اعضاي تناسلي بالغ ميشوند. در دختران، بلوغ بين10 تا 14 سالگي شروع ميشود و3 تا 4 سال طول ميكشد. غده هيپوفيز شروع به ترشح هورمون هايي ميكند كه تخمدان ها را براي توليد هورمون هاي جنسي زنانه يعني استروژن و پروژسترون، تحريك ميكنند. اين هورمون ها باعث ايجاد تغييرات فيزيكي از جمله بزرگي پستان ها و لگن ها و رشد موهاي عانه و زير بغل ميشوند و به دنبال آن، تخمك گذاري و قاعدگي را تحريك ميكنند.
z=
z=/22_4_4.png
z=
z=چرخه قاعدگي
z=
z=در طول چرخه قاعدگي، بدن زن براي بارداري احتمالي آماده ميشود. اين چرخه به وسيله 4 هورمون تنظيم ميشود. هورمون تحريك كننده فوليكول و هورمون لوتئيني كه از غده هيپوفيز ترشح ميشوند، باعث بلوغ يك تخمك در يك فوليكول و آزاد شدن آن ميشود. تخمك و فوليكول آن، استروژن و پروژسترون ترشح ميكنند كه باعث ضخيم شدن مخاط رحم ميشوند. اگر يك تخمك بارور شود، خود را وارد سطوح داخلي رحم ميكند و اگر بارور نشود، در طول قاعدگي به همراه خون و سلول هاي حاصل از مخاط داخلي رحم، از بدن خارج ميشود. اين چرخه حدود 28 روز طول ميكشد ولي مدت زمان آن ممكن است از ماهي تا ماه ديگر و از زني به زن ديگر فرق كند. يك چرخه قاعدگي كامل
z=
z=اين تصوير تغييرات حاصل در آندومتر(مخاط رحم) و تخمدان را در طي چرخه قاعدگي نشان ميدهد. تخمك ميتواند در زمان تخمك گذاري كه از فوليكول آزاد ميشود، به وسيله يك اسپرم بارور گردد.
z=
z=
z=نقس پستان ها
z=
z=پستان ها در تحريك جنسي نقش دارند و نقش اصلي آنها توليد شير براي نوزادان است. در طول بلوغ، هورمون استروژن باعث رشد و تكامل پستان ها ميشود. در طول بارداري، تغييرات هورموني، پستان ها را باز هم بزرگتر ميكنند و در اواخر بارداري، توليد شير را درغده هايي به نام لوبول تحريك ميكنند. اين غده ها به مجاري وصل ميشوند كه به كانال هايي به نام آمپول ختم ميشوند. آمپول در سطح نوك پستان به بيرون باز ميشود. بقيه بافت پستان عمدتا چربي است و مقدار كمي بافت همبند نيز دارد كه به نگهداري پستان كمك ميكند.
z=
z=
z=ساختار پستان
z=
z=پستان ها عمدتا از لوبول ها و مجاري شير به همراه چربي و بافت همبند تشكيل ميگردند. شير از نوك پستان خارج ميشود. ناحيه تيره اطراف نوك پستان آرئول نام دارد.
z=
z=
z=يائسگي
z=
z=يائسگي زماني است كه چرخه قاعدگي متوقف ميشود اين امر معمولا بين45 تا55 سالگي رخ ميدهد. تخمدان ها ديگر به هورمون تحريك كننده فوليكول پاسخ نميدهند و هورمون هاي جنسي زنانه (استروژن و پروژسترون) كمتري توليد ميكنند. در نتيجه، تخمك گذاري و قاعدگي خاتمه مييابد. به محض اين كه زني به مرحله يائسگي برسد، ديگر بارور محسوب نميشود. درست در سال هاي قبل و بعد از يائسگي، تغييرات هورموني باعث ايجاد علايمي چون نوسان خلق، گر گرفتگي، خشكي مهبل و عرق كردن شبانه ميگردد. يائسگي ممكن است منجر به تغييرات فيزيكي طولاني مدت مثل پوكي استخوان شود.
z=
z=/22_4_3.png
z=
z=استخوان دچار پوكي
z=
z=هورمون جنسي استروژن براي تقويت استخوان ها لازم است. غلظت پايين استروژن پس از يائسگي ميتواند منجر به پوكي استخوان شود كه همان گونه كه در اين تصوير ميكروسكوپي نشان داده شده است، يك بيماري است كه در آن استخوان ها تراكم خود را از دست ميدهند و ممكن است نازك و شكننده شوند.


[84]
n=تنفسي
class=com.akamarsoft.simple.Screen
main=BACK
z=/22_3_1.png
z=
z=تنفس فرايندي است كه از طريق آن، بدن اكسيژن كسب ميكند (براي توليد انرژي) و دي اكسيد كربن (محصول دفعي اصلي) را دفع ميكند. هوا از طريق بيني يا دهان وارد شده، از طريق ناي (لوله هوا) به طرف برونش ها (راه هاي هوايي تحتاني) و برونشيول ها (راه هاي هوايي كوچكتر) در ريه ها ميرود. برونشيول ها به كيسه هايي به نام آلوئول ختم ميشوند كه در اطراف آنها رگ هاي خوني قرار دارد. اينجا اكسيژن وارد خون و دي اكسيد كربن وارد ريه ها ميشود تا به خارج دميده شود. تنفس توسط ديافراگم (يك عضله) و عضلات بين دنده اي انجام ميشود. دستگاه تنفسي شامل حلق (گلو)، حنجره و اپي گلوت نيز هست. لوزه ها و آدنوئيدهاي واقع در حلق به مبارزه با عفونت ها كمك ميكنند. حنجره، حاوي طناب هاي صوتي است كه براي توليد صدا به لرزش در ميآيند. اپي گلوت در طول بلع، ناي را ميبندد تا غذا وارد ريه ها نشود
z=
z=/22_3_2.png
z=
z=تنفس چگونه انجام ميشود؟
z=
z=تنفس عملي است كه به وسيله آن بدن هوا را وارد و خارج ميكند. جريان هوا به درون و بيرون از بدن، به خاطر حركت هوا از نواحي پرفشار به كم فشار صورت ميگيرد. براي تنفس به درون (دم)، ديافراگم و عضلات بين دنده ها منقبض شده، قفسه سينه را بزرگ ميكنند. در نتيجه، فشار هوا در ريه ها كاهش پيدا ميكند، به طوري كه كمتر از فشار هواي اطراف ميشود و هوا وارد ريه ها ميگردد. براي تنفس به بيرون (بازدم)، عضلات شل شده، حجم ريه را كاهش ميدهند. فشار هوا در ريه ها بيش از هواي اطراف ميشود و باعث خروج هوا از بدن ميشود.
z=
z=
z=تبادل گاز در بدن
z=
z=بافت هاي بدن، دايما اكسيژن رااز خون ميگيرند و دي اكسيد كربن را در خون آزاد ميكنند. اكسيژن محيط وارد ريه ها ميشود و از آلوئول ها (كيسه هاي نازك) وارد رگ هاي خوني به نام مويرگ ميگردد كه در آنجا به ماده اي به نام هموگلوبين كه درگلبول هاي قرمز وجود دارد، متصل ميشود. در همين زمان، دي اكسيد كربن از پلاسما (قسمت مايع خون) وارد آلوئول ها ميشود تا با بازدم خارج گردد. درمويرگ هاي بافت ها، گلبول قرمز اكسيژن را آزاد ميكند در حالي كه دي اكسيد كربن وارد پلاسما ميشود

