صل گردد و اگر خواهند ترجمه هر لقطى از هر فردى را بدانند بآسانى فهمند و له التوفيق و اليه الزلفى و حسن المآب.
         قبر بطوس اقام به امام             حتم اليه زيارة و لمام‏
             قبر اقام به السلام و اذ غدا             تهدى اليه تحية و سلام‏
             قبر سنا انواره تجلو العمى             و بتربه قد تدفع الاسقام‏
             قبر تمثل للعيون محمدا             و وصيه و المؤمنون قيام‏
             خشع العيون لذا و ذاك مهابة             في كنهها التحير و الاوهام‏
             قبر اذا حل الوفود بربعه             رحلوا و حطت عنهم الآثام‏
 (3) يعنى قبرى است در طوس كه امامى در آن مدفون است كه واجب است فرود آمدن‏
                           501
در طوس و زيارت كردن آن امام، (1) قبرى است كه درود و سلام در آن اقامت كرده است و چون صبح شود تحيت و درود بسوى آن قبر فرستاده مى‏شود، قبرى است كه نورهاى آن بلند است و كور را روشنائى ميدهد و بسبب خاك آن قبر مرضها شفا يابد، قبرى است كه جلوه ميدهد از براى چشمها محمد و وصى او امير المؤمنين را و حال اينكه مؤمنان ايستاده باشند يعنى اين قبر نمونه‏اى است از محمد و وصى او چون صاحب قبر از نور ايشان است پس در چشمها چنين جلوه ميكند كه محمد و وصى او در اين قبر مدفونند و با وجود حضور همه مؤمنان اين نوع در نظر جلوه ميكند، خاشع و خاضع شد چشمها از ترس به جهت بودن آن حضرت در اين قبر و بجهت داشتن او بمحمد و على عقلها در كنه اين ائمه انام سرگردان است، قبرى است كه چون قدم گذارندگان وارد شوند و در دور آن قبر منزل گزينند كوچ خواهند كرد در حالى كه جميع گناهان آنها از شرافت اين قبر ريخته شده است‏
          و تزودوا من العقاب و أومنوا             من ان يحل عليهم الاعدام‏
             الله عنه به لهم متقبل             و بذاك عنهم جفت الاقلام‏
             ان يغن عن سقى الغمام فإنه             لولاه لم تسق البلاد غمام‏
             قبر على بن موسى حله             بثراه يزهو الحل و الاحرام‏
             فرض اليه السعى كالبيت الذى             من دونه حق له الاعظام‏
             من زاره في الله عارف حقه             فالمس منه على الجحيم حرام‏
 (2) يعنى آنان كه در اين قبر قدم گذاشتند توشه برداشتند ايمنى از عذاب الهى را و ايمن شدند از اينكه فقر وفاقه بر ايشان روى آورد و خدا از جانب صاحب قبر بسبب صاحب اين قبر ايمن شدن را ضامن شده است از براى قدم گذارندگان و زائران و بدين سبب قلم از ايشان مرفوع شده است و گناهان ايشان را ننويسند و اگر مردم از باريدن ابر بى‏نياز خواهند شد پس همانا اگر اين صاحب قبر نميبود ابرها در شهرها نميباريدند اين قبرى است كه على بن موسى در آن پنهان شده است بسبب تربت خود قبول بزرگى ميكند از آن حل و حرم مكه يعنى اين قبر فخر و بزرگى ميكند بر مكه و مكه كوچكى اين قبر ميكند و واجب است رفتن بسوى اين قبر مثل خانه خدا كه هر كسى در نزد آن است سزاوار است آن را بزرگ شمارد و تعظيم كند بآن و كسى كه اين قبر را زيارت كند خالصا للَّه و حق صاحب اين قبر را بشناسد پس رسيدن او بآتش جهنم حرام است.
          و مقامه لا شك يحمد في غد             و له بجنات الخلود مقام‏
             و له بذاك الله او في ضامن             قسما اليه تنهى الاقسام‏
             صلى الاله على النبى محمد             و علت عليا نصرة و سلام‏
             و كذا صلى على الزهر اعسر مدا             رب بواجب حقها علام‏
                           502
فصل دوم : در بيان آنچه انگشتر از آن سازند 
سنتست كه انگشتر از نقره باشد و مردانرا انگشتر طلا در دست كردن حرام است و انگشتر آهن و برنج و فولاد مردان و زنانرا مكروه است .
چنانچه منقولستكه از حضرت صادق عليه السلام بسند صحيح و حسن كه انگشتر رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از نقره بود.
در چندين حديث معتبر منقولستكه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بحضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقولستكه انگشتر غير نقره در دست مكنيد بدرستيكه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه پاك نيست دستى كه در آن انگشتر آهن باشد.
در حديث ديگر فرمود كه پاك نكند خدا دستى را كه درآن انگشتر آهن باشد. ودر حديث معتبر ديگر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقولستكه نماز نكند مرد در انگشتر آهن ونهى فرمود از انگشتر برنج در دست كردن .
از حضرت صادق عليه السلام منقولستكه انگشتر حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از نقره بود و نگين نداشت و برآن نقش كرده بودند محمد رسول اللّه .
         صلى عليها ثم بالحسن ابنها             و على الحسين لوجه الاكرام‏
             و على على ذى التقى و محمد             صلى و كل سيد و همام‏
 (1) يعنى و شك نيست در اينكه مقام على بن موسى (ع) در فرداى قيامت پسنديده است و او را در بهشتهاى جاويد مقام است و خدا از براى او اين مقام را وفاكننده و ضامن است چه او قسم ياد كرده است قسمى را كه همه قسمها بآن قسم منتها خواهد شد يعنى قسم بذات پاك خود خورده است و رحمت فرستد خدا بر پيغمبرى كه محمد است و بلند كند نصرت و درود على (ع) را و همچنين بر فاطمه زهرا پيوسته رحمت فرستد پروردگارى كه دانا است بحق واجب آن معصومه رحمت فرستد بر آن معصومه بعد از آن بفرزند دلبندش حضرت حسن و بر حسين (ع) كه بزرگوارى از صورت او نمايان بود و بر على بن الحسين كه صاحب تقوى و پرهيزكارى بود و بر محمد بن على درود و رحمت فرستد و هر يك از اينها بزرگوار و مهترند.
          على المهذب و المطهر جعفر             ازكى الصلاة و ان ابى الاقزام‏
             الصادق المأثور عنه علم ما             فيكم به يتمسك الاقوام‏
             كذا على موسى ابيك و بعده             صلى عليك و للصلاة دوام‏
             على محمد الزكى فضوعفت             و على على ما استمر كلام‏
             على الرضى بن الرضا الحسن الذى             عم البلاد لفقده الا ظلام‏
             على خليفته الذى لكم به             تم النظام فكان فيه تمام‏
 (2) يعنى و بر پاك و پاكيزه و تطهير گرديده شده حضرت جعفر بن محمد (ع) پاكيزه ترين رحمت باد اگر چه ناكسان و فرومايگان از آن امتناع داشته باشند و بر حضرت صادق (ع) كه تمام علم كه اين قوم حقه شيعه بدان تمسك ميجويند از او مأثور است و او بود مروج شريعت سيد المرسلين، و مذهب جعفرى از آن جناب بود و همچنين بر موسى پدر بزرگوارت و بعد از او خدا بر تو رحمت فرستد و از براى رحمت دوامى و ثباتى باشد يعنى ابد الدهر رحمت خدا بر تو باد و بر محمد بن على كه پاك و پاكيزه بود از هر رجس و نجسى و دو چندان شود رحمت خدا بر او و بر على بن محمد مادامى كه سخن برقرار است يعنى تا دنيا برپا است چه تا دنيا است سخن در ميان است و بر آن پسنديده فرزند پسنديده حسن بن على كه بجهت مفقود شدن او تاريكى جميع بلاد دنيا را بگرفت يعنى شمع هدايت خاموش شد و مردم راه تاريك ضلالت پيشه كردند و بر خليفه و جانشين او حجت خدا بر روى زمين كه او كسى از براى شما كه نظام و رشته عالم بسبب وجود او تمام شده و گسيخته نيست پس در وجود او تماميت آفريدگان خدا است و اگر او نبودى عالم ناقص بودى‏
          فهو المؤمل ان يعود به 