باس عذرى نمى‏بينم زيرا كه بنى اميه اولاد حرب و مروان بودند و كل اين طائفه فرزندان گردنكشان و فرزندان صاحب حسد و كينه هستند يعنى پدران آنها هميشه از روى كينه و حسد سركشى ميكردند چه آنها گروهى بودند كه اول آنها ابو سفيان را كشتند در دين اسلام و هر وقت آنها را ممكن ميشد بر كفر باز ميگشتند منزل كن در طوس بر سر آن قبر نيكو و پاكيزه شده كه اگر منزل كنى بسبب وجود او بر فطرت اسلام و دين باقى خواهى بود، دو قبر در طوس است يكى قبر بهترين تمام مردم حضرت على بن موسى (ع) و ديگر قبر بدترين تمام مردم هارون الرشيد و جمع ميان كفر و اسلام از چيزهائى است كه بايد بآن عبرت گرفت ثمر و نفع نميبرد نجس از نزديك بودن با پاك و پاكيزه و ضررى نيست بر پاك و پاكيزه باينكه نزديك نجس باشد يعنى از براى هارون كه در قرب حضرت رضا است منفعتى نيست و از براى حضرت رضا كه در قرب هارون است ضررى نيست هيهات كه هر مردى در گرو عمل خويش است و از براى او است عمل دو دست او و تو آنچه خواهى نيكو بينى و اگر بدكار و بدرفتار باشى سزاى بد عايد
                           500
تو شود نظم- گندم از گندم برويد جو ز جو. (1) صولى گويد كه عون بن محمد اين اشعار را براى من انشا كرد و گفت كه منصور بن طلحه اين اشعار را از براى من انشا كرد و گفت ابو محمد بريدى رضى اللَّه عنه گفت كه چون حضرت رضا (ع) وفات كرد اين مرثيه را گفتم.
         ما لطوس لا قدس الله طوسا             كل يوم تحوز علقا نفيسا
             بدأت بالرشيد فاقتنصته             و ثنت بالرضا على بن موسى‏
             يا امام لا كالأئمة فضلا             فسعود الزمان عادت نحوسا
 يعنى چه باك بود شهر طوس را باكى نيست او را خدا او را مطهر گردانيد در هر روزى كه در برگرفت چيز نيكوى پاكيزه را ابتدا كرد بهارون الرشيد و او را شكار كرد و شكار خود را دو گردانيد بعلى بن موسى الرضا (ع) اى امامى كه نيست مثل ساير پيشوايان در فضل يعنى او را فضل است و خلفا و پيشوايان جور را فضل نيست پس نيكى و سعد زمان بسبب وجود آن بزرگوار و از زمان وفاتش برگشت و مبدل بنحس شد «مترجم گويد» اين ترجمه بنا بر اين بود كه لفظ لا جواب ما بر استفهاميه باشد و ممكن است كه لا جواب استفهام نباشد بلكه فعل تقديس را نفى كند و غرض شاعر نفرين بطوس است كه چنين بزرگوارى را پنهان كرده و ممكن است كه شاعر در زمان تقيه اين شعر را گفته باشد چنان كه از ظاهر لفظ فرد ثانى مستفاد مى‏شود و مقصود اين است كه اى طوس خداوند ترا مقدس نگرداند هر روز چيزى نفيس را در بر ميگيرى روزى هارون را و روزى على بن موسى (ع) را و المعنى في بطن الشاعر (2) «مصنف گويد» شيخ صدوق عليه الرحمه گويد كه در كتابى اين اشعار را يافتم كه نسبت بمحمد بن حبيب جنى داده بودند «مترجم گويد» اين نسخه شريفه اقل الطلاب علما و عملا غلامرضا ابن محمد سعيد خوانسارى غفر اللَّه له و لوالديه گويد كه چون مرثيه طولانى است مناسب است كه هر شش فرد جداگانه تفسير شود تا ناظرين را از تطبيق لفظ با معنى بهره حاصل گردد و اگر خواهند ترجمه هر لقطى از هر فردى را بدانند بآسانى فهمند و له التوفيق و اليه الزلفى و حسن المآب.
         قبر بطوس اقام به امام             حتم اليه زيارة و لمام‏
             قبر اقام به السلام و اذ غدا             تهدى اليه تحية و سلام‏
             قبر سنا انواره تجلو العمى             و بتربه قد تدفع الاسقام‏
             قبر تمثل للعيون محمدا             و وصيه و المؤمنون قيام‏
             خشع العيون لذا و ذاك مهابة             في كنهها التحير و الاوهام‏
             قبر اذا حل الوفود بربعه             رحلوا و حطت عنهم الآثام‏
 (3) يعنى قبرى است در طوس كه امامى در آن مدفون است كه واجب است فرود آمدن‏
                           501
در طوس و زيارت كردن آن امام، (1) قبرى است كه درود و سلام در آن اقامت كرده است و چون صبح شود تحيت و درود بسوى آن قبر فرستاده مى‏شود، قبرى است كه نورهاى آن بلند است و كور را روشنائى ميدهد و بسبب خاك آن قبر مرضها شفا يابد، قبرى است كه جلوه ميدهد از براى چشمها محمد و وصى او امير المؤمنين را و حال اينكه مؤمنان ايستاده باشند يعنى اين قبر نمونه‏اى است از محمد و وصى او چون صاحب قبر از نور ايشان است پس در چشمها چنين جلوه ميكند كه محمد و وصى او در اين قبر مدفونند و با وجود حضور همه مؤمنان اين نوع در نظر جلوه ميكند، خاشع و خاضع شد چشمها از ترس به جهت بودن آن حضرت در اين قبر و بجهت داشتن او بمحمد و على عقلها در كنه اين ائمه انام سرگردان است، قبرى است كه چون قدم گذارندگان وارد شوند و در دور آن قبر منزل گزينند كوچ خواهند كرد در حالى كه جميع گناهان آنها از شرافت اين قبر ريخته شده است‏
          و تزودوا من العقاب و أومنوا             من ان يحل عليهم الاعدام‏
             الله عنه به لهم متقبل             و بذاك عنهم جفت الاقلام‏
             ان يغن عن سقى الغمام فإنه             لولاه لم تسق البلاد غمام‏
             قبر على بن موسى حله             بثراه يزهو الحل و الاحرام‏
             فرض اليه السعى كالبيت الذى             من دونه حق له الاعظام‏
             من زاره في الله عارف حقه             فالمس منه على الجحيم حرام‏
 (2) يعنى آنان كه در اين قبر قدم گذاشتند توشه برداشتند ايمنى از عذاب الهى را و ايمن شدند از اينكه فقر وفاقه بر ايشان روى آورد و خدا از جانب صاحب قبر بسبب صاحب اين قبر ايمن شدن را ضامن شده است از براى قدم گذارندگان و زائران و بدين سبب قلم از ايشان مرفوع شده است و گناهان ايشان را ننويسند و اگر مردم از باريدن ابر بى‏نياز خواهند شد پس همانا اگر اين صاحب قبر نميبود ابرها در شهرها نميباريدند اين قبرى است كه على بن موسى در آن پنهان شده است بسبب تربت خود قبول بزرگى ميكند از آن حل و حرم مكه يعنى اين قبر فخر و بزرگى ميكند بر مكه و مكه كوچكى اين قبر ميكند و واجب است رفتن بسوى اين قبر مثل خانه خدا كه هر كسى در نزد آن است سزاوار است آن را بزرگ شمارد و تعظيم كند بآن و كسى كه اين قبر را زيارت كند خالصا للَّه و حق صاحب اين قبر را بشناسد پس رسيدن او بآتش جهنم حرام است.
          و مقامه لا شك يحمد في غد             و له بجنات الخلود مقام‏
             و له بذاك الله او في ضامن             قسما اليه تنهى الاقسام‏
             صلى الاله على النبى محمد             و علت عليا نصرة و سلام‏
             و كذا صلى على الزهر اعسر مدا             رب بواجب حقها علام‏
                           502
         صلى عليها ثم بالحسن ابنها             و على الحسين لوجه الاكرام‏
             و على على ذى التقى و محمد             صلى و كل سيد و همام‏
 (1) يعنى و شك نيست در اينكه مقام على بن موسى (ع) در فرداى قيامت پسنديده است و او را در بهشتهاى جاويد مقام است و خدا از براى او اين مقام را وفاكننده و ضامن است چه او قسم ياد كرده است قسمى را كه همه قسمها بآن قسم منتها خواهد شد يعنى قسم بذات پاك خود خورده است و رحمت فرستد خدا بر پيغمبرى كه محمد است و بلند كند نصرت و درود على (ع) را و همچنين بر فاطمه زهرا پيوسته رحمت فرستد پروردگارى كه دان