 است بحق واجب آن معصومه رحمت فرستد بر آن معصومه بعد از آن بفرزند دلبندش حضرت حسن و بر حسين (ع) كه بزرگوارى از صورت او نمايان بود و بر على بن الحسين كه صاحب تقوى و پرهيزكارى بود و بر محمد بن على درود و رحمت فرستد و هر يك از اينها بزرگوار و مهترند.
          على المهذب و المطهر جعفر             ازكى الصلاة و ان ابى الاقزام‏
             الصادق المأثور عنه علم ما             فيكم به يتمسك الاقوام‏
             كذا على موسى ابيك و بعده             صلى عليك و للصلاة دوام‏
             على محمد الزكى فضوعفت             و على على ما استمر كلام‏
             على الرضى بن الرضا الحسن الذى             عم البلاد لفقده الا ظلام‏
             على خليفته الذى لكم به             تم النظام فكان فيه تمام‏
 (2) يعنى و بر پاك و پاكيزه و تطهير گرديده شده حضرت جعفر بن محمد (ع) پاكيزه ترين رحمت باد اگر چه ناكسان و فرومايگان از آن امتناع داشته باشند و بر حضرت صادق (ع) كه تمام علم كه اين قوم حقه شيعه بدان تمسك ميجويند از او مأثور است و او بود مروج شريعت سيد المرسلين، و مذهب جعفرى از آن جناب بود و همچنين بر موسى پدر بزرگوارت و بعد از او خدا بر تو رحمت فرستد و از براى رحمت دوامى و ثباتى باشد يعنى ابد الدهر رحمت خدا بر تو باد و بر محمد بن على كه پاك و پاكيزه بود از هر رجس و نجسى و دو چندان شود رحمت خدا بر او و بر على بن محمد مادامى كه سخن برقرار است يعنى تا دنيا برپا است چه تا دنيا است سخن در ميان است و بر آن پسنديده فرزند پسنديده حسن بن على كه بجهت مفقود شدن او تاريكى جميع بلاد دنيا را بگرفت يعنى شمع هدايت خاموش شد و مردم راه تاريك ضلالت پيشه كردند و بر خليفه و جانشين او حجت خدا بر روى زمين كه او كسى از براى شما كه نظام و رشته عالم بسبب وجود او تمام شده و گسيخته نيست پس در وجود او تماميت آفريدگان خدا است و اگر او نبودى عالم ناقص بودى‏
          فهو المؤمل ان يعود به الهدى             غضا و ان تستوثق الاحكام‏
                           503
         لو لا الائمة واحد عن واحد             درس الهدى و استسلم الاسلام‏
             كل يقوم مقام صاحبه الى             ان ينتهى بالقائم الايام‏
             يا ابن النبى و حجة الله التى             هى للصلاة و للصيام قيام‏
             ما من امام غاب عنكم لم يقم             خلف له تشفى به الاوغام‏
             ان الائمه تستوى في فضلها             و العلم كهل منكم و غلام‏
 (1) يعنى پس حضرت صاحب الزمان است كه آرزو داشته شده است هدايت و رهنمائى خلق تازگى در ظاهر باو عائد شود و احكام الهى بسبب ظهور او مستحكم شود و اگر ائمه هدى نبودند يكى بعد از ديگرى رهنمائى خلق برطرف ميشد و خلق بضلالت مى‏افتادند و در اسلام رخنه پيدا شدى كه دين اسلام از ميان رفتى و هر يك از اين ائمه نشستند در مقام صاحب خود يعنى هر يك مقام كسى كه قبل از او بود و صحبت او را درك كرده بود تا اينكه ايام عارض حضرت قائم (ع) شد و روزگار باو ختم شد يعنى بعد از او امامى نباشد، اى فرزند پيغمبر و حجت خدا بر روى زمين كه نماز و روزه بسبب وجود تو بر پا است نبود امامى از شما كه از روى زمين برود و جانشين در محل او ننشيند كه نفسها بواسطه او شفا يابد يعنى هر گونه امراض و مفاسد و خلل بجهت وجود او رفع شود همانا پير و جوان ائمه در علم و فضل مساوى هستند يعنى عالمند و فاضل و جوانى و پيرى در زيادى و كمى فضل آنها مدخليت ندارد.
          انتم الى الله الوسيلة و الاولى             علموا الهدى فهم له اعلام‏
             انتم ولاة الدين و الدنيا و من             لله فيه حرمة و ذمام‏
             ما الناس إلا من اقر بفضلكم             و الجاحدون بهائم و صوام‏
             بلهم اضل عن السبيل بكفرهم             و المقتدى منهم بهم ازلام‏
             يدعون في دنياكم و كأنهم             في جحدهم انعامكم انعام‏
             يا نعمة اللَّه التى يحبونها             من يصطفى من خلقه المنعام‏
 (2) يعنى شمائيد وسيله بسوى خدا و شمائيد آنان كه دانستند هدايت و راه راست را پس ايشان باشند نشانهاى هدايت شمائيد صاحبان دين و دنيا و صاحبان كسى كه در احترامى و زينهارى باشند يعنى صاحب اهل اسلام كه آنها را در شرح احترامى باشد نيستند صاحبان عقل و كسانى كه توان اسم انسان بر آنها اطلاق كرد مگر كسانى كه بفضل شما اقرار كرده باشند و كسانى كه منكر فضل شما شدند بهائم و حيوانات باشند يعنى از دائر عقل خارج باشند بلكه ايشان گمراهترند از راه و بدترند از حيوانات بسبب كفرشان از درگاه احديت رانده شده‏اند و طلب ميكنند كسانى كه چون حيوان باشند دنيائى كه مخصوص شما خلق شده و گويا ايشان در انكار فضل شما نعمتى بر شما داده‏اند يعنى اگر انكار فضل شما لزوم داشتى پيش از اين‏
                           504
انكار نكردندى، اى نعمت خدا على بن موسى الرضا كه خدا اين نعمت بسيار را عطا فرموده است بر كسانى كه برگزيده‏اند از خلق او يعنى شيعيان.
          ان غاب منك الجسم عنا انه             للروح منك اقامة و نظام‏
             ارواحكم موجود اعيانها             ان عن عيون غيبت اجسام‏
             الفرق بينك و النبى نبوة             اذ بعد ذلك تستوى الاقدام‏
             قبران في طوس الهدى في واحد             و الغى في لحد يراه حزام‏
             قبران مقترنان هذا ترعة             جنوية يزار فيها امام‏
             و كذاك ذلك من جهنم حفرة             فيها يجدد لغوى هيام‏
 (1) يعنى اى نعمت خدا على بن موسى الرضا (ع) اگر جسم تو از ما غايب است روح مبارك تو باعث وجود ما و نظم امور است چه ارواح شما اعيان آن ارواح موجوده است اگر چشمها قصد ديدن كنند و اجسام شما از نظر غايب باشند، اى على بن موسى فرق ميان تو و پيغمبر نبوت آن بزرگوار است زيرا كه بعد از غمض عين از نبوت افعال و صفات شما يكسان است، دو قبر در طوس است كه هدايت در يكى از آن دو قبر ميباشد و گمراهى در قبر ديگر كه افروزينه و آتشگيره آن را مى‏بيند و با آن ملاقات ميكند اين دو قبر نزديك يك ديگرند كه اين قبر كه در آن هدايت است راه بهشت است و امام در آن زيارت كرده شود و همچنين آن قبر ديگر گودالى از جهنم است كه در آن گودال از براى گمراه كه زيارت كند سرگردانى مجدد مى‏شود و زائرش سرگردانست‏
          قرب الغوى من الزكى مضاعف             لعذابه و لا نفسه الارغام‏
             ان يدن منه فإنه لمباعد             و عليه من خلع العذاب ركام‏
             و كذلك ليس يضرك الرجس الذى             يدنيه منك جنادل و رخام‏
             لا بل يريه عليك اعظم حسرة             اذ انت تكرم و اللعين يسام‏
             سوء العذاب مضاعف تجرى له             الساعات و الايام و الاعوام‏
             يا ليت شعرى هل بقائكم غدا             يعدوا بكفى للقراع حسام‏
 (2) يعنى نزديك بودن گمراه با طيب و طاهر باعث زيادتى عذاب گمراه و بخاك ماليدن دماغ او شود و اگر بحسب ظاهر نزديك شده است گمراه بطيب در معنى از او دور است و خلعتهاى عذاب بر او رويهم نشسته و همچنين ضرر نميرساند بتو خبيث و نجسى كه سنگهاى زبر و نرم او را بتو نزديك كرده است يعنى اين نزديكى ظاهر كه خشت و گل قبر شما نزديك يك ديگ