 است باعث ضرر تو نميشود بلكه در معنى تو از آن نجس نهايت دورى دارى نه اين ضرر نرسانيدن سهل است بلكه اين نزديك بودن مينماياند ترا بر او حسرت بسيارى زيرا كه تو گرامى داشته شوى و لعين و دور از جهت خود عذاب بر او وارد شود و بدى عذاب مضاعف‏
                           505
شود و ساعات و روزها و سالها بر او عذاب جارى كنند و در اين اوقات او را معذب دارند اى كاش ميدانستم كه بعد از باقى بودن شما و رجعت كردن شما بدنيا آيا شمشير بدست من مى‏آيد از براى كوفتن سر دشمنان يعنى آيا زنده خواهم شد يا نه.
          تطفى به يداى غليلا فيكم             بين الحشاء لم ترومنه اوام‏
             و لقد تهيجنى قبوركم اذا             هاجت سواى معالم و خيام‏
             من كان يغرم بامتداح ذوى الغنى             فبمدحكم لى صبوة و غرام‏
             و الى ابى الحسن الرضا اهديتها             مرضية تلتذها الافهام‏
             خذها عن الضبى عبدكم الذى             هانت عليه فيكم الالوام‏
             ان اقض حق الله فيك فان لى             حق القرى للضيف اذا يعتام‏
 (1) يعنى دو دست من بآن شمشير بالا برده شود و در ميان لشكر شما عطشان و تشنه ميان دل دشمنان شما باشم كه هيچ تشنه از آن سيراب نشود و بتحقيق كه بجوش مى‏آورد مرا خبرهاى شما در وقتى كه غير از من علمها و محل آرامگاه فضائل شما را جلوه دهد يعنى مرا غيرت آيد از اينكه كسى ديگر مدح شما را متحمل شود كسى غير از من او را ضرر و مشقت باشد در مدح كردن صاحبان غنا و بى‏نيازى از مدح زيرا كه من در مدح كردن شما عشق و حرص دارم و بسوى ابو الحسن الرضا (ع) هديه دادم اين قصيده را كه پسنديده است و افهام از آن لذت برند يا على بن موسى بگير اين قصيده را از محمد بن حبيب ضبى بنده شما كه در محبت شما ملامتها و خواريها بر او وارد آمده است با على بن موسى (ع) اگر حق خدا را نسبت بتو ادا كنم همانا از براى من است حق مهماندارى كه آن حق از براى مهمان است در وقتى كه احترام كرده شود.
          فاجعله منك قبول قصدى انه             غنم اليه حد انى استغنام‏
             من كان بالتعليم ادرك حبكم             فمحبتى اياكم الهام.
 (2) يعنى پس مقرر فرما اين مهماندارى و احسان را از خود قبول قصد همانا اين قبول قصد من غنيمت است كه مرا واداشته بطلب كردن غنيمت و اگر هر كس بآموختن دوستى شما را درك كرده است دوستى من بشما الهام است از خداوند و بتعليم حاصل نشده است للَّه در قائليها.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:765.txt">1</a><a class="text" href="w:text:766.txt">2</a><a class="text" href="w:text:767.txt">3</a></body></html>(3) (باب شصت و پنجم) «در ذكر ثواب زيارت آن جناب صلوات اللَّه عليه و على آبائه الطاهرين»
 (1) از ياسر خادم مروى است كه گفت حضرت على بن موسى الرضا (ع) فرمود نبنديد بارهاى خود را و كوچ نكنيد از براى زيارت بسوى قبرى از قبور مگر قبر ما ائمه هدى آگاه باشيد همانا من بزهر از روى ستم شهيد شده و در غربت مدفون شوم پس كسى را حله خود را ببندد و بزيارت من غريب بيايد خدا دعاى او را مستجاب كند و گناهانش را بريزد. (2) از حمدان ديوانى مروى است كه گفت حضرت رضا (ع) فرمود هر كسى مرا با دورى قبرم زيارت كند در روز قيامت در سه موقف نزد او مى‏آيم تا اينكه او را از شدتهاى اين سه موقف نجات ميدهم در وقت متفرق شدن صحيفه عمل از طرف راست و چپ يعنى وقتى كه بنده را عملى نيكو نباشد و عملهاى نيكويش در مقابل عمل بد او در نزد صراط و ميزان هيچ شده و مستحق جهنم شود. (3) از حسين بن زيد مروى است كه گفت از حضرت ابى عبد اللَّه جعفر بن محمد (ص) شنيدم كه ميفرمود مردى از بين اولاد فرزندم موسى (ع) بيرون آيد كه اسم او اسم امير المؤمنين (ع) باشد و بزمين طوس رسد كه آن زمين خراسان است در آن زمين با زهر كشته شود و در آنجا غريب دفن شود هر كسى كه او را زيارت كند و بحق او عارف باشد حقتعالى مزد كسى كه قبل از فتح مكه انفاق و جهاد كرده باشد باو عطا كند. (4) از جعفر بن محمد بن عماره مروى است كه از پدرش از حضرت صادق (ع) جعفر بن محمد از پدر بزرگوارش از آباء امجادش از امير المؤمنين على (ع) مروى است كه فرمود رسول خدا (ص) فرمود زود باشد كه پاره‏اى از تن من بزمين خراسان دفن شود و هيچ مؤمنى او را زيارت نكند مگر آنكه حقتعالى بهشت را براى او واجب كرده و آتش را بر جسدش حرام نمايد. (5) از على بن حسين بن على بن فضال از پدرش از حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا (ع) مروى است كه فرمود همانا در خراسان بقعه‏اى است كه زمانى محل آمد و شد ملائكه شود و پيوسته فوجى از ملائكه از آسمان در آن موضع فرود آيند و فوجى به آسمان بالا روند تا اينكه صور دميده شود بآن جناب عرض كردند يا ابن رسول اللَّه اين بقعه كدام است فرمود آن بقعه در زمين طوس است و بخدا سوگند ياد ميكنم كه آن بقعه باغى است از باغهاى بهشت هر كس مرا در آن بقعه زيارت كند مثل كسى خواهد بود كه رسول خدا (ص) را زيارت كرده باشد و حقتعالى ثواب هزار حج خالص كه هيچ شائبه در آن نباشد و هزار عمره مقبوله برايش بنويسد و من و پدران من در روز قيامت شفيعان او باشيم (6) از ابى هشام داود بن قاسم جعفرى مروى است كه گفت از حضرت ابى جعفر محمد بن على (ع) شنيدم كه فرمود همانا در ميان دو كوه طوس خاكى است كه آن را از بهشت بآنجا آورده‏اند هر كسى داخل آن خاك شود در روز قيامت از آتش ايمن باشد
                           507
 (1) از عبد العظيم بن عبد اللَّه حسنى از حضرت ابى جعفر محمد بن على الرضا (ع) مروى است كه فرمود ضامن شدم بهشت را از براى كسى كه پدر بزرگوارم را در طوس زيارت كند و بحق او عارف باشد. (2) باين اسناد از عبد العظيم بن عبد اللَّه مروى است كه گفت بحضرت ابى جعفر (ع) عرض كردم متحيرم ميان زيارت قبر ابى عبد اللَّه و زيارت قبر پدر بزرگوارت در طوس پس چه ميبينى يعنى چه كنم و كداميك را ترجيح دهم آن بزرگوار بمن فرمود صبر كن در مكان خود و داخل منزل خود شد و بيرون آمد در حالتى كه اشكهاى آن بزرگوار بر دو طرف صورت نازنينش جارى بود و فرمود زوار قبر ابى عبد اللَّه بسيار است و زوار قبر پدر بزرگوارم در طوس كم است. (3) از ابى صلت عبد السلام بن صالح هروى مروى است كه گفت از حضرت رضا (ع) شنيدم كه ميفرمود بخدا قسم هيچ يك از ما ائمه هدى نيستيم مگر آنكه كشته شويم و شهادت دريابيم پس بآن بزرگوار عرض كردند يا ابن رسول اللَّه كيست ترا شهيد ميكند فرمود بدترين خلق خدا در زمان من مرا بزهر شهيد ميكند پس از آن مرا در خانه خالى و بلاد غربت دفن ميكنند آگاه باشيد هر كه مرا در محل غريبى من زيارت كند حقتعالى از براى او بنويسد اجر صد هزار شهيد و صد هزار صديق و راستگو و هزار حج‏كننده و عمره‏كننده و صد هزار جهادكننده و او را در زمره ما محشور گرداند و او را در بهشت رفيق ما در درجات بلند قرار دهد. (4) از احمد بن ابى نصر بزنطى مروى است كه گفت من نوشته حضرت ابى الحسن الرضا (ع) را خواندم نوشته بود برسان بشيعيان ما كه زيارت من در نزد خدا معادل است با هزار حج، احمد گويد كه من بفرزند دلبندش حضرت ابى جعفر (ع) عرض كردم هزار حج؟ فرمود بخدا قسم بلى از براى ك