ن جناب‏
كمن زار الله في عرشه‏
تشبيه مكانى نيست چه خدا را مكانى نيست كه عرش را مكان خدا گيرند و محل ديگر را تشبيه بمكان خدا كنند بلكه عرش منسوب بخدا است و محل زيارت است زيرا كه ملئكه زيارت ميكنند عرش خدا را و بآن پناه ميبرند و در گرد آن طواف ميكنند و اين همچنان است كه ميگوئى نزور اللَّه في عرشه چنان كه ميگوئى نحج بيت اللَّه پس معنى اينكه خدا را در عرش او زيارت ميكنى نه اينست كه خدا را در مكان زيارت كنى زيرا كه خدا را مكانى نيست بلند است شأن او از نبوت مكان از براى او بلكه معنى اينست كه عرش خدا را زيارت ميكنى. (3) از ابى صلت مروى است كه گفت در نزد حضرت رضا (ع) بودم كه قومى از اهل قم داخل شدند و بر او سلام كردند آن جناب سلامشان را رد كرد و ايشان را در نزد خود مقرب داشت و فرمود مرحبا بشما خوش آمديد شما براستى از شيعيان ما باشيد و زود باشد كه بيايد روزى كه در آن روز مرا زيارت كنيد و خاك من در طوس باشد آگاه باشيد هر كسى مرا زيارت كند و حال اينكه غسل كرده باشد از گناهان خود بيرون رود مثل روزى كه از مادر متولد شده باشد. (4) از عبد العظيم بن عبد اللَّه حسنى مروى است كه گفت از حضرت على بن محمد عسگرى شنيدم كه فرمود اهل قم و اهل آبه (دهى است نزديك قم از طرف ساوه) آمرزيده شوند بجهت اينكه زيارت كنند جدم على بن موسى الرضا (ع) را در طوس آگاه باشيد كه هر كسى آن بزرگوار را زيارت كند و در راه طوس قطره بارانى از آسمان باو برسد خدا جسد او را بر آتش حرام كند. (5) از سليمان بن حفص مروزى مروى است كه گفت از حضرت ابى الحسن موسى بن جعفر (ع) شنيدم كه ميفرمود همانا فرزندم على (ع) بزهر جفا شهيد شود در طوس و بيك طرف قبر هارون الرشيد دفن شود آگاه باشيد هر كس او را زيارت كند مثل كسى است كه رسول خدا را زيارت كرده باشد.
                           511
 (1) از حسن بن على الوشا مروى است كه گفت از حضرت ابى الحسن الرضا (ع) شنيدم كه ميفرمود همانا هر امامى را عهديست در گردن دوستان و شيعيان خود و زيارت قبور ائمه تمام كردن وفا بعهد، و نيكو ادا كردن حق ايشان است پس هر كس ايشان را زيارت كند از روى ميل و رغبت در زيارت ايشان و از روى تصديق كردن بآنچه ايشان خواستند البته آن كسان از كسانى باشند كه امامان ايشان در روز قيامت شفيعان آنان باشند. (2) از ابراهيم بن عقبه مروى است كه گفت بحضرت هادى ابى الحسن الثالث (ع) نوشتم و از آن بزرگوار سؤال كردم از زيارت حضرت ابى عبد اللَّه الحسين و از زيارت حضرت ابى الحسن و ابى جعفر (ع) آن بزرگوار بمن نوشت كه مقدم زيارت حضرت ابو عبد اللَّه است و ليكن اين زيارت جامعتر از براى خير دنيا و آخرت است و اجر آن زيادتر است يعنى زيارت حضرت ابى الحسن على بن موسى و ابى جعفر بن محمد بن على (ع). (3) از على بن مهزيار مروى است كه گفت بحضرت ابى جعفر يعنى محمد بن على الرضا (ع) عرض كردم فداى وجودت شوم زيارت حضرت رضا (ع) افضل است يا زيارت حضرت ابى عبد اللَّه الحسين؟ فرمود زيارت پدر بزرگوارم افضل است و اين بدان جهت است كه حضرت ابا عبد اللَّه الحسين (ع) را جميع مردم زيارت ميكنند و پدر بزرگوارم را زيارت نميكنند مگر خواص از شيعيان. (4) از حسن بن على الوشا مروى است كه گفت حضرت ابو الحسن الرضا (ع) فرمود همانا من بزودى بزهر جفا كشته شوم پس هر كس مرا زيارت كند و بحقم عارف باشد خدا گناهان گذشته و آينده او را بيامرزد. (5) از اسماعيل بن مهران از جعفر بن محمد (ع) مروى است كه فرمود هر گاه يكى از شما حج گذارد بايد حج خود را بزيارت ما ختم كند زيرا كه زيارت ما از تمام حج است يعنى جزئى است كه حج با آن جزء تمام مى‏شود. (6) و از جابر از حضرت ابى جعفر (ع) مروى است كه فرمود تماميت حج بملاقات كردن امام (ع) است. (7) از زراره از حضرت ابى جعفر امام محمد باقر (ع) مروى است كه فرمود همانا مردم مأمورند كه بيايند در نزد اين سنگهاى قبور و طواف كنند پس از آن نزد ما بيايند و ما را خبر دهند بدوستى خود و يارى كردن خود را بر ما عرضه دارند. (8) از زيد شحام مروى است كه گفت بحضرت ابى عبد اللَّه (ع) امام جعفر صادق (ع) عرض كردم حق كسى كه يكى از شما را زيارت كند چيست فرمود مثل كسى است كه خدا (ص) را زيارت كرده باشد يعنى هر حقى كه از براى زائر رسول ثابت است از براى زائر ما نيز ثابت است. (9) از صقر ابن دلف مروى است كه گفت از سيد خودم حضرت على بن محمد بن على الرضا
                           512
 (ع) شنيدم كه ميفرمود (1) هر كس كه او را نزد خدا حاجتى است بايد زيارت كند قبر جد بزرگوارم حضرت رضا (ع) را در طوس و در حالت زيارت با غسل باشد و بايد دو ركعت نماز در نزديك سر مبارك آن حضرت بخواند و در قنوت از خدا حاجت خود را سؤال كند كه خدا دعاى او را مستجاب كند و سؤال او را اجابت كند اگر گناهى يا قطع رحمى سؤال نكرده باشد و همانا موضع قبر جد بزرگوارم حضرت رضا (ع) بقعه‏اى است از بقعه‏هاى بهشت كه زيارت نكند آن بقعه را هيچ مؤمنى مگر آنكه خدا او را از آتش آزاد كند و او را داخل دار قرار و خانه باقى بهشت عنبر سرشت كنند. (2) از على بن حسن بن على بن فضال از پدرش مروى است كه گفت از حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا (ع) شنيدم كه ميفرمود همانا من بزهر شهيد شوم و بزمين غريبى مدفون شوم و من اين واقعه را ميدانم بعهدى كه معهود ساخته است آن را نزد من پدر بزرگوارم از پدران خود از على بن ابى طالب (ع) از رسول خدا (ص)، آگاه باشيد هر كس مرا زيارت كند در غريبى من در روز قيامت، من پدرانم شفيعهاى او باشيم و هر كسى كه ما شفيعهاى او باشيم نجات خواهد يافت اگر چه گناه جن و انس بر او باشد. (3) از عبد السلام بن صالح هروى مروى است كه گفت چون دعبل بن على خزاعى رحمه اللَّه داخل شد بر حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا (ع) در شهر مرو بآن بزرگوار عرض كرد يا ابن رسول اللَّه در حق شما قصيده‏اى گفته‏ام و در نزد خود قسم خورده‏ام كه اين قصيده را پيش از تو از براى كسى انشا نكنم حضرت رضا (ع) فرمود بياور آن قصيده را دعبل آن قصيده را انشا كرد.
         مدارس ايات خلت من تلاوة             و منزل وحى مقفر العرصات.
 محل درسها آياتى نمايان است كه خالى بود از تلاوت كردن و كسى آنها را تلاوت نميكرد و محل نزول وحى بود عرصه‏هاى آن خالى است. دعبل اشعار را خواند تا اينكه باين شعر رسيد.
         ارى فيئهم في غيرهم متقسما             و ايديهم من فيئهم صفرات.
 يعنى مى‏بينيم في ايشان كه آن غنائم است بر وجوه غير غلبه مسلمين خدا از اموال يهود برسول خدا رد كرد كه اين في حق اين ائمه هدى است در ميان غير ايشان قسمت مى‏شود و مى‏بينم دستهاى ايشان از في كه حق ايشان است خالى است حضرت رضا (ع) گريه كرد و فرمود اى خزاعى راست گفتى و چون باين شعر رسيد.
         اذا وقروا مدوا الى واتريهم             اكفا عن الا و تار منقبضات‏
 يعنى هر گاه جنايت زده شوند و صدمات بر آنها وارد آورند دستهاى خود را ميكشند
                           513
بسوى جنايت زنندگان و دستهاى ايشان از جنايتها نگاهدارنده باشد يعنى هر گاه دشمنان آنها بر آنها اذيتى كنند در مقابل اذيتهاى آنها ان