اشد حاجتش برآورده است .
از حضرت صادق عليه السلام منقولستكه انگشتر عقيق مورث ايمنى است در سفر.
در حديث ديگر از آنحضرت منقولستكه هر كه انگشترى بگيرد كه نگينش عقيق باشد پريشان نشود و عاقبت كارش البته نيكوباشد.
در حديث ديگر وارد شده است كه حاكمى پى شخصى فرستاده بود بسبب جرمى ، حضرت صادق عليه السلام فرمود كه انگشتر عقيق باو برسانيد چنان كردند مكروهى باو نرسيد.
در حديث ديگر منقولستكه شخصى بنزد حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد و شكايت كرد كه دزد در راه بمن رسيد واموال مرا برد حضرت فرمود كه چرا انگشتر عقيق در دست نداشتى كه آن از هر بدى نگاه ميدارد آدمى را.
بسند معتبر ديگر از آنحضرت منقول است كه انگشتر عقيق در دست كنيد مادام كه آدمى آن انگشتر را با خود دارد اندوهى باو نميرسد.
در حديث معتبر ديگر فرمود كه انگشتر عقيق با خود داريد كه آن اول كوهيست كه اقرار كرده است از براى خدابيگانگى و از براى من بپيغمبرى وازبراى تو يا على بامامت .
در حديث معتبر از بشير دهان منقول است كه عرض كردم كدام يك از نگينها برانگشت خود بنشانم فرمود كه چرا غافلى از عقيق سرخ و عقيق زرد و عقيق سفيد كه اينها سه كوهند در بهشت اما كوه عقيق سرخ پس و عقيق زرد و عقيق سفيد كه اينها سه كوهند در بهشت اما كوه عقيق سرخ پس مشرفست برخانه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم واما كوه عقيق زرد پس مشرفست برخانه حضرت فاطمه عليهم السلام و اماكوه عقيق سفيد پس مشرف است بر خانه حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام و همه آنها يك خانه است و از زير هر كوهى نهرى جاريست از برف سردتر و ازشير سفيدتر و نميخورد از آن نهرها مگر آل محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وشيعيان ايشان و هرسه نهر از كوثر ميآيد و بيكجا ميريزد و اين سه كوه تسبيح و تقديس و تمجيد الهى ميكنند و از براى محبان آل محمد طلب آمرزش ميكنند پس هر كه از شيعيان آل محمد يكى از اين عقيقها را در دست داشته باشد نبيند مگر خير ونيكى و فراخى روزى و سلامتى از جميع بلاها وامان يابد از شرپادشاه ظالم واز هر چه آدمى از آن ميترسد و حذر مينمايد.
در حديث ديگر منقولست كه شخصى را از برابر حضرت امام محمد باقر عليه السلام گذارنيدند تازيانه بسيار براو زده بودند حضرت فرمود انگشتر عقيق او كجاست اگر با او ميبود تازيانه نميخورد.و روايت ديگر از حضرت صادق عليه السلام منقولستكه دستى بسوى آسمان بلند نميشود كه خدا دوستتر دارد از دستى كه در آن انگشتر عقيق بوده باشد.
در حديث معتبر از حضرت امام حسن عليه السلام منقولستكه چون حضرت موسى عليه السلام بر كوه طور با حق تعالى مناجات كرد و برزمين نظر كرد حق تعالى از نور روى او عقيق را آفريد پس فرمود كه قسم خوردم بذات مقدس خود كه عذاب نكنم بآتش جهنم دستى را كه انگشتر عقيق در آن باشد اگر ولايت على بن ابى طالب عليه السلام داشته باشد.
در حديث ديگر منقولستكه جبرئيل نازل شد بر حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم و گفت يا محمد پروردگاره سلامت ميرساند و ميگويد انگشتر را بدست راست بكن و نگينش را از عقيق بكن وبگو بعلى بن ابيطالب عليه السلام پسر عمت كه انگشتر را بدست راست بكند و نگينش را عقيق بكند حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام پرسيد كه يا رسول اللّه عقيق كدام است فرمود كه كوهى است دريمن كه براى خدا اقرار كرده است به يگانگى وبراى من به پيغمبرى و براى تو واولاد تو بامامت و براى شيعيان تو ببهشت و براى دشمنان تو بجهنم .
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقولستكه نماز كسيكه انگشتر عقيق در دست داشته باشد برنماز جماعتى كه غير عقيق در دست داشته باشند بچهل درجه زيادتى دارد.
سليمان اعمش روايت كند كه در خدمت حضرت امام جعفرصادق عليه السلام بودم در خانه منصور عباسى پس شخصى را بيرون آوردند كه تازيانه خورده بود حضرت فرمود كه اى سليمان ببين كه انگشترش چه نگين دارد گفتم يابن رسول اللّه عقيق نيست فرمود كه اى سليمان اگر عقيق بود تازيانه اش نميزدند او را گفتم يابن رسول اللّه ديگر بفرما فرمود كه اى سليمان انگشتر عقيق امان ميبخشد از دست بريدن گفتم ديگر بفرما فرمود اى سليمان انگشتر عقيق امان ميبخشد از خون گفتم ديگر بفرما فرمود اى سليمان خداى عزوجل دوست ميدارد كه بلند كند بدعا بسوى او دستى را كه در او نگين عقيق باشد گفتم ديگر بفرما فرمود كه عجب دارم از دستى كه در آن نگين عقيق باشد چگونه خالى ميماند از دينار و درهم گفتم يابن رسول اللّه ديگر بفرما فرمود كه نگاه دارنده آدمى است از هر بلا گفتم يابن رسول اللّه ديگر بفرما فرمود كه ايمن ميگرداند از فقر گفتم يابن رسول اللّه روايت كنم اين حديث را از جدت حسين بن على عليه السلام از پدرش اميرالمؤ منين عليه السلام ؟ فرمود بلى .
در روايت ديگر منقول است كه دو ركعت نماز با انگشتر عقيق بهتر است از هزار ركعت كه با آن نباشد.(2) «باب شصت و هشتم» «در زيارت وداع آن جناب»
 (3) چون خواهى آن جناب را وداع كنى و باز گردى بگو.
السلام عليك يا مولاى و ابن مولاى و رحمة اللَّه و بركاته انت لنا جنة من العذاب و هذا اوان انصرافى عنك ان كنت اذنت لى غير راغب عنك و لا مستبدل بك و لا مؤثر عليك و لا زاهد في قربك و قد جدت بنفسى للحدثان و تركت الاهل و الاولاد و الاوطان فكن لى شافعا يوم حاجتى و فقرى و فاقتى يوم لا يغنى عنى حميمى و لا قريبى يوم لا يغنى عنى والدى و لا ولدى أسأل اللَّه الذى قدر على رحيلى اليك ان ينفس بك كربتى و أسأل اللَّه الذى قدر على فراق مكانك ان لا يجعله آخر العهد من زيارتى لك و رجوعى اليك و أسأل اللَّه الذى ابكى عليك عينى ان يجعله سببا و ذخرا و أسأل اللَّه الذى ارافى مكانك و هدانى التسليم عليك و زيارتى اياك ان يوردنى حوضكم و يرزقنى مرافقتكم في الجنان السلام عليك يا صفوة اللَّه السلام على امير المؤمنين و وصى رسول رب العالمين و قائد الغر المحجلين السلام على الحسن و الحسين سيدى شباب اهل الجنة السلام على‏
                           523
الائمة
 (1) (و نام هر يك را ميبرى)
و رحمة اللَّه و بركاته السلام على ملائكة اللَّه الباقين السلام على الملائكة المقيمين المسبحين الذين بامره يعملون السلام علينا و على عباد اللَّه الصالحين اللهم لا تجعله آخر العهد من زيارتى اياه فان جعلتنى فاحشرنى معه و مع آبائه الماضين و ان ابقيتنى يا رب فارزقنى زيارته ابدا ما ابقيتنى انك على كل شي‏ء قدير
و ميگوئى‏
استودعك و استرعيك و اقرء عليك السلام امنا باللَّه و بما دعوت اليه اللهم فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِينَ اللهم فارزقنى حبهم و مودتهم ابدا ما ابقيتنى السلام على ملائكة اللَّه و زوار قبر ابن نبى اللَّه السلام عليك منى ابدا ما بقيت و دائما اذا فنيت السلام علينا و على عباد اللَّه الصالحين‏
و چون از گنبد مبارك بيرون رفتى روى خود را از گنبد بر نميگردانى تا اينكه از نظرت غائب شود.
(2) «باب شصت و نهم» «در ذكر زيارتى كه از آن بزرگوار مرويست و مجزى است از براى جميع ائمه صلوات ال