ايم؛ پس بهتر است كلام امام على (عليه السلام) را كه در ابتداء مقدمه آوردم، در وصف الهى ترجمه نمايم و اندكى تبيين سازم.

ايشان مى‏فرمايند: ستايش مخصوص خداوندى است كه ابتداى هر اولى است يعنى هر كس به نوعى در جنس خود اول است، بايد بداند، قبل از او كسى بوده كه او را آفريده است. مثل حضرت آدم (عليه السلام) كه اولين بشر است، اما خداوند از او هم اول‏تر مى‏باشد.

در ادامه فرموده‏اند: و خدايى كه بعد از هر آخرى، آخر است يعنى آخر هر آخرى مى‏باشد و در قسمت پايانى اين فراز از سخنان خود مى‏فرمايند: به خاطر اول بودنش، لازم است كه نتوان براى او اولى در نظر گرفت و به خاطر آخر بودنش نمى‏توان پايانى براى او تصور كرد.

اين عبارات به خوبى نشان مى‏دهد كه خداوند تا چه اندازه بزرگ است و بزرگى او به اين است كه نمى‏توان بزرگى‏اش را تصور نمود و به همين دليل مى‏گوييم: الله اكبر يعنى خداوند بزرگتر از آن است كه وصف كنيم.

با نگاه و دقت در خود و اطراف، چه در آسمان و چه در زمين فقط گوشه‏اى از بزرگى او را مى‏فهميم كه آن هم با ديدن فهميده مى‏شود و گرنه اين كه تا چه اندازه توانسته‏ايم همان ديدنى‏ها را درك كنيم، معلوم نيست.

در هر حال بعد از سال‏ها از خداوند همين را فهميديم كه اول هر اول و آخر هر آخر است و نسبت به اين كه نوع اولى و آخرى او چگونه است؟ هيچ دركى نداريم.

اما سوال اين است كه براى بهتر شناختن خداوند چه راهى وجود دارد؟

در جواب مى‏گوييم: بهترين راه اين است كه در قرآن تدبر كنيم و رواياتى را كه در واقع تفسير قرآن است و از رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) و اهل بيت ايشان به ما رسيده است را مورد بررسى قرار دهيم و در نتيجه خداوند را در حدى كه بايد شناخت، بشناسيم.

كتاب (توحيد) اثر شيخ بزرگوار صدوق (اعلى الله مقامه الشريف) چنين خصوصيتى دارد يعنى روايات پيرامون خداشناسى با دسته بندى موضوعاتى كه در بحث خداشناسى مطرح است را بيان كرده است و بى‏نظيرترين و بهترين كتاب روايى در اين زمينه مى‏باشد و مانند اين كتاب پيدا نمى‏شود.

بنابراين بر ما لازم است كه اگر چه خود نمى‏توانيم درك واقعى از جايگاه خداوند داشته باشيم؛ اما با دقت در اين روايات، به وظيفه خود در زمينه خداشناسى عمل كنيم.

اما يك وظيفه بر عهده مترجم چنين كتاب‏هايى است كه در فهم بحث‏هاى خداشناسى براى مردمى كه زبان عربى نمى‏دانند، مؤثر است و آن دقت در ترجمه و ساده و روان و به روز ترجمه كردن اين روايات است، تا هم الفاظ روايات جزء به جزء ترجمه شوند و همه روان و همه فهم باشد و كسانى كه با كتاب‏هاى ترجمه‏اى اينجانب آشنايى دارند، مى‏دانند كه سعى من اين بوده است كه تا حد امكان، اين نكات را در ترجمه رعايت كنم.

ترجمه اين كتاب كه به دست حقير انجام شده است را به روح ملكوتى مولف كتاب توحيد يعنى شيخ صدوق (رحمهم الله) تقديم مى‏كنم؛ زيرا تلاش‏هاى شبانه روزى ايشان در عصرى كه جمع آورى روايات بسيار سخت و دشوار بود، سبب گرديد چنين كتابى نوشته شود.

از خداوند متعال مى‏خواهم كه اين اثر را مايه بركت در عمر و زندگى حقير قرار دهد و ما را مشمول دعاى حضرت ولى عصر (عجل الله تعالى فرجه الشريف) قرار دهد.

اللهم وفقنى بطاعتك و بعد معصيتك

مجمع علمى و پژوهشى مناديان اسلام

(پژوهشكده طلاب هرمزگانى حوزه علميه قم)

قم - اسفند ماه 1386

على اكبر ميرزايىالمقدمة
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

الحمد لله الواحد الأحد الذي لا شريك له الفرد الصمد الذي لا شبيه له الأول القديم الذي لا غاية له الآخر الباقي الذي لا نهاية له الموجود الثابت الذي لا عدم له الملك الدائم الذي لا زوال له القادر الذي لا يعجزه شي‏ء العليم الذي لا يخفى عليه شي‏ء الحي لا بحياة الكائن لا في مكان السميع البصير الذي لا آلة له و لا أداة الذي أمر بالعدل و أخذ بالفضل و حكم بالفصل- لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ و لا راد لقضائه و لا غالب لإرادته و لا قاهر لمشيته و إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ. فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ و إليه المرجع و المصير. و أشهد أن لا إله إلا الله رب العالمين و أشهد أن محمدا عبده و رسوله سيد النبيين و خير خلقه أجمعين و أشهد أن علي بن أبي طالب سيد الوصيين و إمام المتقين و قائد الغر المحجلين و أن الأئمة من ولده بعده حجج الله إلى يوم الدين صلوات الله و سلامه عليهم أجمعين. قال الشيخ أبو جعفر محمد بن علي بن الحسين بن موسى بن بابويه القمي الفقيه نزيل الري مصنف هذا الكتاب أعانه الله تعالى على طاعته و وفقه لمرضاته إن الذي دعاني إلى تأليف كتابي هذا أني وجدت قوما من المخالفين لنا ينسبون عصابتنا إلى القول بالتشبيه و الجبر لما وجدوا في كتبهم من الأخبار التي جهلوا تفسيرها و لم يعرفوا معانيها و وضعوها في غير موضعها و لم يقابلوا بألفاظها ألفاظ القرآن فقبحوا بذلك عند الجهال صورة مذهبنا و لبسوا عليهم طريقتنا و صدوا الناس عن دين الله و حملوهم على جحود حجج الله فتقربت إلى الله تعالى ذكره بتصنيف هذا الكتاب في التوحيد و نفي التشبيه و الجبر مستعينا به و متوكلا عليه و هو حسبي وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ


مقدمه مولف‏
ستايش مخصوص خداوندى است كه هيچ شريكى ندارد، تنهايى است كه بى‏نياز است و كسى شبيه او نيست، اولى است كه هميشه بوده است و پايانى ندارد و پايانى است كه هميشگى مى‏باشد و انتهايى براى او نيست. وجود ثابتى است كه نيستى در او جايى ندارد، پادشاه دائمى است كه پادشاهيش نابود نمى‏گردد، توانايى است كه چيزى او را ناتوان نمى‏سازد، دانايى است كه هيچ چيز بر او پنهان نمى‏شود، زنده‏اى است كه زنده بودنش به زندگى نيست، موجود پايدارى است كه در مكان قرار نمى‏گيرد، شنواى بينايى است كه براى او ابزار و وسائلى نيست او كسى است كه به عدالت دستور مى‏دهد و با فضل مى‏گيرد و با قاطعيت حكم مى‏دهد، كه دنباله ندارد و از خواست خود بر نمى‏گردد و هيچ كس بر اراده او پيروز نمى‏شود و كسى نمى‏تواند بر خواست او غلبه كند و هر چه بخواهد تا به وجود آيد، مى‏گويد: باش (و آن) به وجود مى‏آيد. او منزه است كه هر چيزى به دست او و بازگشت همه چيز به سوى اوست. شهادت مى‏دهم كه خدايى جز خداى يگانه نيست كه پروردگار جهانيان است و شهادت مى‏دهم كه حضرت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم)، بنده خدا و فرستاده اوست كه سرور پيامبران و بهترين موجودى است كه خداوند آفريده است و شهادت مى‏دهم كه حضرت على (عليه السلام)، سرور جانشينان و پيشواى پرهيزكاران و رئيس پيشانى سفيدهاى روز قيامت است و امامانى كه فرزند آن حضرت هستند، تا روز قيامت، حجت‏هاى الهى كه درود و سلام خداوند بر آنها باد. شيخ ابو جعفر محمد فرزند على بن حسين بن موسى بن بابويه قمى كه در شهر رى ساكن است و نويسنده اين كتاب مى‏باشد (خداوند، او را بر اطاعت خود كمك كرده و در راه خشنودى خود موفق كند) چيز