‏شود، مگر اين كه (آن چيز) غير از خدا باشد. كسى كه اين حكم را درك كند، هرگز ذليل نمى‏شود و اين، همان توحيد خالص است. پس به آن معتقد شده و صادق دانسته و با اجازه خداوند درك كنيد و كسى كه گمان كند كه خداوند را به حجاب، يا صورت يا تصويرى مى‏شناسد، مشرك است. زيرا حجاب، صورت و تصوير، مغاير با خداست و او تك و يگانه است. پس چگونه كسى كه او را به غيرش مى‏شناسد، يكتا پرست دانست. خداوند را كسى شناخته كه به وسيله خدا، خدا را شناخته باشد. پس كسى كه خدا را با خدا نشناسد، او را نشناخته است و غير او را شناخته است؛ و خداوند، آفريننده اشياء، از غير شى‏ء است (زيرا خداوند، شى‏ء را از خود شى‏ء نيافريده است؛ بلكه چيزى نبود و از نيستى آفريده.) خداوند، به نام‏هايش ناميده مى‏شود، اما غير از نامهايش، و نام‏هايش غير از اوست؛ و آن چه توصيف مى‏شود، غير از وصف كننده است. پس كسى كه خيال كند به چيزى كه نمى‏شناسد، ايمان دارد، از شناخت گمراه است. مخلوق، چيزى را به جز به وسيله خدا، درك نمى‏كند و به شناخت خداوند، به جز با (خواست) او، نمى‏رسد. خداوند، از مخلوقات خود و مخلوقات، از خدا خالى هستند (يعنى هيچ شباهتى ميان خدا و مخلوقاتش وجود ندارد) زمانى كه خداوند چيزى را اراده كند، آن چيز به وجود مى‏آيد، همان طورى كه بدون سخن گفتن به دستور خود، اراده كرده است. از آن چه خداوند حكم كرده است، بندگانش چاره‏اى ندارند و در آن چه او خشنود است، حجتى براى بندگان نيست. بر هيچ كارى قدرت ندارد و به جز به وسيله پروردگارشان، نسبت به آن چه در بدنهايشان ايجاد شده است، دوا ندارد. پس كسى كه گمان كند نسبت به كارى كه خداوند آن را نخواسته است، قدرت دارد، خيال كرده است كه خواسته‏ى او بر خواسته‏ى خداوندى كه مبارك و پروردگار جهانيان است، غلبه دارد.

نويسنده‏ى اين كتاب، شيخ، صدوق (رحمهم الله) مى‏گويد: معناى جمله‏اى كه هر كسى گمان كند بر كارى قدرت دارد كه خداوند آن را نخواسته است، اين است كه، بر آن كار قدرت دارد و حقيقتا خيال كرده است كه خواسته‏ى او برخواسته‏ى خداوندى كه مبارك و پروردگار جهانيان است، غلبه دارد.

8 حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنِي عَمِّي مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي الْقَاسِمِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الصَّيْرَفِيُّ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ سِنَانٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ الْأَحْمَرِ قَالَ قُلْتُ لِلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع أَخْبِرْنِي عَنِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يَزَلْ سَمِيعاً بَصِيراً عَلِيماً قَادِراً قَالَ نَعَمْ فَقُلْتُ لَهُ إِنَّ رَجُلًا يَنْتَحِلُ مُوَالاتَكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يَزَلْ سَمِيعاً بِسَمْعٍ وَ بَصِيراً بِبَصَرٍ وَ عَلِيماً بِعِلْمٍ وَ قَادِراً بِقُدْرَةٍ فَغَضِبَ ع ثُمَّ قَالَ مَنْ قَالَ ذَلِكَ وَ دَانَ بِهِ فَهُوَ مُشْرِكٌ وَ لَيْسَ مِنْ وَلَايَتِنَا عَلَى شَيْ‏ءٍ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى ذَاتٌ عَلَّامَةٌ سَمِيعَةٌ بَصِيرَةٌ قَادِرَةٌ

ترجمه :

8. ابان بن عثمان احمر مى‏گويد: به امام صادق (عليه السلام) عرض كردم: مرا از خداوند آگاه كن كه آيا هميشه شنوا، بينا، دانا و تواناست؟ حضرت فرمودند: بله. عرض كردم: مردى كه خود را از دوستداران شما اهل بيت مى‏داند، مى‏گويد: خداوند، هميشه به گوش شنوا و به چشم بينا و به دانش دانا و به قدرت توانا مى‏باشد.

حضرت خشمگين شدند و فرمودند: كسى كه چنين سخنى بگويد و به آن معتقد باشد، مشرك است و از ولايت ما، چيزى ندارد. خداوند، ذاتا آگاه، شنوا، بينا و تواناست.

9 حَدَّثَنَا حَمْزَةُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَلَوِيُّ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ أَخْبَرَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ مِنْ صِفَةِ الْقَدِيمِ أَنَّهُ وَاحِدٌ أَحَدٌ صَمَدٌ أَحَدِيُّ الْمَعْنَى وَ لَيْسَ بِمَعَانٍ كَثِيرَةٍ مُخْتَلِفَةٍ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَزْعُمُ قَوْمٌ مِنْ أَهْلِ الْعِرَاقِ أَنَّهُ يَسْمَعُ بِغَيْرِ الَّذِي يُبْصِرُ وَ يُبْصِرُ بِغَيْرِ الَّذِي يَسْمَعُ قَالَ فَقَالَ كَذَبُوا وَ أَلْحَدُوا وَ شَبَّهُوا تَعَالَى اللَّهُ عَنْ ذَلِكَ إِنَّهُ سَمِيعٌ بَصِيرٌ يَسْمَعُ بِمَا يُبْصِرُ وَ يُبْصِرُ بِمَا يَسْمَعُ قَالَ قُلْتُ يَزْعُمُونَ أَنَّهُ بَصِيرٌ عَلَى مَا يَعْقِلُونَهُ قَالَ فَقَالَ تَعَالَى اللَّهُ إِنَّمَا يَعْقِلُ مَا كَانَ بِصِفَةِ الْمَخْلُوقِينَ وَ لَيْسَ اللَّهُ كَذَلِكَ

ترجمه :

9. محمد بن مسلم از امام باقر (عليه السلام) نقل مى‏كند كه آن حضرت فرمودند: از صفت قديم (موجودى كه هميشه بوده و خواهد بود كه فقط خداوند است) اين است كه يكتا، يگانه، بى‏نياز، يگانه معنا مى‏باشد، به طورى كه داراى معانى زياد و گوناگون نيست.

محمد بن مسلم مى‏گويد: به امام عرض كردم: جانم به فدايت! گروهى از مردم عراق خيال مى‏كنند كه خداوند به چيزى غير از آن چه مى‏بيند، مى‏شنود و غير از آن چه مى‏شنود، مى‏بيند. فرمودند: آنها دروغ مى‏گويند و ملحد مى‏باشند و او را به چيزى شبيه مى‏دانند و خداوند، از اين چيزها برتر است. زيرا او، شنونده‏ى بيناست. به آن چيزى كه مى‏بيند، مى‏شنود و به آن چيزى كه مى‏شنود، مى‏بيند.

محمد بن مسلم مى‏گويد: (دوباره) به آن حضرت عرض كردم: آنها گمان مى‏كنند كه خداوند طبق همان چيزى كه آنها تعقل مى‏كنند، بيناست. حضرت فرمودند: خداوند، برتر است و تنها چيزى كه صفت مخلوقين را دارد، به فكر مى‏آيد، در حالى كه خداوند چنين نيست. (كه به فكر مخلوقين در بيايد.)
﻿فصل هشتم : در زيور طلا و نقره پوشيدن و به زنان واطفال پوشانيدن
در حديث صحيح منقولستكه از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام پرسيدند كه آيا جايز است كه پسران نا بالغ را زيور و طلا بپوشانند فرمود كه حضرت امام زين العابدين عليه السلام زينت ميفرمود زنان و اطفان خود را بزيور طلا ونقره و در حديث صحيح ديگر از آنجناب پرسيدند در اين باب فرمود كه پدرم امام محمد باقر عليه السلام زنان و فرزندان خود را زيور طلا و نقره ميپوشانيدند.
در حديث صحيح ديگر از آنحضرت پرسيدند از زيور كردن زنان بطلا و نقره فرمودند كه باكى نيست و در حديث معتبر ديگر از آنجناب منقولستكه سرغلاف شمشير حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم و دسته اش از نقره بود و در ميان حلقه هاى نقره داشت و زره آنجناب سه حلقه نقره در پيش و دو حلقه در عقب داشت .
از حضرت رضا عليه السلام منقولستكه ذوالفقار را جبرئيل براى رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از آسمان آورد و زيورش از نقره بود و در حديث حسن از آنحضرت م