يده شدگان و تدبير يافته هستند. پس خداوند خشنودى آنها را براى خود خشنودى و خشمشان را براى خود خشم قرار داد، زيرا آنها را دعوت كنندگان و راهنمايان به سوى خود قرار داده است، و به همين دليل اين گونه گشتند؛ و معنايش اين نيست خشم به خدا مى‏رسد، آن طورى كه به ما مى‏رسد، بلكه آن گونه كه خودش فرموده است: كسى كه به دوست من توهين كند، به جنگ با من برخاسته و مرا به جنگ دعوت كرده است. و نيز فرموده است: كسى كه از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) اطاعت كند، از خداوند اطاعت كرده است.(49) و نيز فرموده است: حقيقتا كسانى كه با تو (اى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم)) بيعت كردند، با خدا بيعت كرده‏اند.(50) اين و امثال اين، همان معنا را دارند كه به تو بيان كردم؛ و خشنودى، خشم و غير آن دو از چيزهايى كه شبيه آنها مى‏باشد، نيز چنين است. و اگر خشم و نفرت به ايجاد كننده آنها مى‏رسيد، جايز بود كسى بگويد: حقيقتا روزى به وجود آرونده آن دو، نابود مى‏شود، زيرا زمانى كه تنفر و خشم بر او عارض شود، تغيير نيز در او عارض خواهد شد؛ با عارض شدن تغيير، از نابود شدن در امان نخواهد بود، و در اين صورت به وجود آورنده از به وجود آمده، توانا از ضعيف و آفريدگار از آفريده شده شناخته نمى‏شد؛ و خداوند از اين سخن بسيار برتر است، (زيرا) او آفريدگار چيزها بدون نياز (به آنها) است، پس زمانى كه براى نياز نيافريده باشد، ديگر براى او اندازه و چگونگى وجود ندارد. پس اين مسئله را خوب بفهم، اگر خداوند بخواهد.

3 حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَمْرٍو الْفُقَيْمِيِّ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ أَنَّ رَجُلًا سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَهُ رِضًى وَ سَخَطٌ فَقَالَ نَعَمْ وَ لَيْسَ ذَلِكَ عَلَى مَا يُوجَدُ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ وَ ذَلِكَ أَنَّ الرِّضَا وَ الْغَضَبَ دِخَالٌ يَدْخُلُ عَلَيْهِ فَيَنْقُلُهُ مِنْ حَالٍ إِلَى حَالٍ مُعْتَمَلٌ مُرَكَّبٌ لِلْأَشْيَاءِ فِيهِ مَدْخَلٌ وَ خَالِقُنَا لَا مَدْخَلَ لِلْأَشْيَاءِ فِيهِ وَاحِدٌ أَحَدِيُّ الذَّاتِ وَ أَحَدِيُّ الْمَعْنَى فَرِضَاهُ ثَوَابُهُ وَ سَخَطُهُ عِقَابُهُ مِنْ غَيْرِ شَيْ‏ءٍ يَتَدَاخَلُهُ فَيُهَيِّجُهُ وَ يَنْقُلُهُ مِنْ حَالٍ إِلَى حَالٍ فَإِنَّ ذَلِكَ صِفَةُ الْمَخْلُوقِينَ الْعَاجِزِينَ الْمُحْتَاجِينَ وَ هُوَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ الَّذِي لَا حَاجَةَ بِهِ إِلَى شَيْ‏ءٍ مِمَّا خَلَقَ وَ خَلْقُهُ جَمِيعاً مُحْتَاجُونَ إِلَيْهِ إِنَّمَا خَلَقَ الْأَشْيَاءَ مِنْ غَيْرِ حَاجَةٍ وَ لَا سَبَبٍ اخْتِرَاعاً وَ ابْتِدَاعاً

ترجمه :

3. هشام بن حكم مى‏گويد: مردى از امام صادق (عليه السلام) درباره خداوند پرسيد كه آيا خشنودى و خشم دارد؟ آن حضرت فرمودند: بله، اما آن گونه نيست كه در آفريده‏ها وجود دارد، زيرا خشنودى و خشم، وارد شونده‏اى است كه بر انسان داخل مى‏گردد، و او را از حالى به حالى ديگر منتقل مى‏سازد. (انسان) قابل تغيير، مركب است به طورى كه اشياء در او اثر مى‏گذارند، (اما) در آفريدگار ما هيچ چيزى اثر نمى‏گذارد، (زيرا) او هم در ذلت و هم در معنا يگانه است. پس خشنودى او همان ثوابش و خشم او همان عذابش مى‏باشد، بدون اين كه چيزى بر او تأثير بگذارد و او را تحريك كند و او را از حالتى به حالت ديگر در بياورد، زيرا اين موارد، جز صفات آفريده‏هايى است كه ناتوان و نيازمند هستند، (اما) خداوند قدرتمند و بزرگوارى است كه از ميان مخلوقات خود به كسى نياز ندارد، و تمام مخلوقات را به گونه‏اى آفريد كه به او نيازمند هستند؛ و اشياء را بدون نياز (به آنها) و بدون سبب آفريد و اختراع كرد و به وجود آورد.

4 حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ السُّكَّرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ زَكَرِيَّا الْجَوْهَرِيُّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَارَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ سَأَلْتُ الصَّادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع فَقُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَخْبِرْنِي عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هَلْ لَهُ رِضًى وَ سَخَطٌ فَقَالَ نَعَمْ وَ لَيْسَ ذَلِكَ عَلَى مَا يُوجَدُ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ وَ لَكِنَّ غَضَبَ اللَّهِ عِقَابُهُ وَ رِضَاهُ ثَوَابُهُ

ترجمه :

4. محمد بن عماره از پدرش نقل كرده است كه مى‏گويد: از امام صادق (عليه السلام) پرسيدم و به ايشان عرض كردم: اى فرزند رسول خدا! به من از خداوند خبر بده كه آيا خشنودى و خشم براى خداوند وجود دارد؟ آن حضرت فرمودند: بله، (اما) اين گونه نيست كه در مخلوقاتش پيدا مى‏شود، ولى خشم خدا همان عذابش و خشنودى او همان ثوابش است.27. باب معنى قوله عز و جل وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي‏
27. درباره تفسير سخن خداوند كه فرموده است: از روح خود در (آدم) دميدم.

1 حَدَّثَنَا حَمْزَةُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَلَوِيُّ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ أَخْبَرَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي قَالَ رُوحٌ اخْتَارَهُ اللَّهُ وَ اصْطَفَاهُ وَ خَلَقَهُ وَ أَضَافَهُ إِلَى نَفْسِهِ وَ فَضَّلَهُ عَلَى جَمِيعِ الْأَرْوَاحِ فَأَمَرَ فَنُفِخَ مِنْهُ فِي آدَمَ

ترجمه :

1. محمد بن مسلم مى‏گويد: از امام باقر (عليه السلام) درباره سخن خداوند پرسيدم كه فرموده است: از روح خود در (آدم) دميدم.(51) آن حضرت فرمودند: (منظور) روحى است كه، خداوند آن را انتخاب كرده، برگزيده، آفريده و به خودش نسبت داده و بر تمام ورح‏ها برترى داده، و در نهايت (به او) دستور داد كه از آن روح در آدم دميده شود.

2 أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ وَ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَحَدٌ صَمَدٌ لَيْسَ لَهُ جَوْفٌ وَ إِنَّمَا الرُّوحُ خَلْقٌ مِنْ خَلْقِهِ نَصْرٌ وَ تَأْيِيدٌ وَ قُوَّةٌ يَجْعَلُهُ اللَّهُ فِي قُلُوبِ الرُّسُلِ وَ الْمُؤْمِنِينَ

ترجمه :

2. زراره از امام صادق (عليه السلام) نقل مى‏كند كه آن حضرت فرمودند: حقيقتا خداوند يگانه، بى‏نياز، بدون باطن است و روح، آفريده‏اى از ميان مخلوقات او مى‏باشد، كه حمايت، تأييد و قدرتى است كه خداوند در قلب پيامبران و انسان مؤمن قرار مى‏دهد.

3 حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْم