 و آله و سلم) شد، جايز نبود كه شفاعت برادرش حضرت موسى (عليه السلام) را رد كند. به همين دليل به سوى پروردگار باز گشت و درخواست تخفيف در نماز را داد، تا اين كه به پنج نماز برگردانده شد. عرض كردم: اى پدر! چرا رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) بعد از آن كه پنج نماز شد به سوى پروردگار خود برنگشت؟ آن حضرت فرمودند: اى فرزندم! رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) خواسته است كه براى امت خود تخفيف با پاداش پنجاه نماز به دست آورد. زيرا خداوند فرموده است: كسى كه يك كار خوب به جا بياورد، براى او ده ثواب خواهد بود.(52) مگر نمى‏بينى كه وقتى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) به زمين فرود آمد، جبرئيل بر او نازل شد و عرض كرد: اى محمد! پروردگار، سلام تو را مى‏رساند و مى‏فرمايد: (ثواب) پنج (نماز) در مقابل پنجاه (نماز) است. سخن من برگردانده نمى‏شود و من به بندگان ستم نمى‏كنم.(53) به ايشان عرض كردم: اى پدر! مگر اين گونه نيست كه خداوند به مكان توصيف نمى‏شود؟ آن حضرت فرمودند: بله، خداوند بزرگ‏تر از اين است كه به مكانى وصف گردد. عرض كردم: پس معناى سخن حضرت موسى (عليه السلام) به رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) چيست كه عرضه داشت: به سوى پروردگار خود باز گرد، آن حضرت فرمودند معناى سخن حضرت موسى (عليه السلام) همان معناى سخن حضرت ابراهيم (عليه السلام) است كه فرمود: من به سوى پروردگار خود مى‏روم، (اميد است) كه مرا هدايت كند.(54) و معناى سخن حضرت موسى (عليه السلام) كه فرمود: پروردگارا! به سوى تو عجله كردم تا راضى شوى.(55) و معناى سخن خداوند كه فرمود: به سوى خداوند عجله كنيد.(56) يعنى حج خانه خدا به جا بياورى. اى فرزندم! كعبه، خانه خداوند است، پس كسى حج خانه خدا را به جا بياورد، (يعنى) به سوى خداوند قصد كرده است و مسجدها، خانه‏هاى خداوند هستند، پس كسى كه به سوى آنها برود، به سوى خداوند رفته و او را قصد كرده است و نمازگزار تا زمانى كه در نماز است، در برابر خداوند ايستاده و كسانى كه در عرفات توقف كرده‏اند، در برابر خداوند متوقف شده‏اند و خداوند در آسمان‏ها، مكان‏هاى مباركى دارد، پس كسى كه او را به آن مكان‏ها ببرند، به سوى خداوند بالا برده‏اند. مگر نشنيده‏اى كه خداوند مى‏فرمايد: فرشتگان و روح به سوى او بالا مى‏روند. و مى‏فرمايد: سخن پاك به سوى خداوند بالا مى‏رود و كار شايسته، او را بالا مى‏برد.

9 حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَبَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أُورَمَةَ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ حَمْزَةَ عَنْ أَبَانٍ عَنْ أَسَدٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ فِي شَيْ‏ءٍ أَوْ مِنْ شَيْ‏ءٍ أَوْ عَلَى شَيْ‏ءٍ فَقَدْ أَشْرَكَ لَوْ كَانَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى شَيْ‏ءٍ لَكَانَ مَحْمُولًا وَ لَوْ كَانَ فِي شَيْ‏ءٍ لَكَانَ مَحْصُوراً وَ لَوْ كَانَ مِنْ شَيْ‏ءٍ لَكَانَ مُحْدَثاً

ترجمه :

9. مفضل بن عمر از امام صادق (عليه السلام) نقل مى‏كند كه آن حضرت فرمودند: كسى كه گمان كند خداوند در چيزى يا از چيزى (متولد شده) يا بر (روى) چيزى قرار گرفته است، به طور يقين مشرك است، اگر خداوند بر (روى) چيزى بود، يقينا حمل شده مى‏باشد و اگر در چيزى قرار داشت، حقيقتا محصور (محدود) مى‏شد و اگر از چيزى (گرفته و متولد) مى‏شد، آفريده شده بود.

10 حَدَّثَنَا أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ كَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِي شَيْ‏ءٍ أَوْ مِنْ شَيْ‏ءٍ أَوْ عَلَى شَيْ‏ءٍ

قال مصنف هذا الكتاب رضي الله عنه الدليل على أن الله عز و جل لا في مكان أن الأماكن كلها حادثة و قد قام الدليل على أن الله عز و جل قديم سابق للأماكن و ليس يجوز أن يحتاج الغني القديم إلى ما كان غنيا عنه و لا أن يتغير عما لم يزل موجودا عليه فصح اليوم أنه لا في مكان كما أنه لم يزل كذلك
ترجمه :

10. حماد بن عمرو از امام صادق (عليه السلام) نقل مى‏كند كه آن حضرت فرمودند: كسى كه گمان كند خدا در چيزى يا از چيزى يا بر (روى) چيزى است، دروغ گو مى‏باشد.

و شيخ صدوق نويسنده اين كتاب مى‏گويد: دليل اين كه خداوند در مكان نيست اين است كه تمام مكان‏ها حادث هستند (يعنى در ابتدا نبودند و بعد به وجود آمدند.) در حالى كه خداوند هميشه و قبل از هر مكانى بوده است و كسى بى‏نياز و هميشگى مى‏باشد، محتاج چيزى نيست و از چيزى كه هميشه بوده است، تغيير نمى‏كند. پس صحيح اين است كه او در مكانى نيست همان طورى كه هيچ وقت نبوده است.

11 وَ تَصْدِيقُ ذَلِكَ مَا حَدَّثَنَا بِهِ أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا الْقَطَّانُ عَنْ بَكْرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَبِيبٍ قَالَ حَدَّثَنَا تَمِيمُ بْنُ بُهْلُولٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ حَفْصٍ الْمَرْوَزِيِّ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ قُلْتُ لِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع هَلْ يَجُوزُ أَنْ نَقُولَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِي مَكَانٍ فَقَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ تَعَالَى عَنْ ذَلِكَ إِنَّهُ لَوْ كَانَ فِي مَكَانٍ لَكَانَ مُحْدَثاً لِأَنَّ الْكَائِنَ فِي مَكَانٍ مُحْتَاجٌ إِلَى الْمَكَانِ وَ الِاحْتِيَاجُ مِنْ صِفَاتِ الْمُحْدَثِ لَا مِنْ صِفَاتِ الْقَدِيمِ

ترجمه :

11. سليمان بن مهران مى‏گويد: به امام صادق (عليه السلام) عرض كردم: آيا جاير است كه بگوييم: خداوند در مكان است؟ آن حضرت فرمودند: خداوند پاك و بالاتر از اين است كه مكانى داشته باشد، زيرا اگر در مكانى بود، آفريده شده محسوب مى‏شد، از آن جهت كه هر كس در مكانى باشد، به مكان نيازمند است در حالى كه نياز جزء صفات آفريده شدهاست نه اين كه از صفات موجود هميشگى باشد.

12 حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِمْرَانَ الدَّقَّاقُ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ الْبَرْمَكِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ جَعْفَرٍ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى كَانَ لَمْ يَزَلْ بِلَا زَمَانٍ وَ لَا مَكَانٍ وَ هُوَ الآْنَ كَمَا كَانَ لَا يَخْلُو مِنْهُ مَكَانٌ وَ لَا يَشْغَلُ بِهِ مَكَانٌ وَ لَا يَحُلُّ فِي مَكَانٍ- ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى‏ ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ را