 عليها فكان ياءمر بها اهله ويصبر عليها نفسه 
پيامبر (ص ) پس از آن كه مژده بهشت را دريافت ، خود را براى نماز به رنج مى افكند واين به دليل فرمان خداوند سبحان بود كه مى فرمود: كسان خويش را به خواندن نماز فرمان ده و خود برانجام آن پايدار باش ))پس آن حضرت خاندان خود را به نماز فرمان مى داد و خود با شكيبايى در انجام آن مى كوشيد. (نهج البلاغه ، خطبه 190).
 920 - نماز بازگشت از سفر
وقدكان رسول الله -صلى الله عليه وآله - اذا قدم دخل المسجد اولا و صلى ركعتين ثم دخل البيت 
چون رسول خدا (ص ) از سفرمراجعت مى نمود، ابتدا به مسجد مى رفت و دو ركعت نماز مى خواند سپس به خانه تشريف مى برد. (محجة البيضاء، ج 4، ص 76).
 921 - نماز هنگام سفر
قال على - عليه السلام -
كان النبى -صلى الله عليه وآله - اذا قدم من سفر يصلى ركعتين 
پيامبر اسلام (ص ) هنگام بازگشت از سفر دو ركعت نماز مى خواند. (كنزالعمال ، حديث 17647، ميزان الحكمه ، ج 9ص 474) .
 922 - نماز رسول خدا (ص ) در هر منزل
عن النبى -صلى الله عليه وآله -
انه لم يرتحل من منزل الا صلى فيه ركعتين و قال : حتى يشهد على بالصلوة 
رسول خدا (ص ) از منزلى كوچ نمى كردند، مگرآن كه در آن دو ركعت نماز مى خواند و مى فرمود: تا اين محل روز قيامت برنماز خواندن من گواهى دهد. (مستدرك الوسايل ، ج 8 ص ‍ 245)
 923 - نماز پيامبر (ص ) درجنگ احزاب 
ان النى -صلى الله عليه وآله - صلى يوم الاحزاب ايمائا 
پيغمبر (ص ) در جنگ احزاب با اشاره نماز خواند. (تفسير نمونه ، ج 2، ص 148)
 924 - يادآوير پيامبر (ص ) براى نماز
عن انس :
ان رسول الله -صلى الله عليه وآله - كان ياءتى بيت فاطمة ستته اشهر، اذا خرج الى صلاة الفجر يقول : يا اهل البيت ! الصلاة الصلاة يا اهل البيت ! انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس و يطهركم تطهيرا 
انس بن مالك مى گويد: پيامبر اكرم (ص ) در مدت شش ماه همه روز بعد از نماز صبح در كنار خانه فاطمه (س ) ندا در مى داد: اى صاحب خانه ! نماز، نماز (وقت نماز فرا رسيد) و اى اهل بيت ! همانا خداوند خواسته است تا شما را از پليدى هاى شرك و گناه و رذايل اخلاقى پاك نگاه دارد. (تفسير سيوطى ، ج 5، ص 198).
 925 - بى هوش شدن رسول خدا (ص )
فانظر الى عرشى ، قال رسول الله -صلى الله عليه وآله - فنظرت الى عظمة ذهبت لها نفسى و غشى على فالهمت ان قلت : سبحان ربى العظيم و بحمده لعظم ما راءيت فلما قلت ذلك تجلى الغشى ء عنى حتى قلتها سبعا الهم ذلك ، فرجعت الى نفسى كما كانت 
به عرش من بنگر، رسول الله (ص ) فرمود: پس به آن چنان عظمتى نگريستم كه بى هوش شدم آن گاه به من الهام شد و به جهت عظمت آنچه كه ديدم ، گفتم ، منزه است پروردگار بزرگ من وسپاس او راست چون اين را بگفتم ، از حالت غشوه به درآمدم و با الهامى كه به من مى شد، هفت بار آن ذكر راگفتم وكاملا به حالت طبيعى خود بازگشتم ... (علل الشرايع ، ج 2، ص 312).
 926 - براى نماز خود را به مشقت مى انداخت 
قال على - عليه السلام -
كان رسول الله -صلى الله عليه وآله - نصبا بالصلاة بعدالتشبيرله بالجنة لقول الله سبحانه : واءمر اهلك بالصلاة واصطبر عليها فكان ياءمر اهله و يصبر عليها نفسه 
پس از آن كه رسول خدا (ص ) مژده بهشت را دريافت براى نماز، خود را به رنج و مشقت مى افكند چراكه خداوند سبحان فرموده بود: كسان خويش را به خواندن نماز فرمان ده ، و خود بر آن پايدارى ورز. از اين رو، حضرتش خاندان خود را به نماز امر مى كرد و خود با شكيبايى در انجام آن مى كوشيد. (نهج البلاغه خطبه 199).927 - پناه رسول خدا -صلى الله عليه وآله - به نماز
قال رسول الله -صلى الله عليه وآله -
كانوا (يعنى الانبياء) يفزعون اذا فزعوا الى الصلاة 
پيامبران خدا چنان بودند كه چون دچار نگرانى مى شدند،به نماز پناه مى بردند. (تفسير درالمنثور، ج 1، ص 67)
 928 - سيره رسول خدا (ص ) در نماز عيد
كان النبى -صلى الله عليه وآله - يخرج يوم الفطر والاضحى رافعا صوته بالتكبير 
سيره پيامبر گرامى اسلام (ص ) اين بود كه با صداى بلند تكبير مى گفت و به نماز عيد فطر و قربان مى رفت . (بحار الانوار، ج 91، ص 118)
 929 - نماز اميرالمؤ منين (ع )
قال الصادق - عليه السلام -
و كان على - عليه السلام - اذا قام الى الصلوة فقال : وجهت وجهى للذى فطرالسموات والارض ، تغير لونه حتى يعرف ذلك فى وجهه 
وقتى على (ع ) به نماز مى ايستاد و آيه شريفه : ((رو مى آورم با تمام وجودم به كسى كه آسمانها وزمين را آفريد))را مى خواند، رنگ و چهره مبارك او متغير مى شد، به طورى كه تغيير حالت و دگرگونى از صورت مباركش به خوبى مشاهده مى گشت . (ميزان الحكمه ، ج 5 ص 381).
 930 - نماز خانه حضرت على (ع )
قال الصادق - عليه السلام -
كان لعلى - عليه السلام - بيت ليس فيه شى ء الافراش وسيف و مصحف و كان يصلى فيه 
على (ع ) در خانه خود اتاقى داشت كه در آن ، غير از فرش و شمشير و قرآن چيز ديگرى نبود و او در آن اتاق نماز مى خواند. (سفينة البحار، ج 1، ص 470).
 931 - اضطراب على (ع ) در حال نماز
و كان على - عليه السلام - اذا حضر وقت الصلوة يتململ و يتزلزل فيقال له : مالك يا اميرالمؤ منين ؟ فيقول : جاء وقت امانة عرضها الله على المسوات و الارض و الجبال فابين ان يحملنها و اشفقن منها 
چون وقت نماز فرا مى رسيد، على (ع ) به خود مى پيچيد و مى لرزيد، به او مى گفتند: اى اميرالمؤ منين ! تو را چه شده است ؟ مى فرمود: وقت اداى امانتى شده است كه خداوند آن را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرده وآنها از قبول آن ابا كردند واز آن بيمناك شدند. (محجة البيضاء، ج 1 ص 378).
 932 - هزار ركعت نماز در پايان عمر على (ع )
قال الصادق - عليه السلام -
ان عليا فى آخر عمره يصلى فى كل يوم و ليلة الف ركعة 
على (ع ) در آخر عمر خويش ، شبانه روز هزار ركعت نماز مى گزارد. (بحارالانوار، ج 41، ص 24)
 933 - در آوردن تير از پاى على (ع ) در حال نماز
ينسب الى مولانا اميرالمؤ منين - عليه السلام - انه وقع رجله نصل فلم ، يكن من اخراجه فقالت فاطمة - عليها السلام - اخرجوه فى حال صلاته فانه لايحس بما يجرى عليه حينئذ فاخرج و هو - عليه السلام - فى صلاته 
در مورد حضرت (ع ) آمده است كه در يكى ازجنگها تيرى به پاى آن حضرت فرو رفته بود و بيرون آوردن آن ممكن نمى شد، فاطمه (س ) فرمود: آن را در حال نماز از پايش بيرون آوريد، زيرا در آن حال ، آنچه رابراو مى گذرد احساس نمى كند. براساس سفارش فاطمه (س ) هنگامى كه امام مشغول نماز بود، تير را از پايش بيرون مى كشيدند. (محجة البيضاء، ج 1 ص 397).
934 - عبادت على (ع )
قال على - عليه السلام -
الهى هذعه صلاتى صلبتها لالحاجة منك اليها، ولارغبة منك فيها، الا تعظيما و طاعة و اجابة لك الى ما امرتنى به الهى ان كان فيها خلل او نقص من ركوعها او سجودها، لاتؤ اخذنى و تفضل على بالقبول و الغفران 
بارخدايا! اين نماز را كه در پيشگاه تو به جاى آوردم ، نه به جهت نيازى است كه تو به آن دارى و نه به خاطر ميل و رغبتى است كه در آن دارى ، بلكه براى بزرگداشت و پذيرش فرمان تو است كه مرا به انجام آن فرمان داده اى خداى من ! اگر در نماز من عيبى است و يا ركوع و سجود آن ناقص است مرا بازخواست مكن و با پذيرش و آمرزش خود بر من 