 به جز خداوند باطل است و با زبان خود به آن چه در قلبم از علم نسبت به اين كه خدايى جز خداى يگانه نيست، اعتراف مى‏كنم و شهادت مى‏دهم كه هيچ پناهگاهى از سوى خداوند به جز به سوى خودش وجود ندارد و هيچ نجات دهنده‏اى از بدى هر صاحب كارهاى بد و فتنه هر صاحب فتنه به جز خداوند نسيت و در بار دوم كه مى‏گويد: (شهادت مى‏دهم خدايى جز خداى يگانه نيست.) يعنى شهادت مى‏دهم كه به جز خداوند هدايت كننده‏اى وجود ندارد و هيچ راهنمايى براى من به جز خداوند نيست و شهادت مى‏دهم به اين كه، من شهادت مى‏دهم خدايى جز خداوند يكتا وجود ندارد و نزد همه ساكنان آسمان‏ها، زمين‏ها و آن چه ميان آسمان و زمين است و تمام مردم، كوه‏ها، درختان، حيوانات اهلى، حيوانات وحشى، هر خيسى (ترى) و خشكى گواهى مى‏دهم كه هيچ آفريدگارى به جز خداوند نيست و هيچ روزى دهنده، عبادت شونده، ضرر زننده، سود دهنده، گيرنده، دهنده، بخشنده، منع كننده، دفع كننده، نصيحت گر، كافى، شفا دهنده، اولى و آخرى جز خدا نيست. آفريدن و دستور دادن مخصوص او و خوبى به دست او است. مبارك است خدايى كه پروردگار جهانيان است. اما سخن مؤذن كه مى‏گويد: گواهى مى‏دهم كه شهادت مى‏دهم خدايى جز خداى يگانه نيست و اين كه محمد بنده، فرستاده، پيام آور، جانشين و برگزيده او مى‏باشد كه خداوند او را به وسيله هدايت و دين بر حق به سوى تمام مردم فرستاده است تا تمام دين را آشكار نمايد، اگر چه مشركان آن را نپسندند و به كسانى كه در آسمان‏ها، زمين كه پيامبران، فرستادگان، فرشتگان و تمام مردم گواهى مى‏دهم كه شهادت مى‏دهم محمد، سرور اولين و آخرين است و در مرتبه دوم كه مى‏گويد: شهادت مى‏دهم محمد فرستاده خداوند است. مى‏گويد: هيچ كسى به كسى ديگر نيازى ندارد مگر نيازى كه به سوى خداوند يگانه و قدرتمند است كه همه به سوى او محتاجند و او از بندگان و تمام مخلوقات بى‏نياز مى‏باشد و خداوند حضرت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) را به سوى مردم به عنوان بشارت دهنده، ترساننده، دعوت كننده به سوى خداوند با اجازه او و چراغ روشن فرستاده است. پس كسى كه او را انكار نمايد و ايمان نياورد، خداوند او را براى هميشه وارد جهنم مى‏كند كه هرگز از آن خارج نمى‏شود و اما سخن مؤذن كه مى‏گويد: يعنى بشتاب به سوى بهترين عمل و دعوت پروردگار خود و به سوى بخشش پروردگارتان و خاموش كردن آتش خود كه پشت سرتان روشن كرده‏ايد و باز كردن بند گناهانتان عجله كنيد تا خداوند بدى‏هاى شما را ببخشد و گناهانتان را مورد بخشش قرار دهد و بدى‏هايتان را به خوبى تبديل نمايد، زيرا او پادشاهى پسنديده است كه صاحب برترى و بزرگى است و به ما مسلمانان اجازه داده تا در خدمت و برابر او قرار بگيريم و براى بار دوم كه مى‏گويد: (بشتاب به سوى نماز) يعنى براى مناجات با پروردگار خود و گفتن نيازهاى خود به او برخيزيد و با سخنان خداوند به سوى او متوسل شويد و از او شفاعت بجوييد و ياد (خدا)، قنوت، ركوع، سجده، تواضع و فروتنى را زياد به جا بياوريد و نيازهاى خود را به او بيان كنيد، زيرا او چنين كارهايى را به ما اجازه داده است. اما سخن مؤذن كه مى‏گويد: (به شتاب به سوى رستگارى) مثل اين است كه مى‏گويد: به سوى پايدارى و نجات روى بياوريد نه به سوى نابودى و هلاكت و به سوى زندگى‏اى بياييد كه با آن مرگى نيست و به سوى نعمت‏هايى بياييد كه تمام نشدنى است و به سوى حكومتى بياييد كه نابودى ندارد و به سوى شادى‏اى بياييد كه غمى با آن نيست و به سوى الفتى بياييد كه وحشتى با آن نيست و به سوى نورى بياييد كه با آن تاريكى وجود ندارد و به سوى وسعتى حركت كنيد كه تنگى در آن نيست و به سوى سرورى بياييد كه قطع نمى‏شود و به سوى بى‏نيازى حركت كنيد كه فقرى با آن نيست و به سوى سلامتى‏اى بياييد كه با آن بيمارى وجود ندارد و به سوى سربلندى حركت كنيد كه با آن ذلتى نيست و به سوى قدرتى بياييد كه ضعفى در آن نيست و به سوى جايگاهى بشتابيد كه جايگاه ويژه‏اى است و بشتابيد به سوى خشنودى دنيا و آخرت و نجات آخرت و دنيا و اين كه در مرتبه دوم مى‏گويد: (بشتاب به سوى رستگارى) يعنى مى‏گويد: به سوى آن چه به سوى آن دعون شده‏ايد (نماز) و به سوى جايگاه بزرگ، عطاى زياد، نعمت‏هاى بالا، رستگارى بزرگ، نعمت‏هاى هميشگى در كنار حضرت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) در مكانى حقيقى، نزد پادشاهى قدرتمند از يكديگر سبقت بگيريد و اما سخن مؤذن كه مى‏گويد: (الله اكبر) يعنى خداوند برتر و بزرگ‏تر از اين است كه كسى از بندگانش بداند كه نزد او چه جايگاهى دارد، به شرطى كه هر موقع آن بنده را بخواند، اجابت كند و از حاكمان دستور الهى پيروى نمايد و خدا را بشناسد و پرستش كند و به او و يادش مشغول باشد و او را دوست داشته باشد و با او مأنوس گردد و به او اطمينان كرده و اعتماد نمايد و از او بترسد و اميد داشته باشد و به سوى او تمايل پيدا كند و در حكم و داورى با او موافقت كرده و به آن راضى گردد و اين كه در مرتبه دوم مى‏گويد: (الله اكبر) يعنى خداوند بزرگ‏تر، برتر و عظيم‏تر از آن است كه كسى جايگاه دوستان و عذاب دشمنان، بخشش و مغفرت و نعمت او براى كسى كه از خدا و رسولش اطاعت كرده و عذاب و سختى و وحشت براى كسانى كه خداوند را انكار كرده را بداند. اما سخن مؤذن كه مى‏گويد: (هيچ خدايى جز خداى يگانه نيست.) يعنى خداوند داراى نشانه‏هاى روشن بر مردم مثل پيامبران، فرستادگان، بيان (قرآن) و دعوت (به سوى حق) مى‏باشد و خداوند بالاتر از آن است كه كسى از ميان آنها نشانه باشد. پس كسى كه او را اجابت نمايد، نور و بزرگى خواهد يافت و كسى كه او را انكار نمايد، خداوند از جهانيان بى‏نياز است و او به سرعت به حساب اعمال (مردم) رسيدگى مى‏كند و منظور از (نماز به پا شد.) در اقامه يعنى زمان زيارت و مناجات (با خداوند) و برطرف كردن نيازها، درك آرزوها، رسيدن به خداوند و بزرگى، بخشش، گذشت و خشنودى او رسيد.

(شيخ صدوق نويسنده اين كتاب مى‏گويد: راوى در اين حديث (حى على خير العمل) را به خاطر تقيه نياورده است.)

2 وَ قَدْ رُوِيَ فِي خَبَرٍ آخَرَ أَنَّ الصَّادِقَ ع سُئِلَ عَنْ مَعْنَى حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ فَقَالَ خَيْرُ الْعَمَلِ الْوَلَايَةُ وَ فِي خَبَرٍ آخَرَ خَيْرُ الْعَمَلِ بِرُّ فَاطِمَةَ وَ وُلْدِهَا ع

ترجمه :

2. در روايتى آمده است كه از امام صادق (عليه السلام) درباره (بشتاب به سوى بهترين عمل) سؤال شد. آن حضرت فرمودند: بهترين عمل، ولايت (اهل بيت) است و در روايت ديگرى آمده است: بهترين عمل نيكى كردن به حضرت فاطمه (عليها السلام) و فرزندان (امامان معصوم) ايشان است.35.باب تفسير الهدى و الضلالة و التوفيق و الخذلان من الله تعالى‏
35. درباره تفسير هدايت، گمراهى، توفيق دادن و ذلت از سوى خداوند

1 حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْوَرَّاقُ وَ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ السِّنَانِيُّ وَ عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِمْرَان