 ملاقوا العدو غدا ان شاء الله ، فاطيلوا اليلة القيام و اكثروا تلاوة القرآن و اسئلوا الله الصبر و النصر 
(درنبرد معروف صفين و پيش از آغاز جنگ ، اميرالمؤ منين ، (ع ) به دلير مردان همراه خود خطاب كرد و فرمود:) شما - ان شاء الله - فردا با دشمن درگير خواهيد شد پس امشب را بيشتر به نماز مشغول باشيد و قرآن را بسيار تلاوت كنيد واز خداوند صبر و نصرت استقامت و پيروزى ) بخواهيد. (بحارالانوار، ج 35، ص 100).
 950 - برپايى نماز به وجود على (ع )
فى الحديث :
بعلى قامت الصلوة 
به (وجود مبارك ) على نماز برپا شد. (اسرارالعبادات ، وحقيقة الصلوة ص 23).
 951 - خشوع فاطمه (س )
قال رسول الله -صلى الله عليه وآله -
اما انتى فاطمة فانها سيدة نساءالعالمين من الاولين و الاخرين ، الى ان قال : منى قامت فى محرابها بين يدى بها - جل جلاله - زهر نورها لملئكة كما يزهر نور الكواكب لاهل الارض و يقول الله - عز و جل - لملئكته : يا ملائكتى ! انظروا الى امتى فاطمة سيدة امائى ، قائمة بين يدى ترتعد فرائضها من خيفتى و قد اقبلت بقلبها على عبادتى اشهدكم انى قد امنت شيعتها من النار 
و اما دخترم فاطمه (س )... سرور زنان عالم از اولين وآخرينشان مى باشد، تا اينكه فرمود: هرگاه او در محرابش در برابر پروردگار خويش به نماز مى ايستد، نورش براى فرشتگان آسمان آن چنان مى درخشد كه مانند ستارگان براى اهل زمين مى درخشد آن گاه خداوند - عزوجل - به فرشتگانش مى فرمايد: اى فرشتگانم ! به كنيزم و سرور كنيزم فاطمه (س ) بنگريد كه در برابرم ايستاده است و از ترس من ، بدنش مى لرزد و با تمام وجودش به عبادتم برخاسته است من شما را گواه مى گيرم كه شيعيانش را از دوزخ در امان دارم . (بحارالانوار، ج 43، ص 172).
 952 - فاطمه (س ) در محراب عبادت 
عن حسن بن على - عليه السلام -
راءيت امى فاطمة - عليه السلام - قامت فى محرابها ليلة جمعتها فلم تزل راكعة ساجدة حتى اتضح عمود الصبح ، و سمعتها تدعو للمؤ منين و المؤ منات و تسميهم و تكثر الدعا لهم ولاتدعوا لنفسها بشى ء .
در شب جمعه اى مادرم فاطمه (س ) را ديدم كه در محراب عبادت خويش ايستاده و تا سپيده صبح در ركوع و سجود بود و مى شنيدم كه براى مؤ منين و مؤ منات دعا مى نمود و نام آنها را مى برد و براى آن ها بسيار دعا مى كرد، ولى براى خود هيچ دعايى نمى نمود (دنباله حديث اين چنين است گفتم : اى مادر! چرا همان طور كه براى ديگران دعا مى كنى ، براى خود دعا نمى نمايى حضرت فاطمه (س ) فرمود: فرزدنم : اول همسايه ، سپس اهل خانه ) (علل الشرايع ، ج 1، ص 173).
 953 - نورافشانى فاطمه (س ) هنگام نماز
عن ابن عمارة عن ابيه قال :
ساءلت اباعبدالله - عليه السلام - عن فاطمة - عليها السلام - لم سميت زهراء؟ فقال : لانها كانت اذا قامت فى محرابها زهر نورها لاهل السماء كما يزهر نور الكواكب لاهل الارض ‍ .
ابن عماره از پدرش نقل مى كند كه گفت : از امام صادق (ع ) پرسيدم : چرا فاطمه (س ) زهرا ناميده شد فرمود: براى آن كه وقتى فاطمه (س ) در محراب عبادت (به نماز مى ايستاد همان گونه كه نورستارگان براى اهل زمين مى درخشد نور چهره اش براى افلاكيان مى درخشيد. (بحارالانوار، ج 43 ص 12).
 954 - خوف حضرت فاطمه (س ) در نماز
فى الحديث :
كانت فاطمة - عليها السلام - تنهج فى الصلاة فى خيفة الله تعالى 
فاطمه زهرا (س ) در حال نماز از شدت نفسش به شماره مى افتاد. (بحارالانوار، ج 85، ص 258، ميزان الحكمة ، ج 5، ص 382).
 955 - عبادت حضرت فاطمه (س )
عن حسين بن على - عليه السلام -
ما كان فى الدنيا اعبد من فاطمة - عليها السلام - كانت تقوم حيت تتورم قدماها 
در دنيا كسى عابدتر از حضرت فاطمه (س ) نبود آن قدر به عبادت مى ايستاد تا پاهايش ورم مى كرد. (بحارالانوار، ج 43، ص 61).
 956 - رسول خدا (ص ) و هل بيت (ع )
كا رسول الله -صلى الله عليه وآله - ياءتى باب فاطمة وعلى - عليهماالسلام - تسعة اشهر وقت كل صلوة ، فيقول : الصلوة يرحمكم الله انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا 
رسول خدا (ص ) نه ماه پيوسته هنگام نماز به منزل فاطمه (س ) و على (ع ) مى رفت و مى فرمود: نماز را (به پا داريد) خدايتاتن رحمت كند خداوند مى خواهد شما را از هر پليدى دور سازد. (بحارالانوار، ج 16 ص 203).
 957 - زهره زهرا
عن ابان بن تغلب قال :
قلت لابى عبدالله - عليه السلام - يابن رسول الله 1 لم سميت الزهراء زهراء؟ لانها تزهر لاميرالمؤ منين - عليه السلام - فى النهار ثلاث مرت بالنور، كان يزهر نور وجهها صلاة الغداة و الناس فى فراشهم فيدخل بياض ذلك النور الى حجراتهم بالمدينة فتبيض حيطانهم فيعجبون من ذلك فياءتون النبى - عليه السلام - فيساءلونه عمار اءوا، فيرسلهم الى منزل فاطمة - عليها السلام - فياءتون منزلها فيرونها قاعدة فى محرابها تصلى و النور يسطع من محرابها من وجهها فيعلمون ان الذى اءوه كان من نور فاطمة فاذا انتصف النهار و ترتبت للصلاة زهر نور وجهها - عليه السلام - بالصفرة فتدخل الصفرة فى حجرات الناس فتصفر ثيابهم والوانهم فياءتون النبى -صلى الله عليه وآله - فيساءلونه عمار اءوا فيرسلهم الى منزل فاطمة - عليها السلام - فيرونها قائمة فى محرابها و قد زهر نور وجهها - صلوات الله عليها و على ابيها و بعلها و بنيها - بالصفرة ، فيعلمون ان الذى راءوا كان من نور وجهها، فاذا كان آخر النهار و غربت الشمس احمر وجه فاطمة ، فاءشرق وجهها بالحمرة فرحا و شكرالله - عزوجل - فكان تدخل حمرة وجهها حجرات القوم و تحمر حيطانهم فيعجبون من ذلك و ياءتون النبى -صلى الله عليه وآله - و يساءلونه عن ذلك فيرسلهم الى منزل فاطمة - عليها السلام - فيرونها جالسة تسبح الله و تمجده و نور وجهها يزهر بالحمرة 
ابان بن تغلب مى گويد: به امام صادق (ع ) عرض كردم : يابن رسول الله ! چرا حضرت فاطمه زهرا (س ) ((زهراء))ناميده شدند؟ حضرت فرمود: به اين دليل كه روزى سه بار براى اميرالمؤ منين (ع ) نورافشانى مى كرد (1) وقت نماز صبح و در حالى كه مردم خواب بودند، جمالش نور افشانى كرده و سفيدى نورش به خانه هاى مردم مدينه مى تابيد و ديوارها سپيد مى گشت و آنان تعجب كرده خدمت پيامبر اكرم (ص ) مى رسيد و درباره آنچه ديده مى پرسيدند حضرتش ايشان را روانه منزل فاطمه (س ) مى كرد و آنها به منزل حضرتش آمده و مى ديدند كه حضرت در محراب عبادتش نسشته است و نماز مى گذارد و نور جمالش از محراب ساطع است آنگاه مى دانستند كه آن نور، نور حضرت فاطمه زهرا (س ) بوده است (2) هنگام نيمه روز كه آن حضرت براى نماز آماده مى شد جمالش نور زردى مى افشاند و در خانه اى مردم مى تابيد و لباس ها و رنگشان زرد مى شد آنها خدمت پيامبر اكرم (ص ) رسيده و از آنچه كه ديده بودند، سؤ ال مى كردند حضرتش آنها را به منزل فاطمه (س ) روانه مى كرد و آنان مى ديدند كه حضرت در محراب عبادتش ايستاده و ازچهره او - صلوات و رحمت خداوند بر او و پدر بزرگوار و شوهر و پسرانش باد - نور زردى مى درخشد آنگاه درمى يافتند كه آنچه ديده بودند، از نور جمالش بوده است (3) هنگام آخر روز كه آفتاب غروب مى كرد صورت حضرت فاطمه (س ) سرخ شده و جمالش از شادى و به جهت شكر