و است و فضا به تقدير او مى‏باشد و تأييد امور به حكم او است. پس علم، بر مشيت مقدم است و مشيت دوم و اراده در مرتبه سوم است. و بواسطه تأييد او، تقدير بر قضا واقع شده است. پس در آنچه مى‏داند، به هنگامى كه مى‏خواهد و در آنچه براى تقدير اشياء اراده كرده است، براى خداوند بداء وجود دارد. اما اگر حكم، تأييد شود ديگر بدايى در كار نسيت و علم به معلوم قبل از بودن آن است و مشيت در آنچه ايجاد مى‏شود، قبل از بوجود آمدن آن است و اراده در آنچه اراده مى‏شود، قبل از توضيح و رسيدن مى‏باشد و حكم نمودن بر اساس تأييد، همان يقين به انجام دادن و روى اجسامى است كه حواس پنجگانه را درك مى‏كنند كه عبارتند از: اشياء داراى رنگ، باد، وزن، پيمانه، جنبيدنيها و حركت كننده‏ها مانند انسان، جن، پرنده، درندگان و ديگر چيزهايى كه بوسيله حواس پنجگانه درك مى‏شوند. پس در اين موارد براى خداوند بداء وجود دارد به شرط آنكه وجود خارجى نداشته باشند اما زمانى كه وقوع خارجى پيدا كردند و قابل درك شدند، ديگر بدايى در كار نيست و خداوند آنچه را مى‏خواهد انجام مى‏دهد و قبل از بوجود آمدن اشياء به آنها علم داشته است و بواسطه مشيت خود، خصوصيات و اندازه آنها را مى‏شناخت و قبل از آشكار شدنشان، آنها را ايجاد نمود و با اراده خود آنها را در رنگ، خصوصيات و اندازه متفاوت ساخت و با تقدير خود، زمانشان را مقدر ساخت و اول و آخرشان را شناخت و بواسطه حكم خود براى مردم مكانشان را آشكار ساخته و آنها را به آنجا راهنمايى كرد و با تأييد، علت آنها را شرح داده و وضعيتشان را روشن ساخت و اين تقدير خداوند ارجمند و هميشه دانا است.

(شيخ صدوق (رحمهم الله) كه خداوند، او را به اطاعت و عبادت خود كمك كند، مى‏گويد: بداء، آن گونه كه نادانان گمان مى‏كنند، نيست به اين كه بداء پشيمانى خداوند باشد، زيرا خداوند بزرگ‏تر از آن است كه پشيمان شود. اما بر ما لازم است كه نسبت به اين كه بداء پشيمانى خداوند باشد، زيرا خداوند بزرگ‏تر از آن است كه پشيمان شود. اما بر ما لازم است كه نسبت به خدا اعراف كنيم كه براى او بداء وجود دارد يعنى براى آفرينش هر يك از مخلوقات، اقدام مى‏كند و سپس آن را بوجود مى‏آورد و بعد نابود مى‏سازد و مخلوقات ديگرى را بوجود مى‏آورد يا اين كه به كارى دستور مى‏دهد سپس از مثل آن نهى يا از چيزى نهى مى‏كند و سپس به مثل همان چه نهى كرده است، دستور مى‏دهد و اين مانند نسخ كردن بعضى از احكام دينى، تغيير قبله و عده نگه داشتن زنى كه شوهرش مرده است و خداوند به بندگان در يك زمان، دستور انجام كارى را نمى‏دهد مگر اينكه مى‏داند آنچه را كه به آنها در آن زمان دستور داده است، به صلاحشان مى‏باشد. پس زمانيكه آن وقت رسيد به آن چه به صلاحشان است دستور مى‏دهد و كسى كه اعتراف مى‏كند كه خداوند آن چه مى‏خواهد انجام داد نابود مى‏سازد و هر چه مى‏خواهد به جاى آن مى‏آفريند و هر چه مى‏خواهد مقدم كرده و هر چه مى‏خواهد به تأخير مى‏اندازد و به آنچه مى‏خواهد هر گونه كه بخواهد دستور مى‏دهد. چنين شخصى به بداء اعتراف مى‏كند و خداوند به چيزى بزرگ شمرده نشده است كه بالاتر از اعتراف به اين باشد كه براى آفرينش، دستور دادن، مقدم ساختن، به تأخير انداختن، اثبات كردن آنچه كه نبوده است و نابود كردن آنچه كه مى‏باشد. و بداء، ردى بر يهوديان است، زيرا آنها مى‏گفتند: خداوند از كار خود دست كشيده است ولى ما مى‏گوييم خداوند در هر روز كارى انجام مى‏دهد يعنى زنده مى‏كند، مى‏ميراند، روزى مى‏دهد، آنچه بخواهد انجام مى‏دهد و بداء به معناى پشيمانى نيست بلكه به معناى آشكار شدن كارى است و عرب زبانان مى‏گويند: در راه شخصى به من بداء شد يعنى بر من آشكار شد و خداوند مى‏فرمايد: از سوى خداوند چيزى كه گمانش را نمى‏كردند بر آنها آشكار شد. يعنى براى آنها روشن شد و زمانيكه براى خداوند پيوند خويشاوندى از طرف بنده‏اش، روشن شد، به عمر او مى‏افزايد و هر زمان كه قطع نمودن اين پيوند آشكار شد، عمرش را كاهش مى‏دهد و هر زمان كه از بنده‏اش عمل زنا صادر شد، روزى و عمرش را كم مى‏كند و هر زمان خود را از زنا نگه داشت، در روزى و عمر او مى‏افزايد.

10 وَ مِنْ ذَلِكَ قَوْلُ الصَّادِقِ ع مَا بَدَا لِلَّهِ بَدَاءٌ كَمَا بَدَا لَهُ فِي إِسْمَاعِيلَ ابْنِي‏

يَقُولُ مَا ظَهَرَ لِلَّهِ أَمْرٌ كَمَا ظَهَرَ لَهُ فِي إِسْمَاعِيلَ ابْنِي إِذِ اخْتَرَمَهُ قَبْلِي لِيُعْلَمَ بِذَلِكَ أَنَّهُ لَيْسَ بِإِمَامٍ بَعْدِي

ترجمه :

10. از امام صادق (عليه السلام) در همين باب روايت است كه فرمود: براى خداوند، بدايى مثل آن چه براى فرزندم اسماعيل حاصل شد، حاصل نمى‏شود و مى‏فرمايد: براى خداوند، چيزى آشكار نمى‏شود، آن طورى كه درباره فرزندم اسماعيل آشكار مى‏شود، زيرا خداوند او را قبل از من از دنيا برد، تا بفهماند كه او بعد از من، امام نيست.

11 وَ قَدْ رُوِيَ لِي مِنْ طَرِيقِ أَبِي الْحُسَيْنِ الْأَسَدِيِّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فِي ذَلِكَ شَيْ‏ءٌ غَرِيبٌ وَ هُوَ أَنَّهُ رَوَى أَنَّ الصَّادِقَ ع قَالَ مَا بَدَا لِلَّهِ بَدَاءٌ كَمَا بَدَا لَهُ فِي إِسْمَاعِيلَ أَبِي إِذَا أَمَرَ أَبَاهُ إِبْرَاهِيمَ بِذَبْحِهِ ثُمَّ فَدَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ‏

و في الحديث على الوجهين جميعا عندي نظر إلا أني أوردته لمعنى لفظ البداء و الله الموفق للصواب

ترجمه :

11. شيخ صدوق (رحمهم الله) مى‏گويد: از طريق ابن الحسين اسدى، چيز عجيبى در مورد بداء روايت شده است كه او روايت مى‏كند كه امام صادق (عليه السلام) فرموده است: براى خداوند بدايى حاصل نمى‏شود، آن طورى كه درباره پدرم، حضرت اسماعيل (عليه السلام) حاصل، زيرا ابتداء دستور داد كه پدرش، حضرت ابراهيم (عليه السلام) او را ذبح كند، سپس قربانى بزرگى را فديه‏اى او قرار داد.

و من (شيخ صدوق) نسبت به هر دو حديث (ده يازده) اشكال (سندى و دلالتى و متنى) دارم و به خاطر اين آورده‏ام كه لفظ (بداء) در آنها وجود داشت و خداوند، توفيق دهنده به راه صحيح است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:889.txt">1</a><a class="text" href="w:text:890.txt">2</a></body></html>55. باب المشيئة و الارادة
55. درباره خواست و اراده خداوند

1 أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الْمَشِيَّةُ مُحْدَثَةٌ

ترجمه :

1. محمد بن مسلم از امام صادق (عليه السلام) روايت مى‏كند كه آن حضرت فرمودند: مشيت (الهى) چيزى ايجاد شده (آفريده شده از سوى خداوند) است.

2 حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ ب