 گویا لفظ مسعودی در نسخه ها زیاد شده و ظاهراً منظور علی بن الحسین بن بابویه ا ست.
11. محمدبن الحسن بن محمد بن جمهور عمی
12. محمدبن عبدالله بن جعفری حمیری
13. محمد بن عبدالله بن معمر طبرانی
14. محمدبن عثمان بن علان دهنی بغدادی
15. محمدبن همام بن سهیل بن بیزان ابوعلی کاتب اسکافی متوفی 336
16. محمدبن یعقوب بن اسحاق الکلینی
17. موسی بن محمد ابوالقاسم قمی
اینها اسامی کسانی است که نعماین کتاب غیبت را زا آنان روایت کرده  و غیر از ابی الحسین  محمد بن علی شجاعی یکاتب و ا بوغالب احمدبن محمد الزراری متوفی 368  و ابوالرجاء محمدبن علی بن طایب بلدی  کسی را نیافتم که از او روایت کرده باشد هم چنان که تاریخ وفات و محل قبر او را در شام بنابر تحقیق کامل بدست نیاوردم.
تألیفات ارزشمند او
1. کتاب ارزشمند غیبت که همین کتابی است که مورد مطالعه شما خواننده عزیز قرارگرفته و من نمی توان سخنی بگویم که از ادای حق و بزرگی این تألیف پراجر برآیم و نمی دانم به چه عبارتی، اهمیت و ارزش آ« را بازگو کنم که این کتاب در باب موضوع خود بی نظیر است و از هنگام تألیف مورد استفاده دانشمندان اسلامی قرار گرفته است:
2. کتاب ا لفرائض
3. کتاب الرد علی  الاسماعیلیه
4. کتاب التفسیر 
5. کتاب اتسلی 
و به گمال من این چهار کتاب اخیر از جمله کتابهایی است که دست طغیانگر زمان آنها را از بین برده است. مرحوم  شیخ حر عالمی ( ره) بنابر نقل صاحب ذریعۀ (ره) فرمود: من پاره ای از تفسیر او را دیده ام. و شاید مرادش از آن قطعه از تفسیر روایات مبسوطه ای ا ست که مرحوم نعمانی با اسنادش به امام صادق( ع)آنها را روایت کرده و مقدمه تفسیر خویش قرار داده است. و  این روایات به صورت جداگانه با خطبه مختصری تدوین گردید و به المحکم و المتشابه نامیده شده است. و این کتاب به سید مرتضی علیه الرحمۀ منسوب است و اخیراً در ایران چاپ شده است . و این کتاب به سید مرتضی علیه الرحمۀ منسوب است و اخیراً در ایران چاپ شده است. و همه آن را علامه مجلسی( ره) در کتاب بحار الانوار کتاب القرآن آورده است. رجوع شود به الذریعۀ ج 4 ص 318
فصل سوم : در بيان بعضى از آداب و اوقات طعام خوردن 
سنت است كه چاشت رابامداد بخورد و درميان روز ديگر چيزى نخورد وبعد از نماز خفتن بار ديـگـر طـعـام خـورد ولقـمه را كوچك بردارد و نيكو بجايد و بروى مردم نظر نكند و طعام بسيار گرم نخورد و در طعام گرم ندمد بلكه بگذار تا سرد شود و بعد از آن بخورد و نانرا به كارد نبرد و استخوانرا پاك نكند و بكمتر از سه انگشت چيزى نخورد و دست در پـيـش ديـگران دراز نكند و كاسه و انگشتانرا بليسد و در حالت جنابت مكروهست طعام و آب خـوردن و اگـر وضـو بـسـازد يـا دسـت بـشويد ومضمضه واستنشاق بكند يا دست و رو را بشويد و مضمضه بكند يا دستها رابشويد و مضمضه بكند كراهتش ضعيف ميشود.
در حـديـث ديـگـر وارد اسـت كـه اگـر چـيـزى بـخـورد در حال جنابت بى آنكه اينها را بعمل آورد بيم آنستكه پيس شود.
در حـديـث مـعـتـبـر ديـگـر منقولست كه پسر برادر شهاب بحضرت امام جعفر عليه السلام شـكـايـت كـرد از دردهـا و امـتلا و فساد معده حضرت فرمود كه چاشت و شام بخور و در ميان ديـگـر چـيـزى مـخـور زيـرا كـه خـداونـد عـالمـيـان در وصـف طـعـام اهـل بـهـشـت مـيفرمايد لَهُمْ رِزْقُهُمْ فيها بُكْرَةً وَعَشّيا ترجمه اش اينستكه مهيا است براى اهل بهشت روزى ايشان در بهشت در بامداد و پسين يا خفتن .
در حـديـث مـعـتـبـر از حـضـرت امـيـرالمؤ منين عليه السلام منقولست كه طعام خوردن آخر روز پيغبران بعد از نماز خفتن است پس آنرا ترك مكنيد آه تركش موجب خرابى بدن است .
در حـديـث ديگر منقولست كه ترك طعام خوردن طرف شب آدميرا پير ميكند و فرمود كه چون آدمـى پـير شد بايد كه در شب پيش از خواب البته چيزى بخورد كه بهتر خواب ميرود و دهانش خوشبو ميشود يا خلقش نيكو ميشود.
از حضرت امام موسى عليه السلام منقولستكه چيز خوردن شب را ترك مكنيد اگر چه بپاره نان خشكى باشد كه باعث قوت بدن و قوت جماع است .
از حـضـرت صادق عليه السلام منقولستكه هر كه ترك كند طعام خوردن را در شب شنبه و شـب يـكـشـنـبـه پـى هـم قـوت از او بـر طـرف شـود كـه تـا چهل روز باو برنگردد و فرمود كه طعام شب نافع تر از طعام روز است .
از حـضـرت امـام رضا عليه السلام منقولستكه در بدن رگى هست كه آن عشا نام دارد و هر كه در طرف شب چيزى نميخورد آن رگ او را نفرين ميكند تا صبح ميگويد خدا ترا گرسنه بـدارد چـنـانـچـه مـرا گـرسـنـه داشتى خداترا تشنه بدارد چنانچه مرا تشنه داشتى پس البته ترك مكنيد عشا را اگر چه بلقمه نان باشد و اگر چه بدمى آب باشد.
از حـضـرت صـادق عـليـه السـلام منقول است سزاوار نيست كه مومن از خانه بيرون رود تا آنكه چاشت نخورد كه باعث زيادتى عزت او است .
در حديث ديگر فرمود كه هرگاه خواهى كه پى حاجتى بروى پاره نان با نمك بخور كه بيشتر باعث عزت تو است و حاجتت زودتر بر ميآيد.
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقولستكه طعام را بگذاريد تا سرد شود بدرستيكه طـعـامـى بـنـزديك رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آوردند فرمود بگذاريد تا سرد شود كه خدا آتش را طعام ما نگردانيده و بركت در طعام سرد است .
از حـضـرت امام رضا عليه السلام منقولستكه طعام گرم بركت ندارد وشيطان در آن بهره دارد و در حـديـث مـوثـق از سـليـمـان بـن خـالد مـنـقـولستكه گفت حاضر شدم شب بر سفره حـضـرت امـام جـعـفـر صـادق عليه السلام در تابستان خوانى آوردند آه نانى در آن بود و كـاسـه آوردنـد كـه تـريـد و گـوشت در آن بود پس دست بر آن گذاشتند و بر داشتند و فـرمـودنـد كه امان ميطلبيم از خدا از آتش جهنم پناه مى بريم بخدا از آتش جهنم تاب اين گـرمـى را نـداريم و صبر بر آن نميتوانيم كرد چگونه تاب آوريم و صبر كنيم برآتش جـهـنـم . ايـنـرا مـكـرر فـرمـودنـد تـا طـعـام چـنـان شـد كـه مـيـتـوانـسـت خـورد پـس تناول فرمود ما نيز تناول كرديم .
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقولست كه نهى فرمود از دميدن در خوردنى و آشاميدنى .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه مكروه است سه دميدن در گرهها وافسانه ها و در طعام و در موضع سجده .
در حـديـث ديـگـر از آن حـضـرت منقولستكه اگر از براى سرد كردن بدمد قصور ندارد و حمل بر ضرورت و حالت استعجال ميتوان كرد.
از حـضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه مخوريد از بالاى تريد و از پهوهايش بخوريد كه بركت در بالاى طعام است .
در حـديـث مـعـتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقولست كه هرگاه يكى از شما طعام خورد بايد كه از پيش خود بخورد.
در حديث ديگر منقولستكه آنحضرت كاسه طعام را ميليسيدند و ميفرمودند كه هر كه كاسه طعام را بليسد چنانستكه مثل آن طعام را تصدق كرده باشد.
مـنـقـولسـتـكـه حـضـرت امـيـرالمـؤ مـنـيـن عـليـه السـلام بـتـمـام انـگـشـتـان تناول ميفرمود و ميگفت كه هر كه كاسه طعام را بليسد ملائكه بر او ص