د كـه اگـر خـداى عـزوجـل گـوشـتـى بـهـتـر از گـوشـت گـوسـفـنـد مـيـدانـسـت فـداى اسمعيل را گوسفند قرار نميداد.
ازحـضـرت امـام مـحـمـد بـاقـر عـليـه السـلام مـنـقـول اسـت كـه بـنـى اسـرائيـل بـحـضرت موسى عليه السلام شكايت كردند از پيسى كه در ميان ايشان بسيار شده بود حق تعالى وحى نمود بحضرت موسى كه امر كن ايشانرا كه گوشت گاو را با چغندر بخورند.
از حـضـرت صـادق مـنـقـول اسـت كـه مـرق گـوشـت گـاو پـيـسـى را زايل ميكند و فرمود كه شير گاو دواست و روغن گاو شفا است و گوشت گاو درد است .
در چـنـد حـديـث منقول است كه هر كه يك لقمه چربى گوشت بخورد بقدر آن درد از بدنش بيرون رود.
از حـضـرت امـيـرالمـؤ مـنـيـن عـليه السلام منقول است كه اردك گاوميش مرغان است چون لجن مـيخورد و مرغ خانگى خوك مرغان است زيرا كه فضله آدمى ميخورد ودراج حبشى مرغان است چـرانـمـيـخـورى دو كـبـوتـر بـچـه راكه تازه بيرون آمده باشند وزنكى بزيادتى قوت پاكيزه خود ايشانرا تربيت كرده باشد.
در احـاديـث مـعـتـبـره وارد شـده اسـت كـه خـواهـد خـشـم او كـم شـود وانـدوهـش زايل شود گوشت دراج بخورد.
از جناب امام موسى عليه السلام منقول است كه گوشت كبك ساق پا را قوى ميگرداند و تب را دور ميكند.
در حـديـث صـحـيـح از حـضـرت امـام مـحـمـد تـقـى عـليـه السـلام منقول است كه گوشت اسفرود مباركست و پدرم آنرا دوست ميداشت و ميفرمود كه براى صاحب يرقان بريان كنيد و يا بخورانيد.
از جـنـاب امـام مـوسـى عـليـه السـلام منقول است كه گوشت هبره را خوردن باكى نيست و از براى دفع بواسير و درد پشت نافع است و اعانت ميكند بربسيارى جماع .
از حـضـرت امـام رضـا عـليـه السـلام سـؤ ال كردند از گوشت گوره خر، فرمود كه چون وحشى است خوردن آن جايز است اما نخوردنش نزد من بهتر است .
از حـضـرت امـام موسى عليه السلام منقول است كه باكى نيست در خوردن گوشت و شير و ورغن گاوميش .
در حـديـث حـسـن مـنـقـول اسـت كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نهى فرمود از خـوردن گـوشـت خـام و فرمود كه اين خوردن حيوانات درنده است كه بلكه نبايد حورد تا آنكه آتش يا آفتاب آنرا تغيير دهد.
در حديث صحيح منقول است كه از حضرت صادق عليه السلام پرسيدند از خوردن گوشت خام فرمود كه طعام درند گان است .
دراحـاديـث بـسـيار منع وارد شده است از گوشت قديد كه در سايه خشك كرده باشند و وارد شـده اسـت كـه دردهـا را بـحـركـت مـيـآورد و مـعـده را سست ميكند و در بعضى احاديث تجويز خوردنش هم وارد شده است .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه سه چيز است كه بدنرا خراب ميكند و بسيار باشد كه آدمى را بكشد خوردن گوشت قديد بدبو وباامتلاى معده بحمام رفتن و جماع با زنان پير كردن .
درحـديـث ديـگـر از آنـحـضـرت مـنـقـول اسـت كه سه چيز است كه خوردنى نيستند و بدن را فربه مى كنند و سه چيز است كه خوردنى اند وبدنرا لاغر ميكنند و دو چيز است كه بهمه چـيـز نـفـع مـيـرسـانـنـد و بـهـيـچ چـيز ضر نميرسانند و دو چيز است كه بهمه چيز ضرر ميرسانند و بهيچ جهت نفع نميرسانند اما آنهائى كه خوردنى نيستند و فربه ميكنند پيراهن كـتـان پـوشـيـدن و بوى خوش كردن و نوره ماليدن و اما آنها كه خوردنى اند ولاغر ميكنند گـوشـت خـشـك و پـنـيـر وشكوفه خرما و اما آن دو چيز كه بهمه جهت نفع ميرسانند آب نيم گرم و انار و اما آن دو چيز كه بهمه جهت ضرر ميرسانند گوشت خشك كرده و پنير.
در احاديث بسيار وارد شده است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم گوشت دست و كـتـف گـوسـفـنـد را دوسـت مـيـداشـت و از گـوشـت ران گـوسـفند كراهت داشتند براى آنكه بمحل بول نزديك است .
بـچـنـديـن سـنـد مـنـقـولسـت كـه حـضـرت آدم گـوسفندى قربانى كرد براى پيغمبران از فـرزنـدان خـود بـراى هـر پـيغمبرى عضوى نام برد و از آنجمله براى پيغمبر آخرالزمان صـلّى اللّه عليه وآله وسلّم دست گوسفند را نام برد باين سبب آنجناب آنرا دوست ميداشت و برهمه اعضاى گوسفند تفضيل ميداد.
در حـديـث حـسـن از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه گوشت باشير پخته باشند مرق پيغمبران است .
از جـنـاب امـيرالمؤ منين منقول است كه كه هرگاه ضعف بر مسلمانى مستولى شود گوشت را با شير بپزد و خورد.
در حـديـث ديـگر منقول است كه يكى از پيغمبران بحق تعالى شكايت نمود از ضعف وسستى بدن وحى رسيد باو كه گوشت را با شير طبخ كن و بخور كه بدنرا قوت ميدهد.
در روايـت مـعـتـبـر مـنـقـول اسـت كـه مـحـبـوب تـريـن طـعـامـهـا نـزد حـضـرت رسول صلّى اللّه عليه وآله سلّم آش انار بود.
بسند صحيح منقول است كه حضرت صادق عليه السلام ذبيبه را دوست مى داشتند و آن آش يا قليه بوده است كه مويز در آن ميكرده اند.
در احـاديـث بـسـيـار مـدح مـرق گوشت كه نان در آن تريد كرده اند وارد شده است و احاديث مـعـتـبـره در مـدح كـبـاب مـنـقـول اسـت كـه ضـعـف را زايـل مـيكند و رنگ را سرخ ميكند و تب را زايل ميكند.
در حديث معتبر منقول است كه اصبغ بن نباته گفت روزى بخدمت حضرت اميرالمؤ منين رفتم در پـيـش آن حـضـرت گـوشت بريانى نهاده بود فرمود كه نزديك بيا و بخور گفتم يا امـيـرالمؤ منين مرا ضرو ميكند فرمود كه نزديك بيا كه تو را دعائى تعليم ميكنم كه چون آن دعـا را بخوانى هيچ چيز تو را ضرر نرساند بِسْمِ اللّهِ خَيْراْلاَسْماءِ مِلاَءَاْلاَرْضِ وَالسَّماءِ اَلرَّحْمنِ الرَّحيمِ الَّذى لايَضُرُّمَعَ اِسْمِهِ شَيْئىٌ وَلاداءٌ.
مـدح كـله نـيـز در حـديـث وارد شـده اسـت كـه محل تذكيه است كه وبچراگاه از همه اعضاءِ نزديكتر است و از كثافات دورتر است .
از حـضـرت امـيرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه برشما باد بخوردن هر يسه كه تا چـهـل روز قـوت عـبـادت مـيـدهـد و از جـمـله مـائده ايـسـت كـه خـداونـد عـالمـيـان بـر حـضـرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نازل گردانيد.
از حـضـرت صـادق عـليـه السـلام مـنقولست كه پيغمبرى از پيغمبران بحق تعالى شكايت نمود از ضعف و كمى قوت جماع حق تعالى او را امر فرمود بخوردن هريسه .
در حـديـث ديـگـر از آن نحضرت منقول است كه خداوند عالم هديه فرستاد براى پيغمبرش صـلّى اللّه عـليـه وآله وسـلّم هـريـسـه از هريسه هاى بهشت كه دانه اش در باغهاى بهشت روئيـده بـود و حـوران بـهـشـت بـدسـت خـود بـعـمـل آورده بـودنـد پـس چـون حـضـرت رسـول صـلّى اللّه عـليـه وآله وسـلّم آنـرا تـنـاول فـرمـودنـد قـوت چـهـل مـرد برقوت آنحضرت افزود و آن چيزى بود كه خدا ميخواست كه پيغمبرش را باين خوشحال گرداند.
مدح مثلثه وارد شده است و آن طعامى بوده است كه يك قفيز برنج و يكقفيز نخود ويك قفيز باقلا را ميكوفته اند و مى پخته اند و گاهى بعوض باقلا دانه ديگر ميكرده اند.
مـدح تـلبـيـن نـيـز وارد شـده اسـت و آن حـلواى رومـى بـوده اسـت كـه از آرد وشـيـرو عسل بعمل ميآورده اند.
از هرون بن موفق منقول است كه حضرت امام موسى عل