)
"و اراده كرديم كه بر مستضعفين زمين، منّت گذارده آنان را امامان و وارثان حكومت ها گردانيم".

حكمت 210الگوهاى پرهيزكارى(اخلاقى، تربيتى)
و درود خدا بر او ، فرمود : از خدا بترسيد ، ترسيدن انسان وارسته اى كه دامن به كمر زده و خود را آماده كرده ، و در بهره بردن از فرصت ها كوشيده ، و هراسان در اطاعت خدا تلاش كرده ، و در دنياى زودگذر ، و پايان زندگى و عاقبت كار، به درستى انديشيده است!.

حكمت 211ارزش هاى اخلاقى (اخلاقى،اجتماعى،اقتصادى)
و درود خدا بر او ، فرمود: بخشندگى ، نگاهدارندة آبروست ، و شكيبايى با مصيبت هاى شب و روز و آن كس كه با رأى خود احساس بى نيازى كند به كام خطرها افتد ، شكيبايى با مصيبت هاى شب و روز پيكار كند ، و بى تابي، زمان را در نابودى انسان يارى دهد ، و برترين بى نيازى ترك آروزهاست، و چه بسا عقل كه اسير فرمانروايى هوس است؛ حفظ و به كار گيرى تجربه رمز پيروزى است، و دوستى نوعى خويشاوندى به دست آمده است ، و به آن كس كه به ستوده آمده و توان تحمل ندارد اعتماد نكن.

حكمت 212خود پسندى آفت عقل (اخلاقى)
و درود خدا بر او، فرمود : خود پسندى يكى از حسودان عقل است.

حكمت 213تحمل مشكلات و خشنودى (اخلاقى، تربيتى)
و درود خدا بر او، فرمود : چشم را از سختيِ خوار و خاشاك و رنج ها فروبند تا همواره خشنود باشي.

حكمت 214نرمخويى و كاميابى(اخلاقى، علمى)
و درود خدا بر او ، فرمود : كسى كه درخت شخصيت او نرم و بى عيب باشد، شاخ و برگش فراوان است.

حكمت 215اختلاف، آفت انديشه(اخلاقى، سياسى)
و درود خدا بر او ، فرمود : اختلاف نابود كنندة انديشه است.

حكمت 216قدرت و تجاوز كارى(اخلاقى، سياسى)
و درود خدا بر او ، فرمود : كسى كه به نوايى رسيد تجاوز كار شد.

حكمت 217دگرگونى روزگار و شناخت انسان ها (اخلاقى، علمى)
و درود خدا بر او ، فرمود : در دگرگونى روزگار، گوهر شخصيت مردان شناخته مى شود.

حكمت 218حسادت ، آفت دوستى(اخلاقى، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود : حسادت بر دوست، از آفات دوستى است. 

حكمت 219آرزوها آفت انديشه (اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود : قربانگاه انديشه ها ، زير برق آرزوهاست.

حكمت 220عدالت در قضاوت(اخلاقى، قضايى)
و درود خدا بر او ، فرمود : داوريِ با گمان بر افراد مورد اطمينان ، دور از عدالت است.حكمت 221آينده دردناك ستمكاران (اخلاقى، سياسى)
و درود خدا بر او ، فرمود : بدترين توشه براى قيامت ، ستم بر بندگان است.

حكمت 222بى توجهى به بدى بدكاران(اخلاقى، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود : خود را به بى خبرى نماياندن از بهترين كارهاى بزرگواران است.

حكمت 223حياء و عيب پوشى(اخلاقى، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود : آن كس كه لباس حياء بپوشد، كسى عيب او را نبيند.

حكمت 224برخى از ارزش هاى اخلاقى(اخلاقى، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود : با سكوت بسيار ، وقار انسان بيشتر شود، و با انصاف بودن ، دوستان را فراوان و با بخشش ، قدر و منزلت انسان بالا رود، و با فروتنى ، نعمت كامل شود، و با پرداخت هزينه ها، بزرگى و سرورى ثابت گردد، و روش عادلانه ، مخالفان را در هم شكند ، و با شكيبايى در برابر بى خرد، ياران انسان زياد گردند.

حكمت 225حسادت و بيماري(اخلاقى، بهداشتى)
درود خدا بر او ، فرمود : شگفتا كه حسودان از سلامتى خود غافل مانده اند!!.

حكمت 226طمع ورزى و خوارى(اخلاقى، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود : طمعكار همواره زبون و خوار است.

حكمت 227اركان ايمان(اعتقادى، معنوى)
و درود خدا بر او ، فرمود : (در مورد ايمان پرسيدند).
جواب: ايمان، بر شناخت با قلب، اقرار با زبان عمل با اعظاء و جوارح استوار است.

حكمت 228ارزش ها و ضد ارزش ها(اخلاقى، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود : كسى كه از دنيا اندوهناك مى باشد، از قضاء الهى خشمناك است، و آن كس كه از مصيبت وارد شده شِكْوه كند از خدا شكايت كرده، و كسى كه نزد توانگرى رفته و به خاطر سرمايه اش برابر او فروتنى كند ، دو سوم دين خود را از دست داده است، و آن كس كه قرآن بخواند و وارد آتش جهنم شود حتماً از كسانى است كه آيات الهى را بازيچه قرار داده است ، و آن كس كه قلب او با دنيا پرستى پيوند خورد، همواره جانش گرفتار سه مشكل است، اندوهى رها نشدنى ، و آرزوئى نايافتني.

حكمت 229ارزش قناعت و خوش خُلقى(اخلاقى، اقتصادى)
و درود خدا بر او ، فرمود : آدمى را قناعت براى دولتمندى ، و خوش خلقى براى فراوانى نعمت ها كافى است .( از امام سؤال شد تفسير آيه ، فَلْنُحْيَينه حياة طيّبة چيست؟ فرمود) آن زندگى با قناعت است .

حكمت 230راه به دست آوردن روزى(اقتصادى)
و درود خدا بر او ، فرمود : با آن كس كه روزى به او روى آورده شراكت كنيد كه او توانگرى را سزاوار تر، و روى آمدن روزگار خويش را شايسته تر است.

حكمت 231تعريف عدل و إحسان(اخلاقى، اقتصادى)
و درود خدا بر او ، فرمود : (در تفسير آيه 90 سوره نحل "خدا به عدل و احسان فرمان مى دهد" فرمود) عدل ، همان انصاف ، و احسان، همان بخشش است.

حكمت 232ره آورد إنفاق(اخلاقى، اقتصادى)
و درود خدا بر او ، فرمود: آن كس كه با دست كوتاه ببخشد، از دستى بلند پاداش گيرد.
مى گويم: (معنى سخن اين است كه آنچه انسان از اموال خود در راه خير و نيكى انفاق مى كند، هر چند كم باشد، خداوند پاداش او را بسيار مى دهد، و منظور از "دو دست" در اينجا دو نعمت است كه امام [عليه السلام] بين نعمت پروردگار ، و نعمت از ناحيه انسان، را با كوتاهى و بلندى فرق گذاشته است كه نعمت و بخشش از ناحيه بنده را كوتاه ، و از ناحيه خداوند را بلند قرار داده است ، بدان جهت كه نعمت خدا هميشگى و چند برابر نعمت مخلوق است، چرا كه نعمت خداوند اصل و اساس تمام نعمت ها است، بنابراين تمام نعمت ها به نعمت هاى خدا باز مى گردد، و از آن سرچشمه مى گيرد).

حكمت 233پرهيز از آغاز گرى در مبارزه(اخلاقى،اجتماعى، سياسى)
و درود خدا بر او ، فرمود : (به فرزندش امام مجتبى (ع) فرمود) كسى را به پيكار دعوت نكن ، اما اگر تو را دعوت به نبرد خواندند بپذير، زيرا آغازگر پيكار تجاوزكار شكست خورده است.

حكمت 234 تفاوت اخلاقى مردان و زنان (اخلاقى، علمى)
و درود خدا بر او ، فرمود : برخى از نيكوترين خلق و خوى زنان، زشت ترين اخلاقى مردان است، مانند تكبر ، ترس ، بخل : هرگاه زنى متكبر باشد، بيگانه را به حريم خود راه نمى دهد ، و اگر بخيل باشد اموال خود و شوهرش را حفظ مى كند، و چون ترسان باشد از هر چيزى كه به آبروى او زيان رساند فاصله مى گيرد. .

حكمت 235نشانة خردمندى(اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود : (به امام گفتند، عاقل را به ما بشناسان ، پاسخ داد:) خردمند آن است كه هر چيزى را در جاى خود مى نهد. (گفتند پس جاهل را تعريف كن فرمود) با معرفى خردمند، جاهل را نيز شناساندم . (يعنى جاهل كسى كه هر چيزى را در جاى خود نمى گذارد ، بنابراين با ترك معرفى مجدد جاهل را شناساند).

حكمت 236زشتى دنياى حرام(اخلاقى، اعتقادى)
و درود خدا بر او ، فرمود: به خدا سوگند ! اين دنياى شما كه به انواع حرام آلوده است ، در ديدة من از استخوان خوكى كه در دست بيمارى جذام