ا بعد از نماز خفتن سير بخورد تا صبح نفس او را كشد بسوى خوره و در حديث ديگر فرمود كه كاسنى و بادروج از ما است و تره تيزك از بنى اميه است .
در روايت ديگر از خادم حضرت امام موسى منقول است كه هرگاه آنحضرت ما ار امر ميكرد بخريدن سبزى ميفرمود كه تره تيزك بسيار بخريم و ميفرمود كه چه بسيار احمقند بعضى از مردم كه مى گويند كه تره تيزك در كنار رودخانه جهنم ميرويد و حال آنكه حقتعالى ميفرمايد كه آتش افروز جهنم مردمند و سنگهاى بتان يا سنك كبريت پس چون تواند بود كه سبزى در جهنم برويد.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه حقتعالى از يهودان دفع كرد خوره از بخوردن چغندر و بيرون آوردن رگهاى گوشت .
حضرت امام موسى فرمود كه نيكو سبزيست چغندر.
حضرت امام رضا عليه السلام فرمود كه بخورانيد به بيماران خود برگ چغندر را كه آن شفاست و درآن درد نيست و مضرت ندارد و بيمار را بخواب راحت مياندازد و اصلش سودا را بحركت ميآورد و در حديث ديگر فرمود كه داخل شكم صاحب ذات الجنب نشده است چيزى مثل برگ چغندر.
در حديث معتبر منقولست حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كه دمبلان داخل من است كه بربنى اسرائيل نازل شد و من از بهشت آمده و آبش شفاى چشم است .
در چندين حديث معتبر منقولست كه حضرت رسول دوست ميداشتند كدو را درميان ديگ و از ميان صحن برميچيدند كدورا و امر ميفرمودند زنان خود را كه كدو در طعام بسيار بكنند و وصيت نمود بحضرت اميرالمؤ منين عليه السلام كه يا على برتوباد بخوردن كدوكه دماغ و عقل را زياد ميكند.
از حضرت صادق منقول است كه در ترب سه خصلت هست تخمش طعام را هضم ميكند و ريشه اش قطع بلغم ميكند و در روايت ديگر فرمود كه رگش مورث ادرار وبول است و در روايت ديگر تخمش ادرار بول ميكند.
در حديث معتبر از امام جعفر و امام موسى عليهماالسلام منقول است كه خوردن گرزقوت جماع را زياد ميكند و امان ميدهد از قولنج و دفع بواسير مى كند.
در چهار حديث معتبر وارد شده است كه بخوريد شلغم و مداومت برخوردنش بكنيد كه هيچكس نيست مگر آنكه در او رگ خوره هست و شلغم آن رگ را ميگذارد.
در حديث معتبر منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم خيار را با نمك ميخوردند.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه خيار را از تهش ابتدا بخوردن كنيد كه باعث زيادتى بركت آن ميگردد. و در حديث معتبر از آنجناب منقول است بخوريد بادنجان را كه درد را ميبرد وبا آن درد نيست و احاديث بسيار درمدح و منافعش وارد شده است .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه بچندين سند كه پياز گند دهن را ميبرد و بلغمرا زايل ميگرداند و سستى وواماندگى را برطرف ميكند و پيهاى بدنرا محكم ميكند و بن دندانرا سخت ميكند و قوت مجامعت را ميافزايد ونسل را زياد ميكند و تب را ميبرد و بدنرا نازك مى كند.
از حضرت رسول منقول است كه چون داخل شهرى بشويد پياز آنشهر ار بخوريد كه طاعون آنشهر را از شما دور مى كند.
در حديث حسن از حضرت امام محمد باقر منقولست كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه هر كه سيربخورد بجهة بوى بدش داخل مسجد ما نشود اما اگر كسى بمسجد نرود باكى نيست كه آنرا بخورد.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه پياز و تره را خام و پخته خوردن باكى نيست اما كسى كه بخورد داخل مسجد نشود زيرا كه كراهت دارد بسبب آزار كسى كه در پهلوى او مى نشيند.
احاديث در مدح ابشم وارد شده است كه تقويت معده مى كند و اگر در صبح ناشتا سفوف كند و بخورد رطوبت معده را دفع ميكند.
در حديث معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است حق تعالى آدم رااز خاك آفريد پس خوردن خاك را بر فرزندان او حرام گردانيد.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه هر كه گل بخورد و بميرد در خون خود شريك شده است .
از حضرت امام محمد باقر منقولست كه بزرگترين دامهاى شيطان خوردن خاك و گل است و دردها در بدن حادث مى كند و خارش بدن و بواسير از آن بهم ميرسد و دردهاى سوداوى از آن متولد ميشود و قوت را از ساق وقدم ميبرد و هر چه از قوتش بسبب آن كم شده است و از اعمال خير كاسته است در قيامت او را بر آن حساب و عذاب ميكنند.
حضرت امام موسى عليه السلام فرمود كه چهار چيز است كه از وساوس شيطانست خوردن گل و گل را بدست خورد كردن و ناخن را بدندان گرفتن و ريش را خائيدن .
در احاديث معتبره وارد شده است كه خوردن هرگلى حرام است مانند مردار و خون و گوشت خوك مگر گل قبر حضرت امام حسين عليه السلام كه خوردن آن بقدريك نخود شفاست از هر دردى و امان است از هر خوفى .حكمت 281برترى عقل از مشاهدة چشم(علمى)
و درود خدا بر او، فرمود: انديشيدن همانند ديدن نيست، زيرا گاهى چشم ها دروغ مى نماياند ، اما آن كس كه از عقل نصيحت خواهد به او خيانت نمى كند.

حكمت 282غرور ، آفت پندپذيرى (اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود: ميان شما و پندپذيرى ، پرده اى از غرور و خود خواهى وجود دارد.

حكمت 283علل سقوط جامعه(اجتماعى، سياسى)
و درود خدا بر او ، فرمود: جاهلان شما پْر تلاش، و اگاهان شما تن پرور و كوتاهى ورزند!.

حكمت 284دانش ، نابود كنندة عْذرها (اخلاقى، علمى)
و درود خدا بر او ، فرمود: دانش، راه عذر تراشى را بر بهانه جويان بسته است.

حكمت 285ضرورت استفاده از فرصت ها(اخلاقى)
درود خدا بر او ، فرمود: آنان كه وقتشان پايان يافته خواستار مهلتند ، و آنان كه مهلت دارند كوتاهى مى ورزند!.

حكمت 286سرانجام خوشى ها(سياسى، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود: مردم چيزى را نگفتند خوش باد، جز آن كه روزگار، روز بدى را براى او تدارك ديد.

حكمت 287مشكل درك قضا و قدر(اعتقادى)
و درود خدا بر او، فرمود: (از قَدُر پرسيدند، پاسخ داد: )
راهى است تاريك ، آن را مى پيمائيد ، و دريايى است ژرف ، وارد آن نشويد ، و رازى است خدايى ، خود را به زحمت نيندازيد.

حكمت 288جُهل و خوارى(علمى)
و درود خدا بر او، فرمود: هرگاه خدا بخواهد بنده اى را خوار كند ، دانش را از او دور سازد.

حكمت 289الگوى كامل انسانيت(اخلاقى، اجتماعى، تربيتى)
و درود خدا بر او ، فرمود: در گذشته برادرى دينى داشتم كه در چشم من بزرگ مقدار بود، چون دنياى حرام در چشم او بى ارزش مى نمود، و از شم بارگى دور بود، پس آنچه را نمى يافت آرزو نمى كرد، و آنچه را مى يافت زياده روى نداشت، در بيشتر عمرش ساكت بود، اما گاهى كه لب به سخن مى گشود بر ديگر سخنوران برترى داشت، و تشنگى پرسش كنندگان را فرو مى نشاند به ظاهر ناتوان و مستضعف مى نمود، اما در بر خورد جدى چونان شير بيشه مى خروشيد، يا چون مار بيابانى به حركت در مى آمد . تا پيش قاضى نمى رفت دليلى مطرح نمى كرد، و كسى را عذرى داشت سرزنش نمى كرد، تا آن عذر او را مى شنيد، از درد شكوه نمى كرد، نگر پس از تندرسى و بهبودي، آنچه عمل مى كرد مى گفت، و بدانچه عمل نمى كرد چيزى نمى گفت، اگر در سخن گفتن بر او پيشى مى گرفتند در سكوت مغلوب نمى گرديد.
و بر شنيدن بشتر از سخن گفتن حريص بود. اگر بر سر دو راهى دو كار قرار مى گرفت ، مى انديشيد كه كدام يك با خواسته نفس نز