ره اش اختلاف كرديد، امام فرمود:)
ما دربارة آنچه كه از او رسيده اختلاف كرديم، نه در خود او ؛ اما شما يهوديان ، هنوز پاى شما پس از نجات از درياى نيل خشك نشده بود كه به پيامبرتان گفتيد:" براى ما خدايى بساز، چنانكه بت پرستان خدايى دارند!" و پيامبر شما گفت: "شما مردمى نادانيد".

حكمت 318قاطعيت در مبارزات(سياسى، نظامى)
و درود خدا بر او ، فرمود: (از امام پرسيدند: با كدام نيرو بر حريفان خود پيروز شدي؟ فرمود)
كسى را نديدم جز آن كه مرا در شكست خود يارى مى داد!.
مى گويم: (امام به اين نكته اشاره كرد كه هيبت و ترس مولايمان در دلها جاى مى گرفت).

حكمت 319ره آورد شوم تهيدستى(اقتصادى)
و درود خدا بر او ، فرمود: (به پسرش محمد حنفيه سفارش كرد) اى فرزند! من از تهيدستى بر تو هراسناكم ، از فقر به خدا پناه ببر ، كه همانا فقر ، دين انسان را ناقص ، و عقل را سرگردان ، و عامل دشمنى  است.

حكمت 320روش صحيح پرستيدن (علمى)
و درود خدا بر او ، فرمود: (شخصى مسئلة پيچيده اى سؤال كرد، فرمود: ) براى فهميدن بپرس ، به براى آزار دادن ؛ كه نادان آموزش گيرنده، همانند داناست، و همانا داناى بى انصاف چون نادان بهانه جو است!.
حكمت 321قاطعيت رهبرى در مشورت(سياسى، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود: (عبدالله بن عباس در مسئله اى نظر داد كه امام آن را قبول نداشت و فرمود) بر تو است كه رأى خود را به من بگويى، و من باى پيرامون آن بينديشم ، آنگاه اگر خلاقى نظر تو فرمان دادم بايد اطاعت كني!  

حكمت 322ضرورت تقويت روحية مردم پس از جنگ(سياسى، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود: (وقتى امام از جنگ صفين باز مى گشت، به محله شباميان  رسيد، او از گريه زنان بر كشتگان جنگ را شنيد، ناگاه حرب بن شُرحبيل شبامى، بزرگ قبيلة شباميان خدمت امام رسيد به او فرمود)
آيا آن گونه كه مى شنوم ، زنان شما بر شما چيره شده اند؟ چرا آنان را از گريه و زارى باز نمى داريد؟ (حرب پياده و امام سوار بر اسب مى رفتند ، به او فرمود) باز گرد، كه پياده رفتن رييس قبيله اى چون تو پشت سر من ، موجب انحراف زمامدار و زبون مؤمن است.

حكمت 323علل انحراف خوارج(سياسى، اعتقادى)
و درود خدا بر او ، فرمود: (در جنگ نهروان هنگامى كه از كنار كشتگان خوارج مى گذشت فرمود) واى به حال شما! آن كه شما را فريب داد به شما زيان رساند. پرسيدند چه كسى آنان را فريفت، اى امير المؤمنين [عليه السلام]، در جواب فرمود: شيطان گمراه كننده، و نفسى كه به بدى فرمان مى دهد ، آنان را به آرزوها مغرور ساخت ، و راه گناه را بر ايشان آماده كرد، و به آنان وعدة پيروزى داد ، و سر انجام به آتش جهنم گرفتارشان كرد.

حكمت 324خدا ترس در خلوتگاهها (اخلاقى، اعتقادى، تربيتى)
و درود خدا بر او ، فرمود: از نافرمانى خدا در خلوت ها بپرهيزيد، زيرا همان كه گواه است، داورى مى كند.

حكمت 325اندوه عزاى محمد بن ابى بكر(سياسى)
و درود خدا بر او ، فرمود: (آنگاه كه خبر كشته شدن محمد بن ابى بكر را به او دادند فرمود) همانا اندوه ما بر شهادت او ، به اندازه شادى شاميان است، جز آن كه از آن يك دشمن ، و از ما يك دوست كم شد.

حكمت 326مهلت پذيرش توبه(معنوى)
و درود خدا بر او ، فرمود: عمرى كه خدا از فرزند آدم پوزش را مى پذيرد شصت سال است.

حكمت 327پيروزيهاى دروغين(سياسى، اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود: پيروز نشد آن كس كه گناه بر او چيرگى يافت، و آن كس كه با بدى پيروز شد شكست خورده است.

حكمت 328وظيفة سرمايه داران(اقتصادى،اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود: همانا خداى سبحان روزى فقراء را در اموال سرمايه داران قرار داده است، پس فقيرى گرسنه نمى ماند جز به كاميابى توانگران ، و خداوند از آنان دربارة گرسنگى گرسنگان خواهد پرسيد.

حكمت 329بى نيازى از عذر خواهى(اخلاقى، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود: بى نيازى از عذر خواهى، گرامى تر از عذر راستين است.

حكمت 330مسؤليت نعمت ها(اعتقادى)
و درود خدا بر او ، فرمود: حق خدا بر عهدة شما اينكه از نعمت هاى الهى د رگناهان يارى نگيريد.

حكمت 331ارزش اطاعت و بندگى(عبادى، اقتصادى)
و درود خدا بر او ، فرمود: خداى سبحان طاعت را غنيمت زيركان قرار داد آنگاه كه مردم ناتوان ، كوتاهى كنند.

حكمت 332مسؤليت رهبري (سياسى)
و درود خدا بر او ، فرمود: حاكم اسلامى ، پاسبان خدا در زمين اوست.

حكمت 333روانشناسى مؤمن(علمى، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود: (در توصيف مؤمن فرمود) شادى مؤمن در چهرة او ، و اندوه وى در دلش پنهان است، سينه اش از هر چيزى فراخ تر ، و نفس او از هر چيزى خوارتر است. برترى جويى را زشت ، و رياكارى را دشمن مى شمارد، اندوه او طولانى ، و همت او بلند است، سكوتش فراوان ، و وقت او با كار گرفته است، شكر گزار و شكيبا و ژرف انديش است. از كسى در خواست ندارد و نرم خو و فروتن است، نفس او از سنگ خارا سخت تر اما در ديندارى از بنده خوارتر است.

حكمت 334ياد مرگ و آرزوها(اخلاقى)
و درود خدا بر او ، فرمود: اگر بندة خدا اجل و پايان كارش را مى ديد، با آرزو و فريب آن دشمنى مى ورزيد.

حكمت 335آفات اموال (اقتصادى)
و درود خدا بر او ، فرمود: براى هر كسى در مال او دو شريك است: وارث و حوادث.

حكمت 336مسؤليت وعده دادن(اخلاقى، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود: كسى كه چيزى از او خواسته اند تا وعده نداده آزاد است.

حكمت 337ضرورت عمل گرايى(اخلاقى، تربيتى)
و درود خدا بر او ، فرمود: دعوت كنندة بى عمل، چون تير انداز بدون كمان است.

حكمت 338اقسام علم (علمى)
و درود خدا بر او ، فرمود: علم دو گونه است: علم فطرى و علم اكتسابي؛ اگر هماهنگ با علم فطري نباشد سودمند نخواهد بود.

حكمت 339قدرت و حاكميت انديشه(سياسى)
و درود خدا بر او ، فرمود: استوارى رأى با كسى است كه قدرت و دارايى دارد، با روى آوردن قدرت، روى آورد، و با پشت كردن آن روى بر تابد.

حكمت 340ارزش پاكدامنى و شكر گزارى (اخلاقى، سياسى)
و دورد خدا بر او ، فرمود: پاكدامنى زيور تهيدستى ، و شكر گزارى زيور بى نيازى (ثروتمندى) است.
حكمت 341روز دردناك ظالم(سياسى)
و درود خدا بر او ، فرمود: روز انتقام گرفتن از ظالم سخت تر از ستمكارى بر مظلوم است.

حكمت 342راه بى نيازى(اخلاقى، اجتماعى)
و درود خدا بر او ، فرمود: برترين بى نيازى و دارايى، نوميدى است از آنچه در دست مردم است.

حكمت 343شناخت مردم و ضد ارزش ها(سياسى، علمى)
و درود خدا بر او، فرمود: گفتارها نگهدارى مى شود، و نهان ها آشكار، و هر كسى در گرو اعمال خويش است، و مردم گرفتار كمبودها و آفت هايند جز آن را كه خدا نگهدارد؛ در خواست كنندگانش مردم آزار، و پاسخگويان به زحمت و رنج دچارند ، و آن كس كه در انديشه از همه برتر است با اندك خشنودى يا خشمى از رأى خود باز مى گردد. و آن كس كه از همه استوار تر است از نيك نگاهى ناراحت شود يا كلمه او را دگرگون سازد.

حكمت 344ضرورت توجه به فنا پذيرى دنيا(اخلاقى، اقتصادى)
و درود خدا بر او ، فرمود: اى مردم از خدا بترسيد، چه بسا آرزومندى كه به آروزى خود نرسيد، و سازندة ساختمانى كه در آن مسكن نكرد، و گردآورنده اى كه زود آنچه ر