 صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آنقدر مشك بر خود ميماليدند كه رنگ مشك از فرق مبارك ايشان ظاهر بود و در حديث صحيح منقول است حضرت رسول مشك دانى داشتند، كه هرگاه وضو ميساختند با دست تر آنرا مى گرفتند، و چون بيرون ميآمدند از بوى خوش ميدانستند، كه آنحضرت ميآيند.
در حديث ديگر منقول است كه جناب امام رضا حقه بيرون آوردند، از آبنوس و در آن خانه ها بود كه در هر خانه بوى خوشى بود ويكى از آنها مشك بود.
درحديث صحيح منقول است كه على بن جعفر از حضرت امام موسى سؤ ال كرد كه آيا مشك را در روغنى كه برخود ميمالند، داخل ميتوان كرد فرمود كه من ميكنم و باكى نيست .
در روايت ديگر منقول است كه باكى نيست كه مشك داخل طعام كنند.
در روايت ديگر وارد شده است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم خود را بمشك و عنبر خوشبو ميكردند.
احاديث در مدح خلوق وارد شده است وآن بوى خوشى بوده است كه از چندين چيز بعمل ميآورده اند يك جزوش زعفران بوده است ، و در بعضى اخبار وارد شده است ، مداومت بر آن نكنند.
در روايت ديگر وارد شده است كه شب تا صباح بر بدن نگذارند. و دور نيست كه اين نهى ها بر آن باشد كه رنگش در بدن بسيار نماند.
1328 - حضور در مصلا پيش از شروع خطبه ها
قال رسول الله -صلى الله عليه وآله -
ان الملائكة على ابواب المسجد يكتبون الناس على منازلهم جاء فلان من ساعة كذا و كذا و جاء فلان من ساعة كذا و كذا، جاء فلان و الامام يخطب ، جاء فلان فادرك الصلوة ، و لم يدرك الخطبة 
فرشتگان (در روز جمعه ) بر درهاى مساجد قرار گيرند، و اسامى مردم را حسب زمان حضورشان ثبت مى نمايند و بنويسند كه فلان نمازگزار ساعت چند فلانى ساعت چند و فلانى چه ساعتى وارد شد كه امام جمعه در حال خواندن بود، وفلان فرد آمد و نماز جمعه را درك كرد و به خطبه نرسيد. (كنزالعمال ، حديث ، 21178).
 1329 - دو خطبه به جاى دو ركعت 
قال الصادق - عليه السلام -
انما جعلت الخطبة عوضا عن الركعتين اسقطتا من صلوة الظهر فهى كالصلوة لايحل فيها الا ما يحل فى الصلوة 
خطبه هاى (نماز جمعه ) را به جاى دو ركعتى كه از نماز ظهر برداشته شده ، قرار داده اند، پس آنها نيز همچون نمازند و جايز نيست در آنها، مگر آنكه در نماز جايز شمرده شده است . (مستدرك الوسائل ، ج 6، ص 15).
 1330 - امام جمعه و خطبه
قال الصادق - عليه السلام -
يبداء بالخطبة يوم الجمعة قبل الصلوة 
روز جمعه قبل از نماز جمعه خطبه ايراد مى گردد.(مستدرك الوسائل ، ج 6، ص 23).
 1331 - رعايت ادب در خطبه ها
عن عدى بن حاتم :
ان خطيبا خطب عندالنبى -صلى الله عليه وآله - فقال : من يطع الله و رسوله و من يعصهما فقال : قم و اذهب بئس الخطيب انت 
شخصى نزد پيامبر -صلى الله عليه وآله - خطبه اى خواند و گفت : چه كسى اطاعت خدا ورسولش را مى كند و هركسى كه نافرمانى آن دو را مى نمايد؟)) حضرت فرمود: بلند شو برو !كه بد خطيبى هستى (سنن ابى داود، ج 1، حديث 69/1099)
 1332 - خطبه هاى كوتاه
قال رسول الله -صلى الله عليه وآله -
ان قصر الخطبة و طول الصلوة مئنة عن فقه الرجل ، فاطيلوا الصلوة ، و اقصروا الخطبة و ان من البيان ، سحرا و انه سياءتى بعدكم اقوام يطيلون الخطب و يقصرون الصلوة 
به درستى كه كوتاهى خطبه و طولانى ساختن نماز نشانه فقاهت امام جمعه است ، پس نماز را طولانى و خطبه را كوتاه كنيد كه بعضى از سخنها دلربا است پس از شما مردمى بيايند كه خطبه ها را طولانى و نماز را كوتاه برگزار نمايند. (كنزالعمال ج 7، ص 748 ح 21223)
 1333 - امام جمعه و سلام
عن على - عليه السلام -
انه كان اذا صعد المنبر سلم على الناس 
على (ع ) هرگاه بر منبر مى نشست ، به مردم سلام مى كرد. (بحارالانوار، ج 89، ص 257).
 1334 - آداب ورود به نماز جمعه
قال على - عليه السلام -
لا باءس بان يتخطى الرجل يوم الجمعة الى مجلسه حيث كان فاذا خرج الامام فلا يتخطان احد رقاب الناس وليجلس حيث يتيسر الا من جلس على الابواب و منع الناس ان يمضوا الى السعة فلا حرمة ان يتخطاه 
مانعى ندارد كه نمازگزار روز جمعه به جاى سمت خود در نماز گام بردارد، ولى وقتى امام براى خطبه خواندن آماده شد، كسى نبايد بر سر و گردن مردم راه برود بلكه بايد هر كجا كه ممكن بود بنشيند مگر كسى كه در كنار درهاى ورودى نشسته باشد و وجود او در آنجا مانع ورود ديگران به قسمتهاى خالى باشد كه در اين صورت اگر لگدمال شود حرمتى ندارد. (وسائل الشيعه ، ج 5، ص 94).
 1335 - نظافت براى نماز جمعه
قال الصادق - عليه السلام -
ليتزين احدكم يوم الجمعة يغتسل و يتطيب و يسرح لحيته و يلبس انظف ثيابه وليتهياء للجمعة وليكن عليه فى ذلك اليوم السكينة و الوقار 
بايد هر يك از شما در روز جمعه خود را بيارايد (رعايت چهار نوع نظافت :)
1 - غسل كند.
2 - عطر بزند
3 - ريش و موهاى خود را شانه كند.
4 - پاكيزه ترين جامه هايش را بپوشد و براى نماز جمعه آماده شود، البته بايد آرامش و وقار در رفتار او نمايان باشد. (فروع كافى ، ج 3، ص 417).
 1336 - شيوه پيامبر (ص )
قال عن جابربن سمرة :
كان رسول الله -صلى الله عليه وآله - لايطيل الموعظة يوم الجمعة انما هن كلمات يسيرات 
شيوه پيامبر خدا (ص ) چنين بود كه روز جمعه موعظه را طولانى نمى كرد، بلكه مواعظ او كلماتى اندك بودند. (مستدرك الوسائل ، ج 6، ص 633).
 1337 - سوره مؤ منون و منافقون در نماز جمعه
عن النبى -صلى الله عليه وآله - قال :
يقرء فى الجمعة فى الركعة الاولى بسورة الجمعة ليحرض بهاالمؤ منين و فى الثانية بسورة المنافقين ليفرع بها المنافقون 
از پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله - نقل شده كه فرمود: درركعت اول نماز جمعه سوره جمعه خوانده شود تا به آن مؤ منين را راغب كند و در ركعت دوم سوره منافقين خوانده شود تا به وسيله ان منافقين را بترساند. (بحارالانوار، ج 89، ص 221).
 1338 - برگرفتن زينت در روز جمعه
عن الصادق - عليه السلام - فى قوله - عزوجل - خذوا زينتكم عند كل مسجد قال : فى العيدين و الجمعة 
از امام صادق (ع ) در تفسير سخن خداوند عزوجل : ((زينت خود را نزد هر پرستشگاه برگيريد))نقل شده است كه حضرت فرمود: در عيد قربان و فطر و جمعه . (وسائل الشيعه ، ج 5، ص 78).
 1339 - دعاى پس از نماز جمعه
قال الصادق - عليه السلام -
من قراء يوم الجمعة بعد فراغه من صلوة الجمعة و قبل ان يثنى رجليه سورة الاخلاص سبع مرات و فاتحة الكتاب مرة ، و قل اعوذ برب الناس سبع مرات ، لم ينزل به بلية و لم تصبه فتنة الى يوم الجمعة الاخرى فان قال : اللهم اجعلنى من اهل اجلنة التى حشوها بركة و عمارها الملائكة مع نبينا محمد -صلى الله عليه وآله - و ابينا ابراهيم جمع الله - عزوجل - بينه و بين محمد و ابراهيم - صلوات الله عليهما و الهما - فى دار السلام - صلى الله على محمد و ابراهيم و على الهما الطاهرين 
هر كس روز جمعه پس از فراغت از نماز جمعه وقبل از آنكه پايش را جمع كند هفت بار سوره اخلاص و يك بار سوره حمد و هفت سوره ناس را بخواند، تا جمعه آينده بر او گرفتارى و آسيبى نمى رسد. و اگر بگويد: خدايا مرا از اهل بهشت قرار بده ، بهشتى سرشار از بركت كه فرشتگان آباد كننده آنند، همراه پيامبرمان محمد (ص ) و پدرمان ابراهيم (ع )