و آخر بجدائى ميكشد. يا على ايستاده با زن خود جماع مكن آن فعل خران است و اگر فرزندى بهم رسد مانند خران بر رختخواب بول ميكند.
يا على در شب عيد فطر جماع مكن كه اگر فرزندى بوجود آيد شر بسيار از او بظهور آيد. يا على در شب عيد قربان جماع مكن كه اگر فرزندى بهم رسد شش انگشت يا چهار انگشت در دست داشته باشد. يا على در زير درخت ميوه دار جماع مكن كه اگر فرزندى بهم رسد جلاد و كشنده مردم باشد يا رئيس و سركرده ظلم باشد.
يا على در برابر آفتاب جماع مكن مگر آنكه پرده بياويزى كه اگر فرزندى بوجود آيد هميشه در بدحالى و پريشانى باشد تا بميرد. يا على در ميان اذان و اقامه جماع مكن كه اگر فرزندى بوجود آيد جرى باشد در خون ريختن . يا على چون زنت حامله شود با او جماع مكن بى وضو كه اگر چنين كنى فرزندى كه بهم رسد كوردل و بخيل باشد. يا على در شب نيمه شعبان جماع مكن كه اگر فرزندى حاصل شود شوم باشد و در رويش نشان سياهى باشد. يا على در روز آخر ماه شعبان جماع مكن كه اگر فرزندى بهم رسد عشار و ياور ظالمان باشد و هلاك بسيارى از مردم بر دست او بود. يا على بر پشت بام جماع مكن كه اگر فرزندى بهم رسد منافق و ريا كننده و صاحب بدعت باشد. يا على چون بسفرى بروى در آنشب كه ميروى جماع مكن كه اگر فرزندى بوجود آيد مالش را بنا حق صرف كند و اسراف كنندگان برادر شياطين اند و اگر بسفرى روى كه سه روزه راه باشد جماع مكن كه اگر فرزندى بهم رسد ياور ظالمان باشد. يا على در شب دوشنبه جماع بكن كه اگر فرزندى بهم رسد حافظ قرآن و راضى بقسمت خدا باشد.
يا على اگر جماع كنى در شب سه شنبه و فرزندى بهم رسد بعد از سعادت اسلام او را روزى شود و دهانش خوشبو ودلش رحيم و دستش ‍ جوانمرد و زبانش از غيبت و بهتان پاك باشد. يا على اگر جماع كنى در شب پنجشنبه و فرزندى بهم رسد حاكمى از حكام شريعت يا عالمى از علماء باشد و اگر در روز پنجشنبه وقتى كه آفتاب در ميان آسمان باشد نزديكى كنى با زن خود و فرزندى بهم رسد شيطان نزديك او نشود تا پير شود و خدا او را روزى ميكند سلامتى در نيا و دين . يا على اگر جماع كنى در شب جمعه و فرزندى بهم رسد خطيب و سخنگو باشد و اگر در روز جمعه بعد از عصر جماع كنى و فرزندى بهم رسد از دانايان مشهور باشد و اگر جماع كنى در شب جمعه بعداز نماز خفتن اميد هست آن فرزند از ابدال باشد. يا على در ساعت اول شب جماع مكن كه اگر فرزندى بهم رسد ايمن نيستى كه ساحر باشد و دنيا را بر آخرت اختيار نمايد. يا على اين وصيت را از من بياموز چنانچه از جبرئيل آموختم .
در حديث معتبر منقول است كه در روز عقد فاطمه صلوات اللّه عليها حقتعالى امر فرمود سدرة المنتهى را كه آنچه دارى فرو ريز براى نثار حضرت فاطمه پس آنچه داشت از مرواريد و مرجان و جواهر براهل بهشت نثار كرد پس حوران نثار را بردند و تا روز قيامت مفاخرت ميكنند و بهديه بيكديگر ميفرستند و ميگويند كه اين نثار حضرت فاطمه است و در شب زفاف استر اشهب حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را آوردند و قطيفه بر روى آن انداختند و حضرت فرمود كه اى فاطمه سوار شو و سلمان لجام استر را ميكشيد وحضرت رسول از عقب روان شد ودر اثناى راه صداى ملائكه بگوش مبارك حضرت رسيد جبرئيل با هزار ملك و ميكائيل با هزار ملك فرود آمدند و گفتند كه حقتعالى ما را بجهة زفاف حضرت فاطمه فرستاده است پس جبرئيل و ميكائيل اللّه اكبر ميگفتند و ملائكه با ايشان موافقت مى نمودند و باين سبب سنت شد كه در شب زفاف اللّه اكبر بگويند.
در روايت ديگر منقول است كه شخصى بحضرت صادق عليه السلام عرض كرد كه ما طعامها بعمل مى آوريم و بسيار پاكيزه و خوشبو ميكنيم وبوى طعام عروسى از هيچ طعامى نميآيد فرمود زيرا كه برطعام عروسى نسيم بهشت ميوزد چون طعامى است كه براى حلال مهيا ميشود.
در احاديث معتبره وارد شده است كه سنتست عروسى در شب واقع شود و طعام در چاشت پخته شود و در بعضى از اخبار وارد شده است كه نثار عروسى را ميتوان برداشت اما چون غارت ميكنند و ازيكديگر مى ربايند كراهت دارد و علما گفته اند وقتى جايز است برداشتن كه بقرائن معلوم باشد كه صاحبانش راضى اند كه مردم بردارند.
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه هر گاه شما را بعروسى بطلبند دير برويد زيرا كه دنيا را بياد شما ميآورد وچون شما را بجنازه بخوانند زودتر برويد چون آخرت را بياد شما مى آورد.
در حديث ديگر منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نهى فرمود از جماع كردن در زير آسمان و بر سر راه كه مردم تردد كنند و فرمود كه هر كه در ميان راه جماع كند خدا و ملائكه و مردم او را لعنت كنند.
حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه بياموزيد از كلاغ سه خصلت را:جماع كردن پنهان و بامداد بطلب روزى رفتن و بسيار حذر كردن .
حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود كه هر گاه كسى خواهد با زن خود نزديكى كند تعجيل نكند كه زنان راكارها ميباشد پيش از جماع و هر گاه كسى زنى ببيند و خوشش آيد پس برود با اهل خود جماع كند كه آنچه با اين هست با آن هم هست و شيطان را بر دل خود راه ندهد و اگر زنى نداشته باشد دو ركعت نماز بكند و حمد خدا را بسيار بگويد وصلوات بر محمدوآل محمد بفرستد پس از فضل خدا زنى سئوال كند كه البته باو عطا ميفرمايد آنچه او را حرام بى نياز گرداند.
در حديث معتبر از حضرت رسول منقول است كه چون مرد وزن جماع كنند عريان نشوند مانند دو خر زيرا كه اگر چنين كنند ملائكه از ايشان دور ميشوند.
در حديث معتبر ديگر از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه جايز نيست جماع كردن با دختر پيش از آنكه نه سال تمام شود پس اگر بكند وعيبى رسد بآن زن ضامن است .
در حديث معتبر ديگر منقول است كه مكروه است جماع كردن ميان طلوع صبح تا طلوع آفتاب و از وقت فرو رفتن آفتاب تا بر طرف شدن سرخى طرف مغرب و در آن روزى كه در آن روز آفتاب بگيرد و در شبيكه در آنشب ماه بگيرد و در شب يا روزيكه درآن باد سياه يا باد سرخ يا باد زرد حادث شود واللّه اگر جماع كند در اين اوقات پس او را فرزندى بهم رسد نبيند در آن فرزند چيزى را كه دوست دارد زيرا كه آيات غضب الهى را سهل شمرده . در فقه الرضا مسطور است كه چون بعد از غسل دادن ميت پيش از آنكه غسل كنى خواهى كه جماع كنى وضو بساز بعد از آن جماع بكن .
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه هرگاه كسى را دردى در بدن بهم رسد يا حرارت بر مزاجش غالب شود پس با زن خود جماع كند تا ساكن شود.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هر كه درحالت خضاب با زن خود جماع كند فرزنديكه بهم رسد مخنث باشد.
حضرت امام محمدباقر عليه السلام فرمود كه زن آزاد را در برابر زن آزاد ديگر جماع مكن اما كنيز را در برابر كنيز ديگر جماع كردن باكى نيست .
در حديث صحيح از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه حضرت صادق عليه السلام هرگاه بعد از جماع و پيش از غسل اراده جماع ميكردند وضو مى ساختند.
در روايت ديگر منقول است كه اگر كسى انگشترى با او باشد كه برآن نام خد