</a></body></html>170 - ركوع با ركوع كنندگان
واقيمواالصلوة و اتواالزكوة و اركعوا مع الراكعين 
نماز را برپاى داريد و زكات بدهيد و ركوع كنيد با ركوع كنندگان . (سوره بقره آيه 43).
 171 - ركوع ياران محمد (ص )
محمد رسول الله والذين معه اشداء على الكفار رحماء بينهم تريهم ركعا سجدا يبتغون فضلا من الله و رضوانا سيماهم فى وجوههم من اثر السجود .
محمد فرستاده خدا است و كسانى كه با او هستند در برابر كفار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند پيوسته آنها رادر حال ركوع و سجود مى بينى آنها همواره فضل خدا و رضاى او را مى طلبند، نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است . (سوره فتح ، آيه 29).
 172 - ركوع مايه رستگارى و نجات 
ياايهاالذين امنوا اركعوا و اسجدوا و اعبدوا و افعلوا الخير لعلكم تفلحون ال هل
 173 - ركوع ، راهى براى توبه
فاستغفر ربه و خر راكعا واناب 
از اين رو، از پروردگار خويش طلب آمرزش نمود بر او پرستش كننده در افتاد و توبه كرد. (سوره ص ، آيه 24).
 174 - ركوع حضرت مريم (س )
يامريم اقتنى لربك و اسجدى و اركعى مع الراكعين 
اى مريم ! فرمانبدار خدا باش ، و سجده براى حضرت حق به جاى آور و با اهل ركوع و عبادت به ركوع و بندگى براى پروردگارت برخيز. (سوره آل عمران ، آيه 43).
 175 - لجاجت كافران در ركوع
واذا قيل لهم اركعوا لايركعون 
و هنگامى كه به آنها (كافران ) گفته شود: ركوع كنيد! ركوع نمى كنند. (سوره مرسلات آيه 48).
 176 - ذكر ركوع
فسبح باسم ربك العظيم 
پس به نام پروردگار بزرگت تسبيح كن . (سوره واقعه ، آيه 74).
 177 - ذكر سجده
سبح اسم ربك الاعلى 
نام پروردگار بلند مرتبه ات را تسبيح كن . (سوره اعلى آيه 1).فصل دوازهم : در آداب گل بوئيدن 
در حديث صحيح از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام و در حديث معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه هر گاه گلى بشما بدهند، ببوئيد و برديده هاى خود بگذاريد، كه آن از بهشت آمده است .
در حديث معتبر، از مالك جهنى ، روايت كرده است كه گلى بحضرت امام جعفر صادق عليه السلام دادم ، گرفتند و بوئيدند وبر هر دو ديده گذاشتند، پس فرمودند كه هر كه گلى را بگيرد وببويد و بر ديده هاى بگذارد و بگويد اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ هنوز بر زمين نگذاشته باشد، كه گناهانش آمرزيده شود.
از حضرت امام على نقى عليه السلام منقول است كه هر كه گلى را ببويد و برديده ها گذاشته ، صلوات بر محمد و ائمه عليهم السلام بفرستد، حق تعالى براى او از حسنات بقدريكه بيابان عالج كه در مابين مكه و شام و عراق كشيده شده است ، بنويسد و از گناهاى او، بعدد ديگ بيابان محو نمايد.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1381.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:1382.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:1383.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:1384.txt">قسمت چهارم</a><a class="text" href="w:text:1385.txt">قسمت پنجم</a><a class="text" href="w:text:1386.txt">قسمت ششم</a><a class="text" href="w:text:1387.txt">قسمت هفتم</a><a class="text" href="w:text:1388.txt">قسمت هشتم</a></body></html>1785 - ركوع كامل
قال الباقر - عليه السلام -
من اتم ركوعه لم يدخله وحشة القبر 
هركس كه ركوعش تمام وكامل باشد، دچار وحشت قبر نمى شود. (مواعظ العدديه ، ص 243).
 1786 - تاءثير ركوع حقيقى
قال الصادق - عليه السلام -
لايركع عبدالله ركوعا على الحقيقة ، الازنية الله تعالى بنور بهائه و اظله فى ضلال كبريائه و كساه كسوة اصفيائه 
هيچ بنده اى براى خدا به حقيقت ركوع نكند مگر آن خداوند تعالى او را به نورجمال خود بيارايد و در سايه كبريايى اش جاى دهد و جامه برگزيدگانش بپوشاند. (مصباح الشريعه ، ص ‍ 14).
 1787 - اسرار به ركوع گفتن
قال العسكرى - عليه السلام - فى تفسيره
فاذا ركع قال الله تعالى لملائكته : يا ملائكتى ! اما ترون كيف تواضع لجلال عظمتى ؟ اشهدكم لاعظمته فى دار كبريايى و جلالى 
پس هنگامى كه (نمازگزار) به ركوع رفت ، خداوند - تبارك و تعالى - خطاب به ملائكه مى كند و مى گويد: ((اى ملائكه من ! آيا نمى بيند (بنده نمازگزار) چگونه براى بزرگى و عظمت من تواضع مى كند؟ شما را گواه مى گيرم ، كه هرآينه او را در دار كبريايى و جلال خودم بزرگ سازم . (بحارالانوار، ج 82، ص 221).
 1788 - اسرار سر از ركوع برداشتن
قال العسكرى - عليه السلام - فى تفسيره :
فاذا رفع راءسه من الركوع قال الله - تبارك و تعالى - لملائكته : اما ترون يا ملائكتى كيف يقول : ارتفع عن اعدائك لما اتواضع لاوليائك و انتصب لخدمتك اشهدكم يا ملائكتى ! لاجعلن ، جميل العاقبة له و لاصبرنه الى جنانى ؛ 
پس هنگامى كه (نمازگزار) سرش را از ركوع بلند كرد، خداوند خطاب به ملائكه خود مى كندو مى گويد: آيا نمى بينيد اى ملائكه من ! چگونه اين بنده ام مى گويد (خدايا) سرم را در مقابل دشمنان تو بلند كردم ، همچنان كه در مقابل دوستان تو تواضع نمودم و خود را براى خدمت تو آماده ساختم ؟ شما را گواه مى گيرم اى ملائكه من ! هرآينه عاقبت زيبا و خويب براى او قرار خواهم داد و بهشت را براى او قرار خواهم داد. (بحارالانوار، ج 82، ص 221).
 1780 - ركوع ناقص 
قال رسول الله -صلى الله عليه وآله -
من لم يتم وضوئه و ركوعه و خشوعه فصلاته خداج يعنى ناقصة غير تامة 
كسى كه وضو و ركوع و خشوعش در نماز كامل نيست ، نمازش ((خداج )) است ، يعنى ناقص است و تمام نيست . (جامع الحديث الشيعه ، ج 4، ص 44).
 1790 - تاءويل ركوع
قال على - عليه السلام -
ثم تاءويل مد عنقك فى الركوع تخطر فى نفسك امنت بك و لو ضربت عنقى ثم تاءويل رفع راءسك من الركوع اذا قلت ، ((سمع الله لمن حمده )) الذى اخرجنى من العدم الى الوجود 
معناى كشيدن گردن در ركوع اين است كه در ايمان به خدا استوارم ، اگر چه گردنم زده شود، و معناى سر برداشتن از ركوع و گفتن ((سمع الله )) اين است كه حمد وثناى ما را مى شنود، آن خدايى كه مرا از نيستى و عدم به وجود آورده است . (ميزان الحكمة ، ج 5، ص 395).
1791 - نحوه قيام بعد از ركوع
عن ابى عبدالله - عليه السلام - قال :
اذا رفعت راءسك من الركوع فاقم صلبك فانه لاصلاة لمن لايقيم صلبه 
چون سر از ركوع بلند كردى ، كمرت را راست كن ، و بايست و زيرا كسى كه بعد از ركوع قيام نكند و از همان ركوع به سجده برود، نمازش باطل است . (اصول وافى ج 8، ص ‍ 703).
 1792 - تاءثير ركوع كامل
قال رسول الله -صلى الله عليه وآله -
خمس صلوات افتر ضهن الله - عزوجل - من احسن وضوء هن و صلاهن لوقتهن و اتم ركوعهن و خشوعهن كان له على الله عهد ان يغفر له ، و من له فليس له على الله عهد، ان شاء فقرله ، وان شاء عذبه 
خداوند پنج نماز رابر مردم واجب گرداند، هرگاه كسى وضوى آنها را در دست به جاى آورد ودر وقت بخواند و ركوع و خشوعشان را كامل كند، خداوند متعال ضامن است كه گناهانش را بيامرزد و كسى كه اين گونه (و در دست ) انجام ندهد، خداوند نسبت به او عهدى ندارد، اگر خواست او را مى آمرزد، واگر بخواهد، او را عذاب مى كند. (كنزالعمال ، ج 7، ص 276، ح 18860).1793 - ذكر بعد از ركوع
روى سعيد القماط عن الفضل قال : قلت لابى عبدالله - عليه السلام -
جعلت فداك علمنى دعاء جامعا، فقال لى : احمدالله ، فانه لايبقى احد يصلى الا دعا 