ره نمل ، آيه 25).
 181 - سجده برخاك 
قل امنوا به او لاتؤ منوا ان الذين اوتوا العلم من قبله اذا يتلى عليهم يخرون للاذقان سجدا 
بگو: چه شما ايمان بياوريد و چه نياوريد، آنها كه پيش از اين علم و دانش به آنان داده شده هنگامى كه (اين ايات ) بر آنها خوانده مى شود به خاك مى افتند و سجده مى كنند. (سوره اسراء، آيه 107).
 182 - سجده همه خلايق
الم تر ان الله يسجد له من فى السموات و من فى الارض و الشمس و القمر و النجوم والجبال والشجر و الدواب و كثير من الناس و كثير حق عليه العذاب 
آيا نديدى كه سجده مى كنند براى خداوند تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند و همچنين خورشيد و ماه و ستارگان وكوهها و درختان وجنبندگان ، وبسيارى از مردم امام بسيارى ابا دارند و فرمان عذاب درباره آنها حتمى است . (سوره حج ، آيه 19).
 183 - مساجد از آن خداست 
ان السماجد لله فلا تدعوا مع الله احدا 
و اين كه مساجد از آن خدا است ، در اين مساجد احدى را با خدا نخوانيد. (سوره جن ، آيه 18).
 184 - سجده فرشتگان
ولله يسجد ما فى السموات و ما فى الارض من دابة و الملائكة و هم لايستكبرون 
(نه تنها سايه ها بلكه ) تمام آنچه در آسمانها و در زمين از جنبندگان وجود دارد و همچنين فرشتگان براى خدا سجده مى كنند و هيچ گونه تكبرى نمى ورزند. (سوره نحل ، آيه 49).
 185 - شاهد اعمال
الذى يريك حين تقوم ، و تقبلك فى الساجدين 
همان كسى كه تو را به هنگامى كه (براى عبادت ) برمى خيزى ، مى بيند و حركت تو را در ميان سجده كنندگان مشاهده مى كند. (سوره شعراء، آيات 219 و 218).
 186 - سجده و پرستش براى خدا
فاسجدوا لله و اعبدوا 
براى خدا سجده كنيد و او را پرستش نماييد. (سوره نجم ، آيه 62).
 187 - سجده و دورى از تكبر
انما يؤ من باياتنا الذين ذكروا بها خروا سجدا و سبحوا بحمدربهم و هم لا يستكبرون 
تنها كسانى به آيات ما ايمان مى آورند كه هروقت اين آيات به آنها يادآورى شود به سجده مى افتد و تسبيح و حمد پروردگارشان را به جاى مى آورند و تكبر نمى كنند. (سوره سجده ، آيه 15).
 188 - سجده خاضعانه مخلوقات 
اولم يروا الى ما خلق الله من شى ء يتفيؤ ا ضلاله عن اليمين و الشمائل سجدا لله و هم داخرون 
آيا آنها مخلوقات خدا را نديدند، كه چگونه سايه هايشان از راست و چپ حركت كردند و با خضوع براى خدا سجده مى كنند. (سوره نحل ، آيه 48).
 189 - سجده پيامبر (ص ) و يارانش 
محمدرسول الله -صلى الله عليه وآله - و الذين معه اشداء على الكفار رحماء بينهم تريهم ركعا سجدا يبتغون فضلا من الله و رضوانا سيماهم فى وجوههم من اثر السجود 
محمد فرستاده خدا است و كسانى كه با او هستند در برابر كفار سر سخت و شديد و در ميان خود مهربانند، پيوسته آنها را در حال ركوع و سجود مى بينى ، آنها همواره فضل خدا ورضاى او را مى طلبند، نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است . (سوره فتح ، ايه 29).
 190 - سجده براى خداوند رحمان
و اذا قيل لهم اسجدوا للرحمن قالو و ما الرحمن انسجد لما تاءمرنا و زادهم نفورا 
و وقتى كه به آن ها گفته شود براى خداوند رحمان سجده كنيد مى گويند رحمان چيست ؟! (ما اصلا رحمان را نمى شناسيم ) ما براى چيزى سجده كنيم كه تو به ما دستور مى دهى (اين سخن را مى گويند) و بر نفرشتان افزوده مى شود! (سوره فرقان ، آيه 60).
 191 - سجده ورستگارى
يا ايهاالذين امنوا اركعوا و اسجدوا و اعبدوا ربكم و افعلوا الخير لعلكم تفلحون 
اى اهل ايمان ! در برابر خدا ركوع و سجود به جاى آريد و حضرتش را در تمامى شئون حيات بنده و فرمانبردار باشيد و هركار خيرى را انجام دهيد تا به رستگاير و فلاح و پيروزى و نجات برسيد. (سوره حج ، آيه 77).
 192 - مخالفت ابليس از سجده بر آدم
واذا قلنا للملائكة اسجدوا لادم فسجدوا الا ابليس ابى و استكبر و كان من الكافرين 
وهنگامى كه به فرشتگان گفتيم براى آدم سجده و خضوع كنيد، همگى سجده كردند جز شيطان ، كه سرباز زدند و تكبر ورزيد، (و به خاطر نافرمانى و تكبر) ازكافران شد. (سروه بقره ، آيه 34).
 193 - اثر سجده
واسجد و اقترب 
سجده نما و به خدا تقرب جوى . (سوره علق ، آيه 19).
 194 - حضرت مريم (س ) و سجده براى خداوند
يا مريم اقتنى لربك و اسجدى و اركعى مع الراكعين 
اى مريم فرمانبردار خدا باش و سجده براى حضرت حق به جاى آر و با اهل ركوع و عبادت به ركوع و بندگى براى پرروردگارت برخيز. (سوره آل عمران ، آيه 43).
 195 - سجده در دل شب 
والذين يبيتون لربهم سجدا و قياما 
كسانى كه شب را براى پروردگارشان در حال سجده و قيام بيتوته مى كنند. (سوره فرقان ، آيه 64).
196 - تسبيح و سجده براى خدا در شب 
و من الليل فاسجد له و سبحه ليلا طويلا 
و در شبانگاه براى او سجده كن ، و مقدارى طولانى از شب او را تسبيح گوى . (سوره دهر، آيه 26).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1392.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:1393.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:1394.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:1395.txt">قسمت چهارم</a><a class="text" href="w:text:1396.txt">قسمت پنجم</a><a class="text" href="w:text:1397.txt">قسمت ششم</a><a class="text" href="w:text:1398.txt">قسمت هفتم</a><a class="text" href="w:text:1399.txt">قسمت هشتم</a><a class="text" href="w:text:1400.txt">قسمت نهم</a><a class="text" href="w:text:1401.txt">قسمت دهم</a><a class="text" href="w:text:1402.txt">قسمت یازدهم </a><a class="text" href="w:text:1403.txt">قسمت دوازدهم</a></body></html>1847 - قال الصادق - عليه السلام -
السجود منتهى العبادة من بنى آدم 
سجده ، نهايت عبادت فرزندان آدم است . (بحارالانوار، ج 85، ص 164).
 1848 - سجده در خلوت 
قال الصادق - عليه السلام -
ان العبد اذا اطال السجود حيث لايراه احد، ثال الشيطان : واويلاه اطاعوا و عصيت و سجدوا و ابيت 
چون بنده اى در جايى كه كسى او را نبيند، سجده خود را طولانى كند، شيطان مى گويد: واى بر من ! زيرا اينان فرمان حق بردند و من عصيان ورزيدم ، و اينها سر بر سجده نهاده و من سرپيچى كردم . (بحارالانوار، ج 85، ص 163).
 1849 - نورانيت به وسيله سجده
قال الصادق - عليه السلام -
وجدت النور فى البكاء و السجدة 
نورانيت (دل و صورت ) را در گريه و سجده (براى خدا)يافتم . (اسرار الصلوة ، ص 429، چاپ بيروت ).
 1850 - تفسير سجود
سئل اميرالمؤ منين - عليه السلام - عن معنى السجود، فقال :
معناه منها خلقتنى يعنى من التراب ، و رفع راءسك من السجود معناه : منها اخرجتنى و السجدة الثانية : و اليها تعيدنى ، ورفع راءسك من السجدة الثانية : و منها تخرجنى تارة اخرى و معنى قوله سبحانه ربى الاعلى فسبحان انفة لله ربى و خالقى ، والاعلى اى علا و ارتفع فى سماواته حتى صار العباد كلهم دونه وقهرهم بعزته و من عنده التدبير و اليه تعرج المعارج 
از اميرالمؤ منين (ع ) معنى و تفسير سجود را پرسيدند، حضرت فرمود: معناى سجود اين است كه خدايا! مرا از خاك آفريدى و چون سر از سجده بردارى ، بدين معنا است كه مرا از بين برانگيختى و چون مجددا سر به سجده نهى ، يعنى اين كه دوباره مرا به زمين باز خواهى گرداند و سر برداشتن از سجده دوم يعن ياين كه مرا مجددا از زمين برمى انگيزى و معناى ((سبحان ربى الاعلى )) چنين است : خداوند خالق و پروردگار من منزه است از صفات ناپسند و او در ملكوت خود علو و رفعت دارد، تاجاي