ى الله على محمد وآله ؛
ابوعبيده گويد: از امام باقر (ع ) شنيدم كه در حال سجده مى گفت : خدايا! به حق حبيبت محمد (ص ) از تو مى خواهم كه بديهايم را به خوبيها تبديل كنى ، و در حساب بر من آسان گيرى و در سجده دوم گفت : به حق محمد (ص ) از تو مى خواهم كه هزينه زندگى دنيا و هرچيزى كه مانع رفتن به بهشت است كفايت كنى ، و در سجده سوم فرمود: به حق حبيبت محمد (ص ) از تو مى خواهم كه گناه بسيار و اندك مرا ببخشى و عمل مرا بپذيرى و در سجده چهارم : به حق حبيبت محمد (ص ) از تو مى خواهم كه مرا به بهشت ببرى و به رحمتت از ساكنانش قرار دهى و از شعله هاى آتش نجاتم دهى و درود خدا بر محمد وآلش . (بحارالانوار، ج 85، ص 131).
 1884 - امام سجاد (ع ) و سجده فراوان
قال الباقر - عليه السلام -
ان ابى على بن الحسين ما ذكر لله - عزوجل - نعمة عليه الا سجد، ولا قراء آية من كتاب الله - عزوجل - فيها السجود الا سجد، ولا دفع الله - عزوجل - عه سوء يخشاه او كيد كائد الا سجد، ولافرغ من صلاة مفروضة الا سجد، و لاوفق لاءصلاح بين اثنين ، الا سجد، و كان اثر السجود فى جميع مواضع سوده فسمى السجاد لذلك 
امام باقر - عليه السلام - فرمود: پدرم هرگاه نعمتى را كه خداوند بر او ارزانى داشته به ياد مى آورد سجده مى كرد و چون آياتى كه فرمان سجده - چه واجب چه مستحب - داشت مى خواند به سجده مى رفت و هرگاه خداوند متعال بلايى را از او دور مى كرد به سجده مى رفت و از هر نماز واجب فراغت مى يافت ، سر به سجده مى گذارد و زمانى كه كدورت ميان دو نفر را از بين مى برد و دوستى ميان آنان برقرار مى كرد سر به سجده مى نهاد، از اين رو اثر سجود بر تمامى مواضع سجود او ديده مى شد و سجاد (زياد سجده كننده ) خوانده شد. (بحارالانوار، ج 46، ص 6).
 1885 - جايگاه سجده بلند نباشد
عن ابى بصير، عن ابى جعفر - عليه السلام - قال :
ساءلته عن الرجل يرفع موضع جبهته فى المسجد، فقال انى احب ان اضع وجهى فى مثل قدمى ، و اكره ان يضعه الرجل (على مرتفع ) 
ابوبصير گويد كه از اما باقر (ع ) پرسيدم : كسى كه در سجده جاى پيشانى اش را بلندتر قرار مى دهد، آيا درست است ؟ فرمود: من دوست دارم كه پيشانى ام را مانند پاهايم (بر زمين ) بگذارم وكراهت دارم كه آن كس (پيشان را) بر جاى بلند بگذارد. (بحارالانوار، ج 85، ص 131).
 1886 - حالت گذاشتن دستها در سجده
قال الصادق - عليه السلام -
اذا تصويت للسجود فقدم يديك الى الارض قبل ركبتيك بشى ء 
هنگامى كه براى سجده خم شدى ، كمى پيش از اين كه زانوهايت به زمين برسد، دستها را بر زمين بگذار. (بحارالانوار، ج 85، ص 138).
 1887 - مشمول شفاعت و همنشين پيامبر (ص )
روى ان رجلا قال لرسول الله -صلى الله عليه وآله -
ادع الله ان يجعلنى من اهل شفاعتك و يرزقنى مرافقتك فى الجنة . قال -صلى الله عليه وآله -: اعنى بكثرة السجود 
مردى به پيامبر (ص ) عرض كرد: يا رسول الله ! از خدا بخواه كه مرا مشمول شفاعت تو قرار دهد و از همنشينان تو در بهشت باشم . (رسول خدا (ص ) فرمود: من از خدا مى خواهم ولى تو هم مرا با زيادى سجده كمك كن . (المحجة البيضاء، ج 1، ص 345).
 1888 - تعبير مساجد الله
((و ان السماجد لله فلاتدعوا مع الله احدا)) قال : المساجد السبعة التى يسجد عليها: الكفان و الركبتان و الابهامان و الجبهة 
((و اين كه مساجد از آن خدا است . (پس هيچ كس را با خدا مخوانيد)) مساجد همان هفت موضعى هستند كه بر آن سجده كنند (يعنى ): كف دستان و دو زانو و دو انگشت ابهام (پا) و پيشانى . (بحارالانوار، ج 85، ص 133).1889 - سجده ناقص 
عن على بن جعفر عن موسى ابن جعفر - عليهماالسلام - قال :
ساءلته عن الرجل يسدج ثم لا يرفع من الارض حتى يسجد الثانية هل يصلح له ذلك ؟ قال : ذلك نقص فى الصلاة 
على بن جعفر گويد: از موسى بن جعفر (ع ) پرسيدم : اگر كسى سجده كند و سر از سجده بردارد، ولى دستها را همچنان تا سجده دوم بر زمين نگاه دارد؟ آيا نمازش درست است ، فرمود: اين كار نقصى در نماز است . (بحارالانوار، ج 85، ص 134).
 1890 - مواضع سجده
قال الباقر - عليه السلام -
السجود على سبعة اعظم : الجبهة والكفين و الركبتين و الابهامين و ترغم باءنفك ، اما المفترض فهذه السبعة و اما الارغام فسنة 
سجده بر هفت موضع است : پيشانى كف دستها، زانوها و دو انگشت ابهام (پا) و بينى را بر زمين مى گذارى ، ليكن واجب همان هفت موضع است و گذاشتن بينى مستحب است . (بحارالانوار، ج 85، ص 134).
 1891 - حقيقت سجده :
قال الصادق - عليه السلام -:
ما خسر و الله من اتى بحقيقة السجود، و لو كان فى العمر مرة واحدة ، و ما افلح من خلا بربه فى مثل ذلك الحال شبيها بمخادع لنفسه غافل لاه عما اعد الله للساجدين من انس ‍ العاجل ، و راحة الاجل ، ولا بعد ابدا عن الله من احسن تقربه فى السجود، ولا قرب اليه ابدا من اساء ادبه و ضيع حرمته بتعليق قلبه بسواه فى حال سجوده ، فاسجد سجود متواضع ذليل علم انه خلق من تراب يطاءه الخلق و انه ركب من نطفة يستقذرها كل احد و كون و لم يكن و قد جعل الله معنى السجود سبب التقرب اليه بالقلب و السر و الروح ، فمن قرب منه بعد من غيره ، الا يرى فى الظاهر انه لايستوى حال السجود الا بالتوارى عن جميع الاشياء و الاحتجاب عن كل ما تراه العيون ، كذلك اراد الله تعالى امر الباطن فمن كان قلبه متعلقا فى صلاته بشى ء دون الله ، فهو قريب من ذلك الشى ء بعيد من حقيقة ما اراد الله منه فى صلاته ، قال الله - عزوجل -: ((ما جعل الله لرجل من قلبين فى جوفه )) و قال رسول الله صلى الله عليه وآله -: قال الله - عزوجل - لا اطلع على قلب عبد فاعلم منه حب الاخلاص لطاعتى لوجهى ، و ابتغاء مرضاتى الا توليت تقويمه و سياسته و من اشتغل فى صلاته بغيرى فهو من المستهزئين بنفسصه و مكتوب اسمه فى ديوان الخاسرين 
به خدا قسم ! كسى كه حقيقت سجود را به جاى آورد، زيان نكند، اگر چه در تمام عمرش تنها يك بار چنى كند و رستگار نشود كسى كه در چنين حالتى مانند كسى كه خود را فريب مى دهد با خدايش خلوت كند و از آنچه كه براى ساجدان آماده كرده غافل باشد (يعنى ) انسى دنيوى و آسايشى اخروى و آنكس كه به واسطه تعلق قلب خويش به جز خدا در شخص ‍ حال سجود ادبش را نگاه ندارد و حرمتش را ضايع كند او را قربى نباشد پس چون شخص متواضع و ذليلى سجده كن كه مى داند او را از خاكى كه مردمان بر آن پاى مى نهند بيافريده اند و او در نطفه اى بوده كه همه از بويش متنفرند و قبلا نبوده و بعدا موجود شده است و خداوند حقيقت سجود را وسيله اى قرار داد تا انسان به قلب و باطن و روحش بدو تقرب جويد پس هر كسى كه بدو نزديك شود، از غير او دور گردد آيا نمى بينى كه ظاهر سجده درست نيايد جز با مخفى شدن از جميع اشياء و مستور گشتن از هرآنچه چشمها مى بينند؛ همين طور خداوند نيز امر باطن را خواهان است پس كسى كه قلبش در نماز به چيزى جز خداوند تعلق يابد، از آنچه كه خدا در نماز از او خواسته دور و به آن چيز كه بدان تعلق يافته نزديك است خداوند - عزوجل - مى فرمايد: ((خداوند در سينه كسى دو قلب ننهاده است )) و پيامبر خدا (ص ) فرمود: خداوند مى فرمايد: ((قلب هيچ بنده اى را نبينم كه در آن حب اخلاص ‍ براى عبادتم