وند بود، خداند آن مردم را به خودشان واگذاشت و به اختیار خودشان و به نظرات و اندیشه های خودشان رها نموده و در نتیجه آنان به سرگردانی و گمراهی عمیق دچارشدند و خود و دیگران را نابود و تباه ساختند و پیش خویشتن نیز چنان اند که خدای عز و جل فرمود: ای پیغمبر بگو آیا (می خواهید) شما را از زیانکارترین افراد آگاه کنم؟ آنان کسانی هستند که در زندگی دنیا راهشان گم شده و خود می پندارند که کار نیک می کنند.
تا جائی که گوئی مردم به کلی سخن خداوند را در کتابش نشنیده  اند که حاکی ازگفتار ستمکاران این امت در روز قیامت است به هنگام پیشمانی از  رفتارشان نسبت به خاندان پیامبر خودو کتاب پروردگار خویش آنجا که می فرماید روزی که ستمکار دستهایخود را به دندان می گزد و می گویدای کاش با پیامبر راه اطاعت می پیمودم و ای وای بر من کاش فلانیرا دوست و یار خود نمی گرفتن پس  منظور از رسول چه کسی جز محمد صلی الله علیه و آله است؟ و این فلانی که نام نکوهیده اش به کنایه برده شد و دوستی و مصاحبت و رفاقت در همگانی با او ستمکاریی که از آن یاد شده چه کسی است؟ سپس گوید: همانا او مرا از ذکر گمراه کرد بعد از آ نکه آن بر من عرضه شد یعنی پس از درآ مدن به اسلامی و اقرار بدان واین ذکر که دوستش او را پس از برخوردار بودن از آن نسبت بدان گمراه کرده کدام است؟ آیا آن ذکر عبارت از قرآن وعترت نیست که خدای تعالی رسول خود را ذکر نامدیه و فرموده: به تحقیق خداوند به سوی شما ذکر که آن رسول است فروفرستاده و باز فرموده: ارگ نمی دانید از اهل ذکر بپرسید
در اینجا ذکر چه کسی جر رسول خدا صلی الله علیه و آله است و اهل ذکر به این ترتیب چه کسانی جز اهل بیت پیامبر که جایگاه علمند می تواند داشته با شد؟سپس خدای عز و جل می فرماید: شیطان برای آ دمی همواره خذلان آور است پس همصحبتی دوستش را همصحبتی با شیطان قلمداد کرد همان دوستی که او را در دنیا از ذکر گمراه کرد و روز قیامت خوار گردانیدو دوستیش او را سوی نخواهد داشت و رفاقتش آنگاه که هر یک از دیگری دوری می جوید رفاقت شیطلان است سپس  خدای عز وجل به حکایت از آنجه پیامبر صلی الله  علیه وآله در روز قیامت می گوید:می فرماید: رسول گوید پروردگارا قوممن این قرآن مهجور داشتند یعنی این قرآنی را که تو به آنان دستور دادی که به آن و به اهل بیت من چنگ زنند و از گرد آن دو پراکنده نشوند مهجور داشتند.
 آیا تمام این خطاب و این همه سرزش برای آن مردمینیست که قرآن از زبان پیامبر بر آنان و بر دیگر مردم نازل شده و آنان از بین این امت ستمکاران بر خاندان پیامبر خویشند،و رها کنندگان کتاب خدایند آن کسانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز قیامت بر آنان گواهی خواهد داد که گفته او را درباره تمسک به قرآن و خاندانرسلو ندیده گرفتند و آن دو را کنار گذاشتند و از خواهشهای نفسشان پیروی کردند و امر و نهی و رنگ و بوی گذرا وناپایدار دنیا را بر دین خود ترجیح دادند به خاطر اینکه نسبت به محمد صلی الله علیه و آله و آنچه آورده بودناباور بودندو به ا هل بیت پیغمبرشان به سبب آن برتری که خداوند نسبت به ایشان آنان را عطا فرموده بود رشک می بردند مگر از پیغمبر محمد صلی الله علیه و آله همان چیزی که اصحاب حدیث نز منکر آن نیستند روایت نشده؟ و آنچه با همین آیات که خدا فروفرستاده موافق است که آن حضرت فرمود: گروهی از یاران من در روز قیامت از سمت راست به سوی چپ  کشیده می شوند پس صدای من بلند می شود: پروردگارا یاران عزیزم. یاران عزیزم- و به روایتی دیگر: اصحابم ، اصحابم پس ندا می رسد: ای محمد تو نمی دانی آنان پس از تو چه ها پدید آوردند و من می گویم : از من به د ور باشند مرگ باد بر آنان، مرگ باد برآنان، فرمایش خدای عز و جل این مضمون را مورد تصدیق و گواهی قرار می دهدکه می فرماید: نیست محمد جز پیامبری که قبل از او نیز پیامبرانی آمده و رفته اند پس اگر مرگف او را دریابد و یا کشته شود آیا به گمراهی بازپس خواهید گشت؟ و آنکه به عقب بازمی گرداند خدا را زیانی نمی رساند[و خداوند به زودی پاداش نیک به سپاسگذاران می دهد] و این فرمایش خداوند خود بهترین دلیل است بر این که گروهی پس از درگذشت پیامبر محمد صلی الله علیه و آله
به قهقرا بر خواهند گشت و آنان همان کسانی هستند که با دستور خدای تعالی و رسولش مخالفت می ورزند و گرفتاران حادثه زده ای هستند که خداوند درباره ایشان گوید: آنان که از دستور خدا سرپیچی می کنند پس باید بترسند که بدبختی به آنان خواهد رسد یا غذاب دردناکی ایشان را درخواهد یافت خداوند عذاب و رسوائی آنان را چندین برابر کند و دور نمود از رحمت خویش و هلاک ساخت آن کس را که نسبت به آل محمد محمد صلی الله علیه و آله
ستم روا دشات و قطع کرد آنچه را که خداوند به پیوستن آن ا مر فرموده بود درباره ایشان و به اعتقاد بر آن فرمان داده بود از دوستی ایشان ودستور به پیروی از ایشان را داده بود نه دیگران آنجا که می فرماید: ای پیامبر بگو من از شما مزدی جز دوستی با نزدیکانم نمی خواهم و باز می فرماید: آیا آن کس که به سوی حق فرا می خواند سزاوارتر است مورد پیروی قرار گیرد یا کسی که خود راه را نمی یابد مگر اینکه هدایت شود؟ شما را چه شده چگونه قضاوت می کنید؟
و در میان امتی که شرم دارم و اهل بهتان نیست و از دروغ و نادرستی کناره می گیرد و دشمنی نمی ورزد. اختلافی در این نیست که وصی رسول خدا محمد صلی الله علیه و آله امیرالمومنین در هر کار پیچیده و مشکلی اصحاب را راهنمائی می کرد و آنان او را به سوی حق رهبری نمی کردند بلکه تنها او بود که  ایشان را هدایت می کرد نه کس دیگر و همواره به وجود او نیازمند بود و اواز همه آنان بی نیاز جمله دانش را او (به  ایشان) می آموخت، و آنان چیزی به او یاد نمی دادند، با این حال با فاطمه علیهما السلام، دختیر پیامبر چنان کردند که او را واداشت به اینکه( وصیت کند) شبانه دفن شود و جز کسانی که خود نام برد دیگر هیچ کس از امت پدرش براو نماز نخواند.
اگر در اسلام هیچ مصیبتی رخ نمی داد و هیچ کار زشت بلکه ننگینی بر دامن مسلمانان نبود و هیچ حجتی برای مخالف دین اسلام باقی نمی ماند جز آنچه به فاطمه علیهما السلام رسید تا جائی که نسبت به امت پدرش خشمگینانه درگذشت و او را برآن داشت تا وصیت هیچ یک از آنان بر او نماز نخواند، همین مصیبت برای بی خبران وناآگاهان صرفنظر از سائر مصائب ، به تنهائی بسیار بزرگ و حشتناک و تکان دهنده بود مگر برای کسی که خداوند دل او را مهر کرده و او را کور دل ساخته، که چنین کسی آن را زشت نمی شمارد و کار بزرگی نمی داند و به نظرش چیز مهمی نمی آید، بلکه آزار کننده فاطمه علیهم السلام را به چنین حالت به پاکی می ستاید و او را بر فاطمه علیهم السلام و همسرش و فرزندش برتری می دهد و مقامش را بزرگتر از  آنان می پندارد و به نظرش آنچمه با  فاطمه علیهم السلام رفتار شده به حق بوده و این را ازمحاسن آن شخص می شمارد و بر این است که مرتکب این کار به خاطر آن رفتارش برترین افراد امت پ