س از رسول خدا صلی الله علیه و آله است،خدای عز وجل فرموده است: چشمهای ظاهر کور نیست بلکه قلبها و دلها که در سینه هاست کور است (کوری این نیست که چشمها نبیند بلکه نابینائی دلهائی است که در سینه ها است) این کوردلی پیوسته بر دشمنان آل محمد محمد صلی الله علیه و آله و جفاکاران در حق ایشان و طرفداران آنان تا قیامت همچنان دوام دارد تا آن روز که خدای عز و جل فرموده: تو از این کار بی خبر بودی، ما پرده از پیش چشم تو برداشتیم پس دیدگان تو امروز تیزبین است و روزی که پوزش خواستن ظالمان سودی به آنان نمی رساند، بر ایشان لعنت و برای آنها منزلگاه بدی مقرر خواهد بود.
پس از این شگفت انگیزتر ادعای این کران و کوران است که: در قرآن دانش همه چه چیز از فرائض کوچک و بزرگ و احکام و سنن دقیق و گران موجود نیست،و آنان چون در قرآن نتوانستند ان را بیابند نیازمند به قیاس و اجتهاد در رأی وعمل شدند و بر اساس آن دو حکم کردند، و نسبت ناصواب دروغ و نادرست به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله روا داشتند که او خود اجتهاد را برای ایشان تجویز فرموده ا ستف و در آنچه خودشان مدعی آن هستند بنابه فرمایشی که آن حضرت به معاذبن جبل فرمود آنان را آزاد گذاشته و اجازه داده است و حال آنکه خدا می فرماید ما قرآن را برتو فروفرستادیم به صورتیکه روشنگر همه چیز باشد و باز می فرماید: ما چیزی را در قرآن فروگزار نکرده ایم و نیز می فرماید: و همه چیز را در پیشوا ومقتدایی روشنگر برشمردیم و باز می فرماید ما همه چیز را در پیشوا و مقتدائی روشنگر برشمردیم و نیز می فرماید و همه چیز را در پیشوا و مقتدائی روشنگر برشمردیم و باز می فرماید: ما همه چیز را در کتاب برشمردیم. همچنین می فرماید: ای پیامبر بگو من جز آنچهرا که به من وحی می شود پیروی نمی کنم و بالاخره می فرماید در میان آنان به آنچه خداوند فروفرستاده حکم کن. پس کسی که انکار کند و برآن باشد که چیزی از امور دنیا و آخرت واحکام دین و واجبات و مستحبات و هرآنچه که اهل شریعت بدان نیازدارنددر قرآن یافت نمی شود،آن قرآنی که خدای تعالی فرموده: بیانگر همه چیز است پس او رد کننده  سخن خداوند است و نسبت دروغ به خداداده وکتاب خدا را تصدیق نکرده است.
و به جان خودم آنچه نشان از خود و از پیشوایان خود که از آنان پیروی می کنند می گوینددرمورد اینکه در قرآن آن را نمی یابند، راست گفته اند، زیرا آنان اهلیت و شایستگی آن را ندارند و از آن جمله نیستند که دانش قرآن دارند و خدا و رسولش بهره ای از آن به ایشان نداده اند بلکه تمامی علم دین خدا به خاندان پیامبر محمد صلی الله علیه و آله اختصاص داده شده؛ به کسانی که خدا دانش قرآن را به آنان عطا فرموده ، و راهنمائی به سوی ایشان کرده، همان کسانی که خداوند دستور پرسش از آنان را  داده تا جایش را در کتابی که خودشان نگهبانان و وارثان و راهنمایان آن هستند نشان دهند، واگر دستور خدای عز  و جل را در مورد فرمایش او مبنی براینکه: اگر آ« را به پیامبرو صاحبان امرشان برمی گرداندند آنان که تونائی استنباط داشتند حتماًآن را می دانستند ونیز فرمایش دگر خداوند که اگر نمی دانید از اهل ذکر بپرسید( آنان از چنین کسانی) فرمانبردای کرده بودند مسلماً خدای تعالینیز آنان را به نور هدایت می رسانید، و آنچه را که نمی دانستند به ایشان می آموخت و از قیاس و اجتهاد به رأی بی نیاز می ساخت و اختلاف واقع در احکام دین که بندگان پای بند آنند از میان می رفت، همان اختلافی را که در بین خود جائزمی شمردند و به دروغ بر پیامبر صلی ا لله علیه و آله ادعا می کنند که ا« را آزاد گذاشته و روا داشته است، در حالیکه قرآن اختلاف را منعو از آن نهی کرده است، آنجا که خدای عز و جل می فرماید: اگر قرآن از نزد غیر خدا بود مسلماً در آن اختلاف فراوانی می یافتند و باز می فرماید: مانند آنان نباشید که چند دسته شدندو پس از آنکه دلائیل روشنگر به  آنان عرضه شد باز اختلاف کردند و باز می فرماید: همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و متفرق نشوید و آیات خدا در نکوهش اختلاف و چند دستگی بیش از آن است که به شمار آید، و اختلاف و تفرقه در دین، خود گمراهی است، و آنان این چنددستگی را روا می شمردند و نسبت ناصواب به رسولخدا صلی الله علیه وآله می دهند که او چنین چیزی ( اختلاف ) را آزاد گذاشته و اجازه داده است، در حالیکه قرآن آن را منع و از ان نهی فرموده ا ست بنابه گفته آن که : مانندکسانی نباشید که گروه گروه شدند و اختلاف کردند.
پس چه بیانی روشنتر از این بیان؟و مردم پس از این روشنگری و رهنمود چه حجتی بر خدا دارند؟ به خدا پناه می بریم از خذلان زیانکاری واز اینکه ما را به خودمان و اندیشه هامان و اجتهادمان و نظرات شخصی مان در دینمان واگذارد و ازاو می خواهیم که ما را برآنچه بدان هدایت فرموده و به آن راهنمائی مان کرده و آنچه به سوی آن ارشادمان نموده ازدین خویش و دوستی کردن با دوستانش و آویختن به ریسمان آنان و بهره گرفتن از آنان و به کار بستن آنچه دستورش را داده اند، و دست کشیدن از انچه نهی کرده اند استوار و پابرجا بدارد، تا اینکه با همین حال خدای عز و جل روبروشویم نه  تبدیل کنندگان باشیم و نه ناباروران و دودلان، ونه پیشی جویندگان بر آنان و نه باز پس ماندگان از آنانفکه هر کس بر آنان پیشی جست از دین بیرون رفته و هر که از آنان واپس ماند غرق شد و هر که با آنان مخالفت کرد به تباهی کشیده شد وهر کس همراه آنان بود به مقصد رسید، و رسولخدا صلی الله علیه و آله نیز این چنین فرموده است.
فصل اول : در فضيلت حمام 
منقول است كه عمر گفت كه بد خانه ايست حمام ، عورت را ظاهر مى كند و پرده را مى درد.
حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود كه نيكو خانه ايست حمام ، جهنم را بياد ميآورد و چرك را از بدن ميبرد.
از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است كه حمام يك روز در ميان ، گوشت بدنرا زياد ميكند و هر روز رفتن ، پيه گرده ها را مى گدازد و بدنرا لاغر ميكند.
از سليمان جعفرى منقول است كه گفت بيمار شدم تا آنكه گوشتم همه تحليل رفت ، بخدمت حضرت امام رضا عليه السلام رفتم ، فرمود كه ميخواهى گوشت بدنت برگردد، گفتم : بلى ، فرمود كه يك روز نه يك روز بحمام برو، كه گوشت بدنت عود ميكند و زينهار كه هر روز مرو، كه باعث مرض سل مى شود.
در حديث ديگر فرمود كسيكه خواهد فربه شود، يك روز بحمام برود و يك روز نرود، و كسى كه گوشت زياد داشته باشد و خواهد كه لاغر شود، هر روز بحمام برود.
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه بهترين دواهاى شما حقنه و حجامت كردن و دوادر بينى چكانيدن و حمام است .
در روايت ديگر وارد شده است كه هر كه ايمان بخدا و روز قيامت داشته باشد، بايد كه زنش را بحمام نفرستد و علما تاءويل كرده اند به دو وجه ، اول اينكه اين در بلاديست كه در آن بلاد باعتبار گرمى هوا احتياج ندارند زنان بحمام رفتن ، دوم آنكه مراد آنست كه زن خود را رخصت دهد كه براى سير كردن بحمامها رود.
1928 - راز سجده بر آدم
قال تعالى : يا آدم !